سخنگویان جدید دولت

کم کم بحث انتخاب سخنگو برای دولت دهم و تاخیر زیاد در معرفی آن داشت شبیه مساله ارائه بودجه سال ۸۹ به مجلس می شد که یکشنبه شب, اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور با اشاره به جلسه هیات دولت, از انتخاب دو سخنگوی تخصصی برای دولت دهم خبر داد

کم‌کم بحث انتخاب سخنگو برای دولت دهم و تاخیر زیاد در معرفی آن داشت شبیه مساله ارائه بودجه سال ۸۹ به مجلس می‌شد که یکشنبه شب،‌ اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور با اشاره به جلسه هیات دولت،‌ از انتخاب دو سخنگوی تخصصی برای دولت دهم خبر داد.

این دو نفر که از مدت‌ها قبل، اسمشان در کنار چند نام دیگر به عنوان کاندیداهای سخنگویی دولت دهم مطرح بود، محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس جمهور و سید شمس‌الدین حسینی، وزیر امور اقتصاد و دارایی هستند. انتخاب این دو نفر در حالی صورت گرفت که پس از استقرار دولت دهم، یعنی روز ۱۲ شهریور ماه تاکنون، وزارت امور خارجه فقط از طریق سخنگو با خبرنگاران در ارتباط بوده است و رسانه‌ها جز چند نوبت محدود که به جلسات هیات دولت دعوت شدند، در سایر اوقات از دسترسی برنامه‌ریزی شده به اعضای دولت محروم بودند.

با وجود تاخیر چند ماهه رئیس‌جمهور در معرفی سخنگوی دولت، انتصاب محمدرضا رحیمی به این سمت را می‌توان به نوعی نشانه اهمیت این جایگاه از سوی احمدی‌نژاد دانست چراکه تاکنون در هیچ یک از دولت‌های گذشته سابقه نداشته است، معاون اول رئیس‌جمهور که مهم‌ترین پست اجرایی بعد از رئیس قوه مجریه را در اختیار دارد، به عنوان سخنگو معرفی شود.

البته رحیمی با اشاره به نحوه کار سخنگویان دولت دهم می گوید : در مقابل دوربین صدا و سیما مصوبات و گزارش های کلا‌ن بیان می شود .

به گزارش فارس وی گفت : بعد از جلسه یکشنبه گزارشی در خصوص مصوبات دولت به مردم ارائه می کنم و یک بار در روز چهارشنبه در خصوص گزارش‌های کلا‌ن اطلا‌ع رسانی خواهد شد.

رحیمی که پس از عهده دار شدن سمت معاون اولی ، این جایگاه را احیاء کرده است پس از مدتی مسو ولیت های جدیدی از رئیس جمهور دریافت کرده است . او هم اکنون مسوولیت چندین کارگروه و ستاد تخصصی را برعهده دارد علا‌وه بر اینکه مسوولیت حداقل نیمی از معاونت اجرایی رئیس‌جمهور را نیز عهده دار است.

● چه کسانی تاکنون سخنگوی دولت بوده‌اند؟

معرفی یک فرد به عنوان سخنگوی دولت که به عنوان حلقه ارتباط خبرنگاران با قوه مجریه عمل کند، از سنت‌های متعارفی است که در اکثر کشورها که سیستم دموکراتیک دارند، رعایت می‌شود.

جمهوری اسلامی ایران هم پس از پیروزی انقلاب این اصل را در دستور کار خود قرار داد و پس از آن‌که مهدی بازرگان در تاریخ ۱۵ بهمن ۵۷ ، مسوول تشکیل دولت موقت شد، عباس امیرانتظام را به عنوان سخنگوی دولت انتخاب کرد.

با روی کار آمدن دولت محمدعلی رجایی، وی بهزاد نبوی را که پست وزارت مشاور دولت را نیز به عهده داشت، به عنوان سخنگوی دولت منصوب کرد. این سخنگوی دولت در زمینه سرنوشت اعضای بازداشت شده سفارت آمریکا در جریان اشغال لانه جاسوسی، مذاکرات نفسگیری را با وارن کریستوفر معاون وقت وزارت خارجه ایالات متحده به انجام رساند وسرانجام توافقات طی بیانیه‌ای که به بیانیه الجزایر معروف شد، به اطلاع عموم رسید.پس از انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت رجایی و باهنر، میرحسین موسوی باانتخاب آیت الله خامنه‌ای رئیس جمهور وقت و رای اعتماد مجلس به نخست وزیری برگزیده شد. در این دولت، بهزاد نبوی، وزیر صنایع سنگین شد و از سخنگویی دولت کناره گرفت. بعد از او، احمد توکلی برای مدتی کوتاه این مسوولیت را بر عهده گرفت و پس از استعفای وی عملا سخنگویی دولت به محاق رفت.

در دو دولت هاشمی رفسنجانی نیز این پست کاملا از چارت قوه اجرایی کشور حذف شد و معمولا حسن حبیبی معاون اول رئیس جمهور به سوالات خبرنگاران پاسخ می‌داد. با پیروزی سیدمحمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد ۷۶، پست سخنگویی احیا شد و عطاءالله مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت با حفظ سمت، سخنگویی را عهده دار شد و بعد از او هم عبدالله رمضان‌زاده در کنار دبیری هیات دولت، در جلساتی منظم به سوالات خبرنگاران پاسخ می‌گفت.

● سخنگویی در دولت احمدی‌نژاد

بعد از آن‌که محمود احمدی‌نژاد سال ۸۴ در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی رسید، تصمیم گرفت ایفای نقش سخنگویی را به کسی واگذار کند که پیش از این سخنگویی در دو نهاد دیگر یعنی قوه قضاییه و شورای نگهبان را تجربه کرده بود؛ اما این فرد که کسی جز غلامحسین الهام نبود رفته رفته در دولت نهم در سمت‌های دیگری نیز منصوب شد و شاید همین ازدیاد مشاغل بود که باعث عقب ماندن او از برخی تحولات انجام شده در دولت می‌شد، طوری که در یکی دو مورد، اظهارات او در جلسه با خبرنگاران، بعد از گذشت چند روز اشتباه از آب در آمد. بعد از رفتن الهام و آغاز به کار دولت دهم، احمدی‌نژاد گزینه‌های مختلفی را برای سخنگویی مورد بررسی قرار داد و با افراد مختلفی به رایزنی پرداخت و اوایل آبان‌ماه بود که رسانه‌ها را از تصمیم جدید خود درباره انتصاب چند سخنگو برای دولت مطلع کرد. پس از آن تاریخ تا روز یکشنبه، گمانه‌زنی‌ها درباره گزینه‌های مورد نظر رئیس‌جمهور ادامه داشت تا این‌که در جلسه هیات دولت و با تصویب وزرا، محمدرضا رحیمی به عنوان سخنگوی دولت در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و سیدشمس‌الدین حسینی هم به عنوان سخنگوی حوزه اقتصادی معرفی شدند.

تعدد سخنگویان دولت و اظهار نظر هر یک از آنها در حوزه‌های مرتبط به خود، از یک سو مسلما به تخصصی‌تر شدن کارها خواهد انجامید؛ اما مساله اینجاست که بسیاری از مسائل را نمی‌توان صرفاً سیاسی یا انحصارا اقتصادی دانست و باید برای این امور بین بخشی هم چاره‌ای اندیشید.

احتمال تناقض میان اظهارات سخنگویان و همچنین پاس دادن خبرنگاران میان ۲ سخنگو، از دیگر آسیب‌هایی است که در سیستم جدید سخنگویی می‌توان به آنها اشاره کرد.

● اهمیت جایگاه سخنگویی

گسترش حوزه ارتباطات و رسانه‌ها و دسترسی مردم به منابع مختلف برای پاسخ گفتن به سوالاتی که ذهنشان را مشغول کرده، اهمیتی دو چندان به جایگاه سخنگویی بخشیده است و این سخنگوها هستند که باید در همکاری با رسانه ها، فضایی فراهم سازند تا افکار عمومی جامعه، پاسخ سوالات خود را از مجاری رسمی دریافت کند و کمتر به سمت منابع غیررسمی و نامعتبر گرایش یابد. اهمیت جایگاه سخنگویان از نگاه خبرنگاران نیز مهم است؛ چرا که یک خبرنگار و روزنامه‌نگار به عنوان واسطه‌ای میان حکومت و مردم عمل می‌کند و زمانی می‌تواند مردم را از واقعیت مسائل مطلع کند که خودش از طریق مسوولان از آنچه در داخل و خارج کشور رخ می‌دهد، آگاهی داشته باشد. فاصله افتادن میان خبرنگاران و مسوولان به روش‌های مختلف و بسنده کردن سخنگویان به تکذیب یا تایید مسائل، باعث خواهد شد تا اصحاب رسانه برای تشریح موضوع مورد نظر، اطلاعات لازم را از روش‌هایی بجز مجاری رسمی دریافت کنند .