بدیهی است که تحزب همواره یک تجربه موفق و نیز عامل نهادینه کردن قدرت و مشارکت مردم در جوامع دموکراسی بوده و هست، با وجود این در برخی کشورهای جهان سوم نظیر کشور ایران این تجربه ناموفق و دارای فراز و نشیب های گوناگون بوده است. صاحبنظران تعاریف گوناگونی از حزب ارائه داده اند. در یک معنا می توان گفت که حزب سازمان اجتماعی ای است که دارای ایدئولوژی، برنامه و اهداف بلندمدت در جهت کسب قدرت به منظور حفظ منافع ملی و رونق بخشیدن به امور کشور است.

احزاب به طور کلی به دو دسته عام و خاص تقسیم می شوند. اجتماعی بودن انسان و ضرورت اجتماعی مقوله کسب و تقسیم قدرت از همان آغاز دوران زندگی اولیه انسان ها در قالب عام خود همانند دسته، گروه، باند، جناح، قبیله و غیره ظهور کرد، ولی با گذشت زمان و روند تکامل اجتماعی حاکمیت و حکومت و ارتباط جوامع و مردم با پدیده حکومت در عصر حاکمیت ملی پس از رنسانس در اروپا و ضرورت مشارکت مردمی، احزاب خاص را به عنوان یک واقعیت اجتماعی جهت حضور مردم در صحنه قدرت الزامی کرد. در واقع حزب به مفهوم امروزی فرزند خلف دموکراسی و نظام تفکیک قوا و رکن چهارم دموکراسی بوده که از اروپا آغاز شد و به تدریج به سایر نقاط جهان گسترش یافت. برای اولین بار در دوران مشروطه فعالیت سیاسی احزاب خاص در ایران آغاز شد و دوران پرفراز و نشیبی را طی کرد. گرچه این امر تا حدودی ناموفق بوده، ولی در دوران حیات سیاسی ایران از مشروطه به این طرف، احزاب قوی همانند دموکرات عامیون و اعتدالیون زمان مشروطه، حزب اصلا ح طلبان و تجدد در اوایل حکومت رضاشاه، حزب توده، حزب ایران و حزب زحمتکشان در دوران ملی شدن صنعت نفت و حزب جمهوری اسلا می در دوران معاصر بر تحولا ت سیاسی ایران اثرگذار بوده اند. پرواضح است که عمر مفید و رسمی اکثر احزاب سیاسی ایران کمتر از ده سال بوده که این خود جای بحث و تامل است. به همین جهت تجربه ناموفق احزاب از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. دکتر صادق زیباکلا م در این رابطه می گوید: <در ایران طبقه متوسط شکل نگرفته است که نماد و مظهر طبقات اجتماعی ایران باشد به همین جهت احزاب معنا و مفهوم واقعی خود را پیدا نکرده و عمری کوتاه، مقطعی داشته اند.>

کنسول انگلیس در اصفهان (۱۹۴۵) گفته است: <دو ایرانی هرگز نمی توانند همکاری کنند حتی اگر این همکاری برای گرفتن پول از شخص سومی باشد.> دکتر موسی غنی نژاد چنین اظهار داشته اند که: <تا نان افراد در گرو عملکرد احزاب بریده می شود، گسترش و رونق احزاب معنی ندارد.> به هر حال باتوجه به موارد بالا به چند مورد از دلا یل ناپایداری احزاب سیاسی ایران اشاره می شود:

وارداتی بودن حزب:

در ایران همانند سایر کشورهای جهان سوم حزب در معنا و مفهوم خاص یک مقوله وارداتی و بیگانه است که از دوران مشروطه وارد ایران گردید. پیوند و جا باز کردن در بدنه جامعه سنتی و دارای فرهنگ سیاسی عشیره ای با هنجارهای متفاوت که معیارهای اعتمادی و رغبتی در همکاری با دیگران بستگی به مذهب، صنف، قوم و قبیله، جناح، منافع گروهی، دسته و طایفه خودی دارد، کاری است که به فرهنگ سازی و گفتمان نیاز دارد که در شرایط مساعد با قبول دیگران، نیز مخاطبان خود را بشناسد و انگیزه همکاری و مسوولیت را پیدا کند. در حالی که بیشترین عمر مشروطیت در زمان خاندان پهلوی مستبد سپری شد و این خاندان با تحزب و کار گروهی به کلی مخالف بودند اما باید اذعان نمود که برای اکثریت جامعه ایران هنوز هم حزب و تشکل های مدرن جا نیفتاده است و حتی تحصیلکرده های جامعه آرمان و اعتقاد حزبی ندارند و به وظیفه حزبی بودن توجیه نیستند، این رویکرد نمی تواند جوابگوی مطالبات حزبی گردد. در حالی که به قول دکتر سریع القلم <فرهنگ سیاسی ایران چنان عشیره ای است که رقیب و دیگران را غیرخودی می داند و به حذف آنان می اندیشد.> زیرا چنان که می دانیم تاریخ ایران همواره شاهد قتل های خونین در رقابت بین احزاب سیاسی بوده است.

قائم به شخص بودن:

احزاب سیاسی خاص در ایران همواره تا اکنون از بالا به وسیله دولتمردان و شخصیت ها در ارکان قدرت شکل گرفته است و قائم به اشخاص می باشد و کمتر از پایین و به صورت خودجوش به وسیله مردم برحسب ضرورت شکل گرفته است. به همین جهت قوام و دوام احزاب بستگی به جایگاه و حضور افراد بنیانگذار دارد و نمونه های تجربی آن از دوران مشروطه تا حالا بوده است.

افراط و تفریط پیوسته در امور:

اصولا در فرهنگ سیاسی و ملی ما افراط و تفریط ریشه دار است به قول گراهام فولر آمریکایی: <وقتی به رنگ فرش ایرانی نگاه می کنی در آن افراط گری مشاهده می شود.> افراط گری در واقع یک معضل ملی در روابط اجتماعی و احزاب سیاسی ایران است و نیاز به فرهنگ سازی دارد. کم تجربگی احزاب و تلا ش برای دستیابی به اوج هرم قدرت، منجر به تندروی، شتاب زدگی و انحصار طلبی در مقابل رقیبان و نیز نادیده گرفتن حقوق قانونی افراد قرار می گیرد و به دشمنی و نزاع می انجامد که پیامد آن اعتبار و منزلت مردمی و اجتماعی احزاب سیاسی را کمرنگ نموده و از صحنه سیاست خارج می گرداند. در حالی که خاستگاه و فلسفه ذاتی احزاب سیاسی رفع نقیصه ها می باشد. در قانون اساسی نظام مشروطه و جمهوری اسلا می، تشکل ها و احزاب سیاسی جایگاه و اعتبار قانونی دارند، اما این به تنهایی کافی نیست. در دوران استبداد پهلوی احزاب مستقل، معنا و مفهوم نداشت و چنان که می دانیم در سال های آغازین نظام اسلا می احزاب سیاسی پررونق و فعال بودند و نمونه آن حزب جمهوری اسلا می است که در دهه اول انقلا ب صحنه گردان اصلی قدرت ایران بود. در حال حاضر باوجود فعالیت احزاب و تشکل ها، نگرش به توسعه احزاب مثبت نیست و از دیدگاه حکومت، مشارکت در قالب های سنتی و غیره اولویت بیشتری دارد. اما براساس قانون اساسی و نیز مطالبات جامعه ضرورت دارد که رقیبان و احزاب منتقد تحمل شوند. تقویت و توسعه احزاب سیاسی به صلا ح مملکت است زیرا همگرایی، نزدیکی افکار و سلیقه ها را به دنبال دارد و برای کشوری همچون ایران که دموکراسی را تجربه می کند، فرصت ملی و تاریخی است و به تقویت و اعتبار نظام می انجامد. با وجود همه فراز و نشیب ها، رونق و توسعه احزاب سیاسی در ایران یک ضرورت تاریخی است، زیرا پیش از استقرار نظام جمهوری اسلا می، حاکمیت و ملت همواره با هم بیگانه بودند و ارتباط حکومت و ملت براساس زور و ترس رقم می خورد. به همین دلیل بود که امام خمینی(ره) در نظام جمهوری اسلا می دولت را خدمتگزار مردم می دانست و سیاست نظام هم در راستای تفاهم بین ملت و دولت شکل گرفته بود. بنابراین چون احزاب سیاسی الزامات اعتمادسازی دولت و ملت را فراهم می کنند، ضرورت دارد که احزاب ملی تقویت شوند. در هر صورت احزاب برخوردار از کار ویژه های ذیل است.

۱) نهادینه کردن قدرت: رونق و توسعه احزاب سیاسی با پایه های وسیع مردمی در نظام های دموکراسی سابقه ای درخشان دارد. از این جهت احزاب می توانند قدرت را در بدنه حاکمیت مهار و نهادینه کنند و به آن سروسامان بدهند. عنان و افسار قدرت را در مسیر مصلحت جامعه به دست گیرد و جلوی فزون خواهی گروه های فشار و لا بی را بگیرند و در چنین میدانی رقابت و شایستگی لحاظ می گردد. هر حزب و سازمان فعال سیاسی به اندازه مقبولیت و حضور خود در میان مردم سهم ملی از قدرت را تصاحب می کند و جای هیچگونه شکوه و شکایت وجود ندارد.

در چنین فرآیندی سرچشمه قدرت از آن مردم و قانون است که در سایه عملکرد حاصل می شود و از این طریق است که قدرت شناسنامه دارد و نهادینه می شود. همانند رودخانه ای که در صحرای هموار حرکت می کند و جای نگرانی برای رقیبان و دیگران وجود ندارد که به طغیان کشیده شود.

۲) شناسنامه دار شدن گروه ها و احزاب سیاسی: حزب همانند سدی است که ظرفیت مهار رودخانه ها، سیل ها و ... را دارد. احزاب ملی و قوی این توانایی را دارند که دسته ها، گروه ها، نیروهای پراکنده و لجام گسیخته و نیز معترضان و ناراضیان را شناسنامه دار کرده و در قالب معین و تشکلا ت سیاسی رسمیت قانونی ببخشد. انرژی و پتانسیل بالقوه، یک جمعیت ملی را در مسوولیت و قدرت شریک و همراه می کند و به روند اعتمادسازی ملی و اخلا ق اجتماعی در مناسبات سیاسی و قدرت کمک می نماید و فرصت طلبان را از صالحان جدا می سازد.

۳) افزایش ضریب امنیت ملی: در دنیای امروز و در نظام و روابط بین الملل، میزان اعتبار و مقبولیت حکومت ها به میزان آرا و مشارکت مردم در قدرت بستگی دارد. هرچه میزان آرا در یک رای گیری بالا باشد در روابط میان حکومت ها و قراردادها در روی میز مذاکرات، قدرت چانه زنی و امتیازگیری افزایش می یابد. به همین دلیل توسعه و تقویت و گسترش احزاب با سلیقه های متفاوت در قالب صداهای متعدد به افزایش مشارکت مردم می انجامد و به ضریب امنیت ملی کمک می کند و توطئه های دشمنان را خنثی می سازد. بی شک در مرزهای ملی کشور ما تحولا ت سیاسی و نظامی صورت گرفته بر اوضاع ایران بی تاثیر نبوده است. گروه های قومی و مذهبی ایران در حاشیه مرزها قرار دارند و از طرف دیگر به برکت انقلا ب اسلا می و تسهیل ارتباطات رسانه ای رشد و آگاهی طبقات اجتماعی را هم به دنبال داشته است مطالبات جوانان، زنان و سایر اقشار و نیروهای پیرامون افزایش یافته است، به همین جهت توسعه احزاب ملی و فراگیر با شاخص های متنوع و شرقی پوشش مناسبی است که رغبت و تمایل به مرکز و همدلی میان آحاد جامعه را در مقابل بیگانگان به همراه دارد و در مقابل گرایش به نیروهای گریز از مرکز و حامیان خارجی آنها را خنثی می نماید. با وجود این موارد در کشوری همچون ایران با قلمرو وسیع و تنوع قومی و مذهبی و مطالبات جامعه، احزاب قدرتمند ملی با شاخص های مردمسالا ری دینی، اصلا ح طلب و ترقی خواه و عدالت جویانه و انتقادپذیر و مشارکت جو همانند حزب اعتمادملی به دبیر کلی شیخ اصلا حات حجت الا سلا م حاج آقا مهدی کروبی که مورد اعتماد نظام اسلا می و دارای سابقه انقلا بی، مدیریتی، شجاعت و صداقت می باشد یک ضرورت ملی و تاریخی است که به تحقق اتحاد ملی و انسجام اسلا می مورد نظر مقام معظم رهبری کمک می نماید اصلا ح طلبان، از آن جهت که اصلا ح طلب هستند، باید مستمرا خود را در معرض ارزیابی و قضاوت سخت و سهمگین افکار عمومی، به مثابه یک محکمه غیرشخصی، قرار دهند و از رهگذر اصلا حات مستمر در خود، پروژه و پروسه (اصلا حات مستمر در جامعه) را مهندسی و مدیریت نمایند. بنابراین، حتی آنگاه که از قضاوت و حکم افکار عمومی نسبت به خود ملول و دلگیر می شوند، نباید خود را از افق نگاه و نقد آن خارج کنند.

اله‌بخش آذرپیوند