یکی از مشکلات در انتخابات مجلس خبرگان، کمبود گزینه ها برای انتخاب مردم از یک جمع گسترده و متکثر است؛ مثلا در انتخابات کنونی، تنها دو برابر تعداد کل کرسی های مجلس خبرگان، نامزد دریافت آرای مردم هستند. این مشکل به ویژه در برخی استان ها حادتر است، به گونه ای که در آخرین روزهای تأیید صلاحیت ها و با انتقال حوزه برخی نامزدها، مشکل نبود رقابت برطرف شد.

به نظر شما، ریشه این مشکل از عملکرد شورای نگهبان است یا حوزه علمیه یا نهادهای حوزوی؟ چه تدابیری برای جلوگیری از تکرار این مشکل در دوره های آینده وجود دارد؟

نواب: به نظر من، شورای نگهبان، هیچ نقشی درباره كم یا زیاد بودن نامزدها ندارد و تنها یك نهاد نظارتی و عهده دار تعیین صلاحیت هاست كه در حد توان خود، همه تلاشش را برای ایفای نقش نظارتی و تأیید صلاحیت به كار می بندد و در حد ممكن عدالت را رعایت می كند، اما این وظیفه نهادهای روحانی است كه پیش از فرا رسیدن زمان انتخابات، با بررسی وضعیت روحانیون سراسر كشور و شناسایی دقیق آنان و هماهنگی با نهادهای روحانی در قم و در استان ها، افرادی را كه در معرض هستند، شناسایی و سپس به مجامع بزرگ روحانی برای بررسی های نهایی معرفی كنند؛ نمونه این كار را دوستان طلبه و فاضل اصفهانی انجام دادند كه بنده هم توفیق شركت در برخی از جلسات آنان را داشتم. آنان در آغاز، لیست صد نفره ای داشتند كه پس از بررسی نهایی، سیزده نفر آنان را به جامعه مدرسین معرفی كردند. البته مقام رهبری پس از رحلت آیت الله اراكی فرمودند: در قم یكصد نفر هستند كه قدرت فتوا دادن دارند، پس حتما یك هزار نفر هستند كه در حد تجزی در اجتهاد، صلاحیت ورود به خبرگان را دارند و ما اكنون بیش از ششصد استاد سطوح عالی مكاسب و كفایه در قم و استان ها داریم، ولی مهم شناسایی آنان است.

همچنین در بلادی كه ممكن است به قدر كافی عالم نباشد، از قبل نهادهای روحانی و روحانیون آن شهر، اقدام به شناسایی افراد صلاحیت دار و دعوت از آنان كنند تا مردم با چهره آنان و مواضع سیاسی و فرهنگی شان آشنا شوند تا به هنگام رأی دادن، راحت تر بتوانند تصمیم بگیرند.

به نظر می رسد یکی از عوامل ناآشنا بودن مردم با مجلس خبرگان، ناآگاهی آنان از عملکردشان است. نظر شما درباره عملکرد دوره کنونی مجلس خبرگان چیست و چه تدابیری را می توان برای بهبود عملکرد این نهاد مهم در دوره آتی اندیشید؟

نواب: به نظر من مجلس خبرگان باید دارای دو سطح افراد باشد؛ یكی بزرگان قوم و معمران كه مردم بنا بر اعتماد و اعتقادی كه به آنان دارند، بتوانند به تصمیم شان اعتماد و در مقاطع حساس از تصمیمات آنان پیروی كنند و سطح و نرم افراد میانسالی كه به دلیل شرایط سنی و اجتماعی بتوانند با مردم ارتباط برقرار كنند و آنان را از آنچه در خبرگان می گذرد، آگاه سازند. به علاوه كه ما معتقدیم به جز مواردی كه مجلس خبرگان لازم می داند جلسه رسمی غیرعلنی داشته باشد، در دیگر موارد، مذاكرات مجلس خبرگان پخش شود؛ مانند مجلس شورای اسلامی. البته توجه به این نكته ضروری است كه مجلس خبرگان، دارای رتبه و شرایطی است كه تعداد جلسات غیرعلنی آنها به مراتب بیشتر از جلسات علنی آن است، چون حساسیت مباحث و دقت مطالب از توجه و حساسیت بیشتری برخوردار است.

هم اکنون به غیر از افرادی که با عنوان نماینده ولی فقیه از سوی رهبری در ارگان های گوناگون منصوب می شوند، ده ها نفر با نصب رهبر انقلاب به مسئولیت های اجرایی می رسند؛ با این حال نظارت بر عملکرد مجموعه های تحت مدیریت این افراد، نظیر قوه قضائیه، نیروهای مسلح و... از حیطه وظایف و اختیارات مجلس و بازرسی کل کشور و... خارج است. این درحالی است که گاه عملکرد این مجموعه ها با مشکلاتی همراه است که ماندگاری این مشکلات، به شدت به وجهه ولی فقیه ضربه زده و معضلاتی را برای مردم به همراه می آورد. آیا رهبر ابزار دیگری برای نظارت بر این مجموعه ها ندارد؟ وظیفه مجلس خبرگان در این زمینه چیست؟

نواب: به نظر بنده، دخالت خبرگان در نهادهای زیر نظر رهبری (حتی دخالت در حد بررسی های تحقیق و تفحص) نه ممكن است و نه معقول. اگر خبرگان درباره نهادها مطلبی دارند، باید از طریق رهبری به نهادهای مربوطه اعلام كنند؛ درست مانند همه مراكزی كه دارای هیأت های ناظر هستند و از طریق مدیر كارشان را اعلام می كنند. از نظر حقوقی هم رهبری در مورد عملكرد آنان مسئولیتی در قبال خبرگان ندارد، چون خبرگان اصولا عهده دار چنین مسئولیتی نیستند و نظارت آنان بر رهبری هم تنها در مورد حفظ شرایط و ویژگی های رهبر است و در موارد دیگر، بنا بر اصل ۱۱۱ قانون اساسی مسئولیت ندارند.

نمایندگان مجتهد مجلس خبرگان، هم وکلای همه اقشار مردم هستند و هم عملکرد رهبری را در زمینه های گوناگون بررسی می کنند. با این حال بنا بر قانون کنونی این مجلس، تنها مجتهدان در این مجلس حضور دارند. حال به نظر شما چه تدابیری می توان برای نظارت بر همه ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی ولی فقیه در مجلس خبرگان اندیشید؟

نواب: تنها شرط اجتهاد برای عضویت در مجلس خبرگان كافی نیست؛ این شرط لازم هست، ولی شرط كافی نیست، چون پایه اصلی و شرط اصلی در ولی فقیه، فقیه بودن است، برای همین، فقاهت برای خبرگان، شرط اصلی است، اما عالم به زمان بودن و شناخت اصول و روابط حاكم بر جهان و تعاملات سیاسی پیچیده جهانی، چیزی است كه باید خبرگان به آن تسلط كامل داشته باشند. همچنین شورای محترم نگهبان هم باید همچنان كه در مورد نامزدهای ریاست جمهوری به دقت عمل می كند و شرایط رجل سیاسی بودن را در مورد نامزدها احراز می كند، باید در مورد نامزدهای خبرگان هم حتما فقیه سیاسی بودن را احراز كند، وگرنه عزیزان متخصص در فقه و اصول كه البته تعدادشان زیاد هم هست، به دلیل گرفتاری های شدید علمی، از دیگر مباحث بازمانند و نتوانند بین مسائل و فن علمی و فقهی و مسائل دقیق و فنی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جمع كنند.

با توجه به آشنایی شما با حوزه های تحت نظر رهبری، آیا خاطرات یا اطلاعاتی درباره نحوه رسیدگی آیت الله خامنه ای به تخلفات و نارسایی ها و پیگیری برای رفع آنها دارید؟

نواب: در پاسخ به این پرسش باید گفت: اولا رهبر انقلاب در دفتر خود، بخش بسیار قوی و كارآمدی دارند كه اتفاقا مسئولیت آن بر عهده كسی است كه ریاست مجلس شورای اسلامی را در دو دوره پیاپی در اختیار داشته و ایشان هم آن گونه كه تاكنون نشان داده اند، بدون رعایت رفاقت و جناح بندی های سیاسی به طور قاطع عمل كرده اند.

دوم آن كه ارتباط گسترده رهبری با مردم، به گونه ای است كه هر كسی پیش از انقلاب با ایشان رابطه داشته است، هم اكنون هم دارد و به علاوه، ارتباط گسترده ای هم با مردم پس از انقلاب و زمان ریاست جمهوری و رهبری ایجاد شده است. با توجه به باریك بینی فوق العاده ایشان، گاه نكته ای از ایشان درباره كسی می شنویم كه سی سال با او آشنایی داشته ایم، ولی نكته ای كه ایشان درباره آن فرد می دانند، از همه درك سی ساله ما عمیق تر است.

سركشی مداوم رهبری به خانواده شهدا و ارتباط گسترده با آنان، كه قشر مورد اعتماد مردم هستند، باب ارتباط بسیار خوبی است. نظارت خانواده شهدا، بسیار حساس تر از نظارت های رسمی است، چون بهایی كه آنان برای انقلاب و اسلام و كشور پرداخته اند، با هیچ چیز دیگر قابل مقایسه نیست. بنده در این باره به خاطره ای بسیار زیبا اشاره می كنم؛ یك شب برای نماز خدمت رهبری مشرف شدم، دیدم خانم مسنی در نهایت سادگی، در حالی كه عصای چوبی اش را در كنارش گذاشته بود، به دیوار تكیه زده و پس از نماز، عصاها را زیر بغلش گذاشت و خدمت آقا آمد و شروع كرد به بیان مطالب، آن هم به صراحت و سادگی بسیار عادی. همگان از رفتار این خانم بزرگوار تعجب كردند. رهبری در معرفی وی فرمودند: ایشان مادر بزرگوار دو شهید هستند، او كارگر حمام و اتاق محل زندگی شان در رختكن همانجا بوده است و آن عزیز شهید سفر كرده نیز در همان محل بزرگ شده و به شهادت رسیدند. این مادر الان هم هیچ توقعی از انقلاب ندارد و به دنبال آن، وی را مورد تفقد خویش قرار دادند.

حال می رسیم به اینجا؛ رهبری كه برای سركشی به خانواده شهدا داخل حمام هم می رفت و ... هیچ گونه جنبه ناآشكاری برای ایشان در مملكت باقی نمی گذارد. درباره قاطعیت و صراحت لهجه و پیگیری و بی رودربایستی بودن ایشان هم كه تقریبا هیچ كس شك ندارد. برخورد حكیمانه و موضع بالای ایشان، باعث می شود كه در مورد برخوردها حفظ حریم افراد را بكنند و از آشكار شدن آن خودداری كنند؛ بنابراین، برای این كه افراد در حد خطای خود تنبیه شوند و نه بیشتر، ایشان تلاش می كنند این موارد حتی المقدور آشكار نشود، چون اگر فردی اشتباه ۲۰ درصدی بكند و ایشان هم با او برخوردی داشته باشند، هنگامی كه آشكار شود ایشان مورد توبیخ رهبری قرار گرفته، صد درصد آبرویش می رود، برای همین، ایشان هیچ گاه این گونه رفتار نمی كنند، چون این را مقتضی عدالت نمی دانند.

درباره شما، هم مواردی درباره ارتباطات گسترده با چهره ها و شخصیت های شیعه جهان شنیده شده است و هم مواردی علیه شما درباره عقاید شیعی؛ لطفا توضیحاتی در این زمینه بفرمایید.

نواب: بنده از آغاز جوانی برای مسافرت دوماهه ای كه پیش از انقلاب با ارشاد برخی از بزرگان به كشور انگلیس ـ كه آن روزها، از كانون های فعال مبارزات علیه رژیم ستم شاهی بود ـ داشتم و پس از آن هم مسافرت ها به كشورهای مختلف ادامه داشت و تلاش شد این روابط در نزدیك به سی سال حفظ شود. روابط به این دلیل ماندگار ماند كه بسیار ساده و طلبگی بود و نه دیپلماتیك و رسمی، به گونه ای كه از آن زمان تا كنون، همیشه علمای بلاد گوناگون، به ویژه علمای لبنان، عراق، كویت، پاكستان به منزل ما تشریف می آورند و روابط صمیمی و بدون تكلف باقی مانده است و خود من هم نه به خاطر زاهدمآبی یا خشكه مقدسی، بلكه به خاطر بافت شخصی در نزدیك به ۹۵ درصد از سفرهای خود از هتل و مراكز رسمی استفاده نمی كنم و این گونه روابط را برای تأثیرگذاری خیلی بیشتر سفیر می دانم.

اما آنچه علیه اینجانب می فرمایند، بنده در مورد اعتقادات شیعی هیچ بحثی ندارم و اعتقادات من همان اعتقادات شیخ صدوق و شیخ طوسی و همه بزرگان شیعی تا امام خمینی و رهبر انقلاب اسلامی است، ولی آنچه از اختلاف شیعه و سنی و روابط بسیار خوب بین آنان در كشورهای مختلف اسلامی می بینم و فداكاری و پایمردی جمهوری اسلامی در حق اهل سنت جهان، من را بر آن می دارد تا از برادران خود در حوزه های علمیه و همه جای دیگر، بخواهم كه بیشتر حفظ حریم اهل سنت را بكنند؛ البته خود این سروران و عزیزان هنگامی كه به كشورهای دیگر سفر می كنند و مسائل را از نزدیك می بینند، مواضعشان به كلی تغییر می كنند.

به نظر شما با توجه به تحولات جاری جهان اسلام و منطقه خاورمیانه، ولی فقیه در ایران چه نقشی در جهان اسلام دارد؟

نواب: چون كشور جمهوری اسلامی ایران، چه بخواهیم و چه نخواهیم، ام القرای حقیقی جهان اسلام است، مسائل آن تأثیر بسیاری بر جهان اسلام دارد، به گونه ای كه هرچه مسئله حساس تر شود، اهمیت آن بیشتر می شود؛ بنابراین، قطعا ولایت فقیه به عنوان مهم ترین مسأله در جهان اسلام تلقی می شود و نقش اول را در رخدادهای جهان اسلام دارد. به این ترتیب، هیچ مسئله ای به این اهمیت نمی رسد؛ بنابراین، ثبات جمهوری اسلامی برای جهان اسلام، مهم ترین مسئله و ثبات نظام اسلامی ما هم در گرو ولایت فقیه است.