نام چند معلم شهید نام چند معلم شهید یا فداکار

نام چند معلم شهید که اگر شهادت درس زندگی نیست, پس چیست این همه علم بی فایده و زائد
معلمانی که در زمان جنگ دفاع مقدس شهید شدند, بزرگترین درس را به دانش آموزانشان و همینطور جهانیان آموختند یعنی درس ارزش یابی و به پای ارزش زیستن و مردن در این مطلب نام چند معلم شهید فداکار و از خود گذشته آورده شده است که با هم می خوانیم

شهید حافظ آبروشن

تاریخ تولد: 1339/2/5

محل تولد: تهران

تاریخ شهادت: 1366/1/19

محل شهادت: شلمچه

حافظ آبروشن در سال 1360 با مدرک تحصیلی فوق دیپلم در مدارس راهنمیی شهرری مشغول به تدریس شد. وی علاقه ی خاصی به شغل معلمی داشت و با دانش آموزان رابطه ی نزدیکی برقرار نمود. آبروشن با شروع جنگ تحمیلی چندین مرتبه به جبهه هی حق علیه باطل اعزام شد و سرانجام در تاریخ 1366/1/19 در منطقه ی شلمچه به درجه ی رفیع شهادت نیل آمد.

وصیتنامه

«خداوند به شما (خانواده ی شهدا) اجر عنیت کند و نوجوان هی غرورآفرین (شهدا) ما را به رحمت واسعه ی خود قرین کن.

شهید منصور آجرلو

تاریخ تولد: 1345/1/10

محل تولد: تهران/ورامین

تاریخ شهادت: 1365/12/11

محل شهادت: پاسگاه زید

آجرلو در اولین روزهی بهار سال 1345 در خانواده ی مذهبی دیده به جهان گشود، او از همان دوران کودکی از هوش و استعداد فراوانی برخوردار بود و در طول دوران تحصیل از دانش آموزان ممتاز و نمونه به شمار می رفت. وی علاقه ی شدیدی به ائمه اطهار داشت، در مجالس مذهبی و مساجد فعالانه شرکت می کرد. منصور همزمان با تحصیل در مرکز تربیت معلم در بسیج ثبت نام نمود و با شروع جنگ تحمیلی درس و تحصیل را رها کرد و به خط مقدم جبهه رفت. آجرلو سرانجام در اسفندماه 1365 در جریان عملیات کربلی5 شربت شهادت را نوشید و به دیدار حق شتافت.

وصیتنامه

ملت عزیز یران، همیشه گوش به فرمان رهبر باشید و آن را تنها نگذارید، چون راه یشان راه مستقیم و درست است و راه انبیا و پیامبران و امامان است. هرکس نسبت به حرکت ین مرد عارف، عاشق، عابد، زاهد عالم و فیلسوف شک کند، یقیناً بداند که از صراط مستقیم دور شده است.

شهید محمود احمدی

تاریخ تولد: 1337/6/8

محل تولد: تهران/فیروزکوه

تاریخ شهادت: 1361/5/7

محل شهادت: پاسگاه زید

محمود احمدی در سال 1337 در خانواده ی روحانی و فرهنگی در شهر فیروزکوه چشم به جهان گشود و تا سن 15 سالگی در فیروزکوه به تحصیل پرداختند. سپس جهت ادامه ی تحصیل به تهران عزیمت کرد و در سال 1356 موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. بعد از اتمام دوران خدمت سربازی در سال 1359 به استخدام آموزش و پرورش درآمد. با شروع جنگ تحمیلی چندین مرحله به جبهه های نبرد حق علیه باطل رفت و سرانجام در سال 1361 در حوالی پاسگاه زید به شهادت رسید.

وصیتنامه

ما به خود می بالیم که پروانه وار گرد شمع فروزان ولایت فقیه بگردیم و بسوزیم و به آن سوختن می نازم که حیات ما در سوختن ماست، زیر محور شمع هدایت ولایت فقیه.

شهید حمیدرضا اوجانی

تاریخ تولد: 1335

محل تولد: تهران/کرج

تاریخ شهادت: 1365/4/10

محل شهادت: فکه

حمیدرضا در سال 1335 در شهرستان کرج به دنیا آمد. دوران تحصیل خود را با مشکلات فراوان به پایان رساند و پس از بازگشت از سربازی در آموزش و پرورش مشغول به کار شد. اوجانی برای پیروزی انقلاب از هیچ کاری دریغ نکرد و پس از پیروزی انقلاب و شروع جنگ تحمیلی چندین بار به جبهه اعزام شد و سرانجام در منطقه ی عملیاتی فکه بر اثر ترکش خمپاره به درجه ی رفیع شهادت نایل گشت.

وصیتنامه

سپاس خدای را که شوق شهادت را در من به وجود آورد. برادران و خواهران، من از میان زندگی موقت و زندگی دائمی، زندگی دائمی را اختیار نموده و از بین مرگ و شهادت، شهادت را پذیرفتم و من به پیروی از امام و رهبر عزیزم به منظور پیروزی بر نفس درونی به جهاد اکبر برخاستم و پایان با عشق و شهادت و رسیدن به لقاالله به این امر بسیار مهم پرداختم.

شهید علی اوسط فلاح نژاد

تاریخ تولد: 1341/11/2

محل تولد: تهران/ساوجبلاغ

تاریخ شهادت: 1361/10/1

محل شهادت: جنوب، جبهه ی شوش

فلاح نژاد در سال 1341 در ساوجبلاغ متولد شد و با مشکلات فراوانی دوران کودکی، تحصیلات را به پایان برد. قبل از انقلاب با بچه های محل فعالیت های مذهبی چشمگیری داشت. در آموزش و پرورش مشغول به خدمت شد و با شروع جنگ تحمیلی در جبهه های حق علیه باطل شرکت نموده و سرانجام در سال 1361 به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد.

وصیتنامه

«تنها راه نجات در خط امام بودن است و راه اسلام راستین. آنان که می خواهند این راه مقدس را بپیمایند، باید دنبال روی روحانیت و امام عزیز باشند. انسان ها در اقیانوس رنج ها و دردها قرار دارند و باید در این اقیانوس که امتحانی برای انسان است موفق باشیم.»

شهید محسن پورقاسمی

تاریخ تولد: 1340/1/25

محل تولد: تهران/شهریار

تاریخ شهادت: 1362/8/15

محل شهادت: پنجوین عراق

پورقاسمی در سال 1340 در یکی از روستاهای شهریار متولد شد و تحصیلات خود را در زادگاهش به پایان رساند و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در مراسم و جلسات مذهبی به فعالیت پرداخت سپس در دانشکده ی تربیت معلم تحصیلاتش را ادامه داد. چندین مرحله به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد و سرانجام در تاریخ 1362/8/15 در عملیات والفجر4 در منطقه ی عمومی پنجوین به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد.

وصیتنامه

«کسانی که به ولایت امام اعتقاد ندارند بر جنازه ی من حاضر نشوند. سلام مرا به رهبر عزیزم، پدر یتیمان برسانید و به خانواده ی شهدا بگویید که تا آخرین قطره ی خونمان صحنه های نبرد حق علیه باطل را ترک نخواهیم کرد و با خداوند پیمان می بندیم که در تمام عاشورا و کربلاها، حسین (ع) زمان را تنها نگذاریم و سنگرها را خالی نخواهیم کرد و تا هنگامی که پرچم لااله الا الله در تمام جهان به اهتزاز درنیاید و احکام اسلام و قرآن در زیر پرچم توحید و اسلام به اجرا درنیاید ساکت نخواهیم نشست.»

شهید کیوان تاجیک

تاریخ تولد: 1338/6/12

محل تولد: تهران/قرچک

تاریخ شهادت: 1362/8/13

محل شهادت: منطقه عملیاتی غرب (پنجوین) عراق

کیوان تاجیک در سال 1338 در خانواده ای زحمتکش و مقید به اسلام متولد شد، مادر هربار قبل از شیردادن به او وضو می گرفت تا فرزندش در سایه ی تعلیمات اسلام پرورش یابد. پس از پایان دوران تحصیل و اخذ مدرک دیپلم در مبارزات علیه شاه پرداخت و به استخدام آموزش و پرورش درآمد. او به تدریس علوم و مسایل اسلامی علاقه ی فراوانی داشت. با شروع جنگ تحمیلی راهی جبهه های جنگ حق علیه باطل شد و در تاریخ 1362/8/16 در عملیات والفجر4 در عروجی خونین به دیدار حق شتافت.

وصیتنامه

این انقلاب نتیجه ی زحمات و رنج ها و خون دل خوردن های چندین هزار ساله ی انبیا و اولیای خداست و محصول خون شهدا از آغاز تاکنون می باشد، هرگونه بی تفاوتی و سرپیچی از فرامین و دستورات اسلام خیانت و گناهی بزرگ و نابخشودنی است.

شهید محمود توسلی

تاریخ تولد: 1332/10/19

محل تولد: قزوین

تاریخ شهادت: 1362/12/11

محل شهادت: طلائیه

محمود در نوزدهم دی ماه در سال 1332 در خانواده ای مذهبی در قزوین چشم به جهان گشود، در دوران کودکی به ساوجبلاغ عزیمت نموده و تحصیلات خود را با موفقیت به پایان رساند، سپس در آموزش و پرورش مشغول خدمت شد. با شروع جنگ تحمیلی چند مرحله به جبهه ها اعزام گشت تا این که در تاریخ 1362/12/11 به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد.

وصیتنامه

«ما آن چه در قرآن آمده عمل می کنیم و به نفس خود عمل نمی کنیم. فقط پیروی از قرآن است که ما را داوطلبانه به جبهه ها آورده است. ما برای نابودی کفر قدم برداشته ایم و خوشا به حال آن ها که خداوند صلاحیت آن ها را تأیید فرمود. من جبهه را کلاسی برای خداشناسی دیدم و دانشگاهی بزرگ و ارزشمند. دریچه ای برای سعادتمندان و رسیدن به مقصود نهایی که همانا خداست و این نتیجه را با امدادهای غیبی عیناً می توان مشاهده نمود.»

شهید مسعود جعفری

تاریخ تولد: 1331

محل تولد: تهران/فیروزکوه

تاریخ شهادت: 1363

محل شهادت: منطقه عملیاتی خیبر

جعفری در سال 1331 در فیروزکوه به دنیا آمد، تا سن 5 سالگی در آن جا بود و سپس به تهران منتقل شد. وی در آن جا تحصیلات خود را به پایان رساند و در سال 1352 به خدمت سربازی رفت و از آن جا که به معلمی علاقه داشت، به تدریس در مناطق محروم پرداخت. او از جوانی به مسایل دینی اهمیت می داد و در پیروزی انقلاب نیز تلاش داشت و پس از شروع جنگ تحمیلی به جبهه اعزام شد و سرانجام در عملیات خیبر مفقودالاثر گردید.

وصیتنامه

«تنها وصیت من این است که هرچه را اسلام با آن مخالف است از آن دوری کنید و بپرهیزید. در مرگ من زیاد گریه و زاری نکنید، زیرا دشمن شاد می شود. در مقابل یاوه گویان شدیداً بایستید و سفارش می کنم راهی را که من انتخاب کرده ام جز حقیقت چیز دیگری نیست که آن راه اسلام و قرآن و راه انبیا و اولیا است.

بدانید که وظیفه ی ماست در این راه جان ها را فدا کنیم و انشاالله در روز محشر با انبیا و اولیای خدا محشور خواهیم گشت.»

شهید یونس علی رنجبرپور

تاریخ تولد: 1330

محل تولد: تهران/ساوجبلاغ

تاریخ شهادت: 1361/2/13

محل شهادت: دارخوئین

رنجبرپور در سال 1330 در خانواده ی مذهبی در ساوجبلاغ متولد شد. دوران کودکی و تحصیلات را با مشکلات فراوانی سپری نمود. او در دوران نوجوانی به علت مشکلات مالی به کار در بازار پرداخت و تحصیلاتش را به صورت شبانه ادامه داد و تا ین که موفق به اخذ مدرک دیپلم شد.

بعد از چندین سال شغل آزاد به خاطر علاقه ی که به شغل معلمی داشت وارد آموزش و پرورش شد و در روستاها مشغول خدمت گشت و سپس با شروع جنگ تحمیلی به جبهه هی حق علیه باطل رفت. ین شهید در تاریخ 1361/2/13 به درجه ی رفیع شهادت نیل آمد.

وصیتنامه

«شهادت کار هر کسی نیست، ممکن است من هم از آن هیی باشم که افتخار شهادت را نداشته باشم. اگر خداوند شهادت را نصیب من کرد، مبادا بچه هی مرا کوچک بشمارید. امیدوارم که بچه هی من راه تمام شهیدان را ادامه دهند و هیچ وقت زیر بار ظلم نروند.»

شهید سیدبخش الله سیدمیرزایی

تاریخ تولد: 1334

محل تولد: تهران/طالقان

تاریخ شهادت: 1359/9/30

محل شهادت: سرپل ذهاب

سیدبخش الله در سال 1334 در یکی از روستاهای طالقان در یک خانواده ی مذهبی و مؤمن به دنیا آمد. دوران تحصیل خود را با کار و زحمات بسیار به پایان رساند و سپس برای انجام خدمت سربازی آماده شد. او پس از پایان دوران سربازی به استخدام آموزش و پرورش درآمد.

زمانی که امام خمینی (ره) به مبارزه علیه شاه برخاست، سید نیز به یاران امام (ره) پیوست و تمام تلاش خود را مصروف پیروزی انقلاب نمود. او پس از شروع جنگ تحمیلی با پیام امام به جبهه رفت و سرانجام در تاریخ 1359/9/30 در منطقه ی سرپل ذهاب به دیدار معشوق خود شتافت.

وصیتنامه

دور محور امامت و ولایت گرد آیید. از تفرقه بپرهیزید و خون شهیدان را پایمال نکنید. مبادا امام را تنها بگذارید، چون تنها گذاشتن امام یعنی به بند کشیدن تمام مستضعفان و این عمل بر خلاف رضای خداست.

شهید حمیدرضا شریفی

تاریخ تولد: 1348/2/5

محل تولد: تهران/رباط کریم

تاریخ شهادت: 1362/8/28

محل شهادت: پنجوین

شهید شریفی در سال 1348 در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد، در دوران کودکی پدرش را از دست داد. با مشکلات بسیار تحصیلات خود را به پایان رساند و وارد آموزش و پرورش شد. چندین بار به جبهه های حق علیه باطل اعزام و سرانجام با مجروح شدن از ناحیه ی پا و بستری شدن در بیمارستان در تاریخ 1362/8/28 به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

وصیتنامه

افسوس که با غفلت زندگی کردم و بی توجه به عاقبت خود سرگرم دنیا بودم. خدایا! من با حالتی که حاکی از پشیمانیم است به امید رحمت بی پایان تو قدم در این راه گذاشتم. مرا مورد عنایت و مغفرت خود قرار ده.

خدایا! من با این بار سنگین گناه راه به جایی ندارم، مگر دری که به رویم بازکنی و نجاتم بدهی. خدایا! به تو روی آوردم و به تو توکل کردم.

شهید مرتضی شیرازی

تاریخ تولد: 1344/6/7

محل تولد: تهران/ورامین/پیشوا

تاریخ شهادت: 1365/12/14

محل شهادت: شلمچه

شهید شیرازی در سال 1344 در شهر پیشوا و در یک خانواده ی مذهبی متولد شد. دوران تحصیلات را تا پایان دبیرستان در شهر پشوا سپری کرد و در تربیت معلم پذیرفته شد.

در زمان تحصیل چندین بار به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد و سرانجام در تاریخ 1365/12/14 در منطقه ی عملیاتی شلمچه به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد و در سال 1374 پیکر پاکش به وطن بازگشت.

وصیتنامه

در همه حال و همه جا پشتیبان ولایت فقیه باشید که تنها از این راه می توانید به سعادت حقیقی برسید. ولایت فقیه را پشتیبان سرسخت باشید که ولایت فقیه استمرار حرکت انبیا (ع) است. از کمبودهای موجود در جامعه نرنجید که دشمنان از این رنجش استفاده می کنند. کمک به جبهه ها را فراموش نکنید.

شهید سید فضل الله طباطبایی شیرازانی

تاریخ تولد: 1339/8/6

محل تولد: اصفهان/اردستان

تاریخ شهادت: 1362/12/10

محل شهادت: جزیره مجنون

سید فضل الله طباطبایی در خانواده ای مذهبی در اردستان متولد شد، اما چندی بعد به تهران مهاجرت نمود. وی با موفقیت تحصیلات خود را به پایان برد، و در آموزش و پرورش مشغول خدمت شد و در مدارس راهنمایی فعالیت خود را آغاز نمود.

با شروع جنگ تحمیلی به جبهه رفت و سرانجام در تاریخ 1362/12/10 به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

وصیتنامه

«من بارها و بارها گفته ام نمی خواهم یک صدم لحظه را بدون دین و ایمان باشم و یا به خودم واگذار شوم. از خدای تبارک و تعالی می خواهم که شب اول قبر، علی و فرزندانش را بر بالین ما بفرستد و شفیع ما باشد.»

شهید فرامرز عرب

تاریخ تولد: 1343

محل تولد: تهران/اسلامشهر

تاریخ شهادت: 1365/4/24

محل شهادت: ارتفاعات قلاویزان کربلای1

شهید فرامرز عرب در سال 1343 در یک خانواده ی مذهبی در یکی از محله های تهران دیده به جهان گشود، از کودکی علاقه ی شدیدی به نماز و دعا و نیایش داشت.

با توجه به علاقه ی وافری که به شغل معلمی داشت به این کار روی آورد، در کنار تدریس به امر تبلیغ دینی پرداخت و در بسیج و جبهه و جنگ نیز حضور فعال داشت، و بارها به جبهه اعزام و حتی یک بار در عملیات والفجر8 که منجر به آزادسازی فاو گردید مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و از ناحیه ی دو دست مصدوم گردید که به صورت معجزه آسایی بعد از زیارت امام زمان (عج) در مسجد جمکران شفا یافت و در پایان به آرزوی دیرینه ی خود رسید و در عملیات کربلای1 تشنه لب در ارتفاعات قلاویزان در تاریخ 1365/4/24 به شهادت رسید.

وصیتنامه

من اعتقاد دارم که شهادت کمال انسان می باشد و از خداوند منان می خواهم مرا در جوانی لایق این هدیه ی الهی گرداند.

خدایا! وجود امام و انقلاب و اسلام را نیز برای ما نگهدار. از خانواده ام می خواهم به جای عزاداری و گریه بر شهادت من فقط پرچم سبزی بر بالای منزلمان بزنید و به هیچ بی نمازی اجازه نمی دهم در مراسم تدفین و تشییع من شرکت کند.

شهید حسین علی اکبری

تاریخ تولد: 1325/12/2

محل تولد: تهران/دماوند

تاریخ شهادت: 1365/4/15

محل شهادت: مهران

شهید علی اکبری در سال 1325 در یکی از روستاهای شهرستان دماوند در یک خانواده ی مذهبی دیده به جهان گشود. دوران زندگی اش همراه با مشقت و سختی های فراوانی بود و لذا دوران تحصیلات خود را با مشکلات زیادی به پایان رساند.

در سال 1354 به استخدام آموزش و پرورش درآمد. در جریان پیروزی انقلاب اسلامی نقش فعال و چشمگیری داشت و پس از پیروزی انقلاب در راه اندازی پایگاه بسیج و برگزاری جلسات مذهبی تلاش بسیاری نمود. با شروع جنگ تحمیلی بارها به جبهه رفت و سرانجام در عملیات کربلای 1 در جبهه ی مهران به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد.

وصیتنامه

وصیت می کنم دست از امام و روحانیت مبارز برندارید و در نماز جمعه و جماعات و دعای کمیل شرکت نمایید. هم چنین به خانواده ام می گویم که برای من ناراحت نباشید چون من درس از حسین (ع) گرفتم و باید مثل او به شهادت برسم.

شهید محمدرضا علیجانی

تاریخ تولد: 1335/2/14

محل تولد: تهران/دماوند

تاریخ شهادت: 1362/12/15

محل شهادت: جزیره مجنون

شهید علیجانی در سال 1335 در یک خانواده ی مذهبی به دنیا آمد. از همان کودکی در مجالس مذهبی شرکت می کرد. دوران تحصیل خود را با موفقیت پشت سرگذاشت و وارد دانش سرای تربیت معلم شد. دوران دانشجویی خود را همراه با مبارزات جدی علیه گروه های مخالف آغاز کرد.

در سال 1361 وارد سپاه پاسداران شد و کار خود را با حضور در جبهه های حق علیه باطل ادامه داد و بارها در صحنه های جنگ حضور یافت تا سرانجام در اسفند ماه سال 1362 در جزیره ی مجنون به درجه ی رفیع شهادت نایل گشت.

وصیتنامه

عزیزان امروز ما ملت ایران امانت بزرگی را دارا می باشیم، که این امانت از جانب خداوند متعال و توسط فداکاری و جانبازی هزاران هزار شهید و معلول به دست ما رسیده است. امانتی است که 1400 سال برای تحقق آن اولیا و مقربین خداوند تلاش و جهاد کردند.

برادران! چه نعمتی از امام بالاتر. او امروز هست و حجت خداوند است والله سوگند، تضمین بهشت رفتن، در اطاعت از این سید عزیز و مرجع و ولی بزرگوار است.

شهید محمد کرمیار

تاریخ تولد: 1337/2/20

محل تولد: تهران/ساوجبلاغ

تاریخ شهادت: 1362/12/11

محل شهادت: طلائیه

کرمیار در سال 1337 در خانواده ی مذهبی و در روستایی دورافتاده در ساوجبلاغ چشم به جهان گشود. پس از پایان تحصیلات و اخذ دیپلم به خدمت سربازی رفته و بعد از آن در آموزش و پرورش مشغول به خدمت شد. با شروع جنگ تحمیلی چندین مرتبه به جبهه های حق علیه باطل رفت و سرانجام در سال 1362 جاویدالاثر شد.

وصیتنامه

«همان طور که وعده ی خداوندی است به سوی او رجعت خواهیم کرد پس چه زیباست این رجعت سرخ و شهادت در راه خدای متعال باشد. باید از جان گذشت تا به جانان رسید.»

شهید حسن مامانی

تاریخ تولد: 1344/6/30

محل تولد: تهران/ساوجبلاغ/طالقان

تاریخ شهادت: 1366/11/1

محل شهادت: ماووت عراق

مامانی در سال 1344 در خانواده ی مذهبی و معتقد طالقان چشم به جهان گشود و دوران کودکی را با سختی پشت سر نهاد و با همه ی مشکلات تحصیلات خود را ادامه داد. او پس از اخذ مدرک دیپلم وارد تربیت معلم شد.

چند مرحله به جبهه اعزام شد. در مدارس شهرستان ساوجبلاغ مشغول خدمت بود که بعد از چندین بار حضور در جبهه سرانجام در تاریخ 1366/11/1 در خاک عراق به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

وصیتنامه

«در این لحظه های حساس تاریخ که خداوند شما ملت عزیز را مورد آزمایش و امتحان قرار داده است با توکل بر او و با رهنمودهای امام عزیزمان انشا الله با سربلندی کامل از این امتحان الهی سربلند و پیروز باشید و در پیشگاه خداوند روسفید باشید و مبادا چیزهای مادی شما را فریب بدهد و پاهایتان از مبارزه با کفر جهانی سست شود و روی خود را مانند منافقین برگردانید و امام عزیز را تنها بگذارید.»

شهید سیدمهدی میرحبیبی

تاریخ تولد: 1341/1/1

محل تولد: تهران/کرج

تاریخ شهادت: غرب

محل شهادت: 1366/10/20

سیدمهدی در تاریخ 1341/1/1 در شهرستان کرج متولد شد، او در سایه ی دستان زحمتکش پدر پرورش یافت و در تاریخ 1366/10/20 در منطقه ی غرب به شهادت رسید.

وصیتنامه

خدایا تو خود می دانی که من برای رضای تو کاشانه ام را ترک نموده و در بیابان ها سرگردان شده ام تا بجویم آن چیزی را که سال ها دنبالش هستم، جانم را فدای اسلام و رهبرم کنم که چه لذت بخش است پرچم حق و حقیقت را در هنگام مرگ و سختی برافراشتن به استکبار دنیا نه گفتن و با شور و اشتیاق به استقبال شهادت رفتن چه خوش است!

خداوندا! دوست دارم اگر سعادت شهادت را بر من ارزانی داشتی مرا در موقعیتی قرار بدهی که آنقدر زجر بکشم که گناهانم بریزد و با سرافرازی کامل به درگاهت بیایم. به دوستانم توصیه می کنم که همیشه در کنار ایمان علم را تقویت کنند که امروزه جامعه ی ما نیازمند به افراد متعهد و متخصص است.

شهید رضا نژادفلاح

تاریخ تولد: 1333/12/21

محل تولد: تهران/ساوجبلاغ

تاریخ شهادت: 1361/1/2

محل شهادت: جنوب _ جبهه ی شوش

رضا فلاح نژاد در سال 1333 در یکی از روستاهای محروم و دورافتاده ی ساوجبلاغ به دنیا آمد و دوران کودکی و تحصیلات را در همان جا به پایان برد، وی پس از پیروزی انقلاب به استخدام آموزش و پرورش درآمد و با شروع جنگ تحمیلی به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد.

فلاح نژاد سرانجام در تاریخ 1361/1/2 در جبهه شوش به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

وصیتنامه

«خدایا! مرا از دوستداران ائمه معصومین قرار ده، اکنون جبهه رفتن و جنگیدن به من تکلیف شد. من در کمال آگاهی و صحت این راه را انتخاب نمودم. هدفم فقط رضای اوست.

خدایا طول عمر نصیب ما فرما تا بتوانیم به این ملت و جامعه خدمت نماییم و اگر مرگم باعث پیروزی اسلام می شود آماده ی رشادت می باشم. اکنون جنگ بین اسلام و کفر است و باید اسلام را کمک کرد و به جبهه ها رفت.»

شهید نجی الله نقدی

تاریخ تولد: 1342/1/1

محل تولد: تهران/اشتهارد

تاریخ شهادت: 1366/1/23

محل شهادت: ماووت

شهید نقدی در سال 1342 در خانواده ای مذهبی در شهر اشتهارد چشم به جهان گشود. از همان دوران کودکی علاقه زیادی به قرآن کریم و ائمه اطهار (ع) داشت. تحصیلات را با موفقیت گذراند و در آموزش و پرورش مشغول خدمت شد.

وی چندین مرحله به جبهه های جنوب رفت. سرانجام در تاریخ 1366/1/23 در ماووت به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

وصیتنامه

«ای جوانان! نماز را به پای دارید که همین نماز ما را به جهاد و صبر و استقامت و پایداری دعوت می کند. ای برادران! اگر در راه مقدس جهاد کردید، همان آیه ی قالو ربنا الله را گفتید و صبر و پایداری و استقامت کردید.

پیروزی نزدیک تر می شود و این وعده ی خداست و اگر خدای ناکرده در این جهاد اصغر شرکت نکردید و جبهه را پر نکردید فردای قیامت چه جوابی به این شهیدان و اباعبدالله الحسین (ع) می دهید.برادران، خواهرانم! امر به معروف و نهی از منکر و تولی و تبری را نصب العین خود قرار دهید و همیشه به یاد خدا باشید و برای رضای خدا قدم بردارید.»

شهید علی یعقوب نیا

تاریخ تولد: 1338/3/16

محل تولد: قزوین/قزوین/تاکستان

تاریخ شهادت: 1365/11/28

محل شهادت: فکه

علی در تاریخ 1338/3/16 در شهر تاکستان قزوین متولد شد و بعد از چند سال به شهریار عزیمت نمود. او تحصیلات خود را در این شهر به پایان رساند و سپس وارد آموزش و پرورش شد و به عنوان یکی از موفق ترین مربیان پرورشی و قرآن خدمت نمود.

وی در امر گسترش کتابخانه ها و کتاب خوانی و نشر فرهنگ اسلامی در منطقه تلاش وافری انجام داد. با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه رفت و پیکر پاکش را سال ها بعد در سال 1374 به خاک سپردند.

وصیتنامه

«مادرم، من که از مال دنیا چیزی ندارم ولی از شما می خواهم که آن چه را دارم، جهت توسعه ی فرهنگ اسلامی هزینه نمایید. مادر و خواهرانم، پیرو خط امام و ولایت فقیه باشید که هرچه داریم و خواهیم داشت از برکت ولایت فقیه و رهبری می باشد.»

وصیت نامه شهید بیژن الفتی

بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت لاله را روییدنی کرد شهادت جامه را بوییدنی کرد

ببوسید قبرم ای خواهرانم شهادت سنگ را بوسیدنی کرد

اللهم ارزقنی شهادت فی سبیلک خدایا شهادت در راه خودت را به ما ارزانی بدار بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و سلام به پیشگاه مقدس حضرت مهدی موعود (عج) و درود بر نایب به حقش امام بزرگوارمان حضرت امام خمینی ودرود بروان پا ک شهدای گلگون کفن کربلای ایران بخصوص شهید عزیزمان محمد قربانی الحمد لله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله اللهم صل علی محمد و آل محمد شکر خدای را که توفیق یافتم در مبارزه حق علیه باطل شرکت کنم وخود را ازبارگناهانم بشویم و همان چیزی را در یابم که حسین علیه السلام ویارانش پروانه وار در آن میگشتند یعنی شهادت خدای را بسیار سپاس میگویم بر این همه نعمتهایش که به ما ارزانی میدارد ولی افسوس که در برابر این همه لطف و کرمش کاهلیم و براستی که زمین شوره زار قدر باران را نمیداند بهر حال امیدوارم خدا به من رحم نماید و بمن توفیق وصالش را عطا فرماید انشاء الله و اما تو ای پدر عزیز و بزرگوارم ابراهیم که مرا به راه حق هدایت نمودی امیدوارم هنگامی که خبرشهادت مرا شنیدی بخود ببالی وافتخارکنی که چون ابراهیم زمان اسماعیلت را به قربانگاه فرستادید واما شما هم ای مادر عزیزوبزرگوارم لیلا که سالها زحمت کشیدی امیدوارم هنگامی که خبر شهادت مرا شنیدی برسرصورت نزنی وافتخارکنی که فرزندت بیژن را همچون حضرت زهرا (ع) درراه خدا قربانی دادی مادر جان من امانتی از خدا نزد تو بودم امانت را باید به صاحبش برگرداند وبا شهادت من در آخرت رو سفید هستی وبانوی صدراسلام حضرت فاطمه زهرا(ع)از شما مادر عزیزم گله ندارد شما در روز محشر میتوانید بگویید زهرا جان اگر شما علی اکبر دادید من هم بیژن دادم و نیز شماها هم ای خواهرانم شیرین و اقدس و عصمت و زهرا و ثریا درست است که خبرمرگ برادر برای خواهران سخت است امیدوارم هنگامی که خبرشهادت مرا به شماها بدهند خدا را شکر کنید همچون حضرت زینب دربرابر سختیها و دشواریها مقاومت ازخودتان نشان بدهید خواهران عزیزم با برادران کوچکم خوشرفتاری کنید مبادا آنها را لحظه ای ناراحت کنید خواهران عزیزم مبادا درمرگم گریه کنید که دشمنان انقلاب شادشوند خواهران مهربان شماها برایم خیلی زحمت کشیدید زحمتهایتان را برمن حقیرحلال کنید خواهران عزیزم درمرگم گریه نکنید خدا را شکر کنید که توفیق آمدن به جبهه را یافتم ودر جنگ جهاد و دانشگاه الهی که عشق به اله است قبول شوم وسرانجام بعد ازمبارزات پی گیر با بعثیان به درجه شهادت نائل گشتم وشماها ای برادران عزیز هوشنگ جان وکمال جان شما برادران عزیزم همچون معلمی برایم بودید و مرا تربیت نمودید وبزرگ کردید وبه من درس اسلام آموختیدکه سرانجام توفیق راه یافتن جبهه ها را پیدا کردم من به وجود شما برادرانم افتخار می کنم برادران عزیزم برادران کوچکمان را هم همچون من تربیت کنید تا سنگر ماها خالی نماند برادران عزیزم امیدوارم هنگامیکه خبر شهادت مرا به شماها بدهند ناراحت نباشید در مرگم بی تابی نکنید و خدا را شکر کنید که ما سه برادربا هم می جنگیم من به آرزوی دیرینه ام رسیدم ای پدرناراحت نباشی انشاء الله اگر فیض شهادت شامل حالم شد مرا درکنارشهید عزیزمان محمدقربانی دفن کن و همگان باید بدانند که من با شهادتم که افتخاربزرگی است شرف یافتم وشهادت معشوق بندگان خاص خدا است البته من کوچکم که پیامی برای ملت مبارک ایران داشته باشم باز من بعنوان برادر کوچکتان پیامی برای ملت شهید پرور ایران بخصوص برای ملت روستایمان دارم که جبهه ها را خالی نکنید و به ندای امام عزیز لبیک بگوئیدجبهه وپشت جبهه ها را خالی نکنید دیگر پیامی برای جوانان روستایمان دارم که راهمان را که راه انبیاست ادامه دهید ونگذارید که یک قطره از خونمان به هدر برود وشما ای عمه مهربانم پروانه برایم زحمت کشیدی مرا حلال کن عمه جان در مرگم گریه مکن پدر مادرم و خواهران و برادرانم را دلداری بده همچون حضرت زینب شکیبا باش برای من لباس سیاه بپوشید چون من مادر ندارم گرچه مادرم لیلا به جایش هست ولی باز جای مادررا نمیگیرد امیدوارم مادرم که سالها برایم زحمت کشیده برمن حقیر حلال کند پدر و مادر و برادران و خواهران خداحافظ شماها. والسلام علیکم و رحمهٔ الله و برکاته 17/10/1365

معلم شهید : مسلم دشتی تحصیلات : فوق دیپلم

نام پدر : رحمت اله آخرین سمت : دانشجومعلم

تاریخ ولادت : 05/06/42 تاریخ شهادت : 21/11/64

محل خدمت : اسفراین محل شهادت :فاوعملیات والفجر 8

محل تولد : قاسم خان

فرازی از وصیت نامه ی شهید :

«ای خدای بزرگ ، اگر تو مرا نبخشی من با این روی سیاه غیر از درگاه تو کجا بروم .

خدا من خود را به تو واگذار کرده ام . تو به لطفت هدایتم کن و لحظه ای مرا به خودم وا مگذار

« الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا»

پس زندگی و مرگم و عباداتم را برای خودت قرار بده

« ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین »

می روم...

من می روم تا اسلام بماند. من می روم تا خط امام بماند. من می روم تا لبخند رضایت بر چهره ی مبارک امام بشکفد و قلب مصیبت دیده اش شاد شود. من می روم تا شهیدان در بهشت شهدا برافراشته شدن قامت های بلند شهادت طلبان را در اقامه ی وصیت های سرخشان به جشن بنشینند. من می روم تا شرافت های انسانی را در جبهه های خون رنگ نبرد ، مدافع باشم. مسلم دشتی » .

وصیت نامه شهید علی اصغر یزدانی

بسم الله الرحمن الرحیم

انالله و انا الیه راجعون

ستایش خدایی را که آفریننده جهانیان است. خدایی که ما را آفریده و به ما هستی داد تا سپاس گذار نعمتهای او با شیم خدایی که انسان را به بهترین شکل آفرید .پدر جان من با شناخت و هدفی که داشتم در این راه قدم گذاشتم انشا الله مقبول درگاه احدیت واقع گردد. مادر جان از زحماتی که برای من کشیدی ممنون و متشکرم و از خداوند می خواهم که به شما اجر جزیل عنایت بفرماید.پدر جان از شما نیز به خاطر زحماتهایی که برایم کشیدی ممنون و متشکرم و امیدوارم که خدای باری تعالی به شما جزای خیر بدهد.

و در آخر از همه اقوام و خویشان عذر خواهی می کنم امید آنست اگراز بنده بدی دیده اید به بزرگواری خودتان ببخشید.

به امید پیروزی اسلام بر کفر جهانی

درباره شهید عباس محمدی

وصیت نامه شهید: سپاس و ستایش مخصوص خداوندی است که حضرت ختمی مرتبت را برای هدایت فرستاد و دین اسلام را برای مسلمین زنده و جاودانی نمود و قرآن را حجت و راهنمای بشر قرار داد و ائمه را مربیانی قرار داد. اینک با عنایت خاص امام زمان(عج) اسلام حیات دیگری یافته، مردم از برکت وجود امام زمان (عج) و نایب برحق ایشان، امام خمینی متحول شدند. ای سربازان اسلام این دنیا محل گذر است. همچنان که بر دیگران گذشت، تا می توانید توشه ی آخرت بردارید. در راه خودسازی گام بردارید و ملت را همراه خودتان با امام بسوی پروردگار روید و از روحانیون متعهد خط امام جدا نشوید.

ای برادران و خواهران ایمانی، لباس ذلت نپوشید، سرنوشت خود را به دست اجانب نسپارید و شرصدام و استکبار جهانی را از سرخود کم کنید. همیشه در صحنه باشید و با عمل و شعارانقلابی جنگ را به نفع اسلام پیش ببرید.

خداوندا، از تو معذرت می خواهم که سرمایه ای نداشتم تا در راهت نثار نمایم. آنچه را تقدیم راهت کردم همان امانتی بود که نزد من به ودیعه گذاشته بودی.

زندگینامه شهید: شهید عباس محمدی در ۲۵ خرداد ۱۳۴۵ خورشیدی درسربیشه ی شهرستان بیرجند. چشم به جهان گشود، او در شش سالگی با از دست دادن پدرش طعم تلخ یتیمی را چشید. وی دوران کودکی و نیز دوران ابتدایی، راهنمایی و همچنین دوره ی تحصیلات خود را در زادگاهش سربیشه ی بیرجند سپری نمود.

از آنجا که پدرش را از دست داده بود، خانواده وی در عسرت زندگی می کردند. این شهید نیز دراوقات فراغت با قالی بافی و بنایی مخارج زندگی را تأمی می کرد. وی پس از اخذ مدرک دیپلم دررشته ی فرهنگ و ادب از دبیرستان شهید نواب صفوی سربیشه، و پذیرفته شدن در رشته ی ادبیات فارسی تحصیلات خود را در این رشته از مهرماه ۱۳۶۴ د رمرکز تربیت معلم شهید رجایی تربت حیدریه ادامه داد.

عباس که جوانی آگاه و مسولیت پذیر بو پس از آغاز جنگ، در سال های ۱۳۶۱ و ۶۲ به مراکز اعزام مراجعه و تقاضای حضور درجبهه را داشت، اما مسئولین به دلیل ضعف بنیه از پذیرفتن وی خودداری می کردند.

وی که همراه با سپاهیان محمد(ص) عازم جبهه های نبرد نورعلیه ظلمت شده بود در عملیات کربلای ۵ و در منطقه شلمچه در ۲۶ دیماه ۱۳۶۵ عروس شهادت را در آغوش کشیده و به وصال دیرینش نایل آمد.

نحوه شهادت :شهید عباس محمدی پس از مراجعات مکرر در سال های ۶۱ و۶۲ و ناکام ماندن از حضور در دفاع مقدس، بالاخره موفق شد در سال ۱۳۶۳ از طریق سپاه بیرجند به منطقه جنوب اعزام گردد. و برای مرتبه ی دوم راهی غرب کردستان شد. و بیش از ۴ ماه در آن جبهه حضوریافت. وی زمانی که دانشجوی مرکز تربیت معلم شهید رجایی تربت حیدریه بود برای سومین بار از طریق سپاه بیرجند به منطقه جنوب اعزام گردید. او در این اعزام با این هدف که امدادگری از صفات انبیاء الهی است، با پذیرش این مسئولیت، در گردان امام علی(ع) د رعملیات کربلای ۵ و در منطقه شلمچه، شرکت نمود. این شهید والامقام سرانجام د رحین انجام وظیفه در ۲۶ دیماه ۱۳۶۵ ، د رحالی که تمام بدنش سوخته و دست هایش از بدن جدا و فرقش همچون مولایش حضرت ابوالفضل العباس شکافته شده بود، به خیل همیشه شاهدان زنده ی تاریخ پیوست.