دلیل بالا رفتن قیمت دلار علت افزایش قیمت دلار

دلیل بالا رفتن قیمت دلار افزایش قیمت دلار و در نتیجه ی آن گران شدن بسیاری از کالاهای اساسی, مردم را به ترس انداخته است در این مقاله به تحلیل گرانی دلار و مسائلی پیرامون آن پرداخته شده است که با هم می خوانیم

کمی سخت است که ساکن ایران باشید و چشم و گوش تان را بر روی خبرهای مربوط به تغییرات ناگهانی نرخ دلار ببندید. برای این که دلار را بشنوید و به خبرهای مربوط به دلار فکر کنید، لازم نیست تاجر و بازرگان و فعال عرصه ی بین الملل باشید.

به هر حال، ما کشوری وابسته به نفت هستیم و باید چشم مان به دلاری باشد که از خالی کردنِ زیرِ پایمان به دست می آوریم. صادرات غیرنفتی مان هم بیشتر یک بازی لفظی است. وگرنه به خوبی می دانیم که صادرات غیرنفتی، تا حد زیادی به معنای فروختن سایر منابع زیرزمینی است که واژه ی نفت در آن ها به کار نرفته است. این توصیف، صرفاً شامل سنگ آهن و سایر مواد معدنی مشابه نیست. بلکه میعانات گازی را هم شامل می شود.

فقط کافی است به این نکته توجه داشته باشیم که هفت میلیارد دلار از صادرات غیرنفتی ما در سال ۹۶، میعانات گازی بوده است (مهر).

این که از نظر ژئواکونومی، ما در حال فروختن خاطرات چند ده میلیون ساله ی زمینِ زیرپایمان (سوخت فسیلی) برای عملی کردن خواسته های امسال و سال های آینده مان هستیم، موضوع حرف من نیست.

حرفم این است که در اقتصادی که بخش عمده ای از قیمت سبد هزینه ی خانوار به صورت مستقیم و غیرمستقیم به کالاهای وارداتی وابسته است و بخش عمده ای از سبد هزینه های دولت هم ارزی است، عملاً ریال به عنوان پول داخلی، بیشتر به یک ارز واسط یا Buffer Currency تبدیل می شود.

یعنی اگر از شما بپرسند ریال چیست؛ و شما بخواهید تعریفی غیراقتصادی اما نسبتاً دقیق از این واژه ارائه دهید می توانید بگویید: ریال، سند کاغذی معادلِ دلارهای صادراتی است که به صورت موقت در دست ماست تا دوباره در نخستین فرصت به دلار تبدیل شده و هزینه شود.

پیچیده بودن بازی از جایی جدی می شود که دولت و ملت، به صورت شفاف و مشخص ذی نفع یا ذی ضرر نرخ برابری دلار و ریال نیستند. کاهش ارزش پول ملی به دولت کمک می کند دلارهای خود را با نرخ بهتری در بازار داخل به ریال تبدیل کند (دلار را غیر از ایران در کجا می توانید به ریال تبدیل کنید؟). اما در شرایطی که تزریق دلار به بازار دچار انقباض می شود یا تأمین منابع ریالی از طریق عرضه ی ارز، لازم نیست؛ به نفع دولت است که ارزش پول ملی تقویت شود تا مردم احساس بهتری نسبت به وضعیت عمومی اقتصاد کشور داشته باشند. مشخصاً تأکید نامزدهای ریاست جمهوری بر تغییرات نرخ برابری ریال و دلار در رویدادهای انتخاباتی، نشان از این دارد که این مسئله را به عنوان عاملی تأثیرگذار بر تصمیم های مردم می شناسند و در نظر می گیرند.

از سوی دیگر، مردم هم به صورت مشخص و مطمئن نمی توانند درباره ی ارزش پول ملی قضاوت کنند. ضعیف شدن ارزش پول ملی می تواند به افزایش قدرت تولیدکنندگان داخلی منتهی شود و این در میان مدت و بلندمدت خبر خوبی است (اگر چه در کوتاه مدت زندگی را سخت تر می کند). اما فقط در یک قلم حمایت از کالای داخلی که ما چهل سال مصرانه انجام داده ایم (صنعت خودرو) به این نتیجه رسیده ایم که حمایت از «اقتصاد داخلی» هم حمایت از «زندگی اقتصادی اقلیتی در داخل» است.

نهایتاً به همان الگوی رایج تصمیم گیری خودمان می رسیم که انتخاب بین بدتر و بدترین است. حمایت نکردن از تولید داخل، بدترین است. اما حمایت از تولید داخل هم بدتر است. در عمل هم آن قدر نتوانسته ایم فاصله ی بین این بدتر و بدترین را زیاد کنیم که ترجیحی بین آن ها باشد. به همین علت – از مردم کوچه و بازار که بگذرید (که فکر می کنند حالت رویایی ۱۰۰۰ ریال = ۱۰۰۰ دلار است)، با کمی نگاه سیستمی «به نتیجه می رسیم» که «نمی توانیم به نتیجه برسیم» که نرخ مناسب برابری ریال و دلار چیست.

منبع: محمدرضا شعبانعلی