پیشگوی هندی به محمدرضا پهلوی چه گفت

پیشگوی هندی به محمدرضا پهلوی چه گفت در زمان حکومت محمدرضا پهلوی یک پیشگوی هندی برای دربار کار می کرد آخرین رئیس کل تشریفات دربار , افشار در کتاب سروها در باد تعریف می کند که روزی محمدرضا شاه در افسردگی و ناامیدی شدیدی به سر می برد که از من خواست آن پیشگو را احضار کنم

خرافات در خانواده پهلوی

مادر شاه ( تاج الملوک آیرملو) زنی پرقدرت و پر جذبه بود و به دعا و نظر و قربانی و به سعد و نحس بودن اوقات و تعبیر خواب هم ایمان داشت.باورهای قدیمی محمدرضا ایمانش به این اصل که نظر کرده است و گمانش که از عالم غیب برگزیده شده است و خداوند او را برای ماموریتی خطیر برگزیده است و در این راه حمایتش می کند دست کم تا حدی در باورهای مذهبی مادرش ریشه داشت.هرچمه مادرش باورهای مذهبی و حتی خرافی محمدرضا شاه را تقویت می کرد رضا خان مخالف جدی این گونه باورها بود.

پیشگوی هندی

افشار،آخرین رئیس کل تشریفات دربار محمدرضا شاه پهلوی در کتاب سروها در باد به آخرین روزهای شاه در تهران می پردازد که، به تقریر امیراصلان افشار؛ تهیه و تنظیم محمود ستایش، تهران: نشر البرز، منتشر شد.

در این کتاب آمده است «در یکی از ویلاهای هتل دربند یک نفر هندی می زیست که برای خانوادۀ سلطنتی پیش گویی می کرد. ملکه مادر، والاحضرتها، شمس و اشرف و دیگر درباریان به او اعتقاد عجیبی داشتند. شهبانو فرح هم یکی دوبار از پیشگوییهای وی استفاده کرده بودند.

روزی اعلیحضرت، در میان موجی از ناامیدی و هراس، از من خواستند که آن پیشگوی هندی را احضار کنم.

به یکی از راننده های دربار گفتم برو او را بیاور. وقتی پیشگو آمد او را به دفتر اعلیحضرت هدایت کردم و من هم در گوشه ای ایستادم شاه به او اجازۀ نشستن دادند و دست خود را جلو بردند. وی مطالبی برای آینده شاه گفت و من می دیدم که چهرۀ اعلیحضرت عوض می شود. و آرامش بیشتری می یابند. وقتی از دفتر کار بیرون آمدیم از پیشگو که اسمش خان صاحب بود خواستم که چند لحظه ای به دفتر من بیاید. وقتی که آمد، دستور چای دادم و گفتم می دانم به اعلیحضرت دروغ گفته ای، حداقل به من راستش را بگو. با انگلیسی شکسته بسته ای گفت اعلیحضرت تا دو سال دیگر بیشتر زنده نیستند، این را من از نگاه کردن به خطوط دستشان فهمیدم. به طور کلی رژیم سلطنتی در حال پاشیدن است. اعلیحضرت به یک بیماری مهلک دچارند و بر اثر همین بیماری تا یک سال و نیم دیگر خواهند مرد. راستش زیاد حرفهایش را باور نکردم