تلاش پکن برای برقراری صلح و ثبات در شبه جزیره کره

در حالی که دونالد ترامپ و کیم جونگ اون, مشغول رد و بدل کردن تهدیدات مختلف علیه یکدیگر هستند, چین سعی می کند, موضعی خنثی در پیش بگیرد پکن با تمرینات نظامی و بیانیه های مختلف, بارها و بارها هشدار داده که اگر امریکا به کره شمالی حمله کند, چین می تواند از پیونگ یانگ دفاع کند در عین حال, یک سری تغییرات در موقعیت نظامی چین در نزدیکی مرز کره شمالی نشان می دهد, ارتش این کشور در حال ارسال سیگنال های قوی به کیم جونگ اون است, تا بداند, در هنگامه درگیری ها و تنش های شدید, نظامیان چین خود را برای سقوط پیونگ یانگ آماده می کنند اگرچه امریکا نمی تواند دقیقاً مشخص کند که چه موقع و چگونه مداخله می کند, اما آنچه قطعی است این است که چین آمادگی دارد تا صلح در شبه جزیره کره را حفظ کند چه کاخ سفید آن را دوست باشد یا نه مکتوب زیر مقاله ای است در باب چین و همسایگان پر دردسرش در ادامه بیشتر بخوانید

همانطور که چین می گوید تنش ها با کره شمالی در حال ایجاد یک بحران است و پس از شلیک موشک بالستیک کره شمالی به ژاپن و آزمایش بمب هیدروژنی توسط این کشور، با نگاهی دقیق به تحرکات نظامی پکن، می توان گفت که واضح است این کشور بی سر و صدا در حال محدود کردن موقعیت امریکا در کره شمالی است. اگر ترامپ گزینه نظامی را انتخاب کند، نه تنها خودش را وارد جنگی مخرب و خطرناک با کره شمالی می کند بلکه همچنین به طور بالقوه با چین نیز درگیری پیدا می کند. از سوی دیگر، اگر ایالات متحده بتواند گزینه های نظامی غیرواقعی خود را کنار بگذارد، ممکن است چین بتواند به ممنوعیت رژیم کیم از بهره برداری از موشک های دوربرد جدیدش برای اعمال تهاجمی در منطقه یا تشدید بحران بی سابقه کنونی کمک کند. اگر چین به امریکا کمک نمی کند تا زرادخانه هسته ای کره شمالی را از بین ببرد، ممکن است به آن کمک کند تا از استفاده آن جلوگیری کند.

نگرانی اصلی پکن در ارتباط با شبه جزیره کره همچنان ثبات منطقه است. اگر پیونگ یانگ سقوط کند، پناهندگان و سربازان مسلح کره شمالی، موادهای متعلقات هسته ای یا حتی اتلاف آن می تواند در جریان رودخانه های یالو و تومن، که مرز شمال شرقی چین را تشکیل می دهند، قرار بگیرند و تهدیدی جدی برای ثبات منطقه ایجاد کنند. برای جلوگیری از این اتفاق، چین مدت هاست که اقداماتش را آغاز کرده تا اطمینان حاصل کند حکومت پیونگ یانگ از لحاظ اقتصادی کارایی دارد و ایالات متحده و متحدانش به آن حمله نمی کنند. بعضی ها در پکن همچنان کره شمالی را به عنوان میانجی ای در برابر قدرت امریکایی می بینند: اگر نیروهای ایالات متحده مورد حمله قرار گیرند، نتیجه می تواند شبه جزیره ای باشد که تحت یک دموکراسی لیبرال طرفدار امریکا قرار گرفته و نیروهای ایالات متحده در مرز چین مستقر شده اند. در طول سال ها، این نگرانی ها باعث شده است چین از کره شمالی در برابر تهدیدات امریکا حمایت کند. با این حال، در سال های اخیر، صداهای زیادی از پکن شنیده شده است که کره شمالی را کمتر به عنوان پایه ای برای ثبات منطقه ای و بیشتر به عنوان تهدیدی برای آن می بینند.

در سال های اخیر، ارتش چین سعی کرده آمادگی لازم برای بی ثباتی در کره شمالی را پیدا کند، بی ثباتی ای که راهش از مرز شروع می شود. حداقل از سال 2013، واحدهای نظامی چین در استان های جیلین و لیائونینگ که با کره شمالی مرز مشترک دارند، تجهیزات قابل توجهی را دریافت کردند. تیپ دفاع جدید مرزی تمرینات و تمرین های تبلیغاتی ای را انجام داده و مرزبانان موجودش را تقویت کرده است. سیستم نظارت تصویری 24 ساعته و هواپیماهای بدون سرنشین برای مشاهده علائم نفوذ به کار گماشته شده اند. تا اگر بحرانی اقتصادی ای در کره شمالی، پناهندگان را به مرز چین فرستاد، این واحدها تلاش کنند آن را در جا کنترل کنند. این اقدامات سیگنال هایی قوی، هم به واشنگتن و هم به پیونگ یانگ می فرستد. چین سال ها است، مقابل طرح های امریکا برای گفت و گو و برنامه های مشترک درباره سناریوهای فروپاشی مقاومت و در واقع از رژیم کیم حمایت می کند. پکن با وجود مبهم بودن در مورد اهدافش، واشنگتن را از اعمال فشار حداکثری روی پیونگ یانگ یا برنامه ریزی برای شروع درگیری تازه ای منصرف کرد. تصور کردن ایالات متحده و نیروهای چینی که بر سر تضمین امنیت هسته ای کره شمالی مسابقه گذاشته اند، کار دشواری نیست. اما استحکامات مرزی نشان می دهد مناقشه هایی در پکن در حال شکل گیری است تا نشان دهد، کره شمالی منبع بی ثباتی است و بنابراین تهدیدی تلقی می شود.

اما اگر چین جنگیدن در کره شمالی را انتخاب می کرد، علیه حکومت کره شمالی می جنگید یا له آن؟ سرمقاله تازه ای در تایمز گلوبال چین، بار دیگر از اصطلاحات تعهد اتحادیه چین و حزب کمونیست چین در سال 1979 استفاده کرده است: اگر امریکا ابتدا به کره شمالی حمله کند، چین باید از آن دفاع کند؛ اما اگر کره شمالی به گوام حمله کند یا جور دیگری درگیری ایجاد کند، چین باید بی طرف باشد. به عبارت دیگر، اگر کره شمالی جنگ را آغاز کند، آنها تنها خواهند ماند.

با این حال، کاهش روابط بین دو کشور و موقعیت نظامی چین، این امکان را فراهم می کند که بتواند وارد جنگی علیه کره شمالی شود. بنابر گزارش های رسمی، در نشستی داخلی در ماه مه یکی از مقامات کره شمالی به گروهی از شخصیت های دولتی گفت که موشک های این کشور می توانند تمام عرض چین را درنوردند. این تهدیدات در پکن بی تردید باعث ایجاد نگرانی هایی می شوند که کره شمالی می تواند تهدیدی مستقیم علیه این کشور محسوب شود. در اطراف شنیانگ، نه تنها حصارها و پاسگاه های حفاظتی در حال افزایش هستند، بلکه پناهگاه های مستحکمی تعبیه شده اند که قادر به محافظت در برابر حملات هسته ای یا شیمیایی هستند. ارتقای سطح و موقعیت نظامی ارتش چین حاوی پیامی ساده است: اگر جنگ در شبه جزیره رخ دهد، دونالد ترامپ یا کیم جونگ اون شرایط جنگ را نمی فهمند، بلکه این پکن است که شرایط جنگ را بهتر از آن دو نفر درک می کند. چین تاکنون نتوانسته و احتمالاً هیچ گاه هم نتواند، رفاه اقتصادی رژیم کره شمالی را به خطر اندازد؛ زیرا با این کار امنیت خود را به خطر می اندازد. پکن محاسبه کرده است که نمی تواند رژیم پیونگ یانگ را خلع سلاح کند، اما آنچه می تواند انجام دهد تلاش برای کاهش استفاده آن از این سلاح ها است.

امریکا و متحدان آن هرگز نمی توانند به دفاع چین وابسته باشند. تا زمانی که کره شمالی یک کشور هسته ای باقی بماند، ضروری است ایالات متحده حضورش را در شبه جزیره حفظ و حتی تقویت کند تا در برابر تلاش های کره شمالی برای از بین بردن نیروهای امریکایی و ممانعت چین از همکاری با آن ، واکنش مناسبی نشان دهد. با این حال، ایالات متحده و چین هر کدام سهم مشترکی در ثبات منطقه ای دارند و آن توقف کره شمالی از آغاز جنگی قریب الوقوع است. حرکت نظامی اخیر چین نشان می دهد که مایل است با اعمال تهدید، صلح را در منطقه حفظ کند. اگر مقامات امریکا این مسأله را مورد بررسی قرار دهند، ممکن است دریابند که افسران نظامی چینی حاضر به افشای عملیات نظامی برای هماهنگ کردن تهدیدهای بازدارنده و عملیات نظامی با همتایان خود در ایالات متحده یا حتی آغاز گفت و گوهای مهم در مورد برنامه ریزی برای فروپاشی کره شمالی باشند. هنگامی که پس از سال ها، کیم جونگ اون به عقب نگاهی بیندازد و بخواهد تاریخ حکومتش را بررسی کند، ممکن است ببیند که در آن سال ها هیچ متحدی نداشته و ممکن است این باعث برافروختن دوباره خشمش شود.