دو نامه از رئیس جمهور شهید محمدعلی رجایی

مکتوب زیر دو نامه آموزنده از شهید محمدعلی رجایی است که یکی را در دوران حبس به فرزندش نوشته است و نامه دیگر آخرین نامه و وصیت نامه شهید محمدعلی رجاییاست در ادامه بیشتر بخوانید

نامه ای از زندان به فرزند

۲۸ر۹ر۳۶ (۱۳۵۶)

شماره ۴ ضد امنیتی

نام و شهرت فرستنده: محمدعلی رجایی

نام پدر: عبدالصمد

به نام خدا، به نام الله که ما هم از اوئیم و بازگشت ما نیز به سوی اوست. درود به پیامبر گرامی و فرزندان شایسته اش امامان و پیشوایان ما. افتخار به قرآن مجید عالی ترین دستور و راهنمایی برای زندگی انسانهای حق طلب.

سلام بر حمیده دختر عزیزم. سلامتی و شادکامی تو و خواهر مهربانت جمیله و برادر عزیزت کمال را در سایه هدایت و ارشاد مادر گرامی تان از خداوند متعال خواهانم. حال من هم به یاری خداوند و همت والای شما بحمدالله بسیار خوب است. به امید اینکه به کمک همدیگر بتوانیم در مقابل خداوند، انسانی شایسته و بنده صالح باشیم.

ساعت ۱۰:۳۰ بعد ازظهر است. همه کسانی که در اینجا هستند، در رختخواب رفته و آماده خوابیدن شده اند و من در محل خوابم نشسته ام و به تو فکر می کنم. به تو دختر عزیزم؛ دختری که امیدها به او داریم و از خداوند می خواهیم که به او همت عطا کند تا این امیدها را به واقعیت تبدیل کند.

شب با تمام شکوه و ابهتش فرا رسیده و همراه خود تاریکی و سکوت را به ارمغان آورده است. در سکوتش هوشیاران به خود می آیند و حساب روز را می کنند که چگونه گذرانده اند و چه کاری انجام داده اند و تا چه اندازه توانسته اند در مسیر تکامل خود گام بردارند. چه فضیلت اخلاقی تازه ای را شناخته اند و کدام کرامت اخلاقی را در وجود خود پرورش داده اند؟ و در تاریکی اش به عده زیادی فرصت پنهان کردن آنچه را که آشکار بودنش ایشان را رنج می داده، داده است. می دانی که از خصوصیات شب شدت یافتن امراض، آرام شدن کشمکش ها، خاموشی بیهوده گویان و راز و نیاز مؤمنان با خداوند و… است. شب نعمت است. همچنان که روز نعمت می باشد.

حمیده دختر عزیزم! سال اول راهنمایی نسبتا درسهایش مفصل است؛ ولی کوشش و جدیت، هر سنگینی را سبک و هر مشکلی را آسان می کند، به خصوص توصیه می کنم که با جمیله همکاری کن که هم برای تو مفید است و هم برای او. تو می توانی برای کمال مشاور خوب و برای جمیله همفکر مناسبی باشی. مبادا غفلت کنی که فرصت از دست می رود.

دختر مهربانم! ساعات بیکاری را به مطالعه و بازی و کمک به مامان در انجام کارهای خانه و حفظ آیات و احادیثی که مامان صلاح می داند و اشعاری که خودت دوست می داری، تقسیم کن.

حمیده عزیز! از صفات جالبی که تو و جمیله داشتید و به خاطرم مانده این است که علاقه مند بودید که دوستانی داشته باشید. این کار بسیار خوب است، حتما مشورت مامان می تواند در این مورد راهنمای بسیار خوبی باشد و از معایبی که این کار می تواند داشته باشد، حتما شما را برکنار خواهد داشت.

دخترانم! خواهشمندم که به همه دوستان من که آنها را می شناسید، در موقع مناسب سلام برسانید؛ به خصوص به مامان بزرگ و آقاجان سلام مخصوص برسانید و دستشان را به عوض من ببوسید و برایشان آرزوی سعادت بیشتر و سلامت بنمائید.

با آرزوی بهترین موفقیت ها برای همه شما

۲۸ر۹ محمدعلی رجایی

***

آخرین نامه

بیست روز قبل از شهادت، قبل از ترک خانه برای شرکت در جلسه ای مهم، همسر رجایی به او گفت: «پیشنهاد می کنم وصیت نامهٔ جدیدی بنویسید. وصیت نامه قبلی را سالها پیش نوشته اید.» رجایی به یاد آورد که در سال ۱۳۵۲ قبل از اینکه به زندان برود، وصیت نامه ای نوشته بود و آن روز، هشت سال از نوشتن آن وصیت نامه می گذشت. کمی فکر کرد. سپس کاغذی خواست تا بنویسد. او بر روی یک برگ کاغذ دفتر مشق بدون اینکه پاکنویس کند، خوش خط و خوانا و بدون خط خوردگی و روان و ساده وصیت نامه ای نوشت و آن را به همسرش داد. نکاتی که در این چند خط به آنها اشاره شده، بسیار قابل تأمل است:

بسم الله الرحمن الرحیم

این بنده کوچک خداوند بزرگ با اعتراف به یک دنیا اشتباه، بی توجهی به ظرافت مسئولیت، از خداوند رحیم طلب عفو و از همه برادران و خواهران متعهد تقاضای آمرزش خواهی می کنم.

وصیت حقیقی من مجموعه زندگی من است. به همه چیزهایی که گفته ام و توصیه هایی که داشته ام در رابطه با اسلام و امام با انقلاب، تأکید می نمایم. به کسی تکلیف نمی کنم؛ ولی گمان می کنم اگر تمام جریان زندگی مرا به صورت کتاب در آورند، برای دانش آموزان مفید باشد.

هر چه از مال دنیا دارم، متعلق به همسر و فرزندانم می باشد. کیفیت عملکرد را طبق قانون شرع به عهده خودشان می گذارم.

برادرم محمدحسین رجایی وصی و همسرم ناظر و قیم باشند.

خدای را به وحدانیت، اسلام را به دیانت، محمد(ص) را به نبوت و علی و یازده فرزندان معصومین علیهم السلام را به امامت و پس از مرگ را به قیامت و خدای را برای حسابرسی به عدالت قبول دارم و از دریای کرمش امید عفو دارم.

این مختصر را برای رفع تکلیف و تعیین خط مشی برای بازماندگان و برحسب وظیفه شرعی نوشتم، وگرنه وصیت نامه این بنده حقیر با این همه تحولات در زندگی در این مختصر نمی گنجد.

حج بیت الله بر من واجب شده بود، امکان رفتن پیدا نشد. اینک که به لقاءالله شتافتم، این واجب را یکی از بندگان صالح خداوند به عهده بگیرد.

ثلث اموال به تشخیص بازماندگان به «خیرالعمل» صرف شود و اگر به نتیجه قطعی نرسیدند، به بنیاد شهید بدهید.

محمدعلی رجایی