در تاریخ سیاسی ایران چه زنانی مجبور شدند مانتو را کنار بگذارند و چادر سر کنند

این نگاه ها و نگرش ها جز به افسردگی های افسارگسیخته میان زنان ایرانی, به راه دیگری منتهی نخواهد شد زنان را به رسمیت بشناسیم چه چادری و چه مانتویی این نوع نگاه احترام را در جامعه به پوشش بالاتر می برد و انگیزه دختران جوان را برای حضور در سمت های بالاتر افزون می کند جامعه ما دهه های متوالی با زنان نامهربان بوده, کمی چاشنی مهربانی لازم است

فهرست کابینه آمده و زنان ناامیدتر از همیشه، به سیاست گذاری های حسن روحانی در انتصاب ها می نگرند. راه چاره ای هم نیست. گویا اشارت ها از این سو و آن سو زیاد بوده که حالا مدیر موفقی مانند شهیندخت مولاوردی باید از معاونت به مشاورت برسد و معصومه ابتکار، به جای او راهی معاونت امور زنان ریاست جمهوری شود. با این حال، اگرچه معرفی نشدن وزیر زن در کابینه دوازدهم موجی از نقدها و اعتراض ها را در جامعه مدنی، نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی برانگیخت؛ اما روز گذشته خبر معرفی لعیا جنیدی به سمت معاونت حقوقی رئیس جمهوری، خبر خوش دیگری بود که در لابه لای بی مهری های کابینه دوازدهم به زنان درخشید. جنیدی از حقوق دانان مسلط به کار است و از همین حالا می توان پیش بینی کرد که بتواند در مقام وزارت خوش بدرخشد. او دانش آموخته حقوق دانشگاه تهران است و تحصیلات پسادکترا را در هاروارد به پایان رسانده است. همه اینها نکات مثبتی درباره لعیا جنیدی و کارنامه کاری و تحصیلی او است؛ اما ساعاتی از خبر معرفی او نگذشته بود که تصاویر متفاوتی از او روی سایت ریاست جمهوری قرار گرفت. خبر صبحگاهی معرفی معاون حقوقی رئیس جمهور، همراه با تصاویری از یک زن ایرانی با پوشش معقول و مرسوم نهادهای رسمی بود؛ مقنعه و مانتویی ساده، پوشیده؛ اما ساعاتی بعدتر تصویری از لعیا جنیدی با پوشش چادر روی سایت ریاست جمهوری مخابره شد. چکیده بحث اینکه یحتمل خانم جنیدی برای حضور در این سمت، پذیرفته از مانتو به چادر تغییر پوشش دهد.

اینکه هنوز حجاب رسمی زنان ایرانی برای حضور در دستگاه های رسمی و دولتی پذیرفته نیست، ماجرای امروز جامعه و کابینه دوازدهم نیست.

معصومه ابتکار که به ریاست سازمان محیط زیست منصوب شد هم مانتویی بود. خبر آمد که برخی منتقدان با حضور یک خانم مانتویی در کابینه دولت اصلاحات موافق نیستند؛ همین شد که ابتکار از مانتو به چادر تغییر پوشش داد. حتی آن طور که زهرا شجاعی در گفت وگویش با «شرق» روایت کرده، تلفنی نحوه کش دوختن به چادر را به ابتکار آموخته است. از پرونده خانم ابتکار که بگذریم، همین مسئله گریبانگیر زنان نماینده مجلس نیز شده است؛ زنانی که این بار با پوشش مانتو برای تبلیغات نمایندگی مجلس اقدام کرده اند، با همان پوشش از مردم رأی گرفته اند و کمی بعدتر به واسطه از آنها خواسته شده است تا پوشششان را جور دیگری کنند. نخستین زنی که به صراحت در این زمینه سخن گفته، الهه کولایی است. مهدی کروبی، رئیس وقت مجلس ششم، در تماس های تلفنی از او خواسته بود چادر به سر کند و حساسیتی در مجلس ایجاد نکند. او همان جا پای تلفن به شیخ مهدی کروبی توضیح داده مردم پوسترهای تبلیغاتی من را دیده اند، آنجا هم پوشش من مانتو بوده، با همین پوشش کار می کنم و سر کلاس و دانشگاه می روم. جالب اینکه مرضیه دباغ در سال ۱۳۷۹ گفته بود: «اگر نمایندگان زن بدون چادر وارد مجلس شوند، کتک خواهند خورد». آن موقع الهه کولایی و طاهره رضازاده، نماینده شیراز، در معرض این تذکر بودند. کولایی آنجا از پذیرش خواست رئیس مجلس سر باز زده و به راه خود می رود تا با پوشش مانتو وارد مجلس شود. خبرها حاکی از آن است که پیشنهادهای مشابهی درباره استفاده از پوشش چادر به طیبه سیاوشی شاه عنایتی نیز داده شده است. سیاوشی نیز در جمع نمایندگان مجلس دهم تنها زن چادری است؛ بماند که اگر مینو خالقی هم از حضور در مجلس باز نمانده بود، آن وقت دو زن در میان نمایندگان زن با این پوشش مرسوم در صحن علنی مجلس حاضر می شدند. همه این داستان ها روایت شد تا دوباره به ماجرای تصاویر مانتویی و چادری از لعیا جنیدی بازگردیم. لعیا جنیدی به مصلحت شخصی و شاید اهمیت پذیرش معاونت حقوقی ریاست جمهوری به این نکته رسیده که مسئله پوشش چادر را بپذیرد؛ در جامعه ایران زنانی با پوشش چادر و زنانی با پوشش مانتو به چشم می خورند. آنها کنار هم زندگی می کنند، دانشگاه می روند و با هم رفیق اند. این طور تعیین امتیازکردن برای زنانی که حتما به پوشش چادر درآمده اند، در واقع امکان و انگیزه میلیون ها زن ایرانی با پوشش مانتو را از بین خواهد برد. چه بسا اینکه زنی را به صرف حضور در کابینه، تشویق به پوشش چادر می کنند، تبعات منفی در جامعه داشته باشد. نمونه های موفق زنان را نباید به قالب آورد و یک شکل کرد. وزیر زن در کابینه نداریم، حتی به سبک و سیاق محمود احمدی نژاد، وزیر کشور معرفی شده زنی را در قامت استاندار نمی بیند و توصیه اش به زنان تلاش برای حضور در معاونت استانداری است. انواع نگاه های بازدارنده در میان مسئولان مانع از رشد و ترقی زنان است.

این نگاه ها و نگرش ها جز به افسردگی های افسارگسیخته میان زنان ایرانی، به راه دیگری منتهی نخواهد شد. زنان را به رسمیت بشناسیم؛ چه چادری و چه مانتویی. این نوع نگاه احترام را در جامعه به پوشش بالاتر می برد و انگیزه دختران جوان را برای حضور در سمت های بالاتر افزون می کند. جامعه ما دهه های متوالی با زنان نامهربان بوده، کمی چاشنی مهربانی لازم است.

آمنه شیرافکن