آقایان کاندید ریاست جمهوری, لطفا شعار ندهید

در فصل انتخابات, همواره با موجی از شعار در کشور مواجه می شویم این روزها هم که اقتصاد ما در وضعیت ناخوشایندی قرار دارد, اگر دقیق بنگریم, چه دولت مستقر و چه مخالفان دولت, بیش از هر چیزی با شعارهای اقتصادی به صحنه آمده اند بالابردن قدرت خرید مردم, رونق بخشیدن به تولید, اشتغال زایی, سامان دادن به نظام مالیاتی و هم از شعارهایی هستند که بیشتر مورد توجه قرار می گیرند اما اگر دقیق تر بنگریم, برنامه درخور توجهی برای عملی کردن شعارهایی که مطرح می شود, دیده نمی شود

در غیاب برنامه یا برنامه هایی برای رفع مشکلات، تنها نکته درخوراعتنا، جهت گیری های عاقلانه است که شاید به تدریج و با گشودن فضاهای مناسب، نتیجه های سودمندی در پی داشته باشد. اما از اینکه بگذریم، آنچه داغ است، بازار شعارهای انتخاباتی است. برای نمونه، همچنان از بالابردن میزان یارانه نقدی سخن می گویند که بیشتر یا چند برابر خواهد شد، ولی نمی گویند از کجا؟ (از درآمد نفت؟) و نمی گویند در پی چنین شعارها و سپس تصمیم هایی (که بر مبنای برنامه های سنجیده شکل نمی گیرند) هزینه آب، برق و... چند برابر می شود؟ چنین شعارهایی گاهی جریانی را به قدرت می رساند ولی در غیر این صورت هم، چنین شعارهایی تورم زا و هزینه ساز است و گرفتاری های اقتصادی ما را افزایش می دهد. ما اکنون در جهانی زندگی می کنیم که وقتی دولتی انتخاب و مستقر می شود (حتی اگر در کشورهای پیشرفته هم باشد) توانایی معجزه ندارد و در نهایت، با برنامه های تعدیلی می تواند برای رفع تدریجی مشکلات تلاش کند. در کشورهای پیشرفته مانند آلمان و... هم که از قدرت و توانایی بیشتری برخوردارند، معجزه و اقدام یک شبه برای رفع مشکلات امکان پذیر نیست و در نتیجه شعارش هم بی معناست، ولی در ایران چنین شعارهایی برای جلب آرای مردم داده شده و می شود. شعارهایی که فقط و فقط توقع و انتظار ایجاد می کنند و در پی برآورده نشدن انتظارهای بیجا، به فراگیرشدن یأس و دلسردی می انجامند. یعنی بدون طرح و برنامه و با شعار افزودن بر سفره مردم می آیند و سرانجام سفره ها را کوچک تر کرده و می روند.

دموکراسی با انتخابات (رأی مردم) و چرخش قدرت در مدت زمان مشخص (جلوگیری از فساد) پویایی می یابد. در دموکراسی، جایگاه نهادهای مدنی و حزب بسیار اهمیت دارد و سیاست ورزی در غیاب حزب های سیاسی در دموکراسی تعریف پذیر نیست. در کشورهای پیشرفته (و حکومت های مردم سالار) حزب های قوی فضای سیاسی را شکل داده و سامان سیاسی را پدید می آورند. حزب های مختلف براساس گرایش های گوناگون وجود دارند و شهروندان می توانند در جایگاه هوادار به یکی از آنها بپیوندند و سپس در صورتی که جدی تر باشند، با شرکت در کلاس های آموزشی، کار تشکیلاتی و... فعال تر شوند. به طورکلی شرایط برای پشتیبانی از حزب یا پیوستن به حزب تعریف شده و امکان پذیر است، تا جایی که فرد بتواند با تقویت خویش، از صلاحیت لازم برای برعهده گرفتن مسئولیت های مهم و برجسته برخوردار شود. با کادرسازی در درون حزب و آموزش های مستمر کار سیاسی، همواره فضایی برای برآمدن افراد نخبه فراهم می شود. هرچه کیفیت کار فکری، آموزشی و نظم تشکیلاتی در آنها بالاتر باشد، نیروهای قوی تری را وارد عرصه سیاسی کشور می کنند. حزب ها هر کدام براساس دیدگاه هایی که دارند، همواره نیروهای خود را با انتشار جزوه ها، نشریه های داخلی، برگزاری نشست ها و...

به لحاظ اطلاعاتی و تحلیلی به روز نگه داشته و همچنین نقدهای خود را درباره موضوع های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ارائه کرده و به طور مستمر در تشکیلات خود و در سطح جامعه (با بهره گیری از رسانه ها، برگزاری نشست ها و...) وضعیت موجود و برنامه های دولت را نقد کرده و برنامه های موجود و قدرت مستقر را زیر نظر می گیرند. حزب ها با کادرسازی منظم و پیوسته، در کنار ارائه و تبیین برنامه های خود، با بحث و گفت وگو درباره مشکلات، ناکامی ها و کامیابی ها در سطح مدیریت کلان کشور، نیروهای خود را به لحاظ نظری تقویت کرده و فضای بیشتری برای ایده پردازی درباره موضوع های گوناگون و مسائل پیش روی جامعه می گشایند. حزب ها همواره برآمده از طبقه های اجتماعی مختلف و مخاطب اصلی آنها نیز همان طبقه ها هستند و سپس به صورت عام مردم را مخاطب قرار می دهند. همچنین در این روند، آنچه حزب ها را زنده و قوی نگه می دارد، پویایی فضای رسانه ای (مطبوعات) است، زیرا آزادی رسانه ای و کار دقیق رسانه ای به گردش آزاد اطلاعات، ارتباط حزب های سیاسی با متن جامعه، نقد مسائل و مشکلات کشور و... امکان بیشتری می دهد. برنامه های در حال اجرا و اصلاحی نیز بی وقفه نقد شده و شهروندان نیز در جریان آن قرار می گیرند. نکته مهم در بررسی کار حزبی، جریانی است که در برنامه ریزی و سیاست ورزی ایجاد می کنند، یعنی هنگامی که مسائلی مانند بی کاری، رکود، تورم و... وجود دارند و نقص ها و نارسایی هایی در زمینه های مختلف پدید می آیند، اگر حزب های قوی در عرصه سیاسی فعال باشند، براساس شعار وارد میدان انتخابات نمی شوند بلکه براساس طرح و برنامه وارد می شوند. کمتر کلی گویی کرده و انشاهای سیاسی می خوانند و برای رفع مشکلات، برنامه های کوتاه مدت و بلندمدت خود را ارائه کرده و براساس آن نیز داوری می شوند. برنامه ها و افراد توانا و نخبه (سیاسی) از درون حزب ها برآمده و کمتر اتفاق می افتد که افراد، دوره کارآموزی خود را در رده های بالای سیاسی و اجرائی کشور طی کنند.

ایران در پی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) با دو فصل مواجه است؛ یکی قبل از برجام و دیگری پس از برجام و با پذیرفتن آن، وارد فصل جدیدی شده که بازگشت به قبل، نه سودمند است و نه عاقلانه. ایران در وضعیت پس از برجام، با گسترش همکاری های منطقه ای و جهانی در زمینه های مختلف، گشودن فضای مناسب برای سرمایه گذاری خارجی، رونق صنعت گردشگری و... به تدریج می تواند از وضعیت بهتری برخوردار شود و این با امتداد جهت گیری عاقلانه ای که رخ داده، دور از دسترس نیست. وگرنه پول هم از آسمان بر سر ما ببارد، انزواگزینی یا پرهیز از همکاری با جامعه جهانی هیچ سود و دستاوردی برای ما نخواهد داشت. آنچه به رونق اقتصادی (افزایش تولید و اشتغال‎ زایی) می انجامد، همکاری با جامعه جهانی (به ویژه کشورهای پیشرفته) و ترمیم روابط آسیب دیده است تا مسیر برای توسعه هموار شود. جریان ها و گروه های سیاسی که فقط و فقط با شعار وارد عرصه انتخابات می شوند، یا عطش قدرت دارند یا اینکه از دانایی سیاسی برخوردار نیستند. هنگامی که کار سیاسی تعریف و ضرورت فعالیت حزب های قوی برای تقویت مردم سالاری تبیین نشود، چنان که در این سال ها و در فصل های انتخاباتی بارها دیده ایم، کوشش شده با حرکت های جبهه ای (تشکیل جبهه های سیاسی که عمری چندماهه دارند) گره ها گشوده شود. آن هم براساس شعار و البته که با تکیه بر چنین روش ها و رفتارهایی، اگر طرح و برنامه ای را انتظار داشته باشیم، انتظار غلطی است. یکی دیگر از رخدادهای تلخ نیز واردشدن چهره های ورزشی یا هنری در عرصه سیاست است واردشدن افراد غیرمتخصص قبل از هر چیزی یعنی تهی شدن معنای کار در آن زمینه ها!

محمد صادقی. روزنامه نگار