آمریکا و ملی شدن صنعت نفت

تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران, همجواری نام ایران و آمریکا را بسیاری از حوادث سیاسی به چشم دیده است نوشتار حاضر در صدد تورقی دوباره پیرامون یکی از نقاط عطف تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران می باشد به گونه ای که نوع همجواری مزبور را نشان دهد

در بین دولت های استعمارگر آمریکا آخرین کشوری است که ایران را به عنوان محلی برای استعمارگری برگزید. قبل از آمریکا روسیه و انگلیس در دراز مدت درصدد به مستعمره گرفتن ایران بودند. آمریکا با اینکه نسبت به سایر استعماگران دولتی جوان محسوب می‌شد، ولی ضررهایی که از این کشور به ایران و ملت ایران رسید بیش از سایر استعمارگران بود.

مهمترین نهضت مردمی در بین دو اتفاق مهم انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی ایران، نهضت ملی شدن صنعت نفت بود که پس از مدتی با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ش سیر قهقهرا پیمود و نهضتی که درصدد نقش آفرینی بیشتر مردم در سرنوشت خود بود با دیکتاتوری سیاه تری پس از نهضت نسبت به زمان قبل از آن دچار شد. درباره‌ی این رویداد مهم تاریخ معاصر ایران هنوز مسائل گوناگون مکتوم یا پنهان مانده است که باید درباره‌ی آنها به بررسی پرداخت. این کودتا، اولین کودتایی بود که با مداخله مستقیم و علنی دو دولت خارجی، (انگلیس، آمریکا) بویژه آمریکا، برای سرنگون کردن یک دولت ملّی، با همکاری محمدرضا پهلوی و به دست چند مزدور داخلی انجام گرفت. اصل مطلب، سرکوب کردن نهضت ملی ایران و جلوگیری از ملی شدن نفت بود؛ و سرانجام معامله بدین نحو ختم شد، که جای شرکت نفت انگلیس و ایران را یک کنسرسیوم بین‌المللی،‌که شرکت‌های نفت آمریکایی نیز در آن سهیم باشند بگیرد و انگلیسی‌ها که پس از خلع‌ید و اخراج از ایران، موقعیت انحصاری خود را در خاورمیانه از دست داده بودند، دوباره به ایران بازگردند و چهل درصد از سهام کنسرسیوم را مالک شوند.

کودتای ۲۸ مرداد و نتایج ناشی از آن به حدّی در زندگی اجتماعی و سیاسی مردم ایران مهم است که باید درباره آن از جنبه‌های گوناگون بررسی و تحقیق بعمل آید. بی‌گمان مداخلة‌ آمریکا در براندازی دولت دکتر مصدق، نقطه عطفی در روابط روزافزون ایران و آمریکا و آغازی بر نفرت ایرانیان از این دولت استعمارگر محسوب می شود. هر چند که رژیم شاه این نقطه عطف را مثبت ارزیابی کرد و به‌همین دلیل نیز روابط ایران و آمریکا در بیست و پنج سال بعد از کودتا و تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بسیار گسترش یافت، امّا این اقدام آمریکا همواره موجب بدبینی و یأس و نفرت مردم ایران از آمریکایی‌ها شد و سرانجام پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دشمنی آشکار با آمریکا و قطع کامل روابط ایران با این کشور استعمارگر انجامید.

● حضور آمریکایی‌ها در ایران

در اینکه اغلب توطئه‌های بیگانگان علیه ایران در دو قرن اخیر به گونه‌ای با انگلیس گره می خورد شکی نیست. در جریان نهضت نفت نیز تیغ تند حمله نیروهای مذهبی و ملی علیه انگلیس بود. اما وقتی انگلیس به فکر کودتا افتاد، همچون نهضت مشروطه که برای مقابله و مبارزه با آن روسیه را ابزار کار قرار داد، در این نهضت نیز برای اینکه نفرت مردم ایران نسبت به انگلیس بیشتر نشود، پس از آنکه کودتا را طراحی کردند، آمریکا را ابزار کار خود قرار دادند. از این رو بود که آمریکا متهم و بدنامِ اول این کودتا است و مردم ایران آمریکا را عامل اصلی کوتا می‌دانند. البته این بدان معنا نیست که آمریکا تا قبل از این تاریخ در ایران حضور نداشته باشد؛ چرا که مستشار مالی بودن شوستر در ایران و ... حضور آمریکا در ایران را به نیم قرن قبل از نهضت نفت باز می‌گرداند. بدنبال اشغال ایران توسط نیروهای شوروی و بریتانیا، چند واحد نظامی آمریکایی نیز به تقاضای انگلیسی‌ها برای تسریع در حمل تدارکات نظامی شوروی‌ها، به ایران آمدند و فرماندهی خلیج‌فارس را ایجاد کردند. در آن موقع دولت ایران از ایالات متحده درخواست کرد، برای توجیه حضور نیروهای خود در خاک ایران، به پیمان سه‌گانه انگلیس ـ شوروی ـ ایران ملحق شود، ولی دولت آمریکا که پیوستن به چنان قراردادی را بسود خود نمی‌دانست، با در خواست ایران موافقت نکرد، و پس از پایان جنگ نیروهای خود را از ایران خارج ساخت.

نگرانی دولت ایران از سیاست توسعه طلبانه شوروی‌ها پس از جنگ دوم جهانی و خودداری از تخلیه خاک ایران، اقدام تهران را ظاهراً در جلب حمایت مادی و سیاسی آمریکا توجیه می‌کرد. در ۱۳ مهر ۱۳۲۶۶۵۲۵۹; ش. اوّلین موافقت‌نامه نظامی ایران و آمریکا به‌عنوان همکاری مستشاران نظامی آمریکا با ارتش ایران، در حکومت قوام‌السلطنه بدون موافقت و تصویب مجلس شورای ملّی به امضاء رسید. براساس این موافقت‌نامه مستشاران آمریکایی اختیارات آموزشی، بازرسی و نظارت در امور ارتشی ایران را پیدا می‌کردند، همچنین دولت ایران حق استخدام مستشار از سایر کشورها را بدون موافقت دولت آمریکا نداشت. این اقدام قوام مخالفت‌هایی را در پی داشت، ولی چندی پس از امضای موافقت‌نامه مزبور دولت ایران برای تجدید سازمان ارتش و تهیه سلاح‌های جدید، اعتباری به مبلغ ۲۵ میلیون دلار کمک‌ مالی از آمریکا دریافت کرد.

جنگ دوّم جهانی تحولات بزرگی در محدوده جغرافیایی کشورها و موازنه قدرت‌ها و روابط بین‌المللی ایجاد کرده بود. ایالات متحده آمریکا به‌صورت بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان در آمده بود. از سوی دیگر نیاز کشورها بزرگ غرب و شوروی برای دستیابی به انرژی و نفت، روز به روز افزایش می‌یافت. نفت نیز علاوه بر حیاتی بودن در شریان‌های مالی و اقتصادی و تجاری، عامل خوبی برای سلطه‌ورزی محسوب می‌شد. آمریکا که در رابطه با استفاده‌ی ابزاری از نفت در خرابکاری‌ها، دارای سابقه ی درخشانی! است از این فرصت، استفاده تام و تمامی را برد و توانست خود را به عنوان ابرقدرت غرب تثبیت نماید.

● آمریکا و نفت ایران

رد پای اولین ارتباط غربی‌ها با نفت ایران چنانکه ناظم الاسلام در تاریخ بیداری ایرانیان، گزارش می‌دهد به عهد ناصرالدین شاه و منطقه‌ی قصرشیرین باز می‌گردد. اما مطرح شدن ایران به‌عنوان یک کشور نفت خیز به سال‌ها پس از آن بر می‌گردد و با افزایش علاقه‌مندی آمریکا به ایجاد، حفظ و گسترش منافع خود در ایران، سیاستمداران آمریکایی به کسب امتیاز نفت از ایران هم توجه جدی نشان دادند. در اکتبر ۱۹۴۳ م (مهر ۱۳۲۲ ۶۵۲۵۹; ش) جیمز بیرنس رئیس اداره تجهیزات جنگی آمریکا در گزارشی به رئیس جمهور تقاضا کرد که دولت آمریکا شرکت نفت ایران و انگلستان را وادار سازد که حداقل یک سوم از تولید نفت ایران را به آمریکا تحویل دهد. در نوامبر ۱۹۴۲ م (آبان ۱۳۲۱ ۶۵۲۵۹; ش) ستوان اورلف، سرپرست مرکز ضد جاسوسی انگلستان در منطقه مدیترانه گزارش داده بود که آمریکایی‌ها علاقه بسیار به کسب امتیاز نفت در ایران دارند و حاضرند به هر صورت ممکن در این عرصه وارد شوند. وی تأکید کرده بود تحقق این امر با توجه به منابع نفتی آمریکا در عربستان سعودی، آمریکا را دارای منافع ویژه و دوگانه‌ای در ایران خواهد کرد. از سوی دیگر در تعقیب استراتژی به دست آوردن پشتیبانی نیروی سوم و در جهت جلب علاقه‌مندی آمریکایی‌ها به مسائل ایران، اعطای امتیاز نفت به شرکت‌های آمریکایی چیزی است که ایران را متمایل به موافقت با این امر نشان می دهد.

پس از آنکه وزیر مختار ایران در واشنگتن تمایل شرکت استاندارد اویل وکیوم را در این¬باره تحصیل کرد، دولت ایران از وزیر مختار آمریکا در تهران خواست تا تمایل دولت ایران جهت اعطای امتیاز نفت به شرکت‌های آمریکایی را به اطلاع وزارت امورخارجه آمریکا برساند و به شرکت‌های آمریکایی توصیه شود تا نمایندگان خود را به تهران فرستاد. متعاقب آن شرکت انگلیسی ـ هلندی «رویال داچ شل» نیز نمایندگانی برای مذاکره و کسب امتیاز نفت به ایران اعزام داشتند. دولت آمریکا که علاقه وافری به کسب امتیاز نفت توسط کمپانی استاندارد داشت به وزیر مختار خود دستور داد تا هرگونه حمایتی را از شرکت استاندارد وکیوم به عمل آورد. در شهریور ماه ۱۳۲۳ ۶۵۲۵۹; ش دولت شوروی هم متقاضی کسب امتیاز نفت شمال ایران شد و بحرانی که پس از آن بوجود آمد باعث مدنظر قرار دادن سیاست موازنه‌ی منفی توسط سیاستمداران ایران شده و نهایتاً طرح منع مذاکره درباره ی نفت توسط مجلس شورای ملی تصویب گردید. با تصویب قانون منع مذاکره درباره نفت، وزارت امور خارجه آمریکا به سفیر خود در تهران دستور داد تا وی مراتب حمایت آمریکا از تصمیم دولت ایران در مورد نفت، علی‌رغم محروم شدن شرکت‌های آمریکایی را به اطلاع دولت ایران برساند.

آنچه در تحلیل این اقدام می‌توان افزود آنکه آمریکایی‌ها در آن مقطع تلاش داشتند با چنین مواضعی ضمن ارائه تصویری مناسب از خود، عرصه را از رقبا خالی نمایند. سفیر آمریکا در تهران، با اظهار این مطلب که ایران یک کشور مستقل است و باید در اتخاذ هر تصمیمی آزاد باشد و سرنوشت خود را تعیین نماید، پشتیبانی خود و دولت آمریکا را از ایران اعلام داشت.

● آمریکا و دولت مصدق

آمریکایی‌ها در ایران مانند دیگر کشورها جهان سوم، در جستجوی رهبران غیر کمونیستی بودند، که هم دارای وجهه و موقعیت ملی بوده و هم توانایی اصلاحات و تغییرات اساسی اجتماعی و اقتصادی را که در جهت منافع استعمارگرانه و منفعت طلبانه‌ی آمریکا باشد داشته باشند. سیاست سنتی آمریکا ایجاب می‌کرد که با سیاست‌های امپریالیستی بریتانیا در ایران مقابله کند، اما در عین حال ترجیح می‌داد که به جای رویارویی مستقیم با انگلستان، به حمایت از نیروهای ملی و طرفدار آمریکا و حداقل دولتمردان مستقل مبادرت نماید.

مطالعه و بررسی اسناد رسمی دولت آمریکا روشنگر آن است که سیاست‌های آمریکا در قبال ایران پس از جنگ جهانی دوم و به خصوص در دهه پنجاه میلادی، حفظ ایران و جلوگیری از سلطه کمونیسم بر آن بوده است. ایرانی بالنسبه باثبات و نیرومند که قادر به سد کردن راه برای مداخله و تهاجم شوروی باشد. ایران به دلایل و جهات مختلفی مورد توجه دولت آمریکا قرار داشت، به علت منابع و همچنین موقعیت استراتژیکی و آسیب‌پذیری آن دربرابر تهاجم شوروی، آمریکایی‌ها همچنان ایران را به عنوان هدفی در برنامه توسعه طلبی شوروی تلقی می‌کردند.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که نگرانی آمریکا از بروز اختلاف میان ایران و انگلستان در مسئله نفت به آن جهت بوده است که اوّلاً این اختلاف موجب تضعیف ایران و در نتیجه سلطه ی شوروی بر ایران شده و یا حداقل ایران سیاست بی‌طرفی اتخاذ کرده و از جرگه بلوک غرب و دنیای آزاد خارج شده که در آن صورت باز هم تهدید بالقوة شوروی همچنان بر منافع امنیتی آمریکا و غرب سنگینی می‌کرد.

● آمریکا و ملی شدن نفت ایران

دکتر هوشنگ مهدوی در این باره می‌نویسد: «در واقع سیاست آمریکا نسبت به نهضت ملی شدن نفت را می‌توان به سه دوره تقسیم کرد: ۱ـ پشتیبانی از حقوق حقه ایران به منظور شکستن انحصار نفتی انگلستان ۲ـ میانجیگری دوستانه در حلّ اختلاف ایران و انگلستان، ۳ـ همسویی با انگلستان و شرکت در براندازی حکومت ملّی».

آن بخش از نظرات دکتر مهدوی در مورد سیاست ایالات متحده که جای تردید دارد، همان پشتیبانی آمریکا از حقوق حقه ایران، یعنی ملّی کردن نفت است. «ایالات متحده به طور کلی با ملی کردن نفت موافق نبود» و اگر چنانچه نسبت به ملی شدن نفت روی موافق نشان می‌داد، از روی اکراه و بی‌میلی و باز هم به دلیل ترس از سلطه کمونیست بر ایران بوده است. اسناد وزارت امور خارجه آمریکا نیز صراحتاً پشتیبانی این کشور از نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران را انکار می‌کند. در ۱۷ مارسی ۱۹۵۱ م (۲۷ اسفند ۱۳۲۹ ۶۵۲۵۹; ق) یعنی سه روز بعد از تصویب قانون ملی شدن نفت در مجلس شورای ملی، آچین وزیر امور خارجه وقت امریکا چنین گزارش می‌کند:

«ایالات متحده» به طور کلی با ملی کردن موافق نیست. اما حق دولت‌های مستقل را در انجام چنین اقدامی به رسمیت می‌شناسد، مشروط به آنکه غرامت منصفانه و فوری پرداخت شود، زیرا ممکن است دولتهای دیگر را به این امر تشویق کند.

وزارت امور خارجه به دلایل فوق و نیز به این دلیل که چنین مخالفتی موقعیت ایالات متحده و غرب را از لحاظ سیاسی در ایران دچار مخاطره می‌کند و ممکن است موجب سقوط ایران به سلطه شوروی شود، فعلاً با ملی کردن شرکت نفت ایران و انگلستان مخالفت نمی‌کند».

آچین به صراحت مخالفت دولت آمریکا را با ملی کردن، که حقوق حقه ملت ایران است ابراز داشته و باز هم تنها به دلیل ترس از سلطه شوروی بر ایران تأکید می‌کند که دولت آمریکا «فعلاً» با ملی کردن مخالفت نمی‌کند. از سوی دیگر دولت آمریکا نگران قطع جریان نفت به غرب بوده است و دیگر اینکه، از آن بیم داشت که دولت انگلستان و یا شرکت نفت ایران و انگلستان به اقدامات عجولانه‌ای دست بزنند که آثار نامطلوبی برای ایران داشته باشد. نکته جالب توجه در گزارش آچین که مبین سیاست آمریکا در قبال ملی کردن نفت می‌باشد، آنست که آمریکا در صدر هماهنگی و همکاری با انگلستان و پشتیبانی از آن کشور در مقابل ایران است. نهایتا اینکه از اسناد و اظهار نظرهای سیاستمداران آن عهد کاملا معلوم می گردد که آمریکا اگر چه با هدایت انگلیس وارد عرصه ی مبارزه با نهضت مردمی ایران شد ولی در اندک زمانی توانست جای این استعمارگر پیر را گرفته و بازیگر اصلی کودتاها در خاورمیانه شود.

سید ابوالحسن توفیقیان

۱. روبین، باری؛ جنگ قدرتها در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران، آشتیانی، ۱۳۶۳، ص۸۵.

۲. مدرس گیلانی، مرتضی؛ تتمه تاریخ نگارستان، تهران، تهران، حافظ، ۱۴۰۴ق، ص۵۳۰ و مخبرالسلطنه هدایت، مهدی قلی خان؛ خاطرات و خطرات؛ تهران، نشر زوار، چ۲، ۱۳۴۴، ص ۲۵۷.

۳. تلگراف محمدرضاشاه به روزولت رئیس‌جمهور امریکا، مورخ فوریه ۱۹۴۱، سند شماره آ. و: پ: ۵/ آ. و: ۷ــ۳۲، مورخ بهمن‌ماه ۱۳۲۰، دفتر اسناد ریاست‌جمهوری.

۴. ر.ک: نجاتی، غلام‌رضا، جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تهران: شرکت سهامی انتشار، چاپ هفتم، ۱۳۷۳، ص ۳۳.

۵. همان.

۶. بنی صدر، ابوالحسن؛ نفت و سلطه، تهران، انتشارات مصدق، ۱۳۵۶، ص۲۹۳.

۷. ذوقی، ایرج، رفتار سیاسی آمریکا در قبال نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران، تهران: وزارت امور خارجه، مرکز چاپ و انتشارات، ۱۳۸۰، ص ۱۶.

۸. ذوقی، ایرج، رفتار سیاسی آمریکا در قبال نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران، پیشین، ص ۱۷.

۹. مصدق، غلامحسین، در کنار پدرم مصدق، تهیه و تنظیم غلام رضا نجاتی، انتشارات مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ص ۱۷۹.

۱۰. هوشنگ مهدوی، عبدالرضا، سیاست خارجی ایران در دوره پهلوی، تهران: نشر البرز، ۱۳۶۶، ص ۲۰۸.

۱۱. ذوقی، ایرج، رفتار سیاسی آمریکا در قبال نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران، پیشین، ص ۵۵.

۱۲. هوشنگ مهدوی، عبدالرضا، سیاست خارجی ایران در دهه پهلوی، پیشین، ص ۲۰۹.

۱۳. برای مشاهده چگونگی طرح کودتای امریکا که موسوم به عملیات چکمه بود ر.ک: وود، هاوس؛ عملیات چکمه، ترجمه فرحناز شکوری، تهران، انتشارات نور، ۱۳۶۷.