تقابل جغرافیای فرهنگی انقلاب اسلامی با جغرافیای سیاسی غرب

موقعیت ژئوکالچر ایران امروز, عمیقاً متأثر از فرهنگ شیعی ایران است

موقعیت ژئوکالچر ایران امروز، عمیقاً متأثر از فرهنگ شیعی ایران است.

اگر این فرهنگ نبود، انقلاب اسلامی ایران نیز نبود و حداکثر در حد یک انقلاب ملی رقم می خورد. انقلاب اسلامی ایران، جهان را از حالت دوقطبی درون پارادایم اومانیسم (بشرگرایی) که جهان را به دو قطب، لیبرال کاپیتالیسم غرب و سوسیالیسم شرق تقسیم می کرد، درآورد، و به جهان دو قطبی جامع تر دو قطبی اومانیسم (بشرگرایی) و تئوئیسم (خداگرایی رساند).

پس موقعیت ژئو کالچر ایران در جهان امروز مقوم جهان ژئوپارادایم دوقطبی خداگرا - بشرگرا است و اگر فرهنگ ایرانی شیعی نبود، نظام دوقطبی نوین در جهان شکل نمی گرفت.

اهمیت ژئواستراتژیک ایران در جهان از این روست که نه تنها یک قطب این نظام دوقطبی است، بلکه این نظام را شکل داده است. این یعنی بازی گری در عرصه جهانی.

تقابل ژئوکالچر انقلاب اسلامی با ژئوپلتیک غرب در جنبش های جاری جهان اسلام تقابل حقیقت با واقعیت جهان اسلام است.

باید پذیرفت اسلام با جنبش های جاری در جهان شکاف بزرگی در الگوهای استبدادی نظام های حاکم بر کشورهای اسلامی بوقوع پیوسته است و دیگر نمی توان با این نظام ها جهان اسلام را کننترل کرد؟ این همان آرمان بزرگ امام خمینی(ره) در بیداری اسلامی است.

اکنون بعد از دو قرن جهان اسلام در جست وجوی نظام های پساسکولار و پساغربگرایی است. خیزش های جهان اسلامی پیش از آنکه خیزش گرسنگان و انقلاب ستم دیدگان در مقابل شکم بارگان باشد انقلاب تحقیر شدگان فرهنگی و هویتی در مقابل جریان ها و قدرت هایی است که دو قرن بر جهان اسلام سیاست های استکباری و استبدادی را تحمیل کردند و علت اصلی و اساسی فقر، عقب ماندگی، بی هویتی، دیکتاتوری، بی سوادی و وابستگی مسلمانان به کفار و مشرکین هستند؟

در این مسیر مولفه های ذیل مهم ترین مباحث استراتژیکی در فهم تحولات جهان اسلام اند:

-درک دقیق، عمیق و استنادی از ماهیت و ساختار جنبش های جاری جهان اسلام در فرآیند بیداری اسلامی

-ترسیم فرصت های این دگرگونی ها برای انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی

- دستیابی به یک الگوی بومی برای فهم جنبش های سیاسی - اجتماعی درجهان اسلام

- شناخت تفصیلی ازرابطه بین جنبش های جاری درجهان اسلام با پـیشینه تاریخی آنها در دو قرن گذشته و نقش انقلاب اسلامی در فرآیند بیداری اسلامی

- شناخت تفصیلی از جایگاه جنبش های جاری در فرآیند بیداری اسلامی و بازسازی تمدن اسلامی با محوریت ایران اسلامی

- شناخت تفصیلی از توانایی های ژئوکالچر انقلاب اسلامی در بیداری مسلمانان منطقه و جهان امام عظیم الشان امت و مقام معظم رهبری بارها فرموده اند که منظور از صدور انقلاب لشکرکشی به کشورهای دیگر نیست بلکه باید فرهنگ انقلاب اسلامی را به دنیا شناساند. اگر این فرهنگ خوب شناسانده شود گرایش به سمت آن و الگوبرداری از آن را هیچ قدرت مستبدی نمی تواند کنترل نماید(۱). مقام معظم رهبری نیز با اشاره به ضرورت شناسایی مفاهیم جدید انقلاب و عرضه آنها به مشتاقان و طالبان حقیقت در سطح جهان می فرمایند:

«انقلاب اسلامی و نظام اسلامی، مفاهیم بکر و تازه ای در دنیا دارد، مفاهیمی دارد که اگر چه مشترکاتی با دنیا دارد، اما اختصاصاتی دارد که این را از شبیه خودش در مکاتب گوناگون و جریان های فکری و نحله های فکری دنیا جدا می کند؛ باید آن را در بیاوریم وپایش هم بایستیم و بیان کنیم.» (۲)

برمبنای الگوهای نظری امام (ره) و مقام معظم رهبری باید سه مفهوم کلیدی را درسرلوحه پژوهش های خود در فهم بیداری اسلامی و جنبش های جهان اسلام قراردهیم:

الف) ژئوکالچر: که بیانگر چهارچوب فرهنگی ای هست که نظام ها، مکتب ها و ایدئولوژی ها درمحدوده آن عمل کرده و اثر می گذارند و مقدمات و مبانی فکری خود را نه درمحدوده ملی و محلی بلکه در یک جغرافیای فرهنگی منتشر می سازند. درژئوکالچر تمرکز فعالیت ها بر فرهنگ بجای سیاست و اقتصاد است و از مولفه هایی چون دعوت فرهنگی، تبلیغ، نشان دادن کارآمدی، نشان دادن توانایی تولید سرمایه فرهنگی و اجتماعی و رابطه های معنوی و فرهنگی و مقاومت به جای زور و سیطره و استعمار استفاده می شود(۳).

ب) ژئوپلیتیک: ژئوپلیتیک مفهوم قدیمی تری نسبت به واژه ژئوکالچر بوده و از ابتدای قرن بیستم بعنوان نشانه ای برای تحولات و درگیری های جهانی درمورد کسب، حفظ و بسط قدرت بکار رفته است. قرن بیستم را قرن ژئوپلیتیک گفته اند. در طول قرن بیستم ژئوپلیتیک به منظور تعریف و توصیف مستمر رقابت جهانی بین بلوک سرمایه داری غرب و بلوک شوروی و سیاست های استعماری درجهان سوم بکار رفته است. در ژئوپلیتیک بسط جغرافیایی و سرزمینی به جای تکیه بر فرهنگ و روش های فرهنگی بر سیاست و اقتصاد تکیه دارد (۴).

ج) خیزش علیه تحقیر هویتی و فرهنگی مسلمانان: مفهوم جدید و بومی است در فهم جنبش های اجتماعی درحال جریان در کشورهای اسلامی که در ادبیات انقلاب اسلامی تولید گردید. تا به امروز عموماً علل و عوامل ریشه های جنبش های اجتماعی با توجه به مبانی فلسفه سیاسی غرب تحلیل شده است. بنابر این اغلب فیلسوفان و جامعه شناسان در فهم علل بروز جنبش ها به دو مکانیسم:وجود تضاد طبقاتی و رهبری طبقه پیشرو نظر داشتند. انقلاب اسلامی هژمونی این نظریه را مورد تردید قرار داد و عامل فرهنگی معناداری بنام«خیزش علیه تحقیر هویتی» و یا «خیزش علیه تحقیر فرهنگی» را به عنوان عامل تاثیرگذار وارد جنبش های اجتماعی علی الخصوص درجوامع اسلامی کرد. باید تلاش شود کارکرد این مفهوم در برانگیختگی جنبش های اجتماعی جهان اسلام به آزمون گذاشته شود.

محمد کاویانی

پی نوشت ها:

۱-پیام امام خمینی (ره) به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، صحیفه نور، ج ۱۱، ص ۲۶۶، ۲۲/۱۱/۵۸ و نیز بیانات امام خمینی در جمع سفرای کشورهای اسلامی، صحیفه نور، ج ۱۳، ص ۱۲۷، مورخ ۲۸/۷/۵۹

۲- بیانات مقام معظم رهبری مورخ ۱۷/۱۱/۸۰

۳- عزت الله عزتی، ژئوپلیتیک شیعه و امنیت مرزهای جمهوری اسلامی ایران، تهران: البرز فردانش، ۱۳۸۸

۴- غلامحسین حیدری،ژئوپلیتیک فرهنگی یا ژئوکالچر، ژئوپلیتیک، بهار۱۳۸۴، صص ۱۱۶-۹۳