ترس تاریخی از حاکمیت سیاهان

درباره این دوره از مبارزات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و مسابقه وار بودن آن بسیار نوشته شده است اما آنچه که اغلب رسانه های آمریکایی نسبت به آن بی توجه مانده اند, این است که اکنون یک قرن است که این رویه انتخاباتی بر کل سیستم سیاسی آمریکا حکمفرما بوده است

درباره این دوره از مبارزات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و مسابقه وار بودن آن بسیار نوشته شده است. اما آنچه که اغلب رسانه های آمریکایی نسبت به آن بی توجه مانده اند، این است که اکنون یک قرن است که این رویه انتخاباتی بر کل سیستم سیاسی آمریکا حکمفرما بوده است.

اجازه دهید به سال مهم و شوم ۱۹۶۸ برگردیم؛ سالی که مارتین لوترکینگ و بابی کندی ترور شدند، زمانی که شهرهای آمریکایی سوزانده شد و حمله بزرگ «تت» در ویتنام افکارعمومی آمریکا را نسبت به این جنگ برگرداند.

در طول ۴۰ سال قبل از ۱۹۶۸ جمهوری خواهان فقط ۳ انتخابات از مجموع انتخابات ریاست جمهوری را برنده شدند و دموکرات ها نیز ۷ بار به پیروزی رسیدند.

در سال های بعد از ۱۹۶۸ تاکنون این موقعیت کاملاً برعکس شد و کاندیداهای جمهوری خواه از مجموع ۱۰ انتخابات ۷ انتخابات را برنده شدند. (البته سال ۲۰۰۰ را به شمار نیاوردیم. زیرا حکایت دیگری دارد.)

● برنامه رقابت

در سال ۱۹۶۸ ریچارد نیکسون جمهوری خواه با فاصله ای اندک هوبرت همفری نامزد دموکرات را در انتخابات شکست داد.

اما بذر پیروزی نیکسون ۴ سال قبل از آن پاشیده شده بود. یعنی زمانی که رئیس جمهور لیندون جانسون بعد از غائله ای که سیاستمداران هم حزبی او که اهل جنوب و مخالف او بودند برپا کردند، قانون حقوق شهروندی را تصویب کرد. به موجب این قانون بسیاری از اشکال جنایات نژادپرستی ممنوع شد و حقوق برابری برای دورگه های آفریقایی - آمریکایی درنظر گرفته شد. می گویند لیندون جانسون وقتی این قرارداد را امضا کرد، به سوی دستیارش برگشت و گفت: «جنوب را برای یک نسل ازدست دادیم.»

«باری گلدواتر»، سناتور جمهوری خواه آریزونا و مخالف جانسون در انتخابات ۱۹۶۴ علیه این قانون تاریخی رأی داد. ۵ استان جنوبی آمریکا آرای خود را نثار گلدواتر کردند. اما او در نهایت به جانسون باخت.

نکته جالب اینجاست که در اغلب سال های پایانی جنگ های داخلی تا آخر دهه ۱۹۶۰ حزب دموکرات به دخالت در سیاست های انتخاباتی متهم بود. در ۱۹۲۲ مغزهای متفکر دموکرات شایعاتی را درمورد وارن هاردینگ، نامزد جمهوری خواه انتخابات ریاست جمهوری منتشر کرد مبنی بر این که اجداد وی سیاهپوست بوده اند. (علیرغم این شایعات هاردینگ انتخابات را برد).

این حزب دموکرات بود که سعی می کرد از مسئله سیاهان آمریکا در راستای مقاصد سیاسی و حقوقی بهره مند شود. اما در مقابل جمهوری خواهان به لحاظ تاریخی و به پیروی از آبراهام لینکلن از آرای بیشتری از سوی سیاهان برخوردار شدند. سالیان طولانی دموکرات ها جنوب را به حریف واگذار کردند و سناتورهای دموکرات و نمایندگان کنگره در جنوب نیز کنگره را از دست دادند. آنها واقعاً گاه دست به نژادپرستی سیاسی وقیحی می زدند، مثل سناتور تئودور بیلبو از می سی سی پی و عضو مغرور کوکلوکس کلان (ضدسیاه) که یکبار پیشنهاد داده بود ۱۲ میلیون آفریقایی - آمریکایی تبار را به لیبریا بفرستند.

● قدرت جنوب

حتی مقام های ارشد دموکرات ها مثل فرانکلین روزولت هم در برابر مسئله نژادی در جنوب ملاحظه کار بودند. روزولت در دهه ۱۹۳۰ با پیشنهاد قانون ضد سرکوب فقط به خاطر آن که می ترسید آرای جنوب را از دست بدهد، مخالفت کرد.

سناتور رابرت برد از ویرجینیای غربی که به خاطر مخالفت خود باجنگ عراق نزد لیبرال ها محبوب است، از مؤسسان «کلان » به حساب می آید. او کسی است که با قانون حقوق شهروندی جانسون در ۱۹۶۴ مبارزه کرد.

در ۱۹۶۸ یک تغییر جهت تاریخی به وقوع پیوست.

در این سال که آن را «جنوب عمیق» می نامند، ایالت های آرکانزاس، لوئیزیانا، می سی سی پی، جورجیا و آلاباما به کاندیدای مستقل (و نژادپرست)، یعنی جورج دالاس، فرماندار آلاباما رأی دادند.

در پی این رویداد، جنوبی ها به نیکسون پناه بردند و او برنده انتخابات این سال شد. شاید حالا نیکسون یک انسان پر اشتباه به شمار می آید اما او سیاستمداری بود که به خوبی از تاکتیک های سیاسی آگاه بود. او زمانی که قدرت را به دست گرفت، به پیاده کردن «استراتژی جنوب » مبادرت کرد؛ استراتژی ای که در سال های پس از آن بسیار خوب به جمهوری خواهان جواب داد.

● پیشرفت کند

عصاره این استراتژی فرستادن این پیام روشن و آشکار به سفیدهای جنوب بود که حزب جمهوری خواه حزب سفیدپوستانی است که آنچه را که می توانند انجام می دهند تا پیشرفت سیاسی و اجتماعی سیاهان را خنثی سازند.

نیکسون دوست داشت از عبارت «قانون و نظم » استفاده کند که نشانه ای بود برای سفیدپوستانی که او نسبت به اعتراضات، اختلاف عقاید و حقوق مدنی آنها حساسیت به خرج می داد. منتقدان می گویند در همان زمان دولت نیکسون توسط سیاهانی که در دادگاه بودند، برنده شد.

رأساً این دادگاه که ریاست آن را «ارل وارن» برعهده داشت، مورد خشم و انزجار سفیدپوستان جنوب قرار گرفت، علت این امر تصمیم نهایی دادگاه در مورد حقوق شهروندی سیاهان بود. نیکسون که به او پیشنهاد شده بود مخالفت های مخالفان حقوق شهروندی را خنثی سازد، از دو وکیل به نام های کلمنت هینس ورت و هارولد کارس دل که حامی سیاست جداسازی نژادی بودند، استفاده کرد. دموکرات های شمال و جمهوری خواهان لیبرال دست به دست هم دادند تا این دو نفر را شکست بدهند. اما در نهایت پیامی که به سفیدپوستان جنوب رسید این بود: « حزب جمهوری خواه مراقب شما است.»

● بهره برداری از ترس نژادی

کوین فیلیپس ، استراتژیست سیاسی و صاحب مقام دیوان عدالت نیکسون ، در مصاحبه صریح و مشهور ۱۹۷۰ خود با نیویورک تایمز این استراتژی را با دقت تمام توضیح داد. او گفت: «جمهوری خواهان هرگز نمی خواهند ۱۰ تا ۲۰ درصد بیشتر آرای سیاه پوستان را به دست آورند. زیرا اصلاً احتیاجی به رأی بیشتر از این ندارند... اما آنها کوته بین خواهند بود اگر تقویت قانون حقوق شهروندی را نادیده بگیرند.» او سپس ادامه داد: «بیشتر سیاهانی که به سمت دموکرات ها می روند، موجب می شوند به زودی سفیدپوستان سیاه گریز دموکرات ها را رها کنند و جمهوری خواه شوند و آرا نیز در اینجا خوابیده است.

اگر ترغیب سیاهان (به این شیوه یاد شده) نباشد، سفیدپوستان همچنان بر همان تکیه گاه دموکرات های قدیمی خود خواهند آسود.» به این ترتیب جمهوری خواهان به راهی می نگریستند که خارج از حساب و کتاب های انتخاباتی بود. آنها در اغلب سال های قرن بیستم که فقط به انتخابات فکر می کردند، انتخابات را از دست داده بودند. آنها به سادگی شیوه مدیریت حزبی لینکلن را رها کردند و با فرصت طلبی از ترس نژادی سفیدپوستان و خشم آنها از قانون حقوق شهروندی دموکرات ها بهره برداری کردند. تنها دو دهه بعد رشد جمهوری خواهان در جنوب روزافزون شد. سیاستمداران دموکرات پیر اندک اندک یا در گذشتند یا حزب خودرا تغییر دادند. سفیدپوست های جوان تر نیز با جمهوری خواهان عهد و پیمان بستند. این چیزی بود که فیلیپس به آن متعهد شده بود. یعنی پیوستن سیاهان به دموکرات ها و گرایش سفیدپوستان به جمهوری خواهان.

● ارسال یک پیام

البته این پروسه به یک مقدار تشویق و ترغیب نیز نیاز داشت. در ۱۹۸۰ رونالد ریگان تصمیم گرفت نخستین سخنرانی انتخاباتی خود برای کاخ سفید را در فیلادلفیا، می سی سی پی برگزار کند. جایی که حامیان حقوق شهروندی جیمز چانی، اندرو گودمن و مایکل شوورنر در تشکلی به نام «آزادی» ۱۹۶۴ توسط بومی ها به قتل رسیدند. ریگان در سخنرانی اش گفت: «من به حقوق ایالت ها اعتقاد دارم.» «حقوق ایالت ها» شعاری بود که حامیان سیاست جداسازی و تبعیض نژادی در دهه های۵۰ و ۶۰ به کار گرفتند. مطابق این شعار دولت فدرال حق ندارد قانون جداسازی را صورت دهد و سفیدپوستان و سیاه پوستان را از هم جدا کند. این پیام نژادپرستانه خیلی سریع از سوی مخاطبان واقعی خود دریافت شد تا آرای جنوب در ۲ دوره متوالی به حساب رونالد ریگان ریخته شود.

جانشین ریگان کسی نبود جز جورج بوش پدر؛ جمهوری خواه اهل نیوانگلند و خجالتی و دست و پاگیر. او از آن دست سیاستمدارانی نبود که به سفیدپوستان جنوب متوسل شود. بنابراین یک فعال سیاسی منفی باف و بدبین ازکارولینای جنوبی را به اسم «لی اتواتر» استخدام کرد. او سعی کرد روش خود را در مصاحبه ای که سال۱۹۸۱ انجام شد و در دهه۹۰ در نشریه «سیاست جنوب» به چاپ رسید شرح دهد. «اتواتر» چنین گفت: «در سال ۱۹۵۴ کار خودتان را با غلام سیاه غلام سیاه گفتن شروع کردید اما در ۱۹۶۸ دیگر نمی توانستید این واژه را به کار ببرید. زیرا به ضرر خودتان بود بنابراین شروع کردید به گفتن کلماتی همچون؛ حقوق ایالت ها، جدا کردن اتوبوس ها و از این جور چیزها. حالا نیز چکیده ای از آن را برداشته اید و درباره کاهش مالیات ها و مسائل اقتصادی صحبت می کنید. اما حاصل جانبی آن این است که سیاهان بدتر ازسفیدپوستان ضربه می خورند.»

● سیاست کثیف

اتواتر رقابت انتخاباتی جورج بوش پدر را در مقابل فرماندار مایکل دوکاکیس از ماساچوست مدیریت می کرد. یک امتیاز کم ارزش از تبلیغات ویلی هورتون بدنام که در تلویزیون سراسری به نمایش درآمد، به دست آمد.

ویلی هورتون یک زندانی سیاه پوست و روانی ماساچوست بود که در تعطیلات پایان هفته ای که به زندانی ها داده می شود از زندان فرار کرد، به مریلند رفت و به تکرار جنایاتش پرداخت. در این برنامه به طور ضمنی به دو کاکیس حمله شد که در قبال جنایات بسیار نرم رفتار می کند. ضمن آن که این تبلیغ بر ترس دیرین سفیدپوستان از سیاه پوستان تکیه می کرد. به لحاظ سهولت کار نیز این برنامه را گروهی تهیه و تدارک دیدند که به طور رسمی توسط ستاد انتخاباتی بوش پدر کنترل و هدایت نمی شدند و بنابراین بوش و اتواتر می توانستند به راحتی ادعا کنند که از آن مبرا بوده اند. به این ترتیب بود که بوش پدر نیز از حربه استراتژی جنوبی استفاده کرد. اما درباره پسرش، رئیس جمهور کنونی آمریکا چه باید گفت

او آفریقایی - آمریکایی تباران سرشناسی همچون کالین پاول و کاندولیزا رایس را در جای بالاترین مقام های کابینه خود قرار داد تا متهم به جانبداری از سفیدپوستان جنوب نشود. واقعیت آن است که بوش پسر هم فعالیت های انتخاباتی خاص خودش را داشت. او برای مقابله با رقیب خود در دور مقدماتی کارولینای جنوبی سال ۲۰۰۰ به تاکتیک «حمله مکرر» متوسل شد. به این ترتیب که در آن زمان ناگهان این شایعه که منشأ آن نیز مشخص نشد، در همه جا پیچید که این رقیب یک کودک سیاه پوست را به فرزندی قبول کرده است. با این شگرد تبلیغاتی او توانست تمام نگاه ها را به پرورشگاه کودکان بی سرپرست در بنگلادش که کودک سیاه از آنجا به فرزندی بوش پذیرفته شده بود، نشانه رود.

● یک استراتژی پایدار

رقیب بوش، انتخابات مقدماتی را از دست داد و امیدهایش برای کاخ سفید از دست رفت. این رقیب جان مک کین بود. اما او این بار مدعی رقابت سالم و انتخابات بر مبنای حقوق شهروندی است. او مجری آن برنامه رادیویی را که هنگام نام بردن از اوباما فقط نام میانی او، «حسین» را به کار می برد تا به افکار عمومی القا کند او یک مسلمان است، محکوم کرد و حتی به خاطر این واقعیت که در سال ۱۹۸۳ با تعطیل رسمی شدن روز تولد مارتین لوترکینگ مخالفت کرده بود، عذرخواهی کرد. البته این را نیز باید در نظر گرفت که رقیب مک کین، باراک اوباما، یک سیاه پوست است و در این شرایط باید دید آیا ماشین حمله جمهوری خواهان به کار خواهد افتاد

احتمال می رودجمهوری خواهان به ارسال پیام های رمزگونه متوسل شوند و چنین مدعی شوند که مثلاً رنگ پوست اوباما کافی است تا کسانی که می توانند به او رأی دهند، از ایده خود منصرف شوند.

این احتمال هم وجود دارد که اگر اوباما نامزد نهایی دموکرات ها شود، معاونان مک کین سعی کنند سؤالاتی را در مورد میهن پرستی اوباما و اولویت او در مورد نوع پوشش که هرگز لباسی با یقه ای مزین به پرچم آمریکا نمی پوشد، مطرح کنند. ضمن آن که یقیناً بحث هایی نیز در مورد همسر بحث انگیز او مطرح خواهند کرد. کسی که گفته می شود در تمام ایام بزرگسالی اش هرگز یک آمریکایی مغرور نبوده است.

در طول چند دهه اخیر این نخستین بار است که ایالت های جمهوری خواه به سوی حمایت از دموکرات ها خیز برداشته اند. کالیفرنیا و نیوجرسی سابق چنین گرایشی در رفتار انتخاباتی شان داشتند و امسال نیز احتمالاً اوهایو چنین خواهد بود. اما در هر صورت می توان پیش بینی کرد هر کدام از دموکرات ها که نامزد شوند، جنوب یک بار دیگر به جمهوری خواهان رأی خواهد داد.

راب رینولدز