آرژانتین در گذر تاریخ

خصوصی سازی در ابعاد وسیع, جذب سرمایه گذاری خارجی و گشاده دستی سازمانهای بین المللی اعتباری در پرداخت وام های فراوان و یكسان كردن نرخ برابری دلار و پزو همگی موجب ظهور یك جهش اقتصادی در آرژانتین شد اما این سیاست ها شرایطی را به همراه آورد كه به كودتای «بانك جهانی و صندوق بین المللی پول» تعبیر شد

آرژانتین از كشفیات «خوان دیازدسولیس» اسپانیایی بود كه در سال ۱۵۱۶ در مصب رودخانه رویودلاپلاتا از كشتی خود پیاده شد، اما وی پس از چندی به دست بومیان محلی كشته شد. از این زمان تا تأسیس اولین شهرك های مهاجرنشین زمان زیادی سپری شد. اولین شهرك مهاجرنشین توسط سباستیان كاپوت تأسیس شد.در كتاب «شریان های باز آمریكای لاتین» ، آرژانتین اینگونه توصیف شده است: «آرژانتین سرزمین مهاجران است. از قرون پیشین مأمن روستائیان و كارگران اسپانیایی و ایتالیایی بوده است كه در جستجوی ثروت، دسته دسته به آنجا آمدند.» افزایش تعداد مهاجران و كاهش بومیان محلی در نتیجه قتل عام آنها توسط استعمارگران باعث شد كه به تدریج بافت جمعیتی كشور تحولی اساسی یابد؛ به گونه ای كه در حال حاضر مردم آرژانتین بیشتر اروپایی الاصل هستند تا لاتینی و آرژانتینی الاصل.از زمان كشف آرژانتین توسط اسپانیایی ها این منطقه جزو قلمرو این كشور محسوب می شد. پس از تشكیل دولت مستعمره، آرژانتین در طول یكصد سال بعد بخشی از قلمرو اسپانیا در آمریكای جنوبی به حساب می آمد و به دست نایب السلطنه مقیم پرو اداره می شد. اوج گیری قدرت بریتانیا و جنگ های قدرت جدید با اسپانیا و پرتغال به تدریج تضعیف دو ابرقدرت اخیر و افزایش نفوذ بریتانیا بر آب های جهان را به همراه داشت. متعاقب حمله ناپلئون به اسپانیا (۱۸۰۸) و تضعیف كامل این كشور، مردم آرژانتین از فرصت به دست آمده استفاده برده و ضمن تشكیل شورای فرماندهی ملی، آن را مأمور تشكیل دولت كردند. این شورا در ۷ نوامبر ۱۸۱۰ به سلطه طولانی اسپانیا بر آرژانتین خاتمه داد و تشكیل دولت ملی را اعلام كرد. سالهای پس از استقلال، هرج و مرج و آشوب كشور را فرا گرفت و هر یك از مناطق و ایالات مختلف داعیه استقلال خواهی داشتند و حكومت های مستقلی تشكیل دادند. در همین ایام ژنرال خوزه سان مارتین از فرماندهان با تجربه و كارآزموده ارتش كه اعتقاد داشت برای كسب استقلال واقعی و تأسیس حكومت باید اسپانیا را از تمامی قاره آمریكا بیرون ریخت، «ارتش آزادیبخش آند» را پایه گذاری و با ارتش ۵۰۰۰ نفری خود برای كسب استقلال كشورهای شیلی و پرو عازم این كشورها شد. مارتین پس از اخراج اسپانیایی ها از دو كشور فوق و آزادی این كشورها، به آرژانتین بازگشت. در همین زمان سیمون بولیوار نیز از شمال آمریكای جنوبی حمله به اسپانیا را آغاز كرده بود.آرژانتین بین سالهای ۱۸۱۰ تا ۱۹۴۰ دوره های مختلفی از هرج و مرج، استبداد، دیكتاتوری های نظامی و حكومت های ناپایدار را پشت سر گذاشت. همزمان با آغاز جنگ دوم جهانی، این كشور سیاست بی طرفی اتخاذ و ژنرال رامیرز رئیس جمهور نظامی این كشور اعلام كرد كه به نفع هیچ یك از طرفین وارد جنگ نخواهد شد؛ اما متفقین با ارائه مداركی معتقد بودند كه آرژانتین با دول محور در حال همكاری است. افزایش فشارهای متفقین و گسترش نارضایت های داخلی باعث شد كه رامیرز استعفا دهد. در همین زمان ژنرال «خوان پرون» كه فعالترین عضو نظامیان «گروه افسران متحد» بود به وزارت رفاه در كشور منصوب شده بود. وی پس از مدت كوتاه مسئولیت وزارت جنگ را برعهده گرفت. وی نیز اعلام كرد كه «آرژانتین نسبت به پیروزی و یا شكست هر یك از طرفین بی تفاوت بوده و ارتش و مردم این كشور اجازه القاء نظریات یكی از این دو گروه به آرژانتین را نخواهند داد.» اگر چه این اظهارات باعث شد تا آمریكا یك سلسله تحریم ها و فشارهای اقتصادی بر ضد این كشور اعمال كند، اما محبوبیت پرون را داخل آرژانتین به شدت افزایش داد. پرون در انتخابات ۱۹۴۶ با كسب ۵۶ درصد آرا به پیروزی رسید. رضایت مردم از اقدامات ملی گرایانه وی باعث شد كه طرفداران پرون حاكمیت مطلق مجلس نمایندگان و اكثریت مجلس سنا را در دست بگیرند و حكومت را به طور كامل به قبضه خود درآورد.خوان پرون بی تردید مهمترین و تأثیرگذارترین سیاستمدار آرژانتین است كه منشاء تحولات بی شمار سیاسی و اقتصادی در این كشور بوده است. در حقیقت سیاست و حكومت به شكل امروزین آرژانتین از دستاوردهای پرون است. مهمترین اقدام پرون در این دوره تغییر كامل قانون اساسی بود كه در دوره اول ریاست جمهوری وی به تصویب كنگره یكدست این كشور رسید. براساس قانون اساسی جدید تجارت خارجی به دولت واگذار شد و معادن و منابع انرژی نیز ملی اعلام شد. برخی از اقدامات دولت پرون، با ارزش های جامعه آرژانتین مغایرت داشت و به همین دلیل مخالفت های زیادی را دربرداشت. این فضا به مخالفان سیاسی پرون اجازه می داد كه از این احساسات سوء استفاده كرده و مقدمات بركناری وی را فراهم كنند. از جمله این اقدامات تغییر قوانین خانواده بود. تصویب این قانون مخالفت شدید كلیسای كاتولیك را به همراه داشت. از سوی دیگر اعطای امتیازات نفتی به مؤسسات آمریكایی و دریافت وام های خارجی از این كشور، دشمنان داخلی وی را روز به روز زیادتر و متحدتر كرد. بالاخره دولت پرون در نتیجه یك كودتای نظامی در سپتامبر ۱۹۵۵ سقوط كرد و نظامیان مجدداً سرنوشت این كشور را در دست گرفتند. از این تاریخ تا سال ۱۹۷۳ بی تردید سیاه ترین دوران دیكتاتوری نظامی، ترور و وحشت در آرژانتین است. برخی آمار از ناپدید شدن بیش از ۳۰ هزار نفر حكایت دارند و برخی منابع دیكتاتوری نظامیان آرژانتینی را بسیار وحشتناك تر از دوران اولیه پینوشه در شیلی ذكر كرده اند.

به هر حال تغییر فضای بین المللی و سیاست دولت آمریكا در ایجاد فضای باز سیاسی در كشورهای حامی، نظامیان آزادی بیشتری در این كشور اعطا و توجه بیشتری به خواست مردم مبذول داشتند. در نتیجه مقدمات برگزاری انتخابات آزاد مهیا و در سال ۱۹۷۳ پرون پس از بازگشت از تبعید در اولین انتخابات پس از نظامیان شركت كرد و با كست ۶۱ درصد آراء برای آخرین بار به ریاست جمهوری رسید. در این دوره وی با استفاده از تجربیات گذشته توانست به تدریج بر اوضاع مسلط شود و ضمن تثبیت مجدد حكومت و اجرای كامل قانون اساسی، در عرصه سیاست خارجی نیز فعال شده و آرژانتین را در منطقه لاتین از انزوا خارج كرد. سیاست خارجی آرژانتین در این دوره بسیار فعال شد و روابط آرژانتین با كشورهای آمریكای جنوبی گسترش یافت و دوران دشمنی ها پایان یافت.پرون در سال ۱۹۷۴ در نتیجه یك عارضه قلبی درگذشت. پس از مرگ پرون، نظامیان به حال آماده باش درآمدند و اقدامات اولیه برای بازگشت به قدرت را تدارك دیدند، اما احزاب مختلف بر اجرای قانون اساسی متحد شدند و با تمسك به قانون اساسی خانم ایزابل پرون (همسر رئیس جمهور) كه معاون ریاست جمهوری بود به سبب انجام اقدامات اجتماعی و خیریه محبوبیت زیادی داشت، تا پایان دوره ریاست جمهوری پرون قدرت را در دست گرفت.

رئیس جمهور جدید با الهام از نظریات پرون، سیاست های بلندپروازانه ای در بخش های مختلف اتخاذ و به مرحله اجرا گذارد. از جمله این سیاست ها، ملی كردن صنایع بزرگ و مادر آرژانتین بود. این اقدام سرآغاز دوره مخالفت های جدید از سوی گروههای پرنفوذی شد كه منافعشان به خطر افتاده بود، دوره ای كه در نهایت منتهی به كودتای ژنرال رافائل ویولا (۱۹۷۶) و آغاز دوره جدید دیكتاتوری نظامیان شد. ویولا مدت ۴ سال كاملاً مستبدانه كشور را اداره كرد. پس از وی نیز ژنرال روبرتو ویولا توسط شورای نظامی به ریاست جمهوری انتخاب و با همان روش به حكومت خود ادامه داد. بحران پولی آرژانتین و سه بار سقوط ارزش پول این كشور در عرض كمتر از یك سال حكومت ژنرال ویولا را شدیداً به مخاطره افكند. به طوری كه فرماندهان ارتش كم كم صبر و تحمل خود را از دست دادند و با توجه به افزایش بیش از حد بیكاری و گسترش نارضایتی كارگران كه كشور را به سوی ناامنی و تروریسم سوق می داد، ویولا را از كار بركنار و ژنرال گالتیری را با سمت های چندگانه رئیس جمهور، فرماندهی ارتش و رهبر شورای نظامیان به ریاست كشور برگزیدند. گالتیری كه با سیاست و اقتصاد بیگانه بود، برنامه های مشخص و تیم منسجمی برای مهار تورم لجام گسیخته و بیكاری كه به رشد سرسام آور خود ادامه می داد، نداشت. وی با استفاده از تجارت گذشته خود و با هدف انحراف افكار عمومی از مسائل و مشكلات داخلی به انگلیس اعلام كرد كه از مجمع الجزایر مالویناس (فالكلند) كه جزء سرزمین آرژانتین بوده است، خارج شود. با رد این درخواست توسط انگلیس، سربازان آرژانتین برای بازپس گیری مجمع الجزایر مالویناس روانه این مناطق شدند. این اقدام باعث شد تا موقتاً اختلاف نظرهای داخلی كنار گذاشته شود و ملت آرژانتین در تحقق آرزوی ۱۵۰ ساله خود مشكلات اقتصادی را برای رسیدن به هدفی بالاتر تحمل كنند. شكست آرژانتین از انگلیس پس از ۷۲ روز نبرد، آتش خفته اختلافات قبلی را شعله ورتر كرد و تقاضای كناره گیری نظامیان از قدرت كشور را دربرگرفت. بالاخره با افزایش موج اعتصابات و فشار عمومی برای بازگشت دموكراسی كه شرایط بین المللی ناشی از پایان جنگ سرد و حذف دیكتاتورها و نظامیان در دیگر كشورهای منطقه و جهان نیز آن را مهیاتر می ساخت، گالتیری را مجبور به كناره گیری از قدرت كرد و ژنرال «آلفردو سنت جان» از سوی شورای نظامیان به ریاست جمهوری منصوب شد. حكومت وی نیز مدت كوتاهی دوام آورد و ژنرال رینالدوبیگنون جای او را گرفت. بالاخره در ۲۳ سپتامبر ۱۹۸۳ دولت موقت تحت نظر نظامیان قانون عفو عمومی را به تصویب رساند تا قبل از انتقال قدرت به غیر نظامیان بطور قانونی ارتش را از كلیه اتهامات مبرا كرده و دست دولت های غیرنظامی را در تعقیب و مجازات عاملان ترور و وحشت كه قریب به ۳۰ هزار مفقودالاثر بر جای گذاشته بود، ببندد. در ۳۰ اكتبر ۱۹۸۳ انتخابات آزاد ریاست جمهوری بر مبنای قانون اساسی كشور برگزار و رائول آلفونسین كاندیدای حزب رادیكال توانست بر رقیب پرونیست خود پیشی گرفته و به طور قانونی به عنوان اولین رئیس جمهور غیرنظامی بعد از دوره نظامیان انتخاب شود.آلفونسین زمانی به ریاست جمهوری رسید كه جامعه آرژانتین بسیار ملتهب و سیستم تقریباً از هم فروپاشیده بود. نیاز اصلی جامعه سر و سامان دادن به اوضاع اقتصادی بود و آلفونسین در مبارزات انتخاباتی بر این بخش تكیه زیادی كرده بود. وی سیاست های انقلابی اقتصادی خود را با نام طرح آسترال (تبدیل واحد پولی از پزو به آسترال) به مرحله اجرا گذارد. اجرای این طرح در كوتاه مدت اثرات بسیار مطلوبی را به همراه داشت و توانست میزان بیكاری را كاهش داده و نرخ تورم را نیز یك رقمی كند. كم كم نشانه های رونق در اقتصاد پدیدار شد و التهاب جای خود را به آرامش داد. اما این وضعیت تداوم نداشت. انجام اصلاحات اقتصادی اعلام شده توسط دولت، نیازمند اعتبارات زیادی بود كه در آرژانتین موجود نبود و به ناچار باید دست نیاز به سوی مؤسسات پولی و اعتباری بین المللی دراز می شد. دریافت اعتبارات جدید از صندوق بین المللی پول مستلزم پذیرش شرایط صندوق در كاهش هزینه های دولتی، اجرا برنامه ریاضت اقتصادی و واگذاری صنایع بزرگ به بخش خصوصی بود كه دولت آلفونسین آنها را به مرحله اجرا گذارد، اما سررسید كمرشكن قروض خارجی (كه سالیانه بیش از ۲۵۰۰ میلیون دلار می شد)، كاهش شدید قیمت محصولات صادراتی، فساد گسترده در دستگاههای دولتی، تعلیق ارائه بخشی از اعتبارات اهدایی بانك جهانی به شكست پی درپی برنامه های اقتصادی دولت و در نتیجه به بی اعتمادی به دولت منجر شد. وضعیت قبل از اجرای طرح آسترال در حال بازگشت بود و وضعیت قروض خارجی و سررسید آنها وضعیت را به مراتب وخیم تر كرده بود.در انتخابات سراسری سال ۱۹۸۹ كارلوس منم از جناح عدالتخواه حزب پرونیست در انتخابات به پیروزی رسید.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.