تونی بلر و اخراج مسلمانان از انگلیس

«سراسر هندوستان را از غرب به شرق و از شمال به جنوب زیر پا گذاشتم و كسی را ندیدم به گدایی و یا دزدی دست بزند من فكر نمی كنم هرگز بشود كشوری را باچنین گنجینه ای از ارزش های والای اخلاقی و مردمی با چنین قابلیت و استعداد, تسخیر كرد, مگر این كه ستون فقرات شان, یعنی اراده آنها را و معنویت و میراث فرهنگی غنی آنها را خرد كنیم» بخشی از سخنان لرد «مك كولی » در سخنرانی اش در پارلمان بریتانیا در تاریخ فوریه ۱۸۳۵

آقای بلر! پیش از این كه شما موضوع اخراج و تبعید را مطرح كنید، لازم است در آینه تاریخ نگاهی بیندازید و به یاد بیاورید كه رویداد كلی مهاجرت حدود ۴۰۰ سال پیش شروع شد، یعنی وقتی پدران شما بدون دعوت و یا لزوم تقدیم تحفه ای، وارد سواحل كشور ما - هند - شدند. آنها در كسوت كمپانی هند شرقی وارد هند شدند و ادعا كردند به تجارت اشتغال دارند، ولی دراین سرزمین به توطئه ای دائمی پرداختند و سرانجام سراسر این شبه قاره را مستعمره خود كردند و به تاراج منابع آن مشغول شدند و به اثبات رساندند كه دزدانی هستند در لباس بازرگانان. در آن زمان، هندوستان، همان طور كه لرد مك كولی گواهی می دهد، یك دولت ثروتمند و مرفه بود، و در زمانی كه شما هند را در سال ۴۸-۱۹۴۷ترك گفتید و به خود واگذاشتید، یكی از فقیرترین كشورها شده بود.

این استعمارگران به رغم قوانین مغولی كه دراین كشور به اجرا درآوردند، هرگز در آن مقیم نشدند. آنها با گذاشتن پای جای پای رقیبان خود، كمپانی هلندی هند شرقی، و پیروی از روش آنها، مواد خام این كشور را به یغما بردند. ساختن جاده و راه آهن هایی كه منتهی به بندرها می شد، دراین كشور ، یك هدف اساسی داشت و آن هم انتقال مواد خام هند به كشور شما بود كه برای مردم شهرهای شما ایجاد اشتغال می كرد. این مواد در انگلیس به تولیدات صنعتی تبدیل می شدند و به هند باز می گشتند و در بازارهای آن به فروش می رفتند. این امر ، همه را به ثروت می رساند، به غیر از مردم هند را كه مالك اصلی آن بودند.

به همین ترتیب بود در آفریقای جنوبی كه طلا و الماس معدن های آنها عملاً دزدیده می شد و این كار طبعاً پدران شما را به ثروت زیادی می رساند، ولی مردم اصلی آفریقا را در فقر باقی می گذاشت. دراین میان، هیأت های مذهبی شما سعی می كردند این دزدی های بزرگ را با دوز و كلك و به كمك انجیل پوششی جذاب و اغوا كننده بدهند.

كسانی كه در برابر امپریالیسم بریتانیا دست به مقاومت می زدند، نظیر «زولو»ها ، بدون شك ، تروریست های آن زمان شمرده می شدند؛ و كسانی كه با به كارگیری راه حل های سیاسی مخالفت می ورزیدند و آن را بی حاصل می دانستند، بایستی مبلغان نفرت بوده باشند!

بسیاری از افراد بومی كه از حكومت شما منتفع می شدند، طبیعی است كه به نفع امپراتوری بریتانیا به استدلال می پرداختند. درهرجامعه ای همیشه سودجویانی هستند كه وفاداری خود را به فروش می رسانند، مانند «خلید محمود» عضو پارلمان «بیرمنگام» ، كه به شدت از سیاست خارجی بریتانیا (یا آمریكا) حمایت می كند. او و امثال او از كارهای ارتش شما كه از ارتش بزرگتر آمریكا در تهاجم به ملت هایی كه نه به بریتانیا و آمریكا حمله كرده اند و نه برای آنها تهدیدی بوده اند، پشتیبانی می كنند؛ از تهاجمی كه نتیجه اش كشته شدن دهها هزارنفر زن و مرد و كودك در افغانستان و در عراق بوده اند و شكنجه شدن و مورد تجاوز قرارگرفتن آنان به دست نیروهای خارجی . شما كودكان عراقی را آزاد كرده اید تا به چنگ بیماران روانی و كودك آزاران جنسی كه ارتش شما را پركرده اند ، بیندازید و این چیزی است كه نمی توانید انكار كنید؛ چون جهان مدرك ها و شاهدهای آن را دیده است. شما در زندان «ابوغریب» ، به یقین، گوی سبقت را از صدام ربوده اید.

كسانی كه دراین مقطع زمانی ، سود فردی خود را به بهای فداكردن دیگران در نظر دارند، نظیر مزدورانی هستند كه به پدران شما در دوران حكومت بریتانیا در هندخدمت می كردند. این سودجویان برای حفظ منافع خود با بعضی مسلمانان میانه رو به نفع تبعید خارجیان تبانی كرده اند. چگونه است كه اكنون مهاجران از موضع افراطی راست و با زبانی كه نژادپرستانه است ، صحبت می كنند؟

این به ظاهر آزاداندیشانی كه دارای طرزفكر مزدوران آن زمان امپراتوری اند، از من سؤال می كنند: «اگر با روش های سیاسی حكومت بریتانیا مخالفید، چرا در این كشور زندگی می كنید؟» آیا من باید یا از هرنظر با حكومت موافق باشم و یا اینجا را ترك كنم؟ من تصور می كردم همه شهروندان برابرند و حق مخالفت و آزادانه صحبت كردن در مورد اشتباهات - كه خود شاهدی است بر یك جامعه آزاد - را دارند؟ در واقع، این سؤال وقتی مطرح می شود كه آنها با نومیدی درمی مانند از این كه به استدلال هایی كه می شود، پاسخی اندیشمندانه بدهند. بسیار به جاست اگر چنین كسانی را افرادی كوتاه فكر و نومزدورانی بنامیم كه باور دارند تنها نظر قانونی و منطقی ، نظر اربابان آنان است.

در هرحال ، آقای بلر شما ممكن است هند و بیشتر كشورهای آفریقا را رها كرده باشید، ولی در این امر تردید وجود دارد كه سرزمین های اسلامی را ترك گفته باشید؛ سرزمین هایی كه شما و پسر عموهای آمریكایی شما از طریق نماینده های خود و با برقراری دیكتاتوری هایی كه منافع شان همسوی منافع شماست ، به حكمرانی در آنها ادامه می دهید (استعمار نو) و آنگاه بسته به مقتضیات زمان به حمایت خود از آنها ادامه می دهید و یا آنها را از صحنه خارج می كنید (نظیر صدام). روشها ممكن است تغییر كرده باشند، ولی رسم استعماری قدیمی برای غارت منابع ثروت دیگر ملت ها تغییر نیافته است!

سرزنش شما برای همه مصیبت های جهان اسلام، به یقین، بی انصافی است. اگر چه شما هنوز با ادامه تقسیم جهان اسلام به ملت های ساختگی و غیرواقعی، نقش مهمی در حفظ منافع غرب بازی می كنید. من نمی دانم چرا شما نمی خواهید مسلمانان متحد باشندو كنترل سرزمین های خود را و منابع شان را خود در دست داشته باشند؟ آیا به این دلیل نیست كه هنوز هم می خواهید به كسب منافع كلان دراین كشورها ادامه دهید؟ به همین دلیل است كه به اتحاد اعراب اخم می كنید و آن را جنایتی برای مسلمانان می شناسید. در حالی كه از نظر شما اروپاییان و انگلوساكسون ها حق دارند متحد شوند؟

تعصب شما علیه اتحاد مسلمانان وقتی كه عراق به بخشی از قلمرو سابق خود ، كویت ( كه شما حدود ۴۰ سال قبل از آن جدا كرده بودید) حمله كرد، بر ملا شد. این كافی بود كه شما به عمل نظامی دست بزنید تا دست نشانده و منافع خود را حفظ كنید. شما دراین عملیات، بدون هدف گیری، زنان ، كودكان ، كهنسالان و سربازانی را كه در بزرگراه بصره (بزرگراه مرگ) در حال عقب نشینی بودند، كشتید، ولی هیچ یك از این كارها تروریسم و آدم كشی نیست! بیایید برای یك بار هم كه شده، روراست باشیم، مانند آن ژنرال آمریكایی كه گفت اگر كویت هویج پرورش می داد،ما ذره ای هم برای سرنوشتش اهمیت قایل نبودیم و من تصور می كنم واكنش شما در مورد روآندا شاهد دیگری است از دلایلی كه پشت اقدام های نظامی شما در منطقه وجود دارد.

ادامه انهدام اقتصاد كشورهای ما از طریق حفظ حاكمان دست نشانده كه به ملت های ما تحمیل شده است ، محدود كردن و ایجاد مانع در برابر صنایع داخلی ما، با ارزان فروشی و ریختن اجناس دارای یارانه شما به بازارهای ما و در نتیجه گسترش فقر، دلیل اصلی این است كه چرا شما تا این حد پناهنده اقتصادی دارید. آقای بلر شما تهدید كرده اید نسل های دوم و سوم مسلمانانی را كه با آرامش و بدون خشونت در بریتانیا زندگی كرده اند، اخراج می كنید. شما برای جذب آنها، تسلیم آنها و فرمانبرداری آنها در مورد آن چه دیكته می كنید، به آنها فشار می آورید و در عین حال، ادعا می كنید هویت چندفرهنگی و آزادی را پاس می دارید و مست از خودپسندی های امپریالیستی، تناقض های پیام های خود را نمی بینید. به تفاوت ها توجه كنید: ما در بریتانیا به عنوان شهروندان قانونی دائمی زندگی می كنیم و سهم قابل توجهی در تلاش های این ملت داشته ایم. برخلاف نمونه ورود خشونت بار و استعمارگرانه شما در سرزمین های ما به كمك بمب های هوشمند و موشك های كروز.

اخراج ما ممكن است آن قدرها هم فكر بدی نباشد، ولی چطور است در مقابل اخراج مسلمانان از بریتانیا، آنگلوساكسون های مسیحی هم از استرالیا، كانادا، زلاندنو، آمریكا، جنوب كارائیب، آفریقا، زیمبابوه و غیره ... یعنی جاهایی كه با آن سازگاری ندارند اخراج شوند. آنها دراین كشورها از آموختن زبان مردم آن امتناع كرده اند و به رغم این كه سال هاست در آن سرزمین ها زندگی می كنند، از پذیرش ضرورت جذب فرهنگ و رفتار مردم بومی سر باز زده و به جای آن خشونت و شدت را به كار گرفته اند. آنها نسبت به همسایگان نفرت تبلیغ كرده اند و در مجموع، شیوه زندگی آنها را از بین برده و از مهمان نوازی آنها سوءاستفاده كرده اند. كسی چه می داند، در این صورت شاید سلت های ولز (بخشی از بریتانیا) و ایرلند و اسكاتلند شمالی نیز تقاضای اخراج قوم شما را از سرزمین هایشان داشته باشند و اگر چنین شود، شما در جزیره كوچولوی خودتان قرنطینه خواهید شد و شاید مردم جهان بتوانند سرانجام در صلح و آرامش واقعی زندگی كنند و نفسی به راحتی بكشند.

یمین زكریا

ترجمه: پوراندخت مجلسی