بسیاری از پیش بینی ها در روسیه نیز رأی به قدرت یابی چین به سطح اول جهانی می دهند و که این نیز خود خطرات خاص خود را برای موقعیت آتی بین المللی مسکو دارد در این شرایط, روسیه که در سودای احیاء موقعیت قدرت بزرگ خود است, از الحاق به یکی از این دو بلوک احتراز دارد و بر حفظ هویت مستقل خود در عرصه بین الملل اصرار خواهد کرد

هرچند روسیه در دوره پساشوروی منفعلانه، مکرهانه و یا عملگرایانه ساختار یک-چندقطبی دوره پساجنگ سرد و برتری نسبی غرب در این نظام را پذیرفته، اما با تأکید بر موقت بودن آن هیچ گاه این ساخت را به عنوان نظام پایدار بین المللی به رسمیت نشناخته است. سیاسیون و پژوهشگران روس شرایط فعلی را دوره گذار به نظم جدید می دانند که طی آن روند فزاینده تکثر در عرصه بین الملل با تضعیف بلوک و هژمونی غرب، قدرت یابی بازیگران جدید چون اعضاء بریکس و مهم تر از همه انتقال ثقل قدرت و ثروت از غرب به شرق تسریع می شود.

نکته قابل تأمل اینکه برداشت مطمئنی در روسیه در خصوص چیستی و چگونگی نظم جدید وجود ندارد. هرچند در تحلیل های عام ساخت نظام آینده بدون تدقیق جزئیات آن چندقطبی دانسته می شود، اما در تحلیل های دقیق تر از جمله در پژوهشی که از سوی «شورای سیاست خارجی و دفاعی روسیه» انجام شده، نوع این ساخت یک نظام دو قطبی با اهمیت بیشتر مولفه اقتصادی فرض شده که بلوک اول آن را امریکا از جمله با تقویت پیمان «همکاری های ترانس-پاسیفیک» (TPP) و بلوک دوم آن را چین با همکاری اعضاء «آ س آن» و کشورهای هم اندیش خود در شرق آسیا تشکیل خواهند داد. در سطح دوم سایر «مراکز» قدرت از جمله در اوراسیای بزرگ با محوریت روسیه و مشارکت هند و ایران و در چهارچوب نهادهایی چون سازمان شانگهای می توانند شکل بگیرند.[1]

در این تقسیم بندی توان اقتصادی اصلی مهم در تعیین میزان قدرت و جایگاه بین المللی کشورها است. لذا، هرچند بازیگران مختلفی از جمله روسیه کاندیداهای قدرت یابی در نظم جدید هستند، اما در نهایت جایگاه آنها را قدرت اقتصادی آنها تعیین خواهد کرد. از همین منظر در تحلیل های واقعبینانه روسی با اعتراف به ضعف های اقتصادی روسیه برای این کشور در نظم آتی جایگاه «قطب» قائل نشده و آن را به عنوان یک «مرکز قدرت» تعریف می کنند. قابل تأمل اینکه در اسناد بالادستی روسیه از جمله در بندهای 5 و 19 «مفهوم سیاست خارجی (فوریه 2013)[2] و بندهای 7، 13 و 30 «راهبرد امنیت ملی (دسامبر 2015)»[3] نیز از اصطلاح «چندمرکزی»[4] و نه «چندقطبی»[5] برای توصیف نظم آینده استفاده شده است.

در این بین، روسیه به تغییر راهبرد امریکا و تلاش آن برای ایجاد ائتلاف های جدید اقتصادی با تمرکز بر جغرافیای شرق آسیا از جمله در قالب پیمان «همکاری های ترانس-پاسیفیک» توجه جدی دارد. در صورت عملیاتی شدن این پروژه و در مقابل، ناتوانی چین در توسعه مورد نظر خود یکجانبه گرایی امریکا تقویت خواهد شد و توازن راهبردی به ضرر روسیه نیز تغییر خواهد کرد. هرچند احتمال تحقق این سناریو اندک ارزیابی می شود، اما مسکو برای ممانعت از این امر با راهبرد «چرخش به شرق» نزدیک شدن به چین را لازمه گذار به نظم جدیدی دانسته که در آن غرب نقش برتر نداشته باشد.

بسیاری از پیش بینی ها در روسیه نیز رأی به قدرت یابی چین به سطح اول جهانی می دهند و که این نیز خود خطرات خاص خود را برای موقعیت آتی بین المللی مسکو دارد. در این شرایط، روسیه که در سودای احیاء موقعیت «قدرت بزرگ» خود است، از الحاق به یکی از این دو بلوک احتراز دارد و بر حفظ هویت مستقل خود در عرصه بین الملل اصرار خواهد کرد. اما تحقق این منظور نیازمند منابع و مهارت های مشخص است.

با توجه به ضعف منابع روسیه به ویژه در حوزه اقتصادی و همچنین هزینه های زیاد اقدام منفردانه، این کشور تقویت بردار اوراسیانیستی و قالب های چندجانبه از جمله ابتکار همکاری در «اوراسیای بزرگ» که در آن نقش مدیریتی خواهد داشت را راه کار موثری برای حفظ و تقویت نقش جریان ساز و مستقل خود در عرصه بین الملل و اوراسیا(ی مرکزی) می داند. این ابتکار که ژوئن 2016 از سوی آقای پوتین مطرح شد به عنوان قالب بزرگی که نهادهای منطقه ای چون سازمان شانگهای، اتحاد اقتصادی اوراسیا و سازمان پیمان امنیت جمعی در آن تعریف می شوند با تقویت ابزارها و شرکاء روسیه در گسترده ای از شرق اروپا تا خاورمیانه، شبه قاره هند و شرق آسیا سهم بایسته ای برای آن جهت تدبیر امور این مناطق ایجاد خواهد کرد.

در مراحل آتی توسعه نیز این فرآیند با گسترش جغرافیا، موضوعات، اهداف و اعضاء به حوزه پیرامونی و در گام های بعد با توسعه تعامل با نهادهای بین المللی از جمله بریکس، «آسه آن»، اتحادیه اروپا و طرح هایی چون «راه ابریشم جدید» می تواند حوزه تأثیر مسکو از این طریق را به سطح بین المللی ارتقاء دهد. به این ترتیب، مسکو با هزینه کمتر ضریب نفوذ سیاسی و ژئوپولیتیکی خود در این مناطق را افزایش داده و مانع «کنارگذاری» خود از روندسازی ها در رقابت میان مراکز شرق و غربی قدرت می شود. در عین حال، مسکو امکانات جدیدی نیز برای ایجاد توازن میان آنها و همچنین مدیریت نفوذگذاری قدرت های منطقه ای در اوراسیای مرکزی خواهد یافت.

با این ملاحظه، تأکید مسکو بر نواوراسیانیسم و اجرایی شدن ابتکار همکاری در «اوراسیای بزرگ» با نقش محوری خود و تصریح بند 44 «مفهوم سیاست خارجی روسیه (فوریه 2013)» بر اینکه «اتحادیه اوراسیا» باید پلی ارتباطی میان اروپا و حوزه آسیا-اقیانوس آرام باشد، در راستای حفظ فضای مانور در این فضای رقابتی و تطبیق مبتکرانه با شرایط به شدت پویایی منطقه ای و بین المللی است. لذا، این ابتکار در متن سیاست جهانی و به عنوان راهکاری برای پیشبرد سیاست مستقل کرملین در دوره گذار و در نظم جدید جهانی قابل تفسیر است.

از این منظر، تقویت بردار اوراسیایی نه تنها اقدامی مستقل از غرب، بلکه چهارچوبی مستقل از راهبرد «چرخش به شرق/چین» و همکاری های جاری میان روسیه و چین نیز است و زمینه تعامل مسکو با قدرت های مختلف شرقی از جمله ژاپن و کره جنوبی را نیز فراهم می کند. این رویکرد مانع از تحت تأثیر قرار گرفتن مسکو از بازی پکن خواهد شد، به ویژه در شرایطی که در نقشه آینده اوراسیای مرکزی نه غرب، بلکه چین است که توان و سطح نفوذ روسیه را کاهش داده و فضای بازی آن را محدود خواهد کرد. مزیت برتر چین قدرت اقتصادی و سرمایه ای است که با ابتکارهایی چون «راه ابریشم جدید» نفوذ سیاسی این کشور در اوراسیای مرکزی را نیز تقویت خواهد کرد.

با این ملاحظه، ابتکار همکاری در «اوراسیای بزرگ» پویایی و قدرت مانور روسیه را نه تنها بین دو بلوک آتی قدرت، بلکه در مناطق پیرامونی اوراسیای مرکزی از شرق اروپا، تا خاورمیانه، شبه قاره هند و حوزه آسیا-اقیانوس آرام تقویت کرده و اصل موازنه و سیاست چندبرداری را در سیاست خارجی آن به نحو بهینه تری اجرایی خواهد کرد. مسکو طی تعامل با چین قطب غربی و با همکاری با غرب قطب شرقی را متعادل خواهد کرد و در عین حال، نقش مستقل و جریان ساز خود را نیز حفظ می کند. این راهکار موقعیت مسکو به عنوان یک «مرکز» قدرت را با هزینه کمتری تحکیم کرده و با اثرمندی بیشتری مانع نادیده گرفتن ملاحظات و منافع آن در اوراسیای و عرصه بین الملل خواهد شد.

منابع و پانوشت ها

* این نوشتار بخشی از مقاله ای است زیر عنوان «ایران، روسیه و ابتکار همکاری در «اوراسیای بزرگ»» که در سمینار «ایران و اوراسیای مرکزی: 25 سال پس از اتحاد جماهیر شوروی» در دانشگاه شهید بهشتی ارائه شده و متن کامل آن منتشر خواهد شد.

[1]. "Стратегия для России. Российская внешняя политика: конец 2010-х — начало 2020-х годов" (Май 2016). Под редакцией С. А. Караганова. Совет по внешней и оборонной политике. сс: 1-24. HTML: http://svop.ru/wp-content/uploads/2016/05/%D1%82%D0%B5%D0%B7%D0%B8%D1%81%D1%8B_23%D0%BC%D0%B0%D1%8F_sm.pdf (راهبردی برای روسیه، سیاست خارجی روسیه در اواخر دهه 2010 و اوائل 2020، به سرپرستی، سرگئی کاراگانوف)

[2]. متن «مفهوم سیاست خارجی روسیه» (فوریه 2013) در لینک زیر در دسترس است؛

HTML: http://www.mid.ru/foreign_policy/official_documents/-/asset_publisher/CptICkB6BZ29/content/id/122186

[3]. متن «راهبرد امنیت ملی روسیه» (دسامبر 2015) در لینک زیر در دسترس است؛

HTML: http://static.kremlin.ru/media/events/files/ru/l8iXkR8XLAtxeilX7JK3XXy6Y0AsHD5v.pdf

[4]. полицентричный мир

[5]. моногополярный мир

*********

علیرضا نوری (alirezawz)

*********