نه تنها شما بلکه همه انسان ها دوست دارند مورد تمجید و تایید دیگران قرار گیرند؛ این مساله کاملا طبیعی و امری فطری است که علوم اجتماعی هم بر آن مهر تایید زده است، اما انسان ها برای مورد تایید واقع شدن، به روش های مختلفی تمسک می جویند، یکی در دانش غور می کند و دیگری قهرمانی در ورزش را برمی گزیند. با این همه بیشتر افراد در یک روش مشترک هستند و آن اظهار جلوه ای مطلوب در چشم دیگران است؛ چیزی که در اصطلاح امروزی به آن «آرایش» می گویند.

موضوع آراستگی انسان ها قدمتی بس طولانی دارد و در این زمینه می توان شواهد تاریخی بسیاری را ذکر کرد، به طور مثال «کلئوپاترا» ملکه مصر قدیم، با استفاده از مواد آرایشی، از زیبایی به مثابه یک قدرت جادویی بهره می گرفت.

همچنین صورت های کشف شده در هفت تپه خوزستان نشان می دهد زنان در ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد، لب ها و گونه ها را قرمز کرده و چشم ها را با آرایش، درشت جلوه می دادند. یونانیان هم در آثار خود، آرایش کردن هخامنشیان را بسیار ستایش کرده اند.

با گذشت هزاران سال و بعد از اسلام آوردن ایرانیان، اکنون هم ایرانی مسلمان پیش از رفتن به پیشگاه خالق، خود را آراسته و معطر می کند. آرایش به منظور زیبا جلوه کردن در میان همه ملل به روش های مختلف مشاهده می شود.

آمده ام وسمه کنم، نیامدم وصله کنم

شاید امروز از عبارت «هفت قلم آرایش» به صورت طنز استفاده شود، اما هفت قلم آرایش ریشه ای تاریخی دارد که در قدیم به آن «هفت وند» هم می گفتند. «سرمه»، «نگار» یا همان حنا، «قاضه» که به سرخاب یا سرخی هم معروف است، «سفیدآب»، «وسمه» برای پر پشت کردن ابروها، «زرک» که گرد طلایی رنگی است و به مو و صورت می مالند، اما هر کسی جرات آراستن و به اصطلاح هفت قلم آرایش کردن را نداشت؛ چون در فرهنگ دینی و عرفی ایرانیان مسلمان، این گونه آرایش کردن زشت و نکوهیده بود جز برای زنان متاهل.

هرچند مطلوب بودن یا نبودن نوع آرایش بسته به شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز متفاوت است، به گفته یک جامعه شناس، آرایش کرده های خراسانی به نوعی نشان دهنده پایگاه اجتماعی است، یعنی دختری که ابرو های خود را برمی داشت، به این معنی بود که او ازدواج کرده است که البته این موضوع بعدها عمومیت بیشتری در میان اقوام ایرانی یافت و پیراستن صورت و ابروها به مشخصه ای برای تشخیص دختران مجرد از متاهل تبدیل شد. در دیگر کشورها نیز وضعیت مشابهی وجود دارد، مثلا در هند پوشاندن یا نپوشاندن ناف، نشان دهنده متاهل بودن یا تجرد دختران است. زیبایی بسته به نوع فرهنگ، ملیت و مذهب متفاوت است؛ به عبارتی، مردما ن هر حوزه و تمدنی از نوعی خاص برای آرایش خود بهره می گیرند تا جلوه ای درخشان از سیمای خود نشان دهند.

آرایش در جاده تاریخ

نحوه آرایش از روزگاران قدیم تا به امروز دستخوش تغییر و تحول بسیار بوده که این تغییر هم در نحوه آرایش و هم در نوع وسایل کاربردی آرایش مشهود است. اگر در عهد کهن مصریان برای نرم و شفاف ساختن پوست خود با آب معطر استحمام می کردند، امروز این مساله به وسیله چند کرم انجام می شود.

بد نیست مروری بر تاریخ آرایش بین ملل جهان داشته باشیم. برخی ملت های عهد قدیم موها و ناخن های خود را با رنگ های رایج که بیشتر از ریشه درختان و انواع گیاهان و مواد معدنی تهیه می شد، رنگ آمیزی می کردند. جالب این که خالکوبی نیز در مقاطع مختلف تاریخی وجود داشته است. یونانی ها هم که همواره تاریخ آنها با فلسفه پیوند خورده است، از سال ۴۶۰ میلادی با اشتیاق کار ساختن موارد آرایش و ابداع عطر را آغاز کردند تا در آرایش از دیگران باز نمانند. زنان این کشور علاقه ای عجیب به رنگ قرمز روشن داشتند. این در حالی است که کمی آن سوتر رنگ سفید مورد توجه زنان رومی بود.

ماسک های صورت نیز که این روزها در بسیاری از آرایشگاه ها برای شفافیت و لطافت پوست انجام می شود، ریشه ای در دل تاریخ دارد، زنان رومی با مخلوط کردن ذرت، شیر و آرد ماسک های مورد نیاز برای صورت خود را تهیه می کردند. عجیب این که آنها در دوره ای از فضله کروکودیل نیز نمی گذشتند و برای تهیه یک نوع ماسک که شهرت زیادی داشت، بهره می گرفتند!

آرایش در میان برخی ملل آسیایی یک هنر بود. ازجمله در کشور ژاپن که آرایش خیره کننده «گیشاها» در این کشور نمونه ای از این هنر محسوب می شد.

استفاده از تنوع رنگی که از گیاهان گرفته می شد نیز به عنوان یک انقلاب در تاریخ آرایش، به نام آفریقاییان ثبت شده است. در حفاری هایی هم که در اغلب نقاط ایران به عمل آمده است، باستان شناسان به وسایل مختلف آرایشگری برخورد کرده اند که نشان می دهد زنان ایرانی در طول تاریخ به موضوع آرایش و زیبایی توجه داشته اند، اغلب این وسایل را که در حفاری ها کشف شده است، آینه ها، شانه ها، موچین ها، سرمه دان ها، عطردان ها و گاهی تیغ های ریش تراشی تشکیل می دهد.

با نزدیک شدن به دوران معاصر بویژه در قرن های اخیر، استفاده از نوع مواد و وسایل آرایشی دچار تحولات زیادی شد. به طور مثال کارشناسان از تراشیدن ابروها به عنوان یکی از غیرعادی ترین مدها در دوران معاصر یاد می کنند. مردم چند قرن پیش بر این باور بودند که ابروی تراشیده چهره بسیار باهوش و متفکری به زن می دهد!

آرایش در دوره ای هم رکود را تجربه کرد. در دوره ویکتوریا، ملکه انگلیس، آرایش کردن صورت جذابیت خود را از دست داد. زنان بسیار ساده و بدون رنگ و لعاب بودند و معروف است که زنان گونه های خود را با نیشگون گرفتن و لب هایشان را با گاز گرفتن سرخ می کردند تا شاید زیبایی صورتشان را طبیعی جلوه دهند، اما این رکود دیری نپایید؛ با به عرصه آمدن کارخانه های لوازم آرایشی در قرن بیستم، زنان و مردان تاب از کف دادند و هر روز پیرو مد و مکتبی در آرایش و پیرایش شدند.

جایگاه آرایش در میان ایرانی ها

برای پی بردن به میزان علاقه و اشتیاق ایرانیان به استفاده از وسایل آرایش، کافی است بدانید که ایران هفتمین کشور پر مصرف مواد آرایشی در جهان است و ۳۰ درصد مواد آرایشی منطقه خاورمیانه را استفاده می کند. اصلا فکرش را هم نکنید که مصرف این حجم بالا از مواد آرایشی را باید به پای خانم ها نوشت؛ چون علاقه آقایان به مواد آرایشی بویژه در سال های اخیر روند رو به رشدی داشته است. برخی از مواد مانند شامپو، کرم های مرطوب کننده و ضد آفتاب، ضد عرق و اسپری های بدن میان زنان و مردان مشترک است.

مجید ابهری، پژوهشگر علوم رفتاری در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده که مردان ایرانی، مصرف کننده ۱۲ درصد لوازم آرایشی زنانه هستند. این مورد از آنجا اهمیت می یابد که گاهی نوع آرایش در تقابل با فرهنگ حاکم در جامعه قرار می گیرد.اما این تقابل را به گونه ای دیگر می توان تفسیر کرد. بنا به گفته دکتر محمود اکرامی ـ جامعه شناس ـ آرایش امری «اعتباری» است نه «مطلق». از این روی باید آن را جزو تغییرات فرهنگی به شمار آورد.

وی با توضیح این که هنجارها در هر جامعه ای شامل سه منشاء «عرف»، «قانون» و «شرع» است، می گوید: «آرایش متفاوت، تنها خلاف عرف است. از این روی چون عرف مساله ای اعتباری است، بنابراین متناسب با شرایط اجتماعی تغییر می کند. در حقیقت کنترل و نظارت اجتماعی بر آن عرفی است». وی بر این باور است که عرف در زمان «تغییر» می کند. این مدرس دانشگاه می گوید: «بر اساس نظریه تغییر فرهنگی، یک ویژگی فرهنگ این است که فرهنگ، ثابت اما متغیر است. ما به دلیل کندی تغییرات فرهنگی، آن را امری ثابت می پنداریم؛ در حالی که می توان بخوبی شاهد تغییرات محسوس فرهنگی در یک بازه زمانی ۵۰ ساله بود».

علاوه بر این، با توجه به تنوع قومی و وجود خرده فرهنگ ها در ایران، نوع آرایش در میان آنها جلوه های مختلفی دارد؛ «محل سکونت» و «نحوه معیشت» دو عامل اساسی در نوع آرایش است که مولف کتاب «مردم شناسی ارتباطات خودمانی»، به آنها اشاره می کند. اکرامی در این باره به تفاوت آرایش میان زنان بلوچ با زنان کرد اورامی اشاره می کند و حتی روی این مساله تاکید می کند که در میان کردهای کردستان با کردهای سایر نقاط ایران می توان این تفاوت ها را مشاهده کرد. به باور او، این تفاوت ها در نوع «پوشش»، «آرایش» و «رنگ» خود را نشان می دهند و فرد با نوع آرایشی که انجام می دهد با دیگران به صورت غیرکلامی ارتباط برقرار می کند.

باید به این نکته هم دقت کرد که آرایش بسته به نوع مراسم تغییر می کند. وی در این زمینه به نظریه «مناسک گذر» که «وان ژنپ» مردم شناس فرانسوی، آن را ارائه داده است، اشاره می کند: «الحاق»، «انتقال» و «جدایی» که مناسک گذر را تشکیل می دهند، هر کدام آیینی مخصوص به خود دارد.

سامان عابری