حبیبه رستمی،۶۱ ساله، حسابرس، با ۱۵۸ سانتی متر قد و ۷۸ کیلوگرم وزن (۱۲ کیلو اضافه وزن) وقتی برای حل مشکل چاقی اش به دکتر کیمیاگر، متخصص تغذیه، مراجعه کرد که علاوه بر چاقی اش از مشکلات دیگری هم رنج می برد: زانودرد، بیماری قلبی، زخم معده و چربی خون بالا. حالا علاوه بر اینکه توانسته است ۶ کیلوگرم از وزنش را کم کند و رژیم اش را با موفقیت ادامه بدهد، حس می کند که خیلی از دردهای قبلی اش هم بهبود پیدا کرده اند....

او هم مثل خیلی از آنهایی که اهل رژیم گرفتن اند، می گوید پیش از این رژیم بارها سعی کرده خودسرانه وزنش را کم کند اما موفقیت پایداری در این زمینه نداشته است. این هفته در «میزگرد سلامت» با او و متخصص تغذیه اش، دکتر مسعود کیمیاگر، درباره این رژیم غذایی حرف زده ایم و از دکتر رجبی، متخصص قلب و دکتر ادیبی، فوق تخصص بیماری های گوارشی و دکتر باقری مقدم، متخصص طب ورزشی نیز خواسته ایم در «میزگرد» این هفته شرکت کنند و درباره این رژیم غذایی نظر بدهند.

پای حرف های خانم حبیبه رستمی

به خاطر زانو دردم باید وزن کم می کردم

خانم رستمی! به نظر خودتان چرا دچار اضافه وزن شدید و اصلا این اضافه وزن تان چقدر بود؟

من حسابرس هستم؛ یعنی کارم نشسته است، فعالیت آنچنانی ندارد و به نظر خودم، همین دلیل چاق شدن و تجمع چربی (مخصوصا در حوالی کمرم) بود. علاوه بر چاقی به زانودرد، آریتمی قلبی، زخم معده و چربی خون بالا هم دچار شده بودم. من با قد ۱۵۸ سانتی متر حدود ۷۸ کیلوگرم وزن داشتم، در حالی که وزن ایده آل من حدود ۶۴ کیلوگرم بود.

وقتی رفتید دکتر، چقدر کاهش وزن پیدا کردید؟

ـ حدود ۶ کیلو وزنم کم شد و از دور کمرم هم ۱۰ سانتی متر کم شد. البته رژیم غذایی من قبل از مراجعه به دکتر، حدود۱۸۰۰ کیلوکالری بود که دکتر این مقدار را به ۱۱۱۵ کیلوکالری کاهش دادند.

گفتید دچار بی نظمی ضربان قلب هم بوده اید. آیا کاهش وزن تان به بهبود آن کمکی کرد یا نه؟

ـ بله؛ طبق توصیه پزشک معالج ام، نوع آریتمی که من داشتم، به گونه ای بود که با کاهش وزن بایست تخفیف پیدا می کرد و همین موضوع انگیزه ای برای من شد تا رژیم گرفتن را آغاز کنم اما باید اعتراف کنم که کاهش ۵/۵ کیلوگرم از وزن ام بر میزان تپش ها و درد قلب و همچنین فشاری که به دلیل مکث قلبی و سپس ضربان مجدد قلب به من وارد می شد، تاثیر گذاشت و احساس می کنم آریتمی ام بهبود پیدا کرده است. گرچه باید قبل از مطمئن شدن از این موضوع بار دیگر به پزشک قلب ام مراجعه کنم و نظرش را بپرسم.

و زانودردتان چه طور؟

ـ زانودردم طوری بود که پزشک برایم فیزیوتراپی تجویز کرده بود و حتی مجبور بودم نمازم را نشسته، آن هم پشت میز، بخوانم اما بعد از کم شدن وزن ام درد زانوی ام طوری تخفیف پیدا کرده که می توانم نمازم را به حالت عادی بخوانم. در برنامه رژیم ام هم دکتر کیمیاگر با توجه به درد زانویم حق انتخاب داده بودند که یا روزی ۲۰ دقیقه نرمش کنم یا یک ساعت پیاده روی. من گزینه اول را انتخاب کردم.

آیا قبل از این رژیم تان، رژیم خودسرانه هم گرفته بودید؟

ـ بله، من سعی می کردم با پیاده روی در پارک و استفاده از دستگاه های نصب شده در محوطه و حذف برخی موادغذایی مثل برنج وزن ام را کاهش دهم اما تاثیری نداشت و کاهش وزن ام طوری نبود که بتواند سبب امیدواری ام شود. به همین دلیل بعد از یک ماه ادامه دادن رژیم به این نحو خسته می شدم و آن را ترک می کردم. اوایل، فکر می کردم می توانم تنها و بدون کمک پزشک، وزن ام را کم کنم اما به این نتیجه رسیدم که حتی اگر به این روش وزنی هم کم شود، پایدار نیست.

حالا از رژیم غذایی تان راضی هستید؟

ـ البته! آقای دکتر غذاهایی را که من تمایل چندانی به مصرف شان نداشتم و می توانستم از آنها صرف نظر کنم مثل انواع تنقلات را از برنامه ام حذف کرد و غذاهایی که می توانستم کمتر مصرف کنم مثل غذاهای خورشی را کمتر کرد و در عوض، پلوهای مخلوط را که عاشق آنها بودم به مقدار بیشتر، یعنی حدود یک لیوان، تجویز کرد.

شب ها به این دلیل که معمولا شام نمی خوردم، آقای دکتر پس از مشورت با من مصرف نصف قوطی کبریت پنیر و یک کف دست نان همراه با یک لیوان شیر را پیشنهاد داد و برنامه ظهرم هم در روزهایی که پلوی مخلوط نداشتم یک ران مرغ یا یک تکه ماهی به همراه یک کف دست نان بود که سیرم می کرد. رژیم کاملا طبق میل و ذایقه ام طراحی شده بود و توانستم طی یک ماه ۶ کیلوگرم از وزن ام را کم کنم و آنقدر از این مساله راضی ام که حتی حاضر نبودم در ایام عید، اضافه غذایی را که دکتر برایم در نظر گرفته بود، بخورم. می خواهم زودتر به نتیجه دلخواه ام برسم.

سمیه مقصود‌علی