یادم می آید دوران کودکی ازصبح تا ظهربا برادران وبچه های فامیل درحیاط وکوچه بازی کرده، هنگام گرسنگی خودمان را با نان وپنیر، نان وماست یا نان خالی ومثل اینها سیر می کردیم. ناهاروشام معمولاً آبگوشت بود یا آش واگرمهمانی بود یا بودجه، حوصله ووقت مادراجازه می داد پلوخورشتی که شادی را بردلها سرازیرمی کرد. دورهم برسرسفره می نشستیم ومنتظربشقاب غذا ودرچند دقیقه ظرفها خالی ودوباره بازی شروع می شد ویا باجبارپدرومادربه بسترمی رفتیم به امید پایان شب وشروع روزی پرازبازی دیگرنه اصراری به خوردن بود ونه نازی برای نخوردن. ازآن روزسالها می گذرد وامروزمن وبچه های آن زمان هر کدام پدریا مادری شده ایم با مشکلات ومسائلی که هیچگاه درکودکی تجربه نکردیم: بی حوصلهگی، تنهایی، بی اشتهایی و... بسیاری رویکردهای دیگرکه با فرزندانمان لمس می کنیم .یکی ازابهاماتی که اغلب والدین درعصرجدید با آن مواجهند؛ امتناع کودکان ازغذا خوردن است، فقط گرسنگی کودک را به سوی غذا نمی کشاند ویا فقط سیربودن موجب دوری وپرهیزازغذا نمی شود، بلکه عوامل گوناگونی، جدا ازنیازهای فیزیکی، باعث می شود تا اوغذا بخورد یا نخورد. وقتی بخصوص مادران دورهم جمع می شوند درمورد رسیدگی وتوجه خود نسبت به فرزندانشان صحبت می کنند گاهی اوقات برای نشان دادن خود وجلب توجه این ابرازها جنبه اغراق به خود می گیرد، بی اشتهایی اطفال وتوصیه های ایمنی دیگروالدین دراین میان بسیاردیدنی است شاید بیشترما نوعی حساسیت غیر واقعی نسبت به این قضیه نشان

می دهیم .بارها درمشاوره با مادران پدیده ذکرشده را تجربه کرده ام. مادرانی که ازغذا نخوردن کودکشان ابرازنگرانی می کنند ودارای فرزندانی سالم، سرحال وگاهی با اضافه وزن هستند که موقع ذکراین اوصاف می گویند صورتش تپله نه بابا و... به انحای مختلف سعی درقبولاندن وضعیت غیرطبیعی کودکشان دارند. اگرصادقانه فکرکنیم درگیری با مسئله فوق را می توان درچند بخش خلاصه کرد:

الف) مادرانی که دارای تک فرزندند وبه شکل غیرطبیعی همه حرکات اورا کنترل می کنند. تغذیه برایشان اهمیت خارق العاده ای دارد وبا اصرارخسته کننده ای غذایی بیش ازنیازوحجم بدنی کودک را بر اوتحمیل می کنند و درصورت تمرد طفل ابرازنگرانی ها شروع می شود این روند بی اشتهایی واقعی وتنفراوازغذا رسیده هردونفروارد سیکل معیوبی به نام اصراروانکارمی شوند.

ب) مادرانی که دائم نگران وزن خود هستند، درصحبتها تاکید زیادی برمد (بخصوص نزد دختران کوچک) ورژیمهای غذایی متفاوت دارند وکودک دچارتوهم، همذات پنداری والگوگیری نامناسب وکاذب می شود.

ج) مادرانی که فرزندشان را درهنگام غذا همراهی نمی کنند، شاغلند ویا همیشه عجله دارند وسرپایی وبا استرس طفل را سیرمی کنند که بازبا مقاومت کودک روبروهستند.

د) کودکانی که درخانواده های درگیر، بی توجه وسرد رشد می کنند دچارتنشهای مختلف روحیند وبرای جلب ترحم وتوجه دچاربی اشتهایی میگردند.

هـ) کودکانی که برای گرفتن امتیازازوالدین غذا نمی خورند.

و) کودکانی که مشکلات فیزیکی خاصی دارند وباید تحت درمان پزشکی قرارگیرند. تا زمانیکه فرزندتان سالم است قد ووزن طبیعی دارد، درمورد غذای اونگران نباشید، هرچه حساسیت شما بیشترباشد وبا اوبحث کنید، جنگ بیشتری به خاطرغذا نخوردن درمی گیرد، گاه همه ما دچاربی اشتهایی می شویم. غذا خوردن درهنگام بی میلی، متابولیسم کودک را دچاراختلال کرده، بی اشتهایی اورا تشدید می کند. درذیل به مواردی اشاره خواهم کرد که با رعایت آن مطمئن باشید این درگیری فکری ختم به خیرخواهد شد ولی قبل ازآن لطفاً به آشبزخانه سری بزنید وهمه اسنکها اعم از: چیپس، پفک، آبنبات، شکلات، بیسکویت وکیک وامثال اینها را ازخانه خارج کرده ومیوه وخشکبار، میوه های خشک شده، لواشک های خانگی، پاپ کورنهای مامان پز، برنجک و... را جایگزین کنید. خوب حالا می رویم سراصل مطلب :

۱) اگرشاغلید صبح نیم ساعت یا یکربع زودترازخواب برخیزید، بعضی بچه ها تامدتی بعد ازبیداری گرسنه نیستند، بگذارید کم کم بیدارشود، لباسش را بپوشد کارتونی ببیند، پس ازمدتی خود اوممکن است تمایل بیشتری به خوردن صبحانه نشان دهد.

۲) کودک ازخوردن غذا با دیگران لذت بیشتری می برد حتماً هنگام صرف وعده های غذایی با اوهمراهی کنید، سینی، میزیا سفره قشنگی تهیه کنید وبا آرامش این کاررا به حرکتی خوشایند همراه با شادی ولذت تبدیل نمائید.

۳) برای وعده های غذایی امکان انتخابهای بیشتری فراهم کنید، گاهی حتی خوردن پلوازشب مانده با ماست برای کودک

دلچسب ترازشیر، نان، کره وعسل است.

۴) بلافاصله بعد ازصرف وعده اصلی خوراکی های میان وعده ایی را که دوست دارد دراختیارش قراردهید (بستنی، لواشک، شیرینی های خانگی و...).

۵) امکان فعالیت بدنی برایش فراهم کنید، رفتن به پارک، حیاط منزل ویا هرگونه حرکت فیزیکی گرسنگی را تحریک می کند. کودکی که ازصبح تا ظهرجلوی تلویزیون یا کامپیوتربی تحرک نشسته، هرگزمیلی به غذا نخواهد داشت. ۶ هرگزبه اجبار، قول دادن جایزه و... اورا واداربه خوردن نکنید، این کاربه تشدید بی میلی منجر خواهد شد.

۷) ازسرعت وشتاب زندگی بکاهید به اوتوجه وعشق بورزید، گاهی کودک برای جلب توجه ویا لجبازی ازغذا خوردن امتناع می کند. با ابرازعلاقه بدون قید وشرط، بستری ازاحساس امنیت وشادابی را برایش فراهم کنید.

۸) بعضی ازخردسالان علاقه ای به سبزیجات، گوشت ومواردی ازاین دست ندارند. صادقانه بیندیشید آیا این تمردها الگوبرداری ازشما نیست ؟آخرین باری که مقدارزیادی سبزی، حبوبات یا گوشت خورده اید را به یاد می آورید؟ درنزد فرزندتان با به به وچه چه وشادی ازموادی که کمتربه آن علاق مند هستند میل کنید.

۹) ازخواص مواد غذایی برایشان بگویید، آگاهی داشتن ازفواید خوراکیها درترغیب کودک برای مصرف بیشتراین گروه های غذایی یاری خواهد کرد.

۱۰) اگرکودک دچارلجبازی وکشمکش با شماست، وارد بازی با اونشوید، نخوردن غذا دریک یا دووعده هیچ مشکلی ایجاد نمی کند، درصورت خودداری ازغذا خوردن، بشقاب را بردارید وتا وعده بعدی به اوخوراکی ندهید، مطمئن باشید ازاین رویه خود منصرف خواهد شد.

۱۱) درصورتی که با رعایت موارد بالا مسئله حل نشد ازپزشک متخصص مشورت بگیرید. ودرآخرکودکان با اندکی تفاوت جسمانی دیریا زود بزرگ خواهند شد. با فراهم آوردن شرایط لازم، ایجاد همدلی، عشق وامنیت، روح آنان را سیراب کنیم وشادمانگی را تا دورها به آنان هدیه دهیم، غذایی با ماندگاری طولانی.

عقیله سلطانپور

مشاورخانواده