در صفحه میزگرد تغذیه این هفته، میزبان خانم رامش ربیعی ۴۰ ساله هستیم که قدشان حدود ۱۶۰ سانتی متر است و به خاطر مشکلات فراوانی که چاقی برایشان پیش آورده بود، تصمیم گرفته که وزنش را به کمک دکتر مسعود کیمیاگر، متخصص تغذیه و رژیم درمانی و استاد انستیتو تحقیقات تغذیه کشور و دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی کاهش دهد....

جزئیات بیشتر روند کاهش وزن رامش ربیعی را از زبان خود او و دکتر کیمیاگر می شنویم و نظر دیگر متخصصان سلامت را در این باره جویا می شویم.

رامش ربیعی که توانسته است در طول ۳ ماه ۱۴ کیلوگرم وزن کم کند، می گوید:

وقـتـی عـصـبـی مـی شـدم، بـیـشـتـر غـذا مـی خـوردم!

خانم ربیعی! شما تا حالا موفق شده اید چند کیلوگرم از وزنتان را کم کنید؟

من درست در ۱۸ آبان همین امسال که پیش دکتر کیمیاگر رفتم، ۸۵ کیلوگرم وزن داشتم و حالا بعد از ۳ ماه، موفق شده ام که ۱۴ کیلوگرم از وزنم را کم کنم و آن را به ۷۱ کیلوگرم برسانم.

دلیل بالا رفتن وزنتان چه بوده است؟

یکی از مهم ترین دلایل بالا رفتن وزنم، کم تحرکی بود. چون خانه ما در طبقه چهارم است و آسانسور هم نداریم بیرون رفتن برای ورزش یا پیاده روی برایم خیلی سخت بود و ترجیح می دادم که تا حد امکان از خانه بیرون نروم.

در خانه هم تحرک نداشتید یا ورزش نمی کردید؟

متاسفانه خیر. تحرک که نداشتم هیچ، زیادی هم می خوردم. من هر وقت ناراحت، خوشحال یا عصبانی بودم، غذا می خوردم و حتی وقتی حوصله ام هم سر می رفت، سراغ یخچال و خوراکی هایش می رفتم! اینقدر پرخوری و کم تحرکی من ادامه داشت که یک دفعه به خودم آمدم و دیدم که ای وای دیگر نمی توانم تکان بخورم.

بعد چه کار کردید؟

۱۰ بار تصمیم گرفتم که رژیم بگیرم و این کار را هم کردم اما یک هفته نمی گذشت که گرسنگی، عصبی ام می کرد و اینقدر اعصابم به هم می ریخت که رژیمم را می شکستم و دوباره روز از نو و روزی از نو.

شما پیش از دکتر کیمیاگر به دکتر دیگری برای کم کردن وزنتان مراجعه نکرده بودید؟

چرا. پیش یک آقای دکتری رفته بودم که اتفاقا خیلی هم در زمینه رژیم درمانی و کاهش وزن، مشهور بودند اما به نظرم اصلا رژیمی که ایشان به من دادند، اصولی نبود چون مدام در طول روز گرسنه می شدم و اعصابم به خاطر گرسنگی به هم می ریخت. کم کردم وزن با گرسنگی کشیدن فراوان باعث شده بود که هم عصبی باشم و هم ریزش موی شدیدی پیدا کنم. تازه! با اینکه کمی از وزنم با رژیم ایشان پایین آمد ولی به محض اینکه رژیمم را قطع کردم، وزنم دوباره برگشت و حتی می توانم بگویم که از قبل، چاق تر هم شدم!

شما که می گویید، به متخصص مراجعه کردید، پس چطور از کار ایشان نتیجه نگرفتید؟

بعد از یک مدت که من پیش آن آقای دکتر می رفتم، متوجه شدم که ایشان فقط پزشک عمومی هستند و تخصصی در زمینه تغذیه و رژیم درمانی ندارند و فکر کنم به خاطر همین که رشته تحصیلی ایشان تغذیه نبوده، نتوانستند کاری برای چاقی من بکنند. راستش را بخواهید من واقعا تعجب می کنم از اینکه چرا فردی که تخصصی در رشته ای ندارد، وارد آن رشته می شود و مردم را متحمل ضرر و زیان های فراوان مالی و حتی جسمی و روانی می کند! نکته عجیب تر برای من این است که گاهی می بینم برخی مجله ها هم با این آقای دکتر به عنوان یک متخصص تغذیه مصاحبه می کنند! به نظر من، این کار هم به نوعی فریب دادن مردم است.

چه شد که پیش دکتر کیمیاگر رفتید؟

عوارض چاقی داشتند بیچاره ام می کردند که یکی از دوستانم دکتر کیمیاگر را به من معرفی کردند. من هم با اینکه از دست رژیم های مختلف و عذاب آور خسته شده بودم، تصمیم گرفتم به دکتر کیمیاگر مراجعه کنم و انصافا در همان جلسه اول فهمیدم که کار ایشان با دکتر قبلی خیلی متفاوت است.

چطور؟

ایشان اول از من شرح حال گرفتند و بعد تمام برنامه غذایی ام را بر اساس میل و خواسته خودم چیدند. من در طول رژیمی که ایشان به من دادند، اصلا احساس گرسنگی یا اعصاب خردی نداشتم و ندارم. از طرفی هم چون تمام گروه های غذایی در رژیمم گنجانده شده اند به هیچ عنوان ولع و حرص غذا خوردن به سراغم نمی آید. من حالا کم و البته بسیار مفید غذا می خورم.

می شود کمی از جزئیات رژیمتان برایمان بگویید تا خوانندگان عزیزمان بدانند که رژیم گرفتن اصولی همراه با ممنوعیت و گرسنگی نیست؟

بله، البته! برای صبحانه می توانم که ۱۵ گرم پنیر یا ۵/۱ قاشق مربا همراه کمی کره یا یک عدد تخم مرغ آب پز بخورم. یکی از نکات جالب این رژیم برای من، کره و مربا بود که اینها در تمام رژیم های قبلی ام جزو مواد غذایی ممنوعه محسوب می شدند و حق خوردن آنها را نداشتم. به عنوان میان وعده، میوه یا آجیل دارم و ناهار می توانم یک سیخ کباب یا جوجه یا ۲ سیخ جگر همراه ۶ قاشق غذاخوری برنج یا یک و نیم لیوان ماکارونی بخورم. شام هم ماهی، تن ماهی، سوپ، آش یا کوکو دارم.

پس رژیمتان حذفیات نداشته است؟

حذفیات یا ممنوعیت چندانی نداشتم اما دکتر گفتند که مصرف غذاهای سرخ کردنی و خیلی چرب یا خیلی شیرین را محدود کنم.

مشکل ریزش مو یا عصبی بودنتان از بین رفته است؟

بله، کاملا! علاوه بر رسیدن به آرامش و توقف ریزش موهایم، پوستم هم خیلی شاداب تر و جوان تر شده و احساس می کنم که اعتماد به نفسم را هم دوباره به دست آورده ام.

راستی، از مشکلات زمان چاقی تان برایمان نگفتید!

اولین مشکلم که افسردگی و از دست دادن اعتماد به نفسم بود. مشکل بعدی ام این بود که حسابی خوابم به هم ریخته بود. شب ها مدام احساس پری و ناراحتی می کردم و تا نصفه شب خوابم نمی برد، بنابراین صبح ها هم تا ظهر می خوابیدم و مدام در طول روز کرخت و بی حوصله بودم. یکی دیگر از مشکلاتم هم این بود که پادرد شدیدی گرفته بودم به طوری که وقتی صبح ها از خواب بیدار می شدم، از پادرد شدید نمی توانستم تا ۱۰ دقیقه از جایم بلند شوم و از تخت پایین بیایم.

حالا این مشکلات تان برطرف شده اند؟

بله. هم اعتماد به نفسم برگشته و هم پادردم خوب شده است. شب ها هم دیگر راحت می خوابم و صبح به موقع بیدار می شوم.

هنوز هم تحرک ندارید؟

چرا. گاهی برای پیاده روی بیرون می روم و گاهی هم در خانه روی تردمیل می دوم. دیگر آن تنبلی سابق را ندارم و احساس می کنم که حسابی زرنگ و سرزنده شده ام!

نگاه اول

نظر دکتر مسعود کیمیاگر درباره سوژه «میزگرد تغذیه»

رژیـم کم کالـری، عصبـی تان مـی کـنـد

آقای دکتر! رژیم خانم ربیعی با دریافت چند کیلوکالری در روز شروع شده است؟

ما رژیم این خانم را با ۱۲۱۵ کیلوکالری در روز شروع کردیم اما چون خودشان بعد از ۱۰ روز تماس گرفتند و گفتند که رژیمشان کمی سخت است و گاهی احساس گرسنگی می کنند من هم رژیمشان را اندکی آسان تر کردم و دریافت انرژی روزانه شان را به ۱۳۸۰ کیلوکالری رساندم.

دریافت اولیه ایشان چقدر بوده است؟

شاید بد نباشد که بدانید یکی از مهم ترین و بزرگ ترین دلایل بالا رفتن وزن خانم ربیعی، پرخوری ایشان بود. در شرح حال اولیه و تاریخچه غذایی که من از ایشان گرفتم، متوجه شدم که بالای ۳۵۰۰ کیلوکالری در روز انرژی دریافت می کنند و چون تحرک کمی هم دارند، در نتیجه وزنشان روز به روز بالاتر می رود. ایشان روزی ۱۵ واحد از گروه نان ها تغذیه می کردند و حتی عصرها هم یک وعده غذایی کامل به عنوان عصرانه می خوردند. به همین دلیل اولین کاری که من برایشان انجام دادم این بود که راه و روش درست و به اندازه و البته مفید غذا خوردن را به ایشان یاد بدهم.

خانم ربیعی می گویند که رژیم های خودسرانه زیادی را گرفته اند و حتی یکبار هم پیش آقای دکتری رفته اند که متخصص تغذیه نبوده اند. با این حساب، آیا کسانی که تحصیلاتی در زمینه تغذیه ندارند، اجازه رژیم دادن به دیگران را دارند؟

مسلما، نه! متاسفانه در کشور ما افراد زیادی هستند که حتی دارند با مدرک دیپلم بهداشت، کار تغذیه و رژیم درمانی می کنند و شاید به همین خاطر بیماران آنها پس از مدتی مانند خانم ربیعی از رژیمشان خسته و دلزده می شوند و حتی سلامتی شان هم به خطر می افتد. به همین دلیل به تمام آنهایی که قصد کاهش وزن دارند، توصیه می کنم که پیش متخصص این رشته بروند تا با کمترین خطا و عارضه، بهترین نتیجه را ببینند.

به نظر شما چرا رژیم های قبلی برای خانم ربیعی آنقدر اعصاب خردکن بودند؟!

عصبی شدن در اثر رژیم می تواند بیشتر به خاطر یکنواخت بودن برنامه غذایی افراد یا پایین بودن کالری دریافتی آنها باشد. از طرف دیگر، خیلی ها از روی یک برنامه ثابت به بیمارانشان رژیم می دهند و اصلا توجهی به علایق آنها نمی کنند. برای همین، ما اول از بیمارمان شرح حال می گیریم تا متوجه شویم او چه خوراکی هایی را دوست دارد و بر اساس علاقه های او رژیمش را تنظیم می کنیم. مثلا معلوم است که اگر فردی از نان و پنیر متنفر باشد و ما هر روز در وعده صبحانه او نان و پنیر را بگنجانیم، پس از مدتی از رژیمش خسته می شود و آن را کنار می گذارد.

شما چطور توانستید با رژیمتان جلوی ریزش موی خانم ربیعی را بگیرید؟

در واقع ریزش مو و ابتلا به یبوست، ۲ عارضه مهم کاهش وزن و رژیم های لاغری هستند که در اکثر موارد پیش می آیند و اجتناب از آنها امکان پذیر نیست. اما می توان با یک رژیم اصولی، جلوی تشدید چنین ناراحتی هایی را گرفت. مثلا اگر روغن، نان یا برنج بیش از اندازه از برنامه غذایی افراد حذف شود، با ریزش موی شدید مواجه می شوند که اگر ما یک رژیم مناسب را به همراه مکمل های مورد نیاز برای افراد بچینیم، کمترین مشکل در رژیم پیش می آید.

آقای دکتر! خانم ربیعی باید چند کیلوگرم دیگر کم کنند که به وزن ایده آل برسند؟

۶۰ کیلوگرم وزن ایده آل برای وی است. اما اگر او بتواند به ۶۴ کیلوگرم هم برسد و خودش را در آن وزن نگه دارد، می توان گفت که به وزن سلامت رسیده است. نکته مهم اینجاست که رامش ربیعی تا حالا دو سه سایز کم کرده و به همین خاطر انگیزه اش برای ادامه روند کاهش وزن خیلی بیشتر شده است.

به نظرتان نیاز روزانه فردی مانند خانم ربیعی چند کیلوکالری در روز است؟

دریافت حدود ۱۸۰۰ کیلوکالری برای ایشان در طول روز کافی است. اما همان طور که گفتم، او بالای ۳۵۰۰ کیلوکالری در روز دریافت می کرد و به همین خاطر دچار اضافه وزن شده بود. بنابراین، ما رژیم ایشان را با ۱۲۱۵ کیلوکالری شروع کردیم و به ۱۳۸۰ کیلوکالری رساندیم و شاید در ادامه راه، این میزان را کمتر هم بکنیم تا به وزن ایده آل اش نزدیک تر شود.

نگاه دوم

تصویر ذهنی تصحیح می خواهد

دکتر احمد صداقتی/ روان پزشک

یکی از معیارهایی که در سلامت روان اهمیت دارد، تصویری است که فرد از نظر جسمی و روانی از خودش دارد. معمولا افرادی که زمینه ناراحتی های روحی روانی مانند اختلالات خلقی، اضطراب و افسردگی دارند، تصویر ذهنی واضحی از خود ندارند و این خطای شناختی، خود می تواند زمینه ساز بروز ناراحتی های عصبی دیگر یا تشدید مشکلات قبلی شود. در واقع این دسته از افراد از تصویر ذهنی خود راضی نیستند و تصور می کنند که از نظر ویژگی های روانی و ظاهری خوب به نظر نمی رسند. در نتیجه با این باور منفی، تمایل پیدا می کنند تا تغییراتی در تصویر خود ایجاد کنند.

آنها با تحمل فشار و گرسنگی جهت کاهش وزن و تحمیل رژیم های سخت غذایی، بر مشکلات عصبی روانی زمینه ای خود دامن می زند و این مساله باعث تشدید عوارض و نمایان شدن آن در قالب علایمی چون تحریک پذیری، کم حوصله شدن، پایین آمدن آستانه تحمل، اضطراب و اختلالات خواب، اشتها و دگرگونی خلقی می شود. به علاوه، محدودیت تغذیه ای خود موجب فقر بسیاری از مواد ضروری بدن مانند آهن، املاح و ویتامین ها خواهد شد که این مساله نیز می تواند خود موجب بروز علائم عصبی یا تشدید اختلالات زمینه ای شود. مجموع این عوامل یعنی ضعف خودانگاره، اختلالات زمینه ای روانی و سوءتغذیه در کنار هم فرد را به دور منفی می اندازد و باعث عصبی شدن بیشتر و مشغولیت ذهنی بیشتر در مورد وزن می شود.

البته در نفس اینکه فرد تناسب اندام و ظاهری خوب داشته باشد بحثی نیست ولی مشکلی که دامن گیر جامعه امروزی ماست، کمبود اعتماد به نفس و داشتن زمینه های ناراحتی عصبی و خلقی است. فردی که احساس می کند از تناسب اندام خوبی برخوردار نیست و ویژگی های جسمی خود را نمی پذیرد، در حقیقت با هویت خود مشکل دارد و این مساله هویتی که منجر به عدم پذیرش خود و خصایص روحی و جسمی می شود علاوه بر بیماری های روانی می تواند ریشه در مشکلات محیطی و سرخوردگی های اجتماعی داشته باشد. گاهی اوقات نیز فرد به علت درگیر شدن بیش از حد با مشغله ها و موانع زندگی و عدم دریافت آموزش های اولیه موضوع سلامت روان، فرصتی برای شناخت خود و داشتن تصویر ذهنی واقع گرایانه پیدا نمی کند.

نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد، سوءاستفاده شرکت های تجاری و موسسات دیگر از این ضعف و مشکل روانی اجتماعی است، که نمود آن تبلیغات وسیعی است که درخصوص کاهش وزن و ایده آل بودن آن دارند و این مساله را به صورت یک معضل فرهنگی در آورده اند که تاکید بیش از حد بر جسم دارند و فرد را تشویق به سوق یافتن به سمت جراحی زیبایی یا کاهش وزن می کنند. پس لازم است با فرهنگ سازی در مورد این موضوع و برداشتن قدم هایی در راستای حل مسائل شناختی فرد و به تبع آن جامعه از خود، واقع گرایی نسبت به تصویر ذهنی و پیرایش خودانگاره، افراد را در مسیر قبول واقعیت های وجودی مانند شخصیت، ویژگی ها و توانمندی های فردی و جسمی حرکت دهیم.

برای درمان، افراد باید آموزش ببینند که راحت تر زندگی کنند و واقع گرا باشند و ودیعه ای را که خداوند به آنها داده است یعنی توانمندی ها و ویژگی های روانی و جسمی خود را بپذیرند و در رابطه با تصویری که از خود دارند، با آنها کار شود تا بتوانند تصویر بهتر و واضح تری از خود داشته باشند و از واقعیت وجودی شان لذت ببرند. آنها باید یاد بگیرند که بر مبنای این واقعیت زندگی کنند نه بر مبنای تصویر خیالی که در ذهن خود دارند.

نگاه سوم

چاقی اختلال خواب می آورد

دکتر خسرو صادق نیت/ دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران، رییس مرکز اختلالات خواب بیمارستان بهارلو، متخصص طب کار

اختلال خواب در افراد چاق به شکل های مختلفی می تواند بروز کند. یکی از شایع ترین و مهم ترین اختلالات خواب در افراد چاق، اختلالات تنفسی به ویژه وقفه تنفسی انسدادی است. البته این اختلالات معمولا بعد از ۴۰ سالگی شیوع بیشتری پیدا می کنند. بیشترین علامتی که می توان به عنوان زنگ خطر از آن یاد کرد، خروپف شبانه است. در صورتی که خروپف همراه با قطع تنفس باشد، احتمال وجود چنین اختلالی به شدت افزایش می یابد. نکته مهم آن است که معمولا افراد متوجه خروپف و قطع تنفسی شبانه خود نمی شوند چراکه این اتفاق فقط حین خواب رخ می دهد بنابراین همسر یا هم اتاقی بیمار متوجه این موضوع می شود اما خود بیمار تنها از خستگی صبحگاهی، خشکی دهان و گلو موقع بیدارشدن و احساس خواب آلودگی، بی حوصلگی و تحریک پذیری طی روز شکایت خواهد داشت. مهم ترین و دقیق ترین روش تشخیص این اختلال تست خواب (پلی سومونوگرافی) است.

علت دیگر اختلال خواب در افراد چاق، پرخوری، قبل از خواب است.

خوردن غذای زیاد و سنگین قبل از خواب خود به تنهایی می تواند خواب را دچار مشکل کند. به خصوص اگر این غذا حاوی گوشت زیاد و چربی باشد. یکی از نکات مهم در بهداشت خواب، پرهیز از مصرف غذای سنگین قبل از خواب است. همچنین توصیه می شود افرادی که در به خواب رفتن مشکل دارند، در ساعات قبل از خواب، شام سبک صرف کنند و محتوای شام، بهتر است بیشتر حاوی کربوهیدرات باشد. تاکید می شود که از مصرف نوشابه، شکلات، چای و قهوه قبل از خواب پرهیز شود. از دیگر علل اختلالات خواب در افراد چاق می توان به افزایش احتمال ابتلای آنها به بیماری های دیگر از جمله بیماری های قلبی – عروقی، فشارخون، مشکلات گوارشی مانند ورم و زخم معده و... اشاره کرد.

ابتلا به این بیماری ها نیز می تواند روی کیفیت و کمیت خواب تاثیر منفی بگذارد. همچنین باید به خاطر داشت برخی از داروهایی که افراد برای درمان بیماری خود مصرف می کنند، به خصوص اگر قبل از خواب مصرف شود، می تواند روی خواب تاثیر منفی داشته باشد و در این صورت بیمار باید مشکل خود را با پزشک در میان بگذارد. به هر حال کاهش وزن می تواند تمامی مشکلات ذکر شده در بالا را کاهش دهد و از عوارض ناشی از آن بکاهد و در نتیجه به طور مستقیم و غیرمستقیم باعث بهبود خواب شود. به عنوان مثال در بیماران مبتلا به خروپف و وقفه تنفسی حین خواب، کاهش وزن می تواند شدت این اختلالات را کاهش دهد و در مراحل اول بیماری حتی باعث بهبود کامل می شود زیرا افرادی که می خواهند وزنشان را کم کنند به ناچار غذای سبک تری مصرف می کنند که این کار نیز برای بهبود خواب یک اقدام موثر محسوب می شود.

ندا احمدلو