سازگاری اجتماعی به عنوان مهمترین نشانه سلامت روان از مباحثی اسشت که روانشناسان . جامعه شناسان و سایر متخصصان علوم اجتماعی در دهه های اخیر توجه خاص به آن مبذول داشته اند .

امروزه شاهد آن هستیم که افراد از انواع مشکلات مانند پرخاشگری . افسردگی اضطراب انواع تشویشها و دل نگرانیها . کم حوصلگی . مشکلات زناشویی . مشکلات تحصیلی و شغلی . عدم سازگاری والدین و فرزندان با یکدیگر . سوء ظن و بدبینی و ... شکایت می کنند . پیش از آنکه روانشناسی و روانکاوی در دنیای ناشناخته درون انسان به کاوش پردازد و پیش از آنکه بهداشت روانی و نقش آن در حفظ سلامت ارتباطات اجتماعی شناخته شود . اغلب ناسازگاریها و رفتارهای غیر اجتماعی ئ ضد اجتماعی به علتهای نا معلوم نسبت داده می شد و به جای هر نوع درمان و کمکی به بیمار صرفا از راه مجازات های غیر عادلانه ظلمی مضاعف بر او روا می داشتند این روش نه تنها از بیماریهای اجتماعی نمی کاست بلکه افراد مبتلا را به ورطه هولناکتر سوق می داد.

اکنون تردیدی باقی نمانده است که انواع بزهکاریها و جرائم اجتماعی ریشه در نابسامانیهای روانی دارد که آن نیز اگر علل بیولوژیکی نداشته باشدمعلول محیط ناسالم اجتماعی است .محیط ناسالم اجتماعی . محیطی است که نمی تواند برای اکثریت قریب به اتفاق افراد شرایطی فراهم کند که بتوانند نیازهای خود را در مراتب مختلف برآورده کنند . مثلا اعتیاد گاه از فشار فقر است و در بسیاری از موارد هم در اثر بسته بودن درهای اجتماعی به روی کسی که استعداد و آمادگی پیشرفت دارد. آنکه در حد استحقاق خود امکانات تحقق خویشتن را نمی یابد . اگر نتواند از طریق راه های سالم ( مثل نشریات . احزاب . سخنرانیها و ...) اعتراض خود را ابراز دارد برای گریز از فشار روانی ناچار شیوه ای در پیش می گیرد که هم خود را ویران کند و هم در تخریب جامعه ای که روبروی او ایستاده موثر واقع شود

حفظ بهداشت روانی جامعه

مستلزم اصولی است از قبیل عدالت اجتماعی . فراهم کردن فرصتهای شکوفایی برای افراد . رفع تبعیضات و تعصبات غیر منطقی و غیر عقلایی . ایجاد امنیت اجتماعی و فضایی زاینده و بالنده که فرد بتواند در آن آینده خود را برنامه ریزی کند و ... تا این گونه شرایط آماده نشود انتظار رفتار سازگارانه و خلاق از افراد بیهوده است .

البته یک جامعه نمی تواند برای همه افراد در همه شرایط . امکانات شکوفایی و ارضاء نیازها را فراهم آورد .همیشه خواه ناخواه عده ای ناراضی باقی می مانند . این مهم نیست مهم این است که این افراد چند درصد مردم یک جامعه اند . شدت نارضایتی آنها چقدر است و نوع نیازی که رفع نشده است چیست ؟

نارضایتی برای حقوق . دستمزد یا کمبود مسکن را می توان زود چاره کرد البته با اعمال سیاستهای صحیح مدیریتی و برنامه ریزی مناسب . اما نارضایتی هایی که به نیازهای ثانوی یا عالی انسان مربوط می شود و معمولا هم بیماریهای روانی مزمن ایجاد می کند . چاره اش نه آسان است و نه به سرعت امکان پذیر.

ناسالم بودن جامعه نخست خود را در نهاد خانواده نشان می دهد . پیش از هر جا و بیش از هر جا بنیاد های آن را سست می کند و اگر همچنان ادامه یابد . گسیختگی اجتماعی و در نهایت هرج و مرج و انقلاب را به همراه خواهد داشت .

شخصیت افراد نخست در خانواده پی ریزی می شود . اگر در و مادری خود در تزلزل روحی و اضطراب به سر ببرند نمی توانند کودکانی قوی و سالم ( از نظر جسمی و روحی ) تربیت کنند.

نارضایتی پدر و مادر اثر ویرانگر خود را بر شخصیت کودک باقی می گذارد و از آنجا که بخش اعظم شخصیت یا به گفته اغلب متخصصان . کل ارکان آن تا هفت سالگی شکل می گیرد می توان اهمیت نقش خانواده را در استحکام و سلامت روابط اجتماعی در یک جامعه تصور کرد.

استرس و فرضیه بحران

اساس این فرضیه بر این قرار است که انسان و شخصیت او مرتبا با بحرانهای مختلف زندگی که باعث بهم خوردن تعادل جسمی – روانی که اکثرا همراه با عدم تعادل و اختلالات عاطفی و رفتاری است مواجه است . در این مواقع فعالیتهای مختلف فیزیولوژیکی و روانی دستگاههای متعادل کننده بدن به کار می افتد تا تعادل بهم خورده را دوباره برقرار نمایند. مفهوم اصلی این فرضیه همان تحمل و طاقت در مقابل فشارها ضربه ها شوک ها و بالاخره تحریکات عصبی است که به نشانگان واکنش به فشار سندرم سازش عمومی معروف است .

این سندرم عبارت است از کلیه کنشها و واکنشهایی که برای برگشت و اصلاح عدم تعادل جسمانی و روانی که به علت تاثیر یک مهاجم غیر اختصاصی در بدن ایجاد شده است به کار می رود. شخصیت انسان به طور کلی آرامش راحتی و خشنودی را به ناآرامی ناراحتی و نارضایتی ترجیح می دهد و لذا تمام اجزای سازنده شخصیت در این فعالیتها شرکت می کنند تا آرامش و تعادل از دست رفته را مجددا کسب کننده .

وجود استرس ها در محیط زندگی امری اجتناب ناپذیر و برای رشد روانی ضروری است ولی آنچه ممکن است منجر به بیماری شود ناتوانی در مقابله با درجات غیر عادی و بسیار شدید استرس می باشد که به صورت واکنشهای فیزیولوپیک و روانی تظاهر می کند .

استرس یا تنیدگی چیست ؟

استرس نوعی نیاز جسمی یا ذهنی است که در ما پاسخ های خاصی را بر می انگیزد و به ما امکان می دهد تا با خطر مبارزه کنیم یا از آن بگریزیم. مقادیر کم استرس قادر است عملکرد شما را در اوضاع و احوال خاصی مثل ورزش و کار بهبود بخشد اما استرس بیش از حد به سلامت شخصی آسیب می رساند. با مشخص نمودن شرایط استرس زا و یافتن راه هایی برای مقابله با آن، قادر خواهید بود، استرس های مضر را به حداقل برسانید.

به نظر می رسد که امروزه همه از آن سخن می گویند و این اصطلاح را نه تنها در مکالمات روزمره که در تلویزیون . رادیو و روزنامه ها به کار می برند و تعداد همواره فزاینده ای از سخنرانیها .مراکز درمانگری و دروس دانشگاهی به این موضوع اختصاص داده می شود. با این حال شمار کسانی که تعریف مشابهی از این مفهوم را به دست دهند اندکند : بازرگان آن را ناکامی یا تنش هیجانی می داند مسئول کنترل هوایی در آن یک مشکل تمرکز می بیند ورزشکار به عنوان یک تنش عضلانی درک می کند . کمابیش همه افراد حرفه خود را تنیدگی زاترین حرفه

می دانند و بر این باورند که (( در عصر تنیدگی یا استرس )) زندگی می کنند و این نکته را به فراموشی می سپارند که ترس انسان غارنشین از دریده شدن به چنگال

حیوانات وحشی به هنگام خواب یا مردن از گرسنگی . سرما یا خستگی به همان اندازه ترس ما از جنگ جهانی . رکود اقتصادی انفجار. جمعیت ترافیک سنگین و یا ناتوانی در پیش بینی آینده تنیدگی زا بوده است .

بطور کلی در تعریف تنیدگی یا استرس می توان گفت استرس چیزی است که از خارج بر فرد تحمیل می شود و ناراحتی های جسمانی و روانی را در پی دارد . وقتی مسائل وارده بر یک انسان فراتر از قدرت مقابله ای و انطباقی ارگانیسم آن فرد باشد در آن حالت فرد دچار استرس و تنیدگی خواهد شد . البته قدرت انطباقی و مقابله ای انسانها تا حدی به قدرت جسمانی و فیزیولوژیکی فرد مربوط است .

ولی تا اندازه زیادی می توان به طرز تفکر و شناخت و برداشتهای افراد از اتفاقات و مسائل مربوط گردد . تقویت قدرت روانی و شناختی افراد می تواند استانه استرس پذیری آنها را از حدی تصور می شود بالاتر ببرد که بالا برد این حد را می توان با دادن آموزش هایی لازم اطلاعات در خور فراهم آورد .باید منابع استرس شناسایی شود و به نحو مطلوبی به حل آنها پرداخت .

بیماریهای تنیدگی

در نخستین دهه های قرن حاضر متخصصان بالینی به کشف بیماریهایی نائل شدندکه بنظر می رسد ناشی از تعامل عوامل روانشناختی و جسمانی باشد به این نوع بیماریها بیماریهای روان – تنی یا روانی فیزیولوژیکی گفته می شود منشا بوجود آورنده این نوع بیماریها مسائل عصبی – روانی از قبیل انواع فشارها اضطرابها . استرس ها و عواملی از این قبیل می باشد . از مهم ترین این بیماریها می توان به زخم معده تنگی نفس (آسم) . سردرد مزمن . فشار خون اختلالات قلبی – عروقی . اختلالات پوستی و حتی دیابت (مرض قند) اشاره کرد .

تنیدگی یا استرس کنش وری فرد را در قلمرو اجتماعی . روانشناختی . جسمانی و خانوادگی دچار اختلال می کند . نارضایی حرفه ای . کاهش تولید .افزایش خطا ها وتصادفات . تنزل سطح قضاوت و کندی زمان واکنش را در پی دارد . بر اساس ایجاد تغییرات روانشناختی مانند افزایش تحریک پذیری . اضطراب . تنش حا لت عصبی و ناتوانی در مهار خود . روابط اجتماعی و خانوادگی را مختل می کند در ایفای نقش حرفه ای یا در و مادری ضعف و سستی به وجود می آورد . با تضعیف نظام مصون کننده بدن فرد را مستعد ابتلا به بیماری می سازد کار آمد وی را قبل و بعد از بروز بیماری کاهش می دهد و به افزایش با تنیدگی کسانی که باید این غیبت ها و کم کاری ها را جبران کند منجر می شود .

تنیدگی تغییرات رفتاری نا مطلوبی مانند اعتیاد به مواد مشروبات الکلی و یا داروها را ایجاد می کند احتمال طلاق و خودکشی را افزایش می دهد . تنیدگی دراز مدت بیماریهای مزمن مانند بالا رفتن فشار خون بیماریهای قلبی بیماری قند با حمله های نفس تنگی و غیره را در پی دارد بیماریهایی که به صورت زود رس سلامت فرد را مختل می کنند و در مواقع شدید به مرگ نا بهنگام منتهی می شوند

درمان

در زمینه درمان در این قلمرو روشهای روانشناختی مانند آموزش تنش زدایی و شناخت درمان گری به صورت فزاینده ای همراه با درمانگری های پزشکی سنتی در قلمرو اختلالهای جسمانی به کار بسته می شود . اگرچه هنوز نتایج چنین روی آوردهایی چشمگیر نیستند اما این نکته که مداخلات روانشناختی می توانند نقش

مهمی را در درمانگری بسیاری از بیماریهای جسمانی ایفا کنند توسط تمامی متخصصان بالینی پذیرفته شده است .

منابع استرس

با توجه به صنعتی شدن و در پی آن ماشینی شدن زندگیها بسیاری از مشکلات رفاهی مردم حل شده و در مقابل مشکلات دیگری ناشی از این گونه زیستن بوجود آمده است . مسائلی از قبیل ازدحام جمعیت آلودگی صدا ترافیکهای سنگین اعتیاد به مواد مخدر . مشکلات خانوادگی و تربیتی و تحصیلی فرزندان با توجه به پیچیدگی های علمی . مسائل حرفه ای و شغلی . بروکراسی های اداری . ضعف های مدیریتی سازمان . جنگها و درگیریهای تحمیلی به جامعه و بحران اعتبار و اعتماد در ابعاد مادی و روانی و غیره باعث شده تا انسان امروزی در هاله ای از تعارضات . تشویش ها . اضطرابها . افسردگیها و سایر اختلالات روانی دیگر قرار گیرد و با توجه به وجود امکانات رفاهی لذت کافی را از زندگی خود نبرد.

ما در این جا به شش منبع تنیدگی حرفه ای و سازمانی اشاره می کنیم :

۱) شغل فرد

۲) نقش سازمانی فرد

۳) جریان پیشرفت حرفه ای

۴ ) روابط حرفه ای

۵) ساختار و جو سازمانی

۶)رویاروی خانواده و کار

پیشگیری یا درمان تنیدگی و استرس

اولین قدم در پیشگیری و درمان تنیدگی یا استرس شناسایی منابع استرس می باشد . بعد از شناسایی منابع می بایستی به دنبال راه بردها و روشهای از بین بردن ایجاد کننده های استرس باشد همان طور که اشاره شد برخی از این منابع برونی و

خارج از توان و اراده فرد می باشد که برای برطرف کردن آنها نیاز به سیاستهای کلی و جامع در سطح حکومتی و مدیریتی جامعه می باشد که این بر عهده دولت و سیاست گذاران می باشد .

برنامه ریزی های صحیح در زمینه های اقتصادی اجتماعی . فرهنگی در سطح گسترده و کلان می تواند مانع از شیوع انواع اضطرابها . نگرانیها و تشویش ها . افسردگیها و دیگر علائم مرضی خواهد شد . اعمال مدیریت صحیح بر اساس اصول علمی و تجربی و به کارگیری مدیران کارآمد بدن هرگونه رابطه بازی و منفعت شخصی می تواند بسیاری از معضلات بوجود آورنده مشکلات روانی را از بین ببرد . برخی دیگر از عوامل درمانی تنیدگی و یا استرس به خود افراد بر می گردد. از سالها پیش روشهای متعددی به منظور مبارزه علیه استرس توسط پزشکان و روانشناسان فراهم شده اند .

هدف همه این روشها به رغم گوناگونی آنها تقلیل تدریجی تنشهای روانی و عضلانی و کاهش سطح تحریک های حسی ( شنیداری . دیداری و جز آن ) بوده است .

روش های (مهار تنیدگی یا استرس )

۱) روش های تنش زدایی بدنی : این روش ها مانند نرمش ژیمناستیک حرکات وضعی با تنیدگی قلیل یا جز آن به کاهش ضربان قلب تقلیل فشار خون و تنش عضلانی و همچنین تسکین پاره ای از درد های عضلانی و درد های ستون مهره ها منتهی میشود و نتایج قابل ملاحظه ای مانند کاهش موقت اظطراب افسردگی و ... را در بر دارند . از انواع این تمرین ها به تای چی(که با حرکاتی شبیه رقص و با فعال کردن همه ی بخش های بدن به ایجاد آرامش منتهی می شود ) و یوگا (که ریتم قلبی و تنفسی را کاهش داده و احساس تنش زدایی را بدون رسیدن به خواب آلودگی یا خواب ایجاد کند ) اشاره کرد .

۲) روش های تنش زدایی روانی : مراقبت در محیطی که فاقد هر نوع تحریک حسی است و با تنفس کند و منظم همراه است می تواند در کاهش نشانه های مرضی متعدد تاثیر داشته باشد (دو جلسه ی ۱۰ ۲۰ دقیقه ای در روز )

گریز تخیلی یا تصویر سازی ذهنی که با استفده از تداعی افکار مطبوع و تجسم های ذهنی مختلف می تئان به کاهش تنش کمک کرد .

۳) روش های مشاوره و روان درمانگری : روش هایی که در سطور پیشین به آن اشاره شد مفید و موثرند اما اثر بخشی آن ها به خصوص برای حفظ سلامت وافزایش مقاومت افرادی که هنوز عنان خود را از دست نداده و توانایی مقابله با مشکلات روزمره را ازدست نداده است وقتی که اضطراب و افسردگی استقرار

یافتند و زمانی که پاره ای اختلالات بدنی بروز کرده اند باید از کمک روانشناس . روان پزشک . روان درمانگر . پزشک ومتخصصان روان تنی سود جسته شود .

استرس در تقابل با بهداشت روانی

اشاره :

زندگی اجتماعی سرشار ازموقعیت هایی است که نوعی فشار روانی را به ما تحمیل می کند . در روانشناسی از چنین فشارهایی به عنوان استرس یاد می شود و اینک جهت مقابله و برخوردهای اصولی با استرس ها و به طور کلی عوامل فشار زا نکاتی را به شرح زیر یاد آوری می نماییم

استرس. و عوامل بوجود آورنده آن

کلمه استرس واژه ای است که از فیزیک گرفته شده بعدا در زمینه مسائل روانی بکار برده شد و مشکل است که تعریف دقیقی که مورد قبول همگان باشد ارائه داد حتی مثلا در بین عوام بین استرس و عوامل استرس زا هیچ تفاوتی قائل نمی شوند چرا که برای اینکه استرس حادث شود عوامل استرس زایی هم باید وجود داشته باشد بنابراین اولین کاری که ما انجام می دهیم استرس را از عوامل استرس زا جدا می کنیم.

تعریف استرس

استرس عبارت از نیرویی که اگر بر هر سیستمی وارد شود باعث تغییر شکل آن سیستم می شود . معمولا این تغییر شکل در جهت منفی است یعنی به هر حال باعث بدشکلی آن سیستم می شود . یا آن را بطور منفی تغییر حالت می دهد . بنابراین اگر بخواهیم تعریف جامعی ارائه دهیم می توان گفت : استرس عبارت است از حالتی که نیروها یا فشارهایی به هر شخص وارد شود و این نیروها و فشار ها می تواند در ارتباط با ابعاد فیزیکی . روانی یا ابعاد اجتماعی باشد در واقع می توان گفت استرس همیشه می تواند به صورت پیش آیند یک اثر باشد .یا به عبارت ساده تر به

دنبال خود اثراتی را برجای می گذارد این اثرات معمولا منفی هستند استرس یک حالت تنش است و معمولا وقتی که فرد و حتی حیوانات هم در معرض فشارهایی قرار می گیرند این حالت تنش را احساس می کنند منتهی عواملی که باعث این تنش می شوند را استرسوریا ایجاد کننده استرس می نامند که می توانند عوامل مختلف باشند . در رابطه با عوامل ایجاد کننده استرسور ها که تعدادشان بسیار زیاد شده است عمدتا آن را به عوامل خاصی مثل عوامل موقعیتی یا رویدادهای پیرامونی نسبت می دهند .

تقریبا اکثریت رویدادهای بیرون از ارگانیسم انسان از اختیار شخص خارج است و در اختیار عواملی است که کنترل آنها از کنترل یک انسان عادی خارج است که می توانیم آنها را به دو دسته عمده تقسیم کنیم یکی رویدادهای قابل پیش بینی یا به عبارتی رویدادهایی که می توانند تحت کنترل شخص باشند . ودیگری رویدادهای غیر منتظره و غیر قابل پیش بینی هستند مورد اول معمولا ایجاد استرس نمی کنند علی الخصوص اگر وقوع آن رویداداز قبل پیش بینی شده باشد مثلا مرگ فرد مسن که جامعه یا اعضای خانواده انتظار آن را داشته باشند میزان استرسی که وارد می شود به مراتب کمتر از فوت جوانی است که معمولا مرگ او انتظار نمی رود یا مثلا مرگ یک عزیز اگر به موقع اتفاق بیافتد ایجاد استرس نمی کند اما اگر قبل از موعد به نوعی از بین رود در بازماندگان ایجاد استرس شدید می کند که ناراحت کننده است مثال دیگر : فرض کنید اگر شما در خانه نشسته باشید و مهمانی سرزده وارد شود این امر استرس زیادی ایجاد خواهد کرد تا اینکه آن شخص از پیش دعوت شده وارد شده باشد و شما هم به تناسب حضور ایشان امادگی قبلی را پیداکنید . بنابراین ما می توانیم رویدادها را از طریق آمادگی قبلی خود قابل تحمل کنیم و بخصوص اگر این مهمانی که سرزده وارد می شود در شرایطی وارد شود که ما اصلا آمادگی ان را نداشته باشیم اگر به همین مثال بسیار ساده توجه کنید خواهید

دید که استرس تنها یک عامل خارجی نیست بلکه به میزان آمادگی ما برای مقابله با رویدادها هم بستگی دارد . بنابراین یک فرد در یک تعامل پیوسته با محیط خود است که حاصل آن می تواند استرس یا آرامش باشد . اما به لحاظ اینکه سازگاری هر فرد در سایه مهارتهایی است که سالها آنها را در یک حد مشخص اموخته و یا کسب کرده ولی به ناگهان شخص در محیط ا توقعاتی روبرو می شود که آن مهارتهای قبلی پاسخگوی این مهارتهای جدید نباشد ما می گوییم که شخص مستعد است که دچار استرس شود ما نمی توانیم بگوییم که هر اتفاقی روی هر شخص وارد شود احتمالا ایجاد استرس خواهد کرد . دقیقا به میزان آمادگی قبلی شخص بستگی دارد . در مسائل روانی به آمادگی های شخصیتی فرد بستگی دارد . شخص هر اندازه پخته تر باشد تجربیات بیشتری داشته باشد یا به عبارتی آمادگیهای آن بیشتر باشد از مکانیسم های دفاعی پخته تری استفاده می کند احتمال در مقایسه با شخصی که تا به این حد پخته نیست کمتر دچار استرس می شود بنابراین صرفه نظر از رویدادهای اجتماعی ما باید افراد را به گونه ای تربیت کنیم که آمادگی رویارویی با این حوادث را داشته باشد .

راه های کاهش استرس:

شما هرچقدر هم آرام و ریلکس باشید مـمـکـن اسـت در طول روز به دلایل مختلف دچار اسـتـرس گـردیـد. ترافـیـک و شلوغی خیابان، کارهای زیـاد نـاتـمـامـی کـه بایـد انـجـام دهید، خرابی اتومبیل و کنکور مسائلی هستند که ممکن است موجب بروز استرس در شما گردند.

نکته اینجاست که استرس باعث حـل مـشـکـل نـشــده و برعکس شما را از ادامه فعالیت صحیح باز می دارد. در این قسمت ۵ روش ساده را جـهت کاهـش اسـتـرس بـخـصـوص در هـنـگـام کار، بیان میکنیم.

۱) شمارش کنید

یک روش موثر برای برخورد با موقیعتهای استرس آور، شمارش تا عدد ۱۰ است.ایـن کار کمک می کند از لحاظ فکری و روانی از آن لحظه استرس آور دور شده و ۱۰ ثـانـیه به شما وقت می دهد تا از آن شرایط خود را رها کنید.فرض کنید این عمل، ریموت کنترل زندگی شما است. دکمه pause را میزنید. وقتی تا عدد ۱۰ شمارش کـردید دوباره دکمه "play" را فشار می دهید. در نتیجه در وضعیت بهتری نسبت به قبل قرار خواهید گرفت.

۲) موقتا" بگریزید

هنگامی که در خود احساس استرس شدید می کنید بهتر اسـت بـطور فـیزیکی خود را از محیط دور کنید. کمی قدم زده و نفسی تازه کنید. مدتی بـه داخـل شهـر رفـتـه و فـکر خود را از مسائل دغدغه آور رها کنید. البته منظور ایـن نـیست که کـلا" مـیدان را خـالی کنید، بلکه ترک موقعیت برای چند لحظه و مراجعت دوباره با فکری آزاد و تازه باعث رهای از استرس و انجام بهتر کارها خواهد شد. اگر در تـرافـیـک خـیـابـان گیـر کرده باشید، ترک موقیعت مشکل بـنـظر مـی رسـد. در ایـن شـرایـط رادیـو را روشـن و سـعـی کـنید که به موضوع دیگری غیر از تـرافـیک فکر کنید. اگر صدای اتومبیلهای دیگر شما را آزار می دهد، پنجره ها را ببندید

۳) شیئی را فشار دهید

معمولا" فشردن چیزی با دسـت بـاعـث کاهـش استرس و دغدغه خاطر می گردد. شما می توانید مثلا" یک حلقه تقویت کننده مچ دست به همراه داشته باشید و هنگام استرس آن را در دست خود فشار دهید.

۴ ) سخت نگیرید

وقتی بدلیل موضوعی دچار استرس میـشـوید، از خـودتـان سؤال کنید که آیا آن موضوع اینقدر اهمیت دارد که بخاطرش دچار پریشانی شوید. واقعیت این است که اکثر مسائل روزمره که باعث ایجاد استرس می گردند تهدیدی برای زندگی بشمار نمیایند مگر اینکه مربوط به اموری از قبیل خانواده یا سلامتی افراد باشند. هرگـاه احـساس کـردید جلسه امروز آنطوری که انتظار داشتید نتیجه نداشته و یا متـوجـه لـکـی روی لبـاسـتـان شدید، دچار پریشان خاطری نگردید. اینها مسائل تعیین کننده زندگی نبوده و باعث بروز فاجعه نمیگردند.کمی راحت تر گرفتن موقیعتها باعث کاهش سطح استرس و فشارهای روانی ناشی از آن در شما میشود.

۵) نفس عمیق بکشید

تنفس بجز داشتن اثرات حیات بخش میتواند در آرام نـمودن شما نیز بسیار موثر باشد. هنگام استرس نفس عمیق کشده و خود را از لحاظ جسمانی و روانی آرام کنید.

تفاوت مردان و زنان در مقابل استرس

قلب مردان نسبت به استرس سریع تر واکنش نشان می دهد

ایسنا، علوم پزشکی ایران مردانی که مشاغل پر استرس دارند اوایل دهه سوم زندگی خود در معرض ناراحتیهای قلبی می گیرند.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، واحد علوم پزشکی ایران به نقل از پایگاه اینترنتی رویترز، محققان فنلاندی با مطالعه روی ۱۰۰۰ مرد و زن جوان دریافته اند مردانی که به مشاغل پر استرس اشتغال دارند، سریع تر از سایر افراد علائم بیماری قلبی را نشان می دهند، اما در زنان جوان چنین وضعیتی مشاهده نشده است.

پژوهشگران معتقدند : تماس دائمی با استرس، موجب تجمع چربی و کلسترول در دهانه سرخرگها می شود و فرد را در معرض بیماری آرتروسکلروز یا تصلب شرایین قرار می دهد . در ضمن در صورتی که فرد دچار اضافه وزن و عادات غلط غذایی باشد و از سیگار نیز استفاده کند درصد گرفتگی عروق به مراتب بیشتر می شود.

به همین جهت محققان با استناد به نتایج فوق، خاطر نشان می کنند : افرادی که به مشاغل پر استرس اشتغال دارند باید از روشهای مختلف تن آرامی(ریلاکسیشن) در محل کار خود و یا منزل استفاده کنند تا احتمال ابتلا به اختلالات عروق قلب را کاهش دهند.

ملیحه جم