افسردگی یکی از متداول ترین اختلالات روانی انسان عصر جدید و ثمره پیشرفت فناوری و زندگی ماشینی قرن حاضر است. نکته جالب توجه آنکه همین فناوری مدرن به عنوان پادزهر عمل می کند، چرا که با پیشرفت علم و کشف راهکارها و داروهای جدید، پزشکان و متخصصان امروز درک بهتری از علل ایجاد افسردگی بالینی دارند و می توانند این بیماری روحی را خیلی راحت تر از قبل درمان کنند.

افسردگی دارای علائم روحی و جسمی متعددی است. از علائم روحی می توان به موارد زیر اشاره کرد؛ ناامیدی، عدم توانایی در تمرکز کردن و به یاد آوردن، پروراندن افکار منفی در ذهن، ناراضی بودن از شرایط فعلی و ناامید بودن نسبت به بهبود اوضاع، کناره گیری از جمع و گوشه گیر شدن، آه و ناله کردن، هذیان گفتن، احساس غیرمفید بودن، از دست دادن اعتماد به نفس، داشتن احساس بی هویتی، بی قراری و پرخاشگری، داشتن احساس گناه، اختلال دوقطبی (بیش از حد شاد بودن یا بیش از حد غمگین بودن که در این مورد، تشخیص برای پزشک بسیار سخت خواهد بود)، داشتن افکاری خطرناک در رابطه با مرگ یا اقدام برای خودکشی.اولین گام در درمان هر بیماری این است که ابتدا بپذیریم بیمار هستیم و نیاز به درمان داریم. این پذیرش در مورد بیماری های جسمی خیلی راحت تر صورت می گیرد.

در این حالت فرد بیمار به دنبال راه علاج می گردد و حاضر است به استفاده از هر دارویی تن دهد. مدت ها وقت صرف می کند و هر هزینه ای را متقبل می شود تا زودتر بهبود یابد. متاسفانه در مورد بیماری های روانی چنین حالتی به ندرت پیش می آید.

پذیرفتن ناراحتی ها و بیماری های روحی در کشور ما موضوعی حل شده نیست. بعضاً در قشر تحصیلکرده نیز دیده می شود که این افراد دیدگاه مثبتی نسبت به این مساله ندارند.براساس ارزیابی های سازمان بهداشت جهانی، بیماری افسردگی در سال ۲۰۲۰ میلادی، بعد از بیماری های قلبی، بیشترین تعداد بیماران را در سراسر جهان به خود اختصاص خواهد داد. همان طور که مشاهده می کنید این گزارش بسیار نگران کننده است و توجه و کوشش بیشتر مردم را برای جلوگیری از پیشرفت بی رویه این بیماری در کشور می طلبد.

راه های بسیاری برای مقابله با این بیماری وجود دارد که در صورت درمان دیگر نیازی به مراجعه به روانپزشک نیست. اما طبق آمار ثابت شده است که درمان ۷۰ تا ۸۰ درصد مراجعه کنندگان به مراکز روان درمانی برای این بیماری موفقیت آمیز بوده است.۷ تا ۱۲ درصد مردان در سراسر دنیا از افسردگی رنج می برند. این آمار در خانم ها ۲۰ تا ۲۵ درصد است.این بیماری به طور قابل ملاحظه ای در مردم به خصوص نوجوانان و جوانان دیده می شود.

متاسفانه از هر دوازده نوجوان، یک نفر تا قبل از سن ۱۸ سالگی از افسردگی رنج می برد که این میزان در دختران دو برابر است. دوران بلوغ برای یک نوجوان، دورانی بسیار بحرانی است. باید توجه داشت که افسردگی دوره بلوغ با افسردگی دائم تفاوت دارد. تغییرات فیزیکی و هورمونی در این دوره از جمله عوامل به وجود آمدن افسردگی هستند.

در این دوران، نوجوان احساس ناخوشایندی از ظاهر خود دارد و چون تغییرات فیزیکی و جسمی در دختران بارزتر است، این احساس در آنها بیشتر است. در دوران بلوغ احساسات نوجوان بسیار زیاد و آسیب پذیر می شود. معمولاً دختران احساسات شان را در خود می ریزند و سعی می کنند آنها را سرکوب کنند، در نتیجه بسیار درون گرا می شوند.

برخلاف آنها، پسران به دلیل داشتن آزادی بیشتر می توانند احساس خود را بروز دهند و برون گرا می شوند. اما این افراط و تفریط می تواند عواقب ناگواری از جمله افت تحصیلی، رفتارهای مهارگسیخته جنسی، میل به کشیدن سیگار، مواد مخدر و محرک و فرار از خانه را به همراه داشته باشد. وحشتناک ترین پیامد ناشی از افسردگی که در سنین نوجوانی دیده می شود خودکشی است.

طبق آمار گزارش شده، خودکشی سومین دلیل مرگ در میان نوجوانان بین ۱۵ تا ۲۴ سال است.این آمار بسیار نگران کننده است، اما آیا به راستی تنها نگران بودن مشکلی را حل می کند؟ چرا ما همیشه به دنبال نوشدارو بعد از مرگ سهراب هستیم؟ هیچ محیطی امن تر و آرامش بخش تر از محیط گرم خانواده برای یک نوجوان در حال رشد نیست. پس پدران و مادران باید سعی کنند بستر این محیط مقدس را طوری فراهم آورند تا فرزندان آنها بتوانند به راحتی دوران بحرانی زندگی خود را سپری کنند. این دوران بسیار سرنوشت ساز است و به طور حتم در زندگی یک جوان نقشی حیاتی و اساسی ایفا می کند.با ارائه راهکارهای زیر می توانید به فرزند نوجوان در حال رشد خود کمک کنید:

۱) به او ثابت کنید که دوستش دارید.

۲) در همه حال حمایت عاطفی و مالی خود را از او دریغ نکنید.

۳) در حد توان خود سعی کنید فرزندتان را به مسافرت ببرید.

۴) طبق یک برنامه منظم و مداوم او را به سینما، تئاتر یا کنسرت موسیقی شاد ببرید.

۵) با فرزند خود حرف بزنید و با تمام وجود به صحبت هایش گوش فرا دهید.

۶) او را تشویق کنید که با دوستان شاد و بی دردسر خود بیشتر معاشرت کند.

۷) نکات مثبت او را مرتب گوشزد کرده و از بازگو کردن نقاط ضعفش پرهیز کنید.

۸) به خواسته های او احترام گذاشته و حس اعتماد به نفس را در فرزندتان تقویت کنید.

۹) مانند یک دوست هم سن او در مورد مسائل مختلفی که در این سن با آنها درگیر است از جمله؛ سیگار کشیدن، انتخاب دوست از جنس مخالف و روابط جنسی صحبت کنید و به نظراتش احترام بگذارید.

۱۰) اگر تمام راه های بالا را امتحان کرده و نتیجه نگرفتید، حتماً فرزندتان را به یک روانپزشک معرفی کنید و در تمام طول درمان همراه و پشتیبان او باشید. با پرداخت هزینه ای کم، سلامت جسم و روان فرزندان خود را برای همیشه بیمه کنید.

غزل غازیانی