دكتر طهرانچی معاون پژوهشی و فناوری دانشگاه شهید بهشتی در مراسم افتتاحیه ضمن اشاره به رسالت دانشگاه در ترویج، تولید و توان علمی گفت: متاسفانه در بسیاری از علوم از حد آموزش فراتر نرفته ایم. می بایست در مقاطع تحصیلات تكیملی وارد مرحله تولید علم شویم. امروز بسیاری از رساله های كارشناسی ارشد و دكتری نشان دهنده تولید داده علمی است در حالی كه از نظریه پردازی خبری نیست.

وی با اشاره به نقش بهداشت روانی در مبانی هنر، در جامعه ایرانی گفت: امیدواریم با اخذ شیوه های تحقیق در غرب و بومی كردن مسیر حركت علوم بتوانیم با توجه به موقعیت فرهنگی و اجتماعی كشورمان این علم را گسترش دهیم.

سایكودراما

دكتر طاهر فتحی با ارایه مقاله ای با عنوان «سایكودراما، كاربست علمی روش های دراماتیك»، شنوندگان را با مرزهای دقیق سایكودراما و فنون آن، منابع مكتوب در این رشته، تفاوت های سایكودراما به دیگر رشته ها و مكاتب روان درمانگری آشنا كرد.

وی ضمن اشاره به سوءتفاهم هایی كه در مورد سایكودراما در كشورمان وجود دارد، گفت: ساده انگاری در مبانی نظری و عملی این رشته، به زیان این حوزه شگفت انگیز و موثر تمام شده و موجب دوری دانشجویان روان شناسی و رشته های مرتبط با سایكودراما شده است.

قصه درمانی

شهناز شیبانی كارشناس ارشد مشاوره، در تحقیقی با عنوان «تاثیر قصه درمانی بر افسردگی كودكان» به بررسی اثرات قصه بر كودكان افسرده پرداخته است. وی افسردگی كودكان را یكی از مشكلات جدی جامعه دانسته كه سلامت عمومی را به خطر می اندازد به گونه ای كه شناسایی افسردگی در دوران كودكی و نوجوانی می تواند بیماری های روانی، ناسازگاری و حتی مرگ و میر كودكان را به میزان زیادی كاهش دهد.

شیبانی در مقاله خود آورده است: طبق آمار به دست آمده، حدود ۲ درصد از كودكان پیش از بلوغ، و حدود ۵ تا ۸ درصد نوجوانان دچار نوعی افسردگی هستند. این در حالی است كه درمان افسردگی كودكان یكی از شایع ترین و چالش برانگیزترین موضوعات بالینی و بهداشت روانی عمومی است و به همین سبب بازبینی ادبیات مربوط برای دستیابی به بهترین گزینه های درمانی ضرورت دارد.

پژوهش شیبانی نشان می دهد كه قصه درمانی می تواند به عنوان روش درمانی موثری در درمان افسردگی كودكان و اختلالات روانی آن ها كارآمد باشد.

همچنین دكتر كارنیه طهماسیان عضو هیت علمی پژوهشكده خانواده دانشگاه شهید بهشتی، مقاله ای را با عنوان «كاربرد قصه در آموزش مهارت های اجتماعی به كودكان» ارایه كرد.

وی گفت: مشكلات اجتماعی كودكان، آنان را به سوی انواع اختلالات رفتاری سوق داده، و حتی نگرش آنان را نسبت به همسالان، مدرسه و كاركرد تحصیلی تحت ثیر قرار می دهد. شناخت و تشخیص به موقع و آموزش مهارت های مناسب اجتماعی می تواند از مشكلات بعدی این گونه كودكان و پیشگیری نماید و آنان را به سمت رفتارهای مثبت اجتماعی راهبری نماید.

دكتر طهماسیان گفت: قصه منبعی غنی و شیوه ابزاری خلاق، آسان و لذت بخش برای آموزش است. بر اساس نظریه بندورا كودك از طریق تجربه جانشینی با قهرمان داستان، همانندسازی نموده، پیامدهای رفتار را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد و سپس آن را الگوبرداری نموده و به كار می برد. به همین سبب با استفاده از ادبیات و داستان می توان مهارت های ارزشمندی را در زمینه های مختلف اجتماعی به كودكان آموزش داد.

نمایش درمانی

«بررسی تاثیر نمایش درمانی در افزایش مهارت های كم توانان ذهنی» و «اثربخشی روان نمایشگری در كاهش اضطراب» از جمله مقالاتی است كه در حوزه تئاتر درمانی در این همایش ارایه شد.

فاطمه فخری به نمایندگی از تیمی كه تاثیر نمایش درمانی را به روی تعدادی از دانش آموزان كم توان ذهنی بررسی كرده بودند، مقاله را ارایه كرد. این بررسی در سال ۸۴ ۸۳ به روی تعدادی از دانش آموزان تحت پوشش آموزش و پروش استثنایی با بهره هوشی بین ۷۵ ۶۵ كه در سنین ۱۵ ۱۰ قرار داشتند، انجام شده است.

یافته های حاصل از این تحقیق نشان داده كه اجرای برنامه های نمایش درمانی برای گروه هدف، موجب افزایش مهارت های حركتی و تقویت حافظه شنیداری شده است. نمایش درمانی در این گروه از كودكان باعث افزایش تمركز حواس، شناخت توانمندی های آنان و توجه خانواده و معلمین نسبت به این كودكان شده است به گونه ای كه كودكان به طور هماهنگ با آزمونگر همكاری می كردند. همچنین كودكان احساس رضایت خود را با توجه به متن نمایش و انجام حركات نمایشی ابراز می كردند.

صادق هدایت

«صادق هدایت از دیدگاه روان پزشكی توصیفی» عنوان یكی دیگر از مقالات ارایه شده در نخستین كنگره هنردرمانی است. دكتر فرید فدایی دانشیار دانشگاه علوم پزشكی ایران ضمن ارایه این مقاله گفت: نبوغ، غرابت آثار، زندگی و مرگ صادق هدایت موجب اهمیت و توجه صاحب نظران داخلی و خارجی به اوست. علاوه بر تفسیرهای ادبی، تفسیرهای روان شناختی، روان پزشكی و جامعه شناختی در باره شخصیت و آثار هدایت همواره مطرح است. این گونه تفسیرها درباره هدایت و بیماری احتمالی او با توجه به این كه تنها از طریق بررسی محتوای آثار او صورت گرفته، با اشكالات روش شناختی بسیاری همراه بوده كه به نتایج گمراه كننده ای منجر شده است.

دكتر فدایی با اشاره به كثرت نابسامانی های خلقی در هنرمندان و با توجه به نحوه زندگی، مرگ، تعداد و زمان نگارش آثار هدایت گفت: با توجه به موارد ذكر شده این فرضیه كه هدایت به نابسامانی خلقی دو قطبی مبتلا بوده، آزموده می شود.

وی ضمن اشاره به یافته های پژوهشی اش تاكید كرد: در بررسی مستندات، شواهد قطعی، زندگی نامه، سوابق پزشكی، نامه ها و … معلوم شد، به جز دوره های افسردگی و دو بار خودكشی مستند او در فصل بهار با فاصله ۲۲ سال، هدایت در بسیاری اوقات به صورت فردی بذله گو، نكته سنج، طنزپرداز، سرزنده، پرتحرك و بخشنده توصیف شده است.

همچنین نگارش آثار ۶۶گانه هدایت به صورت یكنواخت در طول زمان انجام نشده بلكه در دوره های هیپومانی آثار فراوان تری اعم از تالیف و ترجمه نگاشته و در دوره های افسردگی هیچ اثری را به رشته تحریر در نیاورده است.

به نظر می رسد مستندات مذكور همه در راستای تایید این فرضیه است كه صادق هدایت مانند بسیاری از نوابغ هنرمند، به اختلال خلقی دو قطبی نوع دو مبتلا بوده است.