نقش موسیقی درمانی در آرامش روحی

اگر در خیابان از مردم عامه سؤال کنید که موسیقی درمانی چیست و چه تعریفی از آن دارید؟ مطمئناً با واکنش های مختلفی روبرو خواهید شد.موسیقی درمانی عبارت است از استفاده و کاربرد موسیقی در جهت برخی اهداف درمانی یا آنکه کاربرد موسیقی و برنامه های موسیقی در جهت توان بخشی بیماران جسمی و روانی.اگر چه ”موسیقی درمانی“، تخصصی نسبتاً جوان است. اما جالب است بدانیم، در گذشته های دور نیز برای مبارزه و مقابله با بیماری های گوناگون از آن استفاده می شده که تاریخ بیانگر این ادعا است.چینی های قدیم و تمدن های هنری کشورهای دیگر نیز موسیقی را شفابخش می دانستند. ه طور مثال در یونان قدیم ارتباط نزدیکی بین موسیقی و شفا وجود است.موسیقی با تأثیر شگفت آور خود می تواند انسان معاصر را از چنگال افسردگی، انزوا، اضطراب و بسیاری از آزردگی های روانی که به کرات، استعداد انسانی حمله کرده، نجات دهد.دکتر علی زاده محمودی، روانشناس و موسیقی درمانگر، با اشاره به تأثیرات گوش دادن موسیقی می گوید: موسیقی به دلیل تمام خواهی مثبت خود و از همه مهمتر، ذات ارتباطی آن، بخش عمده ای از فرهنگ ایران زمین را به خود اختصاص داده است.

در هنر قدیم موسیقی به عنوان عنصر اصلی و جوهره آفرینش های هنری محسوب می شد. اگر چه در فرهنگ ایرانیکلام نیز تأثیر مستقیم بر روان دارد، اما صوت در فرهنگ های کهن بسیار با اهمیت بوده است.این روانشناس در مورد تاریخ موسیقی درمان می گوید: زمانی که هارمونی موسیقی در یونان باستان کشف شد، اولین جرقه های موسیقی درمانی زده شد اما امروزه موسیقی به صورت نظا م مند در بیمارستان ها و مراکز توانبخشی و حتی مراکز آموزشی و پزشکی کشور به کار می رود.این روانشناسان تصریح می کند: موسیقی ذات ارتباطی دارد، بخش عمده ای از فرهنگسازی یک کشور را موسیقی وحدت می بخشد.محمودی می افزاید: موسیقی ابراز انتقال دهنده و تقویت کننده و همچنین ابرازی مؤثر در ارتقاء یادگیری است. به عبارت دیگر از این هنر می توان برای مهارت های ارتباطی، گفتاری، روانی، ذهنی و حتی بیولوژیک استفاده کرد.این روانشناس می گوید: بسیاری از موسیقی ها تولید هیجاناتی می کند که فکر را دچار مشکل می کند اما موسیقی درمانگر مانند یک دارو تجویز می شود.وی تأکید می کند: انسان با موسیقی به دنیا آمده است و اگر موسیقی متوقف شود، هستی متوقف می شود.دکتر فربد فدائی، روانپزشک در این باره می گوید: جنین در بدن مادر با ضربان موزون قلب مادر خود پرورش می یابد. بنابراین حس وزن از همان ابتدا با کودک همراه است.این روانپزشک معتقد است، بشر اولیه در جهانی زندگی می کرد که صداهای طبیعی او را احاطه کرده بود، نظیر صدای غرش توفان، نغمه پرندگان، وزش نسیم، ریزش باران و در مجموع این کنش به طور طبیعی نسبت به شناخت و تقلید آوائی طبیعی انسان صورت گرفت.بنابراین موسیقی جزو طبیعت انسان است، به نحوی که نیمکره راست مغز انسان برای ادراک کمیت موسیقی اختصاص یافته است.

به عبارت دیگر نمیکره راست با هر آنچه جنبه هیجانی ـ عاطفی مربوط می شود مربوط است.این روانپزشک در ادامه می افزاید: تحقیقات حاکی از آن است که ضایعات نیمکره چپ مغز ممکن است توانائی فهم یا سخن گفتن معمولی را از دست بدهد، اما توانائی آواز خواندن یا آموختن محفوظ باقی می ماند.به این ترتیب می توان با استفاده از آهنگ و ملودی به درمان بیمارانی که دچار سکته مغزی شده اند، کمک کرد. از سوی دیگر، در دوران یونان باستان فیلسوفان عقیده داشتند که موسیقی در پرورش ذهن مؤثر است. مثلاً افلاطون در کتاب مدینه فاضله خود آموختن موسیقی را با توجه به نسبت های دقیق ریاضی آن برای طبقات فرماندهان توصیه می کند. در کشور ما نیز فارابی به دقایق موسیقی و تأثیرات روانی آن توجه داشته است. یا در مورد ابوعلی سینا گفته می شود که او یک بار به صورت ناشناس با کاروانی سفر می کرد، شبانه تصمیم گرفت که آهنگ زنگوله شترهای کاروان را تغییر دهد و آن را به صورتی تنظیم کرد که در هنگام حرکت کاروان، افراد با شنیدن زنگ ها اندوهگین شوند یا آنکه در شب بعد به صورت مخفیانه دوباره آهنگ زنگوله ها را به صورتی تنظیم کرد که هنگام حرکت کاروان افراد احساس شادمانی می کردند. این مسئله، توجه ایرانیان به تأثیر موسیقی بر روان و عواطف انسان را نشان می دهد.فدائی در ادامه می گوید: امروزه از موسیقی به عنوان روشی برای کار درمانی و کمک به سایر روش های توانبخشی استفاده می شود. برای نمونه کاری گروهی مانند ورزش با استفاده موسیقی بهتر انجام می شود. همچنین تحقیقات نشان می دهد که کودکان دبستانی به وسیله موسیقی بهتر می آموزند.

وی تصریح می کند: اما انسان زمانی که شاد باشد تمایل به موسیقی تند و ملودی های زنده دارد و هنگام افسردگی، افراد به موسیقی آرام و آهسته تمایل پیدا می کنند. از سوی دیگر در بین بسیاری از موسیقی دانان مشهور جهان بیماری ”مانیک دپرسیو“ در یک حد معناداری بیش از کل جمعیت است به نوعی که گفته می شود این موسیقی دانان در هنگام دوره افسردگی تأثیراتی را از دنیای خارج به صورت آثار موسیقی می توانند تنظیم کنند. خلاصه آنکه موسیقی ارتباط نزدیک با درون انسان دارد و می تواند برای پرورش ذهن انسان و در درمان اضطراب و نابسامانی های روانی کمک مؤثری کند.دکتر غنچه راهب، عضو هیئت علمی دانشگاه نیز در این باره می گوید: موسیقی به عنوان پدیده ای است که باعث آرامش و تنش زدائی در انسان می شود و پیشینه ای به قدمت حضور وجود انسان در کره خاکی دارد. موسیقی یکی از شاخه های هنر است و به عنوان واسطه درمانی در گستره درمان های حمایتی و پیشگیری اولیه، ثانویه و ثالثیه و همچنین در درمان بسیاری از اختلالات روانی جایگاه مهمی دارد. در واقع از موسیقی جهت نگهداری و بهبود جسم و روان و ارتقاء ذهن استفاده می شود.وی در ادامه می افزاید: موسیقی درمانی بر مناطق درک و پاسخ دهنده به استرس مؤثر بوده و سبب افزایش سلول های ایمنی و همچنین متعادل کردن آن می شود. طبق بررسی های انجام شده موسیقی بر بافت های هیجانی فرد مانند شادی، غم، علاقه، نفرت، ترس و حالت های آرامش و ناآرامی ها مؤثر است.همچنین از این شیوه درمان برای افراد بزهکار که فرصت ابراز وجود آزاد زیستن و آزاد اندیشیدن را نداشته اند، استفاده می شود.یکی از اثرات مهم موسیقی درمانی که توجه فیزیولوژیست ها را به خود معطوف ساخته است، افزایش سیستم ایمنی بدن است. از سوی دیگر موسیقی درمانی بر افزایش رشد جنین اثرات قابل توجه ای دارد که این اثرات در دوران بعد از تولید نیز قابل مشاهده است.دکتر راهب می افزاید: موسیقی در دوران کودکی منجر به رشد برخی از نواحی مغز می شود که می توان به افزایش حجم ماده خاکستری مغز موسیقی دانان نسبت افراد معمولی اشاره کرد.وی می گوید: تحقیقات روانشناختی نشان می دهد که موسیقی بر عملکردهای حرکتی ـ عاطفی و رفتاری فرد مؤثر است و می توان از این روش در توانبخشی بیماران روانی ـ حرکتی استفاده کرد. از سوی دیگر موسیقی در افراد کم توان ذهنی نیز مؤثر است. به گونه ای که گوش دادن و نواختن موسیقی منجر به افزایش یادگیری، یادگیری سازمان های اجتماعی، هماهنگی عضلانی و ثبات عاطفی می شود.

طیبه براتی