با توجه به اینكه اولین محیطی كه كودك با آن در ارتباط است خانواده می باشد، لذا محیط خانواده عامل مؤثر در تكوین و تحول شخصیت كودك است و حكم كانالی را دارد كه به وسیله آن، كودك با فرهنگ اجتماع خود مأ نوس می شود و عادات و عواطفی را در او ایجاد می كند كه شخصیت او را تحت تأثیر قرار می دهد .به طور كلی طرز تفكر والدین یا سایر اعضای خانواده به هر شكلی كه باشد كم و بیش در فرزندان آنها تأثیر می گذارد.دكتر كامبیز كامكاری، روان شناس معتقد است: كودكی كه در محیط خانوادگی خود پدر و مادر دلسوز و متعهدی ندارد، طبعاً احساس عدم تعهد نموده و سعی می كند خود را حتی المقدور ازكانون خانوادگی دور ساخته و هویت گمشده خود را در محیط بیرون از خانه بیابد. پس از خانواده، مدرسه نقش بسیار مهمی درزندگی اجتماعی كودك و نوجوان بر عهده دارد و از عوامل مهم تربیتی و سازنده معیارها و ارزش های ذهنی و تفكر و راه و روش كودكان و نوجوانان در جامعه به شمار می رود، زیرا دانش آموز بیشتر اوقات زنده و فعال خود را در مدرسه می گذراند و حال اگر مدرسه نتواند به وظایف تربیتی و پرورشی خود عمل كند یكی از عوامل انحراف و بزهكاری محسوب می گردد. تجارب طفل در مدرسه همراه با تجارب او در محیط خانوادگی شكل دهنده شخصیت و منش كودك است. امروزه مسئله بزهكاری اطفال و نوجوانان به صورت یكی از حاد ترین و پیچیده ترین مسائل اجتماعی جوامع مختلف انسانی درآمده است؛ هر چند وقوع جرائم، پدیده ای نوظهور در اجتماع بشری تلقی نمی شود.پیدایش جوامع و ارتكاب جرم با یكدیگر قرین و همزاد بوده اند، اما از آغاز پیدایش جوامع تا به امروز شاید هیچ گاه آدمی تا بدین حد با معضلی به نام «بزهكاری» در جامعه خویش مواجه نبوده است و هنگامی كه این معضل در میان اطفال و نوجوانان امروز كه سازندگان اجتماع فردا هستند ریشه می دواند موجب نگرانی و بیم بیشتر می شوند. لذا این مشكل توجه و حساسیت بیشتری را برای یافتن راه حل های مناسب می طلبد.این روانشناس می گوید: از آنجا كه همواره، پیشگیری مقدم بر درمان است باید ابتدا به بررسی و شناسایی علل بزهكاری پرداخت. سپس آنها را ریشه كن ساخت. نكته دیگری كه به صورت خاص با جامعه ما مربوط است. ساختار جمعیت كشور می باشد. كشور ما از نظر ساختار جمعیتی، دومین كشور جوان جهان می باشد. صرف جوان بودن با وقوع جرم و بزه مرتبط می باشد كه آن را به عواملی مانند فقدان تجربه، هیجان خواهی و عدم رشد ذهنی كافی جوان نسبت می دهند.به عقیده جامعه شناسان، انسان از هنگام تولد در شبكه ای از روابط متقابل اجتماعی قرار می گیرد و از میان كنش های متقابلی كه با دیگران دارد، میراث جامعه را به خود جذب كرده، هیئتی اجتماعی می یابد و در تمامی مدت حیات خود در این شبكه روابط متقابل، به فراخور دگرگونی این روابط دگرگون می شود و همواره از جامعه سرمشق می گیرد. بدون تأثیر محیط بیرونی تأمین نیازهای مادی و معنوی برای انسان امكان پذیر نیست. شخصیت انسان امری ثابت و مادرزاد نیست و شكل گیری آن ناشی از نقش هایی است كه جامعه در برابر فرد ایفا می كند و نقش هایی كه بر عهده وی می گذارد.

علل و بزهكاری نوجوانان و جواناندكتر كامكاری در خصوص تقسیم بندی علل و عوامل بزهكاری می گوید: علل بزهكاری شامل دو گروه،

عوامل بزه زای شخصی (فردی) شامل: علل هایی غیرارثی و اختلالات روانی و علل اجتماعی بزهكاری كه شامل شرایط خانوادگی، محیط آموزشی، نقش همسالان و وضعیت اقتصادی اجتماعی می شود. شرایط خانوادگی نظیر: از هم گسیختگی، اعتیاد، سابقه محكومیت و تعدد زوجات.

انواع جرائم ارتكابی نوجوانان و جوانان را به ۳ گروه بدین شرح تقسیم می كند:

الف جرائم برضد اشخاص همانند اعمال منافی عفت، ایراد ضرب و جرح عمدی و یا غیرعمدی.

ب جرائم بر ضد اموال: میزان و نوع آن در هر اجتماع نسبت به اجتماع دیگر متفاوت می باشد. به طور كلی تعداد سرقت كودكان و نوجوانان نسبت به سایر جوامع اطفال به اندازه ای زیاد است كه می توان حتی مبحث جرایم كودكان و نوجوانان را به سرقت های ارتكابی آنان اختصاص داد.

ج) جرائم بر ضد نظم عمومی جامعه: هر اجتماعی طبق آداب، سنن، رسوم، معتقدات اخلاقی و دینی، وضع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دارای اصول و قواعدی است و اگر فردی از افراد جامعه، اصول و قواعد مزبور را رعایت نكند و بخواهد نظم عمومی جامعه را مختل نماید مجرم محسوب می شود و تحت تعقیب و مجازات قرار می گیرد. از جمله این اعمال عبارتند از: اعتیاد به مواد مخدر و توزیع آن، ولگردی، گدایی و جرایم منكراتی.تحقیقات نشان می دهد كه، بین شكست تحصیلی، فرار از منزل و مدرسه مددجویان و میزان آسیب های اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد و دانش آموزانی كه در یكی از مقاطع تحصیلی با شكست مواجه شدند شانس آنها برای موفقیت های بعدی زندگی كاهش می یابد و معمولاً افراد شكست خورده و ناكام شده مدرسه به افراد بیكار و باطل جامعه مبدل می شوند و درصد احتمال روی آوردن این افراد به بزه زیاد می باشد.روان شناسان به ۱۹ عامل خطرزای رفتارهای مسئله ساز اشاره كرده اند از جمله: رفتار سوء مصرف مواد، بزهكاری، بارداری طی دوره نوجوانی، ترك تحصیل، شكست تحصیلی در دوره دبستان و راهنمایی، فقدان تعهد نسبت به مدرسه، بدرفتاری در مدرسه، فرار از مدرسه، جابجایی مدرسه كه دانش آموز به دلیل عدم تطابق خود با محیط جدید به سمت انجام بزه كشیده می شود، تنبیه نمودن كه ۹۵ درصد می تواند قضاوت نمود كه كسانی كه در معرض تنبیه قرار می گیرند زودتر به طرف رفتارهای خطرآفرین سوق داده می شوند، عدم وجود رابطه عاطفی و برخوردهای شكننده و شكست زا، كودك را به سمت سقوط سوق می دهد و این سقوط مترادف است با بزهكاری. در ارتباط با عامل از هم گسیختگی خانواده می توان گفت كه نوجوانانی كه با یك والد حمایت كننده زندگی می كنند در مقایسه با كودكانی كه با هر دو والد كه دائماً با هم در نزاع هستند زندگی می كنند از آرامش بیشتری برخوردار هستند. این نوجوانان كمتر به طرف بزهكاری می روند. بنابراین می توان به عوامل همچون تنش خانواده، شرایط اقتصادی اجتماعی، روابط معیوب عاطفی، طرد و عدم پذیرش به عنوان زمینه سازهای بزهكاری اشاره نمود.

پیشنهادات

تثبیت یك برنامه ایمن برای آموزش مهارت ها به دانش آموزان،القاء و آماده نمودن زمینه مناسب برای آموزش خلاق، تثبیت برنامه های كار آموزی و آموزش حرفه ای براساس علایق و استعدادها، ایجاد و تقویت روشهای یادگیری مشاركتی، آموزش به والدین جهت جلب اعتماد نوجوان، افزایش احساس تعلق بین مدرسه و خانواده از راهكارهایی به شمار می روند كه در صورت به كارگیری آنها می توان از بروز بسیاری از آسیب های اجتماعی جلوگیری نمود و زمینه های رشد و ارتقای تربیتی فرزندان را فراهم كرد.

مریم غفاری