پرستاری در ایران

پرستاری علمی در ایران در سال ۱۲۹۴ با گشایش اولین آموزشگاه پرستاری در شهر ارومیه آغاز شد سپس در سال ۱۲۹۷ آموزش پرستاری در تهران به صورت رسمی شکل گرفت در سال ۱۳۱۱ بیمارستانی در کرمانشاه و همدان , سال ۱۳۱۵ در تهران, تبریز و مشهد, درسال ۱۳۱۶ مدرسه پرستاری در شیراز به تربیت پرستار پرداختند , در سال ۱۳۱۵ با تلاش دولت وقت اولین مدرسه پرستاری در دانشسرای مقدماتی تاسیس و کارهای عملی در بیمارستان زنان انجام شد و سال ۱۳۱۹ در بیمارستان زنان مدرسه ای تاسیس شد که مدیریت آن را یک نفر ایرانی بر عهده داشت و تحت نظارت اداره فرهنگ بود

در سال های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۸ به ترتیب آموزشگاه های پرستاری شرکت نفت آبادان (۱۳۲۰) ، هلال احمر، شهید بهشتی و همدان (۱۳۲۷) ، تهران (۱۳۲۸) ، نمازی شیراز (۱۳۳۳) و جرجانی مشهد (۱۳۳۸) تاسیس شدند و تحت سرپرستی پرستاران خارجی شروع بکار کردند. از شرایط پذیرش برخی از آموزشگاه ها داشتن مدرک دیپلم کامل متوسطه بود.

در سال ۱۳۳۷ طبق اساسنامه آموزشگاه های پرستاری مصوب شورای عالی فرهنگ، مقرر گردید پذیرش داوطلبان کلیه آموزشگاه ها با مدرک کامل متوسطه ، دوره تحصیل سه سال و ارزش آن معادل لیسانس پرستاری محسوب گردد. برنامه تحصیلی مدارس عالی پرستاری با رعایت معیارهای شورای بین المللی پرستاران و سازمان بهداشت جهانی تنظیم و به تصویب شورای عالی فرهنگ رسید. در این برنامه علاوه بر دروس اختصاصی و فنی، دروس علوم رفتاری و اجتماعی نیز گنجانده شد.

در سال ۱۳۴۴ اولین دوره آموزش چهار ساله پرستاری با تاسیس انستیتو عالی پرستاری فیروزگر آغاز گردید. به دنبال آن فارغ التحصیلان سایر آموزشگاه ها به منظور کسب مدرک لیسانس، دوره تکمیلی لیسانس را طی نمودند. به طوری که در سال ۱۳۵۴ با تصویب دوره لیسانس پرستاری در وزارت علوم کلیه مراکز آموزش عالی پرستاری موظف به ارائه دوره چهار ساله با برنامه متمرکز گردیدند.

پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۹ با تشکیل شاخه پرستاری ستاد انقلاب فرهنگی برنامه ریزی متمرکز پرستاری توسط این شاخه با استفاده از نظرات صاحب نظران پرستاری صورت گرفت. با تشکیل وزارت بهداشت و درمان آموزش پزشکی، در سال ۱۳۶۵ و ایجاد دانشکده های پرستاری و مامایی، کیفیت آموزش پرستاری توسعه فراوان یافت. پس از انقلاب تحولات چشمگیری در عرصه های مختلفی ایجاد شد و تعدادی از مدارس پرستاری به دانشکده های پرستاری تبدیل شدند و آموزش پرستاری به شکل آکادمیک ادامه یافت.

وضعیت پرستاری در ایران چگونه است؟

مقصود نوع نگاه و دید کسانی است که وارد این رشته شده اند؟ آیا به واقع توانایی از پس این وظیفه مهم بر آمدن را دارند؟ یا تنها به خاطر امنیت شغلی این رشته وارد این رشته دانشگاهی شده اند یا چون نتوانسته اند وارد رشته پزشکی شوند این رشته را برگزیده اند؟ این مسئله مهم است. محیط بیمارستان محیطی است حساس و پر استرس، ممکن است بیماری فوت کند یک پرستار باید رموز همراهی همدلی و آرامش دادن به بازماندگان را بداند، یک پرستار قبل از آنکه رموز علمی و پزشکی رشته خود را از بر باشد باید درک کند و بفهمد که چگونه با انسان ها سمپاتی لازم را برقرار کند. بنابر این فراموش نکنیم که پرستاری در قدم اول یعنی مهر ورزی به انسان ها.

نبود نیروی پرستاری کافی در مراکز درمانی کشور، شرایطی را رقم زده است که خدمات پرستاری از کیفیت مطلوب برخوردار نباشد و این نکته ای است که پرستاران نیز، آن را قبول دارند و می پذیرند که کار طاقت فرسا، مشکلاتی را برای نیروهای پرستاری و دریافت کنندگان خدمت به وجود بیاورد. این مسئله که یک پرستار در طول شب باید به چندین تخت رسیدگی کند و شیفت های شب طولانی رمق به تن پرستاران نمی گذارد.

در مراجعه به بیمارستان های بزرگ و شلوغ به خصوص در تهران، متوجه می شویم که پرستاران در شرایط طاقت فرسا خدمات ارائه می دهند. حضور یک پرستار بر بالین چند بیمار، مشکلاتی را به وجود می آورد که نتیجه آن، افت کیفیت خدمات پرستاری است. شیفت های شبانه به همراه اضافه کاری های اجباری، دست به دست هم داده تا شاهد چهره های خسته پرستاران باشیم. در همین حال، تبعیض در پرداخت ها و عدم توجه به مشکلات حرفه پرستاری، انگیزه را برای خدمت پرستاری، کم رنگ ساخته است.

پرستار یکی از بیمارستان های شلوغ تهران، می گوید این بیمارستان بسیار شلوغ می باشد و از همه جای ایران مراجعه کننده دارند. وی ضمن قبول خواسته های بیماران از کادر درمانی بیمارستان، افزود: متاسفانه همه بیماران، فقط پرستاران را می بینند و از آنها متوقع هستند. در حالی که پزشک برای چند دقیقه بالای سر بیمار حاضر می شود و مابقی ساعات شبانه روز، این پرستار است که با بیمار در ارتباط است. در نتیجه، همه کمبودها و مشکلات را از چشم پرستار می بینند.

بررسی ها نشان می دهد که در حال حاضر به ازای هر تخت بیمارستانی در کشور، کمتر از یک نیروی پرستاری وجود دارد که این عدد با استانداردهای بین المللی و حتی منطقه ای، فاصله زیادی دارد. زیرا، وضعیت نیروی پرستاری در کشورهای منطقه و همسایه ایران، به مراتب بهتر از کشور ما است.

تایید این گفته ها را می توان از حضور هموطنانی که از نقاط مختلف تهران برای درمان به پایتخت می آیند مشاهده کرد. خیلی از هموطنان هستند که می توان از لباس محلی شان به خوبی تشخیصشان داد. مردم برای گرفتن کوچکترین خدمات درمانی باید به تهران بیایند و این یعنی عدم رسیدگی کافی به وضعیت درمان و خدمات پزشکی کافی. اگر گذارتان به پارک لاله تهران بیافتد می بیند که بسیاری در پارک چادر زده اند، از شهرشان آمده اند و جایی ندارند. مریضشان در بیمارستان بستری است و خودشان یا داخل ماشین می خوابند و یا در چادر. این وضعیت تا زمانی که تکلیف مریضشان مشخص شود به همین تریب خواهد ماند و نشان از بار سنگینی دارد که کادر پزشکی و به خصوص پرستاران باید بر دوش بکشند. این بخش به طور قطع نیازمند بازنگری ویژه است.