همه والدین دوست دارند فرزندی مستعد و باهوش یا شاید بهتر است بگوییم تیزهوش داشته باشند. بخصوص در زمانه ای که ظاهرا آرزوی والدین حد و مرزی نمی شناسد، اما آیا واقعا ما می توانیم در میزان بهره مندی فرزندان مان از هوش و استعداد ذهنی موثر باشیم و آیا علم، چنین تاثیری را تائید می کند؟

شاید برای بسیاری از والدین خالی از لطف نباشد که بدانند آنها هم می توانند تاثیراتی در افزایش یا کاهش ضریب هوشی فرزندشان داشته باشند. شاید هم این مطلب برای برخی بسیار حیاتی باشد. بخصوص برای والدینی که دوست دارند فرزندشان به نابغه ای بی بدیل مثلا آلبرت اینشتین تبدیل شود. هر چند این هم از شوخی های روزگار است! اگر آلبرت دیگری متولد شود، آن هم به تعداد آرزومندانی که دوروبرمان سراغ داریم، فکر می کنم دیگر اینشتین بودن امر کاملا معمولی و پیش پا افتاده خواهد بود نه یک اتفاق محیرالعقول!

شیر مادر

پژوهش هایی که تاکنون صورت پذیرفته است رابطه ای را میان شیرخوردن از سینه مادر و رشد شناختی و ادراکی کودکان نشان می دهد. برخی از این پژوهش ها حتی پا را فراتر گذاشته و تاثیر شیردادن مادر به فرزند را گسترده تر از این دیده و آن را در ارتقای موقعیت اجتماعی آینده کودک نیز سهیم دانسته اند. با این حال هرگز بدرستی معلوم نشده است آیا این آثار مثبت فقط حاصل شیر مادر است یا حاصل پیوندی که شیر دادن مادر به فرزندش میان آن دو ایجاد می کند؟ شاید هم موقعیت اجتماعی و تحصیلات شخص مادر (و پدر) است که خواه ناخواه در ایفای نقش مادر و پدری شان بروز کرده و در شکل گیری ضریب هوشی فرزندشان تاثیر می گذارد.

اکنون محققان بیمارستان اطفال بوستون ادعا می کنند به جامع ترین بررسی در این زمینه دست زده اند تا دقیقا مشخص کنند شیرخوردن از سینه مادر تا چه اندازه می تواند بر رشد مغزی نوزادان تاثیر گذارد و احیانا چه سهمی از این رشد را به عهده دارد؟ آنها برای این کار تمام عوامل شناخته شده ای را که ممکن است در شکل گیری هوش کودک سهمی داشته باشند مورد بررسی و حلاجی قرار داده اند. این عوامل از ضریب هوشی مادر گرفته تا درآمد و تحصیلات پدر و مادر را شامل می شود. حتی مسائلی مانند این که آیا کودکان در طول روز زمانی را خارج از منزل و در مراکز نگهداری از کودکان مانند مهد کودک می گذرانند نیز مورد توجه این پژوهشگران بوده است. آنها همچنین اطلاعات جزئی و دقیقی از ۱۳۱۲ کودک و مادر جمع آوری کرده اند. این که مادر چه مدتی از سینه خودش به کودک شیر می دهد، آیا نوزاد فقط از سینه مادر شیر می خورد و این که مادر چه میزان ماهی مصرف می کند؟ میزان مصرف ماهی در دوران شیردهی بسیار مهم است زیرا اسیدهای چرب امگا۳ موجود در برخی ماهی ها پس از گوارش در بدن مادر به شیر او راه پیدا می کنند و امروزه برای ما مسلم است که این اسیدهای چرب بر رشد مغزی کودک تاثیر مثبتی می گذارند. تاثیر تغذیه مستقیم از شیر مادر به قدری است که امروزه یافته های علمی می گویند هر چه مادر بیشتر از سینه خود به کودکش شیر بدهد، بیشتر احتمال دارد فرزندش در آزمون های واژگان در سه سالگی و در آزمون های هوش هفت سالگی امتیازات بالاتری به دست آورد. تغذیه شیر از سینه مادر طی سال اول زندگی می تواند ضریب هوشی فرزند را هنگام ورود به مدرسه حدود ۴ امتیاز ارتقا دهد.

اما آیا این همه صرفا کار شیر مادر است؟ برای پاسخ به این پرسش اکنون پژوهش هایی در حال انجام است که مواد غذایی مانند اسیدهای چرب موجود در شیر مادر را در کانون توجه قرار داده است، اما این پژوهش ها هنوز شواهد محکمی به دست نیاورده اند که نشان دهد این مواد غذایی عامل اصلی افزایش ارتباط سلول های عصبی یا افزایش رشد نواحی شناختی مغز است.

با این حال و حتی در غیاب این شواهد هم، آخرین یافته های علمی که در دهه های اخیر رو به افزایش است حاکی از تاثیر انکارناپذیر شیر مادر است و بسیاری از محققان می کوشند مادران را تشویق کنند در ماه های نخست زندگی فرزندشان، او را فقط و مستقیم از شیر خود تغذیه کنند. مثلا آکادمی طب اطفال آمریکا و سازمان بهداشت جهانی به مادران توصیه می کند در شش ماهه نخست زندگی کودکشان فقط از شیر خودشان به آنها بدهند و این کار را نیز صرفا از طریق شیر دادن مستقیم انجام دهند نه این که شیر خود را بدوشند و مثلا از طریق شیشه به کودکشان بدهند. همچنین این مراکز به مادران توصیه می کنند تغذیه با شیر مادر باید دست کم تا یک سالگی کودک ادامه یابد.

اما نه فقط شیر مادر

اما فقط شیر خوردن از سینه مادر نیست که می تواند تاثیری اساسی بر شکل گیری و رشد قوای شناختی کودک داشته باشد. اکنون علم بوضوح برای ما آشکار کرده است که مادران حتی پیش از تولد کودکشان و در دوره بارداری نیز می توانند تاثیر مهمی بر هوش فرزندان خود بگذارند. عوامل متعددی در افزایش توان ذهنی و افزایش هوش فرزندان موثر است و این عوامل در یک دوره زمانی چند ساله از شکل گیری جنین در رحم مادر تا چند سال نخست زندگی دست به کار تیزهوشی یا کندذهنی کودکان اند:

ژنتیک: محققان از تحلیل های گسترده ژنوم انسان و نیز تصاویر مغز برای تعیین ژن هایی که والدین به کودکانشان منتقل می کنند، استفاده کرده اند. این کار برای تشخیص ژن هایی بوده است که در واقع اندازه مغز و ضریب هوشی فرد را تعیین می کنند. آوریل ۲۰۱۲، دانشمندان دو ژن را تشخیص دادند که هم بر اندازه مغز و هم بر ضریب هوشی تاثیر می گذارد، اما در عین حال همین ژن ها سبب افزایش خطر ابتلا به اختلالات مغزی مانند آلزایمر هم می شود.

آلاینده ها: همواره توصیه های فراوانی به مادران باردار می شود که تا حد ممکن از قرار گرفتن در معرض انواع آلودگی های محیطی پرهیز کنند. این توصیه ها بخصوص در تهران و شهرهای بزرگ کشورمان در روزهایی که آلودگی هوا به وضع هشدار می رسد، بسیار شنیده می شود. در واقع صرف نظر از تمام مشکلاتی که آلاینده های محیطی می توانند برای سلامت جنین به همراه داشته باشند، یافته های علمی نشان می دهد مادرانی که طی دوران بارداری در معرض آلاینده هایی نظیر سرب، جیوه و تمام آلاینده هایی که از اگزوز اتومبیل خارج می شوند و حتی سموم دفع آفات کشاورزی قرار دارند، رشد مغزی و ذهنی کودکشان را در معرض خطر قرار می دهند. فرزندان چنین مادرانی ممکن است بیش از سایر کودکان در معرض خطر ابتلا به انواع مشکلات مغزی و ذهنی از اوتیسم گرفته تا ضریب هوشی پایین قرار داشته باشند.

ترتیب تولد: شاید ترتیب تولد در نگاه نخست، مساله چندان مهمی در میزان بهره مندی فرزندان از هوش به نظر نرسد. شاید هم دوروبر خودمان خانواده های زیادی را بشناسیم که اتفاقا فرزندان میانی یا فرزند آخر از فرزند ارشد خانواده باهوش تر است. با این حال، مطالعه ای که سال ۲۰۰۷ انجام شده نشان می دهد ضریب هوشی فرزند ارشد خانواده به طور میانگین حدود سه امتیاز بیش از فرزند بعدی خانواده است. توجه داشته باشید که «به طور میانگین» یعنی نه در همه موارد، اما چرا باید فرزند ارشد از هوش بهره بیشتری ببرد؟ این مسأله بیشتر به مسأله سروکله زدن والدین با کودکان شان برمی گردد. در واقع ممکن است والدین زمان بیشتری را با نخستین فرزند خود صرف کنند. از آنجا که این زمان عموما به بازی کردن با آنها یا خواندن کتاب و داستان برای آنها می گذرد، بر رشد قوای ادراکی و شناختی این فرزندان تاثیر مثبتی خواهد گذاشت.

تنبیه بدنی: تنبیه بدنی برای برخی والدین در حکم ابزاری بسیار قوی است تا کودکشان را البته به ظاهر به قالبی درآورند که مطلوبشان است، اما این ابزار زودبازده بسیار مخرب و خطرناک است. مطالعات نشان می دهد میان تنبیه بدنی کودکان و ضریب هوشی پایین تر آنها رابطه ای برقرار است. در واقع آسیب های روحی ـ روانی ناشی از تنبیه بدنی می تواند سبب بروز استرس و ترسی شود که مسلما مانع یادگیری است. به این ترتیب کودک و والدین در یک دور باطل گرفتار خواهند شد.

مترجم: مسعود ایثاری

منبع: healthland.time