قدرت تفکر همیشه به عنوان یکی از ویژگی های متمایزکننده انسان از سایر موجودات زنده به شمار می رود. شکل گیری و تکوین آن در همه انسان ها با یکدیگر تفاوت دارد. تفکر نیروی مثبت و سازنده است، اما ممکن است مانند هر سیستم دیگری در بدن دچار اختلال و بیماری شود...

بالطبع به علت قدرت و نفوذ اندیشه و فکر در زندگی، اختلال در آن اثری مخرب در زندگی افراد خواهد داشت.

به موازات رشد کودک، تفکر و شناخت او هم رشد می کند. یکی از مهم ترین نظریه ها را در این باره ژان پیاژه ارائه کرده است. براساس نظر او، کودک از بدو تولد تا ۲ سالگی در مرحله حسی حرکتی است. نوزاد در ابتدا با حواس خود، محیط پیرامونش را درک و سپس شروع به آموختن می کند و به کارکردهای حرکتی مسلط می شود. ۲ تا ۷ سالگی مرحله تفکر پیش عملیاتی است. کودکان در این مرحله قدرت استدلال، منطق و توانایی درک علت و معلول را ندارند. مرحله تفکر عملیاتی بین ۷ تا ۱۱ سالگی است که قدرت استدلال و تفکر منطقی آغاز می شود اما در این مرحله کودک فقط می تواند مسایل عینی و قابل درک را متوجه شود. بعد از ۱۱ سالگی به تدریج تفکر انتزاعی آغاز و به عالی ترین و پیچیده ترین شکل خود می رسد که البته همه افراد به این مرحله نمی رسند.

تفکر به ۲ بخش تقسیم می شود؛ یکی شکل ظاهری تفکر و در حقیقت روش بیان فکر و دیگری محتویات تفکر است و احتمال دارد هرکدام از آنها دچار اختلال شوند. از مهم ترین اختلال های تفکر می توان به حاشیه پردازی در ذکر جزییات بی اهمیت، نپرداختن به فکر اصلی و پرش افکار از یک موضوع به موضوع دیگر اشاره کرد. این اختلال ها ممکن است در حالت عادی در بسیاری از انسان ها دیده شود اما معمولا درجه های شدید آن در بیماری های مهم روان پزشکی مثل شیدایی یا افسردگی شدید است که زندگی انسان را تحت الشعاع قرار می دهد.

آنچه به عنوان اختلال در تفکر شناخته می شود مربوط به محتوای فکر است و طیف وسیعی از اختلال ها از افکار منفی گرفته تا وسواس های فکری و هذیان های مختلف را دربرمی گیرد.

ذهن خوانی؛ شایع ترین اختلال تفکر

براساس نظریه شناختی (بک) رفتار و اعمال انسان، نتیجه احساس های او و احساس های او هم ناشی از افکارش است. با کنترل افکار می توان احساس و رفتار و درنهایت زندگی را کنترل کرد و بهبود بخشید. براساس این نظریه، مهم ترین عامل در بروز افکار ناخوشایند انحرافات شناختی هستند که ما هر روزه در زندگی مان آنها را تجربه می کنیم و از وقایع اطراف خود برداشت های نادرستی داریم و براساس آن دچار افکار ناراحت کننده ای به نام (افکار خود آیند منفی) می شویم که باعث احساس غم، شادی، نگرانی یا خشم می شود. انحرافات شناختی بسیار متنوع و شایع هستند. یکی از مهم ترین و شایع ترین آنها ذهن خوانی است. بسیاری از انسان ها همواره در حال خواندن افکار دیگران هستند و حدس می زنند آنها چه فکری درباره شان می کنند و سپس براساس آن قضاوت ها شکل می گیرد و گاه یک اتفاق کوچک را بزرگ و به یک فاجعه تبدیل می کند.

مقابله با ذهن خوانی: مهم ترین راه کنترل افکار خودآیند منفی، شناخت این انحرافات و دوری کردن از آنهاست که به راحتی و

یک شبه هم اتفاق نمی افتد. روش شناخت درمانی تکنیک های مختلفی را برای کنترل آن به کار می گیرد اما روش های کاربردی تری که هر فرد می تواند خود آنها را استفاده کند عبارتند از: ورزش، کار، تفریح، مطالعه، یادداشت کردن افکار و احساسات، تعامل با افرادی که انحرافات شناختی کمتری دارند، روش های آرام سازی و توجه بیشتر به موضوع های مثبت.

وسواس؛ مزاحم ترین اختلال تفکر

اختلال شایع دیگر در محتوای فکر، افکار وسواسی است. وسواس فکری نوعی تفکر پایدار و عودکننده است که برای هر فرد مزاحمت و ناراحتی ایجاد می کند و ربطی هم به مشکلات واقعی زندگی او ندارد. شخص درگیر تلاش زیادی می کند که این گونه افکار را نادیده بگیرد و حتی آنها را متوقف و خنثی کند ولی موفق نمی شود. افکار وسواسی بسیار متنوع اند و گاه با اعمال وسواسی همراه می شوند. نگرانی در مورد آلودگی، ترس از بیماری، شک و تردید در مورد انجام دادن یا ندادن کاری و... همه جزو افکار وسواسی هستند. نکته مهم این است که افکار وسواسی همیشه آزاردهنده اند و بیش از ۸۰ درصد مبتلایان معتقدند افکارشان غیرعقلانی و غیرمنطقی است. وسواس فکری در شرایط پراسترس تشدید می شود.

مقابله با افکار وسواسی: بهترین روش درمانی غیردارویی، کاهش استرس با فعالیت بدنی زیاد مثل شرکت در ورزش های گروهی، رفتن به استخر، کار، تفریح و مطالعه است. روش هایی مثل یادداشت کردن افکار مزاحم و توقف فکر هم موثر است. گاهی افکار وسواسی دلایل ژنتیکی (وراثت) دارند و قابل کنترل و پیشگیری نیستند. در این موارد درمان دارویی توأم با روش های غیردارویی بهترین و موثرترین درمان است.

هذیان؛ شدیدترین اختلال تفکر

شدیدترین اختلال تفکر، هذیان است که در آن مرزهای واقعیت در هم می شکند. هذیان، باور نادرست بر مبنای استنباط غلط از واقعیت های بیرونی است و با اعتقادهای تمام افراد جامعه مغایر است و با وجود مخالفت اطرافیان با آن، فرد همچنان به آن معتقد است. گاهی این عقاید به مسایل شخصی، ورزشی، مذهبی و... مربوط می شود که اگر بیش از حد افراطی و غیرقابل قبول باشد، هذیان به شمار می آید. هذیان انواع مختلفی دارد و ۳ نوع شایع آن عبارتند از: هذیان گزند و آسیب (فرد تصور می کند خودش یا اطرافیانش در معرض خطرند)، هذیان بزرگ منشی (خود را شخصی بسیار مهم و دارای توانایی های ورای افراد عادی می داند) هذیان انتساب (تمام اتفاقات بیرونی را به خود نسبت می دهد مثلا می گوید مجری تلویزیون راجع به او صحبت می کند).

مقابله با هذیان: هذیان معمولا در بیماری هایی مانند اسکیزوفرنیا، اختلال دوقطبی یا افسردگی های بسیار شدید دیده می شود اما متاسفانه این اختلال در سال های اخیر با شیوع مصرف موادمخدر محرک و آمفتامین ها به خصوص بین جوانان افزایش یافته است. تنها راه کنترل هذیان، استفاده از دارو و در بعضی مواقع، دادن شوک است.

دکتر حامد محمدی‌کنگرانی

روان‌پزشک، روان‌درمانگر و عضو کمیته رسانه و آموزش انجمن روان‌پزشکان ایران