اولین بار در قرن هفدهم طب سوزنی وارد اروپا شد ولی تا همین اواخر به دلیل تضادهایی که بین نظریه های طب شرقی و طب غرب بود، مورد پذیرش قرار نگرفت. طب سنتی چین مبتنی بر الگوهای کل گرا، ارتباطات بی هدف و منطق غیر خطی و پدیده شناسی غیر قابل توجیه است.

در مقابل، طب غربی مبتنی بر ارتباط علت و معلولی خطی و تئوریهای عملی قابل توجیه می باشد. علم پزشکی غربی به سادگی پدیده ای را که با تئوریهای جاری علمی منطبق نباشد رد می کند.

تائویسم چینی تمایلی به تئوریهای قابل توصیف و قابل توجیه نداشت و در عوض دوست داشت پدیده ها را مشاهده کند تا هماهنگی آنها را با طبیعت مادر ببیند. اگر یک سوزن می توانست درد دندانی را علاج کند، برای تائویسم چینی کافی بود. از نقطه نظر طب غرب، طب سوزنی غیر ممکن بود و بنابراین در آشغال دانی اثرات دارو نما رها می شد.

در طول سال ها غربی ها مدارک طب سوزنی را جسته گریخته قلمداد می کردند. با این حال همانگونه که در "اساس علمی طب سوزنی" صحبت خواهد شد، در طول بیست سال اخیر، این وضعیت کاملاً تغییر کرد.

کارآزمایی های بالینی کنترل شده در زمینه درد مزمن انجام شده است و صدها مقاله جدی (در بسیاری از مجلات معتبر غربی) مکانیسم های قابل توجیه و هدفمند بسیاری از اثرات طب سوزنی (نظیر آزاد شدن آندورفین ها، سروتونین، کورتیزول) را نشان داده اند.

تاریخچه

کاملاً مشخص شده است که طب سوزنی حتی در عصر حجر نیز به وسیله سنگ های تیز شده به کار می رفته است. سابقه اصطلاح اولیه "سوزن های سنگی" در زبان چینی به حدود پانصد سال قبل از میلاد می رسد.

جنبش هایی که به ایجاد جنبه های فلسفی طب سوزنی ختم شد از دوره شامانس و نیز قبل از آنها فلاسفه تائویسم منشاء می گیرد. دانش و پایه آن از فرآیندهای طبیعی در آبیاری مزارع و مفهوم "جریان انرژی حیاتی" یا Qi در بدن انسان بوده است.

طراح و بنیانگذار افسانه ای سلسله Xia (۲۱۴۰ قبل از میلاد) توانست پایه های یک کشاورزی موفق را پی ریزی نماید. لذا عوارض سیل ها به حداقل رسید و با آبیاری مزارع امکان برداشت منظم محصول بدست آمد. نظم موجود در جریان آب در سیستم های آبیاری (نه خیلی زیاد و نه خیلی کم) باعث تولید محصول خوب و در نتیجه هماهنگی در جامعه شد که اساس تامین تغذیه مناسب بود.

احتمالاً سیستم قطب بندی های Yin و Yang نیز از همین مفاهیم دوره جنگ در۲۲۱ قبل از میلاد منشعب شده است. در اصل معنای لفظ Yang "طرف رو به خورشید کوه" و Yin "طرف سایه دار کوه" بوده است. در ابتدای سلسله Han (۲۰۷ تا۲۲۱ قبل میلاد) کتابی به طور کلاسیک درباره علم طب نوشته شد.

در این کتاب درسی کلاسیک که درباره طب در امپراطوری زردپوست است، تئوری های عمده طب سنتی چین شکل گرفته است. مطالب این کتاب به صورت محاوره بین امپراطور زردپوست و پزشک وی به طور روشنی بیان شده است.

در حفاری های آرامگاه های دوران سلسله Han سوزن هایی به دست آمد که از طلا و آهن ساخته شده بودند. طی دوره های بعدی طب سوزنی توسعه و شکوفایی یافت که در کتاب های درسی متعددی در زمینه طب چینی بیان شده است.

پیشرفت های بعدی طب چینی همچنین از مذهب بودا نیز متاثر شد که بهترین دوران آن مربوط به زمان سلسله Ming و اوایل سلسله Qing بود. ولی با نفوذ تمدن غربی در اواخر سلسله Qing در قرن نوزده میلادی تمدن چینی دچار سستی شد. نفوذ غرب و نیز تسلط خارجی منچوری بر چین باعث نزول و رکود طب سنتی چین شد.

بعد از ۱۹۴۹ میلادی که جمهوری خلق چین پایه گذاری شد، یک دوره رنسانس جدید برای طب سوزنی شروع شد. در دهه ۱۹۵۰ دانشگاههای طب سنتی چین در Beijing و Shanghai و Nanging و دیگر شهرهای بزرگ تاسیس شد و تلاش بیشتری در تحقیقات عملی روی اثرات عمده طب سوزنی انجام گرفت. خصوصاً روش بیهوشی توسط طب سوزنی برای جراحی ها باعث تقویت علاقمندی پژوهشگران به پژوهش عملی روی اثر ضد درد طب سوزنی شد.

فیلم های مستند درباره جراحی هایی که تحت بیهوشی سوزنی انجام می شدند، باعث برانگیخته شدن علایق پزشکی غربی به طب سوزنی شد. از آنجا که بیهوشی با طب سوزنی محتاج تحریک دائمی و پیوسته نقاط می باشد، تحریک الکتریکی سوزن ها طرح ریزی شد.

این روش در زمینه های دیگر درمانی نیز کاربرد دارد. روش های دیگری نیز برای تحریک نقاط طب سوزنی در کاربردهای روزمره ابداع و معرفی شده اند مانند درمان لیزری و Moxibustion و استفاده از امواج مادون قرمز.

زمینه های کاربردی جدید مثل طب سوزنی پوست سر، دست و خصوصاً گوش توسعه یافته اند و در غرب برای کاربردهای بالینی معرفی شده اند.

منبع: استاکس گابریل، برایان برمن، بروس پومرانز/ اصول طب سوزنی۱۹۹۸/ ترجمه دکتر حسین خدمت، دکتر علی اصغر نویدی، دکتر محمد تقی حلی ساز۱۳۸۵

هاجر صرامی