طبایع و مزاج ها اساس و پای طب را تشكیل می دهند و به قول ابن سینا كسی كه طبایع و مزاج ها را بلد نباشد، پزشك نیست انسان ها به دلیل طبایعی كه دارند متمایز از یكدیگر بوده و دارای خصوصیات و ویژگی های منحصر به فردی می باشند كه در برخورد و رفتار با آنها و نیز در درمان بیماری ها طبع ویژه هر كس باید مدنظر قرار گیرد.

به همین دلیل است كه نوع خاص از دارو كه برای یك نوع بیماری تهیه شده، در برخی افراد موثر و در برخی دیگر بی اثر است و اینجاست كه پزشك با شناسایی و تشخیص طبع و مزاج هر بیمار، می تواند داروی موثر را تجویز نماید. همان طور كه می دانید، بنا به گفته اطبا یونان قدیم چون بقراط، جالینوس و … و نیز اطبا بزرگ ایرانی چون بوعلی سینا، رازی و … در انسان ۴ طبع وجود دارد:

۱) طبع سودایی

۲) طبع بلغمی

۳) طبع دموی(خونی)

۴) طبع صفراوی

نحوه تشكیل این چهار طبع به این صورت است كه: بعد از خوردن غذا، ترشحات معده بر آن اثر می كند و تغییراتی را ایجاد می كند و غذا به صورت مایع غلیظی درمی آید كه این مایغ غلیظ را كشكاب (كیموس) می گویند، وقتی این مایع غلیظ وارد روده می شود از طریق عروق ماساریكا جذب و داخل كبد می شود و در آنجا پخته می شود ( متابولیزه شدن) این اخلاط وقتی در كبد پخته می شود وارد گردش خون شده و با اندك تغییری در خون ( اكسیژن گیری و افزوده شدن هورمون ها و …) در یافته های بدن جذب می شود.

اما اگر اخلاط در كبد به خوبی پخته نشود و به اصطلاح حكما خام یا نیمه پخته بماند، قابل جذب نبوده و آنها را اخلاط فاسده، مضره یا غریبه می نامند و بر این اساس كه كدامیك از مواد چهارگانه مورد احتراق و سوخت و ساز قرار نگرفته باشند بیمار دارای غلبه همان خلط خواهد شد. مثلا اگر احتراق بلغم ناقص باشد طبع بیمار بلغمی است و اگر احتراق سودا ناقص باشد طبع بیمار سودایی می باشد و …

این چهار خلط در بدن جایگاه مشخصی دارد، سودا در طحال، صفرا در كیسه صفرا، خون در كبد و بلغم در كل بدن ( لنف) ذخیره می شود.

در درمان بیماری ها، سعی بر آن است كه مزاج افراد را به اعتدال نزدیك كنند مثلا اگر مزاج فردی سرد و خشك است دارو و غذاهای گرم و تر به وی تجویز كنند تا به اعتدال نزدیك شوند مزاج تر یعنی میزان آب زیاد است و مزاج خشك یعنی میزان آب كم است.

هرچیزی كه ( حالات روحی روانی و یا انواع داروها یا غذاها و خوراكی ها) در بدن انسان باعث شود كه گرمی بدن یا احساس گرمای بدن بیشتر شود ( بدون آن كه درجه حرارت بدن بالا رود) دارای طبع گرم و عكس آن دارای طبع سرد است.

هر یك از طبایع دارای آثار عینی و ویژگی های قابل مشاهده جسمی و نیز حالات خاص روحی و عصبی می باشد كه در زیر برخی از موارد ذكر می شود:

۱) دموی ( گرم و تر):

شیرینی طعم دهان، سنگینی سر، سرخی رخسار و زبان، سستی در اعضا، میل به خواب، خمیازه، دمل و جوش، خون ریزی بن دندان ها، سرخی ادرار، درد سینه و حلق، تنگی نفس، احساس گرما در بدن، كف دست گرم، خوش بین، شعردوست، عاشق پیشه، اهل ریسك، كینه ورز نیستند، كمتر عصبانی می شوند و فوری عصبانیتشان فروكش می كند.

۲) صفراوی (گرم و خشك) :

تلخی دهان، زردی رنگ بدن و زبان و چشم ها، خشكی بینی، تشنگی مفرط، قی و سوزش سرمعده، بی خوابی، تخلیل و رویای زرد، ترش رویی، خشم، پرخاشگری، بی تابی، زردی ادرار، تركیدن دست و پا، جوشش دهانه معده، درد پهلوها، احساس سوزن سوزن شدن بدن، تندی تنفس، ضعف، خشكی و لاغری خاص اندام ها، احساس گرما در بدن.

۳) بلغمی (سرد و تر) :

ترشی دهان، سفیدی، نرمی، سستی پوست بدن، ضعف گوارش، افزایش بزاق دهان، خواب زیاد، كندی حواس، رقیق شدن آب بینی، تخیل اشیای سفید، شل صحبت كردن، خستگی زیاد، زبان باردار و مرطوب، سفیدی ادرار، سفید شدن ریش و مو قبل از پیری، بدن و كف دست سرد، بدگمانی، بدبینی، بی قیدی، كند ذهن و كند فهم، ابتلا به بیماری های رطوبتی و سكته، نظم گرا، ریسك نمی كنند، پایبند به قانون هستند.

۴) سودا ( سرد و خشك):

شوری دهان و بی حوصلگی در حرف زدن، شنیدن حرف دیگران، تیرگی رنگ رخسار، لاغری، بیزاری از سر و صدا، ترس از مرگ، تندخویی، زودرنجی، تشویش، غضب، بیقراری، اشتهای كاذب، سوزش سرمعده، فكر و خیال، هراس بی سبب، تردید و دودلی، تنهایی و گوشه گیری، اندیشه های بد و خیالات حزن انگیز، وسواس، بی خوابی، رویای سیاهی در خواب، اگر سودا وارد مغز شود باعث ضعف اعصاب می شود، ترس، مردم گریزی، سستی نبض، فرو رفتن چشم ها، خودكشی، پر مو بودن بدن، كف دست سرد، رویاهای مهیج و كابوس، یبوست مزاج، تاثر از اتفاقات و اندیشه های بد غصه دار و بی ثبات.

حكما معتقدند كه تغییر مزاج سودایی خیلی مشكل است و نیز معتقدند كه بلغم راس بیشتر بیماری هاست و عسل را یكی از خوراكی های مهم بلغم زدا می دانند.لازم به ذكر است كه هر یك از اجزای بدن نیز دارای طبع خاصی می باشد. مثلا شادی ها گرم، امید گرما آفرین، ناامیدی و غصه و كینه سرد است.