نیروئی را که خون در ضمن عبور از شریان ها به دیواره ی آنها وارد می کند «فشارخون» می گوییم. این نیرو از دو کانال به وجود می آید. یکی نیروی انقباضی قلب و دیگری مقاومتی که شریان ها در برابر عبور خون نشان می دهند و بستگی به نرمش و اندازه ی شریان دارد. هر قدر پمپی که قلب در هر زنش می مکد بیشتر باشد و هر قدر عروق خونی به علل مختلف تنگ تر باشند و نرمش کمتری نشان دهند بالا بودن فشارخون بیشترخواهد بود.

فشارخون که بامیلی متر جیوه نشان داده می شود دو رقمی است، رقم بزرگتر فشار انقباضی قلب (سیستولیک) و رقم کوچکتر فشار بین دو زنش را که قلب در استراحت است (دیاستولیک) نشان می دهد. مثلاً فشارخون طبیعی ۱۲۵/۷۵. میزان فشارخون هیچوقت ثابت نیست و در طول روز بالا و پایین می شود و با متغیرهای چندی بستگی دارد از جمله هیجانات، خستگی، استرس و کارهای بدنی و بنابراین باید فشارخون را در موقعی که شخص در حال نشسته و در استراحت است گرفت و چندین بار در روزهای هفته تکرارکرد تا بتوان درباره ی فشارخون مریض قضاوت کرد.

طبقه بندی زیر درهفتمین کنگره ی ملی پیشگیری، ارزیابی و درمان فشارخون بالا اعلام شده است: نرمال کمتراز ۱۲۰ روی کمتر از ۸۰ میلی مترجیوه، پره هیپرتانسیون ۱۲۰ تا ۱۳۹ روی ۸۰ تا ۸۹ مرحله ی اول هیپرتانسیون ۱۴۰ تا ۱۵۹ روی ۹۰ تا ۹۹، مرحله ی دوم هیپرتانسیون بیشتر از ۱۶۰ روی بیشتر از ۱۰۰ میلی متر جیوه.

اگرچه فشارخون بالا غالباً علائمی نشان نمی دهد ولی بسیار خطرآفرین است و اگر درمان نشده رها شود به قلب، کلیه ها، مغز و شریان ها صدمات تهدید کننده حیات وارد می کند. گرفتن فشارخون مریض، به هر علتی که مراجعه کند مهمترین معاینه محسوب می شود و محول کردن این مسأله ی مهم به منشی ها نقص بزرگ دکتر محسوب می شود. در دنیا بیماری مزمن شایعی است و میزان شیوع آن با سن افزایش پیدا می کند. در سیاه پوست ها نسبت به سفید پوست ها به تعداد بیشتر و شدت بالاتری و در سنین زودتری پیش می آید. هیپرتانسیون در بالغان و میان سالی در مردها بیشتر از زن ها شیوع دارد ولی هر قدر سن بالاتر می رود در زن ها بیشتر از مردها دیده می شود (پیر زن ها بیشتر از پیرمردها فشارخونی هستند).

انواع فشارخون بالا:

به چهار دسته طبقه بندی می شوند:

۱) اولیه (اسانسیل)

۲) ثانویه

۳) سیستولیک ایزوله

۴) بدخیم.

چون هیپرتانسیون در نتیجه ی دخالت عوامل زیادی ایجاد می شود غالباً تعیین علت قطعی آن غیر ممکن است و در این موارد می گویند فشارخون اسانسیل (اولیه) در کار است که در ۱۹ نفراز ۲۰ نفری که بیماری مزمن فشار خون دارند صدق می کند و از آن یک در ۲۰ نفر باقی مانده علت معینی وجود دارد از جمله مصرف هورمون ها و داروها (مثلاً کنتراسپتیو ها، دکونژستان های بینی)، وجود بیماری های کلیه (گلومرولونفریت ها)، دیابت، هیپرتیروئیدی، بیماری های غدد آدرنال (سندرم کوشینگ) که هیپرتانسیون ثانویه نام گرفته اند و گاهی بدون علائم هستند و در بعضی موارد علائمی از قبیل اختلالات عصبی، لرزش و مخصوصاً سردرد وجود دارد که با درمان بیماری مولد آن فشارخون نرمال می شود. در افراد مسن تری که هیپرتانسیون دارند غالباً نوعی به نام هیپرتانسیون سیستولیک ایزوله در نظر گرفته می شود که میزان آن ۱۴۰ میلی متر جیوه یا بالاتر روی زیر ۹۰ است که در گذشته تصور می کردند به علت پیری است و درمان لازم ندارد ولی تحقیقات اخیر نشان داده است که درمان دارویی به نحو جالب توجهی خطر بروز سکته ی مغزی را در پیرها کاهش می دهد.

فشارخون بدخیم نوعی است که ناگهان فشارخون به میزان زیادی بالا می رود و بیشتر در افرادی دیده می شود که سابقه ی هیپرتانسیون مخصوصاً به علت بیماری کلیه دارند و بیشتر در میان مردهای سیاه پوست و زن هایی که در جریان حاملگی توکسمی (اکلامپسی) را تجربه کرده اند بروز می کند که البته تهدید کننده ی حیات است و در ردیف بیماری های اورژانسی است که باید مریض در بیمارستان بستری شده و درمان شود تا ضایعات احتمالی در قلب، کلیه ها، مغز و عروق خونی به حداقل برسد.

علائم هیپرتانسیون:

اکثریت مردمی که فشارخون بالا دارند نمی دانند که بیمار هستند و می ترسند که کسی فشارخون آنها را بگیرد زیرا علائمی وجود ندارد و فقط گهگاه در تعداد کمی از مردم که در مرحله ی ۱ یا ۲ بیماری هستند علائمی ظاهر می شود. معمولاً مردم آگاه نیستند که درخطر احتمالی ظهور هیپرتانسیون پیشرفته هستند. علائم بالا بودن فشارخون که کمتر خود را نشان می دهند عبارتند از: خستگی، گیجی، حالت تهوع یا اختلالات دیگر گوارشی، رنگ پریدگی و گاهی قرمز شدن پوست، خون دماغ شدن، اضطراب یا عصبی و بی حوصله بودن، تپش قلب (احساس زنش غیر طبیعی و سریع قلب)، لرزش، سوت کشیدن گوش، اختلالات نعوظ و ناتوانی جنسی و بی میلی هم در مردها و هم در زن ها، سرگیجه و تلوتلوخوردن. تکرارمی کنم که هیچ معاینه یی به اندازه ی کنترل فشارخون مریض ها ارزشمند نیست.

ریسک فاکتورها:

در هیپرتانسیون اسانسیل سن خیلی خطرساز است، که در سیاه پوست ها بیشتر از سفید ها اهمیت دارد. چاقی، تنبلی و یک جا نشستن و تحرک نداشتن عامل مهم دیگری است. رژیم غذایی پرنمک، دود کردن تنباکو، سیگار و قلیان، عرق خوری و همه این ها خطر بروز هیپرتانسیون را بالا می برند. ریسک فاکتورهای دیگر والدین هستند که چه یک طرف و مخصوصاً دو طرف سابقه دار باشند، افرادی احساساتی که زیادی مهربان هستند و به قول سعدی از محنت دیگران غمگین می شوند، آنهایی که در برابر فشارهای زندگی به جای اینکه مقاومت کنند زانو می زنند، کسانی که غصه خور هستند و دائم اعتراض دارند و نق می زنند، دردی را که دوا نمی کنند هیچ بلکه خودشان را درمانده می کنند و این ها هم فشارخونی هستند معمولاً و عمر کوتاهی دارند و احتمالاً سکته ی مغزی می کنند و زمین گیر می شوند.

عوارض هیپرتانسیون:

اگر درمان نشده رها گردد تا زمین گیر شدن (معلولیت) و مرگ هم ممکن است پیش برود مخصوصاً در چهار مورد:

۱) در بیماری های عروق قلب در افراد هیپرتانسیوی که بیماری شریان کرونر دارند تشکیل پلاکت های چربی در شریان ها (آترواسکلروز) مرگ آفرین خواهد بود زیرا باعث تنگ شدن شریان هایی که به عضله ی قلب خون می رسانند (کرونرها) شده و آنژین صدری (درد قفسه سینه) یا حمله ی قلبی را سبب خواهند شد. به علاوه هیپرتانسیون به قلب فشارمی آورد تا بیشتر کار کند که بتواند به تمام بدن خون برساند و همین پدیده ی جبرانی، باعث بزرگ شدن، کلفت شدن، خشکی عضله ی قلب می شود و در نتیجه قابلیت اثرات پمپاژ آن کاهش می یابد و این پدیده را که کاردیومیوپاتی می نامند خطر مرگ ناگهانی و حملات قلبی را افزایش می دهد. همچنین وقتی اثرات پمپاژ قلب نارسا شود نمی تواند تمام مایعات را به جلو براند و به قلب برگرداند و این انباشتگی مایعات (رتانسیون) در ریه ها، پاها و دست ها که آن را نارسایی کنژستیو قلب می نامیم حتی ممکن است خطر مرگ را نوید دهد. نیز هیپرتانسیون ممکن است «انوریسم» (بادکردن شریان به خارج) ایجاد کند که پارگی آن در شریان های بزرگ از جمله آئورت معمولاً مرگ فوری را سبب می شود.

۲) سکته مغزی، بالا بودن فشارخون ریسک فاکتور مهمی برای سکته ی مغزی (استروک) است، به این معنی که اگر در مغز شریانی پاره شود ولو این یک شریان کوچک باشد هماتوم ایجاد شده شاید مرگ را سبب شود.

۳) بیماری کلیوی، بستر وسیع عروق خونی موجود در کلیه ها به میزان زیادی قابلیت ضایعه دیدن بر اثر هیپرتانسیون را دارد و بر اثر این صدمات کار کلیه ها برای کنترل تعادل آب و نمک و فیلتر کردن ناخالصی ها دچار مشکلاتی می شود. این ضایعه که بر اثر هیپرتانسیون پیش آمده خود موجب بالا رفتن هر چه بیشتر فشارخون می شود که ضایعه کلیه ها را باز هم بیشتر می کند و این «حلقه معیوب» باعث نارسایی کامل کلیه می شود.

۴) از دست رفتن بینایی، رتین (لایه ی مهم حساس به نور در عقب چشم) همانند کلیه ها به آسانی براثر بالا رفتن فشارخون صدمه می بیند و اگر بالا بودن فشارخون ادامه داشته باشد ممکن است دید مختل شده و سرانجام منجر به کوری شود.

هیپرتانسیون پولمونر:

شریان ریوی خون بدون اکسیژن را از قلب راست به ریه ها می برد (فقط اسم او شریان است!) و اگر فشار خون در این شریان بالا برود که حتی تا ۲ برابر نرمال ممکن است باشد مریض به خطر می افتد. در این شرایط عروق خونی تنگ هستند و فلوی خونی محدود شده است و در نتیجه فشارخون در شریان ریوی افزایش پیدا کرده و بطن راست مجبور است کار خود را زیاد کند تا بتواند خون را به داخل ریه ها پمپ کند. امکان دارد دریچه های طرف راست (پولمونری والو) قلب لیک کنند (رگورژیتاسیون) و در عین حال قلب راست کلفت و بزرگ شده و برای درست پمپ کردن نارسا شود که این حالت را کورپولمونال می گوئیم.

دو نوع پولمونری هیپرتانسیون داریم:

ـ اولیه که دلیل خاصی برای آن پیدا نشده و بسیار نادراست

ـ دیگری ثانویه که بر اثر وجود یک بیماری حاصل می شود.

از جمله نارسایی قلبی، بیماری مزمن ریوی، آمبولی ریوی (وجود لخته در قسمتی از ریه ها)، استفاده از بعضی داروها مخصوصاً کوکائین و غذاهای مکمل، ریسک فاکتورها هم عبارتند از چاقی، هوای آلوده، زندگی در کوهستان و در ارتفاعات، نداشتن تحرک (تنبلی). هیپرتانسیون پولمونر بیشتر در خانم ها شیوع دارد ولی در هر دو جنس و در هر سنی از جمله در بچه ها هم دیده می شود.

علائم شامل پوست آبی، درد سینه، سرفه که گاهی با خون همراه است، تورم وریدهای گردن، لرزش، ضعف و غش، بزرگی کبد، تنگی نفس، تورم پاشنه و پاها، تورم شکم و خستگی، تشخیص غالباً مشکل است زیرا علائم آهسته آهسته ظاهر می شوند و در میان افراد مختلف به میزان زیادی فرق دارد و در هر کسی یک طور است.

درمانی برای آن نداریم ولی گاهی می توان بیمار را به نحو مؤثری آرام کرد: تغییر روش زندگی نه تنها دراین مورد بلکه همیشه مهم است از جمله نباید فعالیت های بدنی ترک شود. متناوباً ورزش و استراحت در دوره های کوتاه حفظ شود، رژیم غذایی سالم و محدود کردن نمک و چربی باید در نظر باشد و در موارد شدید جانشین اکسیژن را هم می توان توصیه کرد. داروهایی هم در اختیار داریم از جمله آنتی کواگولان ها برای کاهش خطر ایجاد لخته های خونی، کلسیم چانل بلوکرها برای کم کردن کار اضافی قلب و فشارخون، مقوی های قلب برای قوی شدن ضربان های قلب، مدرها برای خارج کردن مایعات جمع شده در بدن (ادم)، وازودیلاتاتورها برای نرم کردن عروق خونی و بهبودی سیرکولاسیون، در موارد سخت که بیماری پیش رفته است و احتمال مرگ وجود دارد، ممکن است تعویض قلب و ریه (کل محتویات قفسه ی سینه) مورد توجه قرارگیرد که تیم پزشکی ماهر و مجرب را می طلبد.

خونروی با هیپرتانسیون:

اگر خونروی درعروق خونی مغز باشد هموراژی سربرال تلقی می شود. فشارخون مزمن ممکن است مویرگ های مغز را ضعیف کند وآنها کش بیایند یا پاره شوند وخون به اطراف نشد کند و بافت های مغز را تحریک کرده و ایجاد تورم نماید و خون به صورت یک توده جمع شود که هماتوم در مغز نامیده می شود. تورم و هماتوم سرانجام بافت های متأثر را خراب می کنند. شدت خون روی و علائمی که براثر آن ظاهر می شوند بستگی به وسعت و محل خونروی دارد که ممکن است ناگهانی یا تدریجی باشند و عبارتند از: سردرد، تهوع و استفراغ و تغییراتی در هوشیاری از قبیل بی تفاوتی کامل و خواب آلودگی، از بین رفتن سریع فونکسیون های یک طرف بدن، تغییراتی در دید، بی حسی، چندش، بروز مشکلاتی در حرف زدن، بلع، خواندن و نوشتن، از دست رفتن هماهنگی و تعادل و لرزش. در صورتی که بر اثر این ضایعه خطر معلولیت یا مرگ وجود داشته باشد، جراحی برای برداشتن هماتوم ضرورت پیدا می کند. همچنین برای کنترل فشارخون بالا، کم کردن ادم مغزی، توقف لرزش و کاهش درد باید دارو تجویز کرد.

درمان هیپرتانسیون:

بسته به اینکه هیپرتانسیون اولیه (اسنشل) یا ثانویه باشد که با معاینات دقیق و گرفتن ابسرواسیون باید روشن شود درمان را شروع می کنیم. در هیپرتانسیون ثانویه باید بیماری مولد آن را معالجه کرد ولی اگر اسنشل باشد تغییر روش زندگی اصل اساسی درمان است که شامل ترک دخانیات، کم کردن وزن، ترک یا محدود کردن عرق خوری (مخصوصاً این اصطلاح را به کار می برم که درجه زشتی آن را نشان بدهم)، ورزش منظم نیم ساعت در روز، تغییردادن رژیم و روی آوردن به میوه ها و سبزی ها، دانه های کامل، رژیم کم چربی و کم نمک، فرآورده های کم چربی شیر و امساک در خوردن گوشت و روغن جامد درکنترل فشارخون بالا بسیارمفید است. مهار تکنیکی استرس از قبیل مراقبه و تمرین جدی برای غصه نخوردن و عصبانی نشدن بسیار با ارزش است.

پیشگیری:

تغییر روش زندگی و کنارگذاشتن آنچه که بداست که عبارتند از: تنبلی، خوردن و خوابیدن و نق زدن، چه کارهایی بکنند؟ کم بخورند و تحرک داشته باشند و هر چه بیشتر میوه و سبزی بخورند و هر چه کمتر نمک و گوشت و چربی بخورند. آن دسته از همکاران محترمی که خدا را شکر درآمد سرشاری دارند یادشان باشد که قدری هم به خودشان و خانواده شان و مخصوصاً به ولی نعمت های شان (مریض ها) برسند.

در پایان اشاره مختصری به فشارخون حاملگی می کنم. پره اکلامپسی و اکلامپسی که در آنها فشارخون بالا ناشی از توکسمی حاملگی است هم برای مادر و هم برای بچه خطر دارد. به آنها توصیه می کنیم که دربست گوش به فرمان پزشکان متخصص زنان و زایمان باشند و از هر گونه توصیه یی که از اطرافیان می شنوند دوری کنند.

دکتر عبدالپیمان علویان

بیهوشی