از ترافیک خیابان تا ترافیک کتاب

نگاهی به نمایشگاه بین المللی کتاب بیست و سه

● وقتی می روی و نمی رسی
مصلای تهران در هفته گذشته در زیر آفتاب بهاری شبیه به تابستان ایام پرترافیکی را سپری کرد تا آنجا که باید برای رسیدن به آن در فاصله حداقل ۲۰۰ تا ۵۰۰ متری به دنبال محلی برای پارک خودرو می بودی و یا با وسایل عمومی یک سفر درون شهری را به قصد بازدید از نمایشگاه کتاب در دستور کار قرار می دادی که این راه هم با توجه به وضعیت ترافیک انسانی در خطوط مترو چندان تعریفی ندارد.
اما با این حال سهل الوصول تر از پیدا کردن محلی برای پارک خودروهایی است که هرگز چاره ای برای آنها تدارک دیده نشد و حتی پارکینگ آنسوی بزرگراه رسالت هم برای درمان این درد افاقه نکرد.مشکلات ترافیکی در ایام نمایشگاه کتاب به هیچ وجه قابل رد کردن نیست ، چرا که همه شاهد ترافیک سنگینی هستند که در اطراف نمایشگاه کتاب ایجا د شده و حتی خیابان های اطراف را تحت تاثیر قرار داده بود ،اگر به خاطر آوریم که چند سالی است که نمایشگاه از محل قبلی خود ( محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران ) به مصلای امام خمینی ( ره ) منتقل شده تا به جهت در دسترس بودن محل جدید و امکان استفاده از مترو ، کمی از بار ترافیکی آن کاسته شود، باز هم نمی شود ترافیک ایجاد شده را ندیده گرفت.
از ترافیک که می گذشتی و به مصلی وارد می شدی اولین مشکل پیش رو طی مسافت طولانی ورودی تا محل شبستان بود که اگر ورود از در خیابان شهید بهشتی انجام شده بود با کمی صبر و تحمل این مشکل قابل رفع بود، چرا که از این مسیر می شد از تاکسی های درنظر گرفته شده استفاده کرد.اما تاکسی ها فقط در همین مسیر تردد می کردند و چنانچه از درهای دیگر مصلی وارد می شدی هرگز از تاکسی های سبز رنگ خبری نبود و به باید مسیر را پیاده طی می کردی.


● نمایشگاه کتاب یا سالن مد
اما در همین مسیر که به سمت مصلی می رفتی یکی از بدیهی ترین مسائلی که بیش از کتب، ذهن را با خود درگیر می کرد پوشش گروهی از مردانان و زنان در این نمایشگاه بود. کفش های پاشنه بلند و مانتوهای مجلسی و در مقابل لباس های اسپورت آکبند مردانه، نمایشگاه کتاب را به سالن مد شبیه کرده بود. حال آنکه حتی با کفش های راحتی نیز طی مسیر طولانی غرفه ها کار راحتی نبود و خستگی باعث می شد بسیاری از مردم در نیمه های نمایشگاه، از نفس افتاده و کف حیاط مصلی به استراحت بپردازند.


● جایی برای استراحت نیست
اما حرف استراحت آمد؛ وقتی تازه وارد محوطه نمایشگاه می شدی، سرحال و قبراق بودی، بنرها و پوسترهای تبلیغی متنوع و رنگارنگ، اغذیه فروشی ها و بستنی فروشی های گوناگون و... ، امّا هنوز نیاز به آن را احساس نکرده بودی. وارد سالن ها و غرفه ها که می شدی ، عمومی یا دانشگاهی ، کودک و نوجوان یا آموزشی فرقی نمی کند، در میان باغ کتاب ها گشت وگذاری که می زدی کم کم خسته می شدی. اینجاست که تازه می فهمیدی یک چیزی کم است ؛ مکانی برای استراحتی کوتاه و نفسی تازه کردن. دور و برت را هم که خوب نگاه می کردی تعداد کمی نیمکت در حیاط می دیدی که جای خالی نداشتند. کمی بیشتر که دقت می کردی متوجه می شدی که تو تنها نیستی، افراد زیادی خسته و کوفته روی زمین نشسته یا به پله ها پناه برده بودند. نه از صندلی ونیمکتی خبری بود، نه از موکت یا زیراندازی ! تازه این اول راه بود.از خیر صندلی و موکت
می گذشتی و بر زمین می نشستی، احساس تشنگی می کردی ، نگاهت شیر آب را جست وجو می کرد امّا باز هم خبری نبود! فقط اگر جیب هایت پرپول بود می توانستی آب معدنی، دوغ یا نوشابه ای بخری، امّا از آب خبری نبود. پیش خودت می گفتی شاید در چندروز باقی مانده فکری
به حال بازدیدکنندگان خسته و تشنه بشود.اما تا آخرین روز نمایشگاه هم هیچ فکری نشد.پیش خودت می گویی شاید سال آینده فکری شود.
گروهی دیگر از مردم نمایشگاه کتاب را با یک پیک نیک یا مرکز توریسم کشور اشتباه گرفته بودند و به کرات خانواده هایی که چندین طفل از شیرخوار تا ۵ ساله را در سالن های نمایشگاه کتاب با خود آورده بودند مشاهده می شدند و عده ای از ایشان حتی زحمت یک بار عبور از ورودی سالن ها را نیز به خود نمی دادند و پس از ورود به محوطه بیرون نمایشگاه، بر روی چمن های اطراف مستقر شده و به تماشای مردمی می پرداختند که در حال رفت و آمد بودند.
به طور کل ظرفیت های رفاهی همچون تغذیه، سرویس های بهداشتی و استراحتگاه برای خیل عظیم جمعیت مراجعه کننده، حکم تلاش برای
جا دادن یک پارچ آب در یک فنجان قهوه را داشت که نه تنها عقلاً نیز قابل توجیه نیست، بلکه هزینه سرریز شدن حجم افزون بر ظرفیت در نظر گرفته شده را دارد؛ اتفاقی که در پیک کاری سه بخش فوق الاشاره مشهود بود و در مقابل هرکدام از این بخش ها، صف های طویل میزبان بازدیدکنندگانی بود که برای حداقل سرویس ها، مجبور به هدر دادن وقت مفیدشان بودند.
در بحث استراحتگاه نیز بسیاری از مردم زیر آفتاب سوزان و روی پله های نمایشگاه به صرف ناهاری که پس از یک صف طولانی نصیب شان شده بود، پرداختند و به دلیل استراحتگاه محدود در نظرگرفته شده برای مراجعین، مردم با تحمل گرمای شدید گلایه مند به بازدید از سایر غرفه ها پس از صرف ناهار با این وضعت پرداختند؛ ناهاری که با توجه به هزینه دریافتی از مشتریان، دارای کیفیت متناسبی نبود...


● کتب من کجاست؟
اما از همه اینها که می گذشتی ، نکته دیگری برات جا لب بود. امسال تعداد اغذیه فروشی ها و فروشندگان نوشیدنی و آب معدنی آنقدر زیاد شده بود که این ذهنیت قدیمی را تائید
می کرد که درآمد آنها از هر ناشری بیشتر است. اما این هم به کنار. فرض را بر این بگیر که از ترافیک گذشتی ومسافت ورودی تا شبستان یا سالن های ناشران دانشگاهی و کودک و نوجوان را هم پیمودی ، استراحت هم کردی و تشنگی ات هم رفع شد، حال می خواستی که کتابی را که
می خواهی پیدا کنی. اینجا بود که باجه های اطلاع رسانی که حدود ۲۰۰ نفر در آن مشغول جستجوی اطلاعات کتاب های موجود در نمایشگاه بودند را بهتر می دیدی و اهمیت آنها را درک می کردی.. می رفتی که اطلاعات بگیری ، بعد از ایستادن در صفی که هیچ نظمی نداشت خانمی خوشرو !!! بعد از ( و یا شاید قبل از ) جستجوی کتاب یا ناشر مورد نظر ، آن را یافت نمی کرد. البته نه برای همه که برای تو ، چون از بچگی کم شانس بوده ای. این اتفاق جمله معرف مشترک مورد نظر در دسترس نیست را تداعی می کرد، با این تفاوت که در مخابرات تلفن در دسترس نیست و در نمایشگاه کتاب کتاب و ناشر.این در حالی بود که کارکنان غرفه های اطلاع رسانی زحمت زیادی می کشیدند، اما با همه زحمتی که کارکنان غرفه های اطلاع رسانی
می کشیدند اما هنوز بسیاری از بازدیدکنندگان سرگردان بودند.
سرگردانی باعث شده بود تا آرزوی ما این باشد که کتاب مورد علاقه را پیدا کنیم حالا به هر قیمتی که شده، حتی اگر شده از تمام آدم های راهروی
غرفه ها تک تک سؤال کنیم.
برخی بازدیدکنندگان که برای بار نخست به وادی نمایشگاه قدم می گذاشتند، شاید نام کتاب درخواستی خود را هم نمی دانستند.از آنها که می گذشتی خیلی از افراد نام کتاب و ناشر را می دانستند اما مکان غرفه را نه.آشنایی با نقاط مختلف نمایشگاه تنها به ایستگاه های
اطلاع رسانی محدود نمی شد و نقشه نمایشگاه نیز ابزاری برای آشنایی بیشتر بود. اما این نقشه آن قدر نامشخص بود که علائم راهنمای نقشه نیز به مخاطب کمکی نمی کرد.لاجرم بعد از چندین دقیقه وارسی به این نکته می رسیدی که با همان چراغ تاریک (نقشه نمایشگاه) گرد شهر را بگردی.
اما با این حال هرگز نباید از انصاف دور می شدی و فراموش می کردی که ۱۷۷ نفر در ایستگاه های
اطلاع رسانی، تمام وقت خود را صرف اطلاع رسانی بیشتر افراد می کردند. اما تعداد این نیروها چندان با تعداد بازدید کننده گان از نمایشگاه نسبت مناسبی نداشت ، چه که تعداد آنها براساس پیش بینی های قبل از آغاز نمایشگاه تعیین شده بود و خب حالا که روز به روز بر تعداد بازدیدکنندگان اضافه
می شد این تعداد اطلاع رسان به نظر کافی نمی رسید ، حال آنکه بازدیدکنندگانی که برای اولین بار در وادی نمایشگاه قدم می گذاشتند و حتی آنها که مخاطب دائمی نمایشگاه کتاب هستند سوال داشتند که : کتابم را از کجا بگیرم؟
صف کیلومتری دانشجویان برای بن های تخفیف بیست و سومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران اما برای دانشجویانی که از راههای دور و نزدیک و فقط به خاطر تهیه منابع درسی شان به مصلی آمده بودند خاطره خوبی بجا نگذاشت.
از روزهای آغازین نمایشگاه دانشجویان که گروه وسیعی از بازدیدکنندگان را تشکیل می دهند و اصلی ترین مخاطبان کتابهای عرضه شده اند از شهرهای دور و نزدیک خود را به تهران رساندند تا شاید سهمی از این به گفته مسئولان «جشن فرهنگی» ببرند.
مسئولان البته برای «رفاه حال دانشجویان» اهدای کارت خرید یارانه ای تدارک دیده بودند. با این حال روز ۲۱ اردیبهشت رئیس نمایشگاه به طور تلویحی ناکارآمد بودن تفاهمنامه امضاء شده میان وزارتخانه های علوم و ارشاد را در این زمینه پذیرفت و گفت:هیچکدام از وزارتخانه های ارشاد و علوم سهم ۵۰ درصدی خود را در این طرح پرداخت نکردند.
البته محسن پرویز گفت: ما سال گذشته ادارات کل ارشاد را موظف کردیم که با دانشگاههای محل خودشان تفاهمنامه امضاء کنند تا از این راه کارتهای الکترونیک خرید کتاب سریعتر به همه دانشجویان داده شود.
این سخنان در حالی ایراد می شد که ساعاتی پیش از آغاز نمایشگاه ، معاون فرهنگی وزیر ارشاد به خبرنگاران گفته بود: با نظر رئیس جمهور تعدادی کارت خرید کتاب برای دانشجویان مراجعه کننده به مصلی در نظر گرفته شده و ثبت نام برای این کارتها به صورت غیرحضوری و از طریق مراجعه به آدرس اینترنتی wwwtibfnet صورت می گیرد.
به گفته وی دانشجویان با پرداخت ۱۰ یا ۲۰ هزار تومان می توانستند این کارتهای خرید کتاب را که ۲۰ یا ۴۰ هزار تومان اعتبار دارد تهیه کنند.
از سوی دیگر مدیر کل فرهنگی وزارت علوم چند روز پیش از نمایشگاه گفته بود: تلاش می کنیم با کمک ریاست جمهوری کارتهای الکترونیک دانشجویان را برای خرید کتاب شارژ کنیم.
مسئولان برگزاری نمایشگاه کتاب اما با پیش بینی عدم تحقق سهم ۵۰ درصدی هر کدام از این دو وزارتخانه در طرح اهدای کارت خرید یارانه ای به دانشجویان پشت بام شبستان را برای تشکیل صفهای طولانی دانشجویان در نظر گرفتند. صف دانشجویان پسر با پیچ های زیاد که فاصله آن را گاه به چند کیلومتر
می رساند از همان روزهای اول در این بخش از مصلی تشکیل شد و تقریباً هر روز صبح و از زمان باز شدن درهای نمایشگاه به روی بازدیدکندگان شاهد تشکیل این صف ها بودیم.
وضعیت این به قول معروف تسهیلات رفاهی برای دختران دانشجو اسفناکتر و مثال قضیه بد و بدتر بود، البته با این تفاوت که انتخاب هم با آنها نبود! صف فشرده دانشجویان دختر نه بر پشت بام مصلی و در فضای آزاد بلکه چهارطبقه پایین تر از این مکان تشکیل شده بود.


● نمایشگاه یا فروشگاه، مسئله این است؟
شلوغی که از آن به عنوان استقبال زیاد یاد شد، استقبالی که باعث شد تا نمایشگاه کتاب امسال ، رکورد بازدید در دوره های گذشته را بشکند. تا آنجا که حتی گروهی نمایشگاه کتاب تهران را پربازدید کننده ترین نمایشگاه کتاب تهران دانستند. این بازدید اما از آن جهت تا این اندازه زیاد است که نمایشگاه کتاب تهران تنها محلی برای عرضه کتاب و محلی برای تبادل فکر و اندیشه و برقرای ارتباط میان نویسنده و مخاطب نیست که فروشگاه هم هست. این در حالی است که در بسیاری از نمایشگاه های معتبر کتاب همچون فرانکفورت ، بولونیا و پاریس فروش کتاب انجام نمی شود و یا در صورت انجام ، در شکل محدود است. در این باره حتی در میان نویسندگان مختلف کشورمان هم اختلاف نظر است. گروهی آن را مناسب و بی اشکال می دانند و گروهی هم معتقدند که مخاطب تخصصی نمایشگاه باید از افرادی که برای تفریح و یا گشت و گذار فرهنگی به نمایشگاه می آیند جدا شوند. آنها پیشنهادهایی همچون اختصاص چند روز آخر نمایشگاه به فروش را راه حل مناسبی برای این تفکیک می دانند ، چه اینکه این راه حل پیش از این توسط نمایشگاههای دیگر کتاب در سایر کشورها آزمایش شده و نتیجه آن مثبت بوده است.اما آیا مسئله نمایشگاه کتاب تهران فروش یا عدم فروش کتاب در آن است؟
شبکه توزیع ایجاد می شود
با این حال باید گفت که در واقع نمایشگاه کتاب تهران یک فروشگاه بزرگ کتاب است. فروشگاهی که هر ساله برپا می شود تا مرهمی باشد بر نقص شبکه توزیع کتاب کشور. همان نقصی که باعث شد تا رئیس جمهور هم در مراسم اختتامیه نمایشگاه به آن اشاره کرده و قول مساعد برای حمایت دولت جهت ایجاد شبکه توزیع کتاب و تقویت آن را بدهد.آنجا که گفت : با یارانه و وام قرض الحسنه به شما ناشران کمک می کنیم تا شبکه توزیع کتاب را درست کنید و شما نیز با کار خود کمک کنید و اگر ایده ای در این عرصه دارید عرضه کنید.
احمدی نژاد حتی حمایت دولت از حوزه کتاب و نشر را از این هم فراتر برد و با بیان اینکه « دولت وجه اصلی کار خود را فرهنگ اعلام کرده است ، گفت : در همه استان ها برای چاپ و نشر کتاب بودجه می گذارد بنابراین شما تلاش کنید ما هم از شما حمایت خواهیم کرد. رئیس جمهور یادآور شد: هر کارخانه دولتی که در فهرست کارخانه های قابل واگذاری باشد به صورت قسطی، بدون سود و با اقساط بلند مدت ۲۰، ۳۰ ویا ۵۰ سال به تشکل ها و تعاونی های ناشران واگذار می کنیم. رئیس جمهور حتی موافقت کرد در جلسه ای با ناشران به همراه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی حرف ها و نظرات آنها را بشنود.به هر حال حالا بیست و سومین نمایشگاه کتاب تهران هم تمام شده و همه آنچه که گفته شد حرف هایی است که پیش از این هم گفته شده است و فقط مانده همت مسئولان برای رفع مشکلات در دوره های آینده....