مخاطبان مشتاق

نگاهی به بیست و سومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

در برابر ۹۰ دقیقه ژاپنی ها و ۵۵ دقیقه ترکیه و مالزی، آمار مطالعه هر ایرانی در طول یک شبانه روز تنها ۲ دقیقه عنوان شده است. اوج فاجعه این جاست که همین دو دقیقه هم صرف مطالعه اصولی نمی شود و معطوف به خواندن مجلات زرد، کتاب های فال گیری و تست شخصیت است!
جالب است که این آمار در بین قشر دانشجو و دانشگاهی نیز با سایر اقشار جامعه تفاوت چندانی ندارد و اگر جوانان دانشجو خیلی همت کنند، کتاب های درسی خودشان را در طول ترم ورق بزنند.
بهانه همیشگی خانواده ها برای نخواندن کتاب، هزینه بالای خرید کتاب است. اگر چه در شرایط فعلی که یارانه های کاغذ چاپی حذف شده و به قیمت آزاد حساب می شود، این دلیل قانع کننده به نظر می رسد، اما همه دلایل به همین پاسخ کلیشه ای محدود نمی شود.
روز جمعه است و نمایشگاه کتاب جای سوزن انداختن نیست. ازدحام در راهرو بین غرفه ها به حدی است که اکسیژن برای تنفس کم می آورم. اکثر بازدیدکنندگان با مترو خود را به نمایشگاه رسانده اند. پارکینگ های نمایشگاه را سقف و چادر زده اند و به ناشران کودک و نوجوان کرایه داده اند، بنابراین جای پارکی وجود ندارد!
بازدیدکنندگان در پاسخ به این سؤال که دنبال چه کتابی هستید؟ سکوت می کنند و خودشان هم نمی دانند چه می خواهند! فقط قدم می زنند و اگر کتابی چشمشان را گرفت به سمت آن می روند. به وضوح روشن است که خیل عظیمی از بازدیدکنندگان با اصطلاحاتی چون سیر مطالعاتی و مطالعه
جهت یافته بیگانه اند.
اطلاعات نمایشگاه هم نمی داند که مثلا کتاب های روانشناسی در کدام غرفه ها یافت می شود، فقط اگر اسم ناشر را بپرسید به تابلو اسامی نیم نگاهی انداخته و پاسخی می دهد.


● نبود چرخه منسجم برای تبلیغ و پخش کتاب
ناشرانی که اسمشان با حرف الف آغاز می شود، تعدادشان بیش از حروف دیگر و اسامی سایر ناشران است. نزدیک به نیمی از فضای سالن اصلی پر از غرفه هایی است که اسامی شان با حرف الف آغاز می شود. بازدیدکنندگان کتاب های مذهبی که از همه اقشار- برای مثال از زنان خانه دار گرفته تا دانشجویان علوم حوزوی- هستند، بیشتر دنبال عناوینی می گردند که در متن سعی شده علوم دینی با زندگی روزمره پیوند بخورد.
محسن سید تاجدالدینی مسئول انتشارات آیت اشراق که ۲۰ سال است در صنعت نشر کشور فعالیت دارد، پیرامون مهمترین چالش های پیش روی رشد صنعت چاپ و نشر می گوید: «یکی از عمده ترین مشکلات نبود اتحادیه برای تبلیغ و پخش کتاب است. در حال حاضر تیراژ کتاب برای هر ایرانی در طول یکسال دو هزار جلد محاسبه شده که رقم پایینی است. اگر چرخه درستی برای توزیع کتاب داشته باشیم، نیمی از مشکلات صنعت چاپ حل خواهد شد.»
از وی سؤال می کنم: «به نظر می رسد استقبال از کتب دینی بیش از سایر بخش هاست. آیا حقیقتا این گونه است؟» وی پاسخ می دهد: «تا چند سال قبل این گونه بود، چون تعداد بیشتری از عناوین جدید وارد بازار می شد. اما در حال حاضر ناشران در هیچ بخشی ریسک چاپ اول را نمی پذیرند، بنابراین دائما بر کتاب هایی که قبلا چاپ شده و در بازار فروشش جواب داده است، مهر تجدید چاپ می زنند. انتشارات ما در سال گذشته تنها ۱۳ مورد عنوان جدید ارائه کرد، بنابراین از آمار مخاطبین دائما کم می شود، چون فاصله موضوع کتاب ها با بخش معرفتی افزایش پیدا کرده است.»
تاجدالدینی گله مندانه نسبت به بی نظمی های امسال نمایشگاه کتاب اعتراض کرده و می گوید: «ساعت ورود و خروج ناشران را به سالن ساعت ۵/۹ صبح گفته اند، اما ساعت ۹ صبح باز می کنند و برعکس ساعت آوردن بار به داخل سالن را ۵/۶ صبح اعلام کرده اند، که ساعت ۹ اجازه ورود بار می دهند. الآن ۴ روز از افتتاح نمایشگاه گذشته است، ولی هنوز کارت شناسایی به غرفه داران نداده اند. بی نظمی مرحله ثبت نام و تقسیم غرفه ها هم جای خودش را داشت!»
وی پیشنهاد می کند که نمایشگاهی نیز به فعالیت ناشران تخصصی اختصاص پیدا کند، چون این ناشر معتقد است در چنین فضای شلوغی با این حجم کار کتاب های تخصصی گم می شوند.


● نویسنده های تازه کار ته لیستند!
خیلی ها معتقدند کتاب های خوب همان روزهای اول و دوم نمایشگاه خریداری می شوند و روزهای بعدی برخی عناوین نایاب و یا کم یاب خواهند بود. با این حال کسانی که کتاب شناسند و سیر مطالعاتی دارند، به راحتی می توانند ناشر و کتاب مورد نظرشان را پیدا کنند. شاید یکی از راهکارهای جلوگیری از سردرگمی بازدیدکنندگان این باشد که کتابچه ای طراحی شود و از روزهای قبل نمایشگاه لااقل جدیدترین عناوین کتاب هایی که قرار است توسط هر انتشارات در نمایشگاه عرضه شود، پیش روی عموم قرار بگیرد.
این یک واقعیت است که هنوز عموم مردم با اطلاع رسانی رایانه ای از طریق سایت ها بیگانه اند. سید شهرام صدرالادبائی که ۱۵ سال است در حوزه نشر کتب مذهبی و حوزوی فعالیت دارد، توضیح می دهد: «سال گذشته ۵ یا ۶ عنوان جدید- کتاب چاپ اول- ارائه دادیم، این درحالی است که لااقل کارهای حوزه علوم دینی عمدتا کارهای تخصصی خوبی هستند، اما باز هم ناشران از حمایت چاپ اول ترس دارند. از وقتی که یارانه های کاغذ برداشته شد، قیمت کتاب چیزی در حدود سه یا چهار برابر افزایش پیدا کرده و اگر به فروش نرسد، ناشر دچار ضررهای شدیدی می شود. فلسفه برداشتن یارانه های کاغذ این بوده که پول آن را در قالب کارت کتاب بین اقشار مختلف و دانشجویان توزیع کنند، اما می بینیم اغلب اوقات پول کارت کتاب صرف خرید کتاب نمی شود و از دستی به دست دیگر با واسطه هایی چند می چرخد و پول آن ردوبدل می شود.»
وی اجرای سه قانون نظارت بر قیمت ها، نظارت بر تکراری چاپ نشدن کتاب ها و نظارت بر حق مالکیت مؤلفین و مصنفین را اولین گام های ساماندهی بازار نشر و توزیع کتاب عنوان کرده و می گوید: «چون قیمت کاغذ گران است، ناشر ریسک نمی کند که کتاب جدید چاپ کند. اغلب آنها در بازار جستجو می کنند که از کدام کتاب استقبال شده و دوباره اقدام به چاپ همان ها می کنند، چون از بابت فروشش مطمئن هستند. مؤلفین برای اولین بار خیلی سخت ناشر پیدا می کنند.»


● خیلی همت کنیم کتاب درسی مان را می خوانیم!
سیدمحمود موسوی ۲۲ساله دانشجوی رشته عمران روی پلکان های حاشیه سالن اصلی نشسته و خستگی در می کند. در کیسه پلاستیکی خریدش تنها دو کتاب می بینم. یکی کتاب دینامیک جانسون که ۱۰هزار تومان بوده و او با تخفیف نمایشگاه ۹هزار تومان خریده است. دیگری کتاب مقاومت مصالح پوپوف که ۷۵۰۰ تومان بوده و او ۶۰۰۰تومان خریده است. وی می گوید: «میانگین تخفیف نمایشگاه بین ۱۰تا ۳۰درصد است. البته تلویزیون سی درصد عنوان کرده بود، اما امروز که نمایشگاه آمدم، دیدم بین ۱۰تا ۳۰درصد متغیر است. من چون هم دانشجو هستم و هم بعدازظهرها سرکار می روم از تعطیلی روز جمعه استفاده کردم و به نمایشگاه آمدم. کتاب راهنمای دینامیک هم می خواستم که هرچه از باجه ها پرس وجو کردم کسی اطلاعات درستی نداد. اطلاعات فقط اسم ناشران را می گوید و راهنمایی نمی کند که مثلاً فلان کتاب را در کدام غرفه می توانیم پیدا کنیم؟»
از وی سؤال می کنم: «دوستان همکلاسی ات چه قدر در طول روز مطالعه دارند؟» وی با خنده پاسخ می دهد: «اگر خیلی همت کنیم کتاب های درسی خودمان را می خوانیم. متأسفانه سطح اطلاعات بچه ها خیلی پایین است و تنها حفظ طوطی وار مطالب برای گرفتن نمره و پاس کردن واحدها همه فکر و ذکرمان شده است.»


● بکارگیری شیوه های نوین در طراحی جلد و کیفیت چاپ
یکی از راهکارهای جذب مشتری به سمت بازار کتاب، به کارگیری شیوه های نوین طراحی جلد و نحوه چاپ است. در نمایشگاه کتاب امسال انصافاً انتشارات فاتحان و ستاره ها زیرمجموعه بسیج مستضعفین عناوین جدید، پرمحتوا و نیز گرافیک و طراحی جلدهای زیبایی ارائه داده است.
سرتیپ۲ پاسدار علی ناظری معاون نشر و ادبیات سازمان حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس با توضیح این که ما اولین کنگره های یاد و خاطره شهدا را با نیت جمع آوری آثار بدیع دفاع مقدس در اقصی نقاط کشور سال۷۲ برگزار کردیم، می گوید: «در یکسال اخیر همه تلاشمان این بود که کتاب هایی را با موضوع دفاع مقدس و با معیارهای حرفه ای ارائه دهیم. زیبایی چاپ، گرافیک، قطع و صفحه بندی، انتخاب اسم، رنگ ها، کیفیت ویراستاری و نیز محتوای خوب کتاب اولویت های کاری ما را تشکیل می دهند.»
وی دو نمونه کتاب حقیقتاً حرفه ای، یکی خاطرات رزمنده عبدالحسین بنادری در شکست حصر آبادان با عنوان «سرباز سال های ابری» و دیگری «مهتاب خین» خاطرات فرمانده بسیجی حسین همدانی از انقلاب کردستان و دفاع مقدس را پیش رویم می گذارد. جلد کتاب سرباز سال های ابری خیلی زیباست. جلد با جیب پیراهن سربازی و پلاک نام کتاب و گوینده خاطرات تزیین شده است، ضمن این که خاطرات این کتاب با تکیه بر تکنیک پرسش و پاسخ و مصاحبه تنظیم شده اند. این تکنیک برای اکثر اقشار جامعه با هر سطح معلوماتی قابل درک است و پیچیدگی های داستان گویی و روایت داستان گونه را ندارد. ضمناً بیشترین پایبندی به روایت اصلی را در خود دارد.
سرهنگ گله مندانه می گوید: «به نظر بنده چنین کتاب هایی به دلیل عدم تبلیغ مناسب مهجور می مانند، درحالی که می توانند اولین الگوهای تحول چاپ و نشر در به کارگیری شیوه های نوین و خلاقه باشند.
وی مهمترین چالش بازار نشر را نقص در اطلاع رسانی و نحوه تبلیغ و توزیع می داند.»
وی صراحتاً می گوید: «اگر از جمع زیادی از این خانم ها و آقایان بازدیدکننده بپرسید که آیا می دانید دنبال چه کتابی هستید؟ نمی دانند دنبال چه هستند! چون اطلاع رسانی نشده نمی دانند از این فرصت خوب چطور استفاده کنند؟»
این انتشارات کتاب هایی نیز در قطع خشتی و نیمه خشتی پیرامون داستان جنگ برای کودکان ارائه داده است که عناوین آن به ۲۳عنوان می رسد. این کارها شاید در ردیف تنها کارهای ویژه جنگ برای گروه سنی کودک باشند که با نقاشی های جذاب ارائه شده اند.
در این شلوغی راهروهای نمایشگاه کتاب که تردد به ویژه برای زنان و کودکان بسیار دشوار است، چطور می توان جلوی غرفه ای توقف کرد و عناوین را از نظر گذراند؟!
یک لحظه سربرمی گردانم و خودم را در گردابی تصور می کنم که بیرون آمدن از آن کار بسیار دشواری است. این حکایت بازدید از بزرگترین نمایشگاه بین المللی کشور است که تنها سالی یکبار آن هم به مدت ده روز برگزار می شود. به راستی اگر بخواهیم کتاب را وارد سبد خرید خانواده کنیم، چطور می توان فقط به همین ده روز بسنده کرد؟
از یک سو بارها و بارها گفته شده که مردم رغبتی به مطالعه ندارند، اما از سوی دیگر در این ده روز نمایشگاه شاهد خیل عظیم جمعیت به سوی نمایشگاه کتاب هستیم. این تضاد چطور توجیه پذیر است؟ بیاییم عوامل هجوم مردم به نمایشگاه را از قبیل متمرکز بودن کارنامه یکساله نشر کشور در نمایشگاه، تخفیف، یافتن کتاب های نایاب و... بررسی کنیم. براستی اگر این نمایشگاه طی چند نوبت در اقصی نقاط کشور و پایتخت برگزار می شد، شاهد رشد آمار متقاضیان کتاب و کتابخوانی در کشور نبودیم؟
اگر بخواهیم تحول عظیمی در صنعت نشر کشور ایجاد کنیم، بی گمان مهمترین اقدام و گام اولیه این است که مسئله نشر کشور را جدی بگیریم. وقتی مسائل مرتبط با کتاب و کتابخوانی اولویت های دست چندم برنامه های فرهنگی است، چطور انتظار داریم که مسائل از طریق قانونی پیگیری شوند و به سرانجام برسند؟
خیلی ها معتقدند یارانه های دولت به کاغذ باید ادامه پیدا می کرد، اما اگر درست نگاه کنیم ادامه دخالت مستقیم دولت در مسیر رشد این صنعت محدودیت هایی ایجاد می کرد. الان کارت های کتاب که جایگزین یارانه ها هستند، در بین اقشار مختلف توزیع شده اند. علاوه بر این که توزیع کارت و بن کتاب بین اقشار مختلف باید ساماندهی شود، نیازمند تقویت سیستم عرضه کتاب هستیم. چنانچه بتوانیم توسعه فروشگاه ها، نمایشگاه ها و کتاب فروشی ها را در سراسر کشور داشته باشیم به نظر می رسد نیمی از مسائل صنعت نشر به خودی خود حل خواهد شد و اینجاست که تلاش دولت و بخش خصوصی را توأمان می طلبد.
تنها دو هزار کتاب فروشی برای کتابخوانان در سراسر کشور!
مشکلات بازار نشر توسط حجت الاسلام شمس مدیرمسئول بوستان کتاب قم در بیست مورد خلاصه شده است. وی مهمترین چالش پیش روی بازار نشر را در این می داند که هیچ گاه مسئله نشر جزء مسائل جدی کشور و یا حتی چالش های فرهنگی نبوده است.
مدیرمسئول بوستان کتاب قم که خود سال هاست در فضای صنعت نشر کشور فعالیت دارد، می گوید: «در بخش چاپ که بخش کوچکی از صنعت نشر کشور را شامل می شود، متأسفانه با نیروی متخصص و آموزش دیده مواجه نیستیم. برای بخش چاپ حتی در مقطع دیپلم در دبیرستان کارآموز نداریم. بنابراین چاپ و نشر ما غیرعلمی است. بعضاً به تجربیات پیشکسوتان نیز توجهی نمی شود، وگرنه باید تجربیات حرفه ای های این صنف در کتاب هایی پیش روی کارآموزان قرار می گرفت.»
وی در پاسخ به این سؤال که صنعت نشر باید دولتی باشد یا خصوصی؟ می گوید: «دولت نباید متصدی مستقیم باشد. الان که اصل ۴۴ مطرح شده باید به فکر فعال کردن بخش های خصوصی در حوزه نشر باشیم. دولت چون سه قوه را تحت اختیار خود دارد، می تواند با پیگیری مسائل بازار نشر و وضع قوانین و اجرای هدفمند به رفع نقایص کمک قابل توجهی داشته باشد. یکی از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی کار فرهنگی بوده و هست، لذا در سال همت مضاعف، کار مضاعف باید به این حوزه توجه ویژه ای شود.»
این کارشناس مسائل کتاب به نواقص بیشمار سیستم خروجی نهایی کتاب بعد از چاپ و در کانال های توزیع اشاره کرده و توضیح می دهد: «در سراسر کشور تنها ۲۰۰۰ کتابفروشی فعالیت دارند. در این آمار فروشندگانی که صرفاً کتاب می فروشند با فروشندگانی که لوازم التحریر هم دارند، جمع بسته شده اند. تعداد ناشران کل کشور ۹۰۰۰ عنوان است. اگر فرض کنیم در یک سال حداقل هر ناشر ۴۰۰ عنوان کتاب ارائه دهد با وجود تنها ۲۰۰۰ کتاب فروشی در سراسر کشور چه تعداد از این عناوین پیش روی مخاطب قرار می گیرد؟
اکثر کتاب هایی که شناخته نشده اند و یا گمان منفی می رود که مخاطب کثیری نخواهند داشت، به انبار می روند تا در نمایشگاه عرضه شوند. البته این کتاب ها شاید خیلی هم خوب باشند، اما فضای ارائه در کتاب فروشی ها برایشان نیست. هدف ما این است که کتاب وارد سبد خرید مردم بشود، با این حال تنها در طول یک سال یک نمایشگاه برگزار می کنیم و انتظار داریم مردم خوراک روحی یکساله شان را از میان همین ازدحام صید کرده و تا سال دیگر کتابخوان باقی بمانند. آیا چنین چیزی امکان دارد؟»
حجت الاسلام شمس راه اندازی فروشگاه های زنجیره ای کتاب را در مرکز ۱۰ استان اصلی کشور به عنوان راهکار توسعه فرهنگ کتابخوانی پیشنهاد می دهد و می گوید: «در سالی که با عنوان همت مضاعف و کار مضاعف نامگذاری شده و رویکرد سفرهای دولت کار فرهنگی اعلام شده است، انتظار می رود دولت به صحنه احداث فروشگاه های زنجیره ای کتاب در مراکز اصلی استان ها وارد شود و حداقل ۱۰ فروشگاه را در گام نخست برای سراسر کشور ایجاد کند. این برنامه به مرور زمان می تواند به مراکز تمامی استان ها تعمیم داده شود.»


● سیستم حمل و نقل کتاب در نمایشگاه
لیلا افشار ۳۳ ساله به همراه همسر و دو دختر دوساله و چهار ساله اش به نمایشگاه آمده تا از غرفه کتاب های کودک بازدیدی داشته باشد.
وی با خنده می گوید: «تا زمانی که این بچه ها را نداشتیم، مطالعه من و همسرم خیلی زیاد بود، همین که بچه ها به دنیا آمدند دیگر نمی توانیم زمان زیادی رابه مطالعه اختصاص دهیم. اما هرسال به نمایشگاه کتاب می آییم و همین چندجلدی که از نمایشگاه می خریم در کل خانواده دست به دست می چرخد.»
از وی سؤال می کنم: «با بن کتاب به نمایشگاه آمده اید؟» پاسخ می دهد: «نه، محل کار همسرم تسهیلات این چنینی نداده اند، اما برخی خانواده ها را می بینم که با چندین عنوان بن کتاب از جاهای مختلف به نمایشگاه آمده اند. این گونه عادلانه نیست. پس خانواده هایی که از هیچ جا بن نگرفته اند، چطور از پس قیمت های گران کتاب بربیایند، بخصوص که با برداشت یارانه کاغذ قیمت ها سه، چهار برابر شده است. به نظر من توزیع نادرست بن ها اشکال شرعی دارد.»
راهروها آنقدر تنگ و جمعیت به حدی است که اصلاً نمی توان به فکر استفاده از چرخ های باربری در فضای بین غرفه ها افتاد.
مهدی حسن پور یک بازنشسته و بازدیدکننده نمایشگاه کتاب، ده جلد کتاب سنگین را که خریداری کرده روبرویش گذاشته و دست به کمر در حواشی غرفه ها لحظه ای استراحت می کند. وی می گوید: «نفس کم آوردم و نتوانستم جستجویم را ادامه دهم. این فضا کفاف این جمعیت را نمی دهد. ضمناً سیستم حمل و نقل وجود ندارد.کتاب ها وقتی حجم بالایی دارند، چه در داخل تهران و چه برای ارسال به شهرستان ها، باید از داخل غرفه بسته بندی شده و صرفاً با گرفتن آدرس به مقصد موردنظر خریدار ارسال شوند. اما شما بروید در صف پست بایستید، ببینید چه خبر است؟»
امسال بهزیستی نیز غرفه های عرضه صنایع دستی در کنار غرفه های کتاب برپا کرده تا درصدی نیز به نیازمندان کمک شود. در غرفه پوست یک کیف سنتی ۳۰ تا ۴۰هزار تومان قیمت خورده است. بنابراین این غرفه ها اتفاقاً خلوت ترین غرفه ها هستند ونه تنها کمکی به نیازمندان صورت نمی گیرد، بلکه فضایی نیز اشغال کرده اند، حتی ما متوجه نشدیم که بین محصولات پوست و کتاب چه سنخیتی وجود دارد؟!!


● مبنای غرفه بندی ها
خودمان را به غرفه کیهان می رسانیم و با آب خنکی گلو تازه می کنیم. غرفه انتشارات کیهان کوچک تر از سال های قبل به نظر می رسد . و البته عناوین عرضه شده زیادند و این خود گواه این است که توزیع غرفه ها برپایه معیار سنجیده ای صورت نگرفته است.
علی نیک کار مسئول انتشارات موسسه کیهان توضیح می دهد: «یک اشکال اساسی نمایشگاه امسال غرفه بندی و متراژ غرفه ها براساس عناوین کتاب ها متعلق به هر انتشارات بود. شما ببینید کتاب دانش مالی رفتاری و مدیریت دارایی و نیز کتاب ارزش گذاری سهام توسط انتشارات کیهان در دو جلد منتشر شده اند، اما یک عنوان به حساب آمده، در صورتی که یک کتاب ۵۰ صفحه ای جیبی را هم یک عنوان دیده اند! براساس اعتراضات سنگینی که شد بالاخره قبول کردند که مبنای غرفه بندی ها در سال های بعد باید چیزی به غیر از تعداد عناوین باشد. چه بسیار شخصیت ها و مؤلفین را دعوت کرده بودیم که چون امکان پذیرایی به دلیل محدودیت فضا نداشتیم، شرمنده شدیم.»
وی ادامه می دهد: «کار خوب در نمایشگاه این است که هیچ ناشری حق فروش کتاب سایر ناشران را در غرفه اش ندارد و ضمنا عناوینی که قبل از سال ۸۴ چاپ شده اند، اجازه فروش در غرفه ها را ندارند. با این حال از یک سو نباید جلوی تجدید چاپ و عرضه برخی عناوین کلیدی را گرفت. برای مثال می توان از کتاب دانشگاهی جامعه شناسی روستایی تالیف منصور وثوقی که به چاپ سیزدهم توسط انتشارات کیهان رسیده، نام برد.
ناشران به دلیل هزینه های بالای چاپ بیشتر به سمت تجدید چاپ کتاب هایی رو آورده اند که در طول یکسال به فروش می رسند. اکثرا ریسک چاپ عناوین جدید و انبار کردن آنها را نمی پذیرند. در این سیستم به حوزه ادبیات و کارهای پژوهشی جوانان نیز آسیب هایی وارد می شود.»


● گم شدن کتاب های تخصصی در شلوغی نمایشگاه
میعاد کمالیان یکی از بازدیدکنندگان به نظم در نمایشگاه نقدهایی دارد. وی می گوید: «این ده روز را برای هر قشری با توجه به میزان تحصیلات تقسیم بندی کرده بودند، مثلا روز اول متعلق به اهل قلم و روز بعد متعلق به رشته های پزشکی و سطح تحصیلی دکتری بود. یک دفعه به رنج تحصیلی لیسانسه ها رسیدیم. باید روزهای بیشتری به هر طیف تحصیلی اختصاص می یافت. روز متعلق فوق دیپلم و لیسانسه ها را نباید سریعا پشت سر روزهای عرضه کتاب های تخصصی می انداختند. این گونه بیشتر کتاب های تخصصی همان روز اول و دوم نایاب شدند.»
وی پیشنهاد می دهد: «روز گشایش نمایشگاه باید اوایل و یا اواسط هفته باشد. این که روز دوم و سوم به پنج شنبه و جمعه بخورد، همه ازدحام می کنند و هیچ کس خرید خوبی نخواهد داشت. این گونه فرصت ها تلف می شود.»


● بازار کتاب های کودک و نوجوان
در پارکینگ های نمایشگاه که با چادر سقفشان پوشیده شده غرفه های کودک و نوجوان فعالند. چشم که برمی گردانی پوسترهای بزرگ شخصیت های داستانی آن هم از نوع وحشتناک نظرت را جلب می کند. عکس های سفید برفی، سیندرلا و یا حتی باربی و اسپایدرمن هم جابه جا دیده می شود.
طفلکی عکس کپه نخودی و شنگول و منگول که در زیر عکس شخصیت های وارداتی اصلا به چشم نمی آیند. پوستر شخصیت داستان های فضایی و یا بهتر بگویم کارتون های فضایی علاوه بر اینکه بدآموزی دارند، سلیقه بچه ها را به سمت موضوعات دم دستی و بی محتوا سوق می دهند.
یک مادر که با پسرش برای خرید کتاب به غرفه های کودک و نوجوان مراجعه کرده می گوید: «امسال پسرم را راهنمایی کردم که به جای کتاب های وحشتناک پلیسی و یا فضایی به سمت کتاب های پزشکی و گیاهشناسی برود، اما این کتاب ها که به صورت دایره المعارف عرضه می شوند، معمولا عکس های بزرگ و کاغذهای تمام گلاسه دارند که قیمتشان را چند برابر می کند. از آن طرف مشاوران مدارس راهنمایی دائما سخنرانی دارند که برای علایق فرزندتان هزینه کنید، ولی ما با حقوق کارمندی تا چه حد می توانیم خوراک فکری فرزندمان را تامین کنیم؟»
از این مادر سوال می کنم: «آیا از بن کتاب دانش آموزی استفاده کردید؟!» وی پاسخ می دهد: «امسال که اصلا چیزی به اسم بن کتاب در مدارس ندیدیم. پارسال هم که بود بیشتر بین کادر آموزش و پرورش توزیع شد و به دست دانش آموزان نرسید.»
خسته و با هزار سوال اساسی به سمت ایستگاه مترو راه می افتم، تمام مسیر به این فکر می کنم که اتهام بی علاقگی به کتاب آیا در حق مردم رواست؟ و اگر توان خرید بود مشتاقان تا چه حد کتاب به خانه می بردند؟