نبایدهای رفتن به نمایشگاه کتاب

نباید فکر کنیم چون نمایشگاه کتاب همین ده روز است، باید عجله کنیم و تا می توانیم کتاب بخریم. بدون برنامه ریزی اگر کتاب بخریم درواقع پول و وقت مان را هدر داده ایم.

۱) نباید فکر کنیم چون نمایشگاه کتاب همین ده روز است، باید عجله کنیم و تا می توانیم کتاب بخریم. بدون برنامه ریزی اگر کتاب بخریم درواقع پول و وقت مان را هدر داده ایم. در همه روزهای سال برای خرید کتاب و خواندن آن، وقت هست و اگر کمی جستجو و تلاش کنیم، در همان روزهای عادی هم کتاب ها را می توان با قیمت مناسب و تخفیف قابل توجه تهیه نمود.
۲) نباید گول تبلیغات بعضی ناشران را بخوریم و کتاب های به اصطلاح «روی دست مانده» و «بادکرده» آنها را، آن هم با قیمت های «به روز» و «دستکاری» شده خریداری کنیم. همچنین نباید فریب زرق و برق بعضی کتاب ها، که با ترجمه های جعلی و ناقص و بد منتشر شده اند اما جلدهای بسیار زیبا و چشم نواز دارند را بخوریم و بابت شان پول بدهیم، حتی اگر با تخفیف های به نظر خیلی بالا عرضه شوند.
۳) نباید فکر کنیم چون مطالعه، کار خیلی خوبی است و برایش خیلی تبلیغ می شود، بنابراین ناشرانی که برای این کار، کتاب چاپ می کنند آدم های خیلی خیلی فرهنگی و خوبی هستند باید بدانیم که در میان آنها هم، آدم های سودجو و فریبکار، فراوان است و ممکن است کتاب هایی تقلبی برای فروش عرضه کنند. پس تا حد امکان و به جز در موارد خیلی خاص، نباید برای انتخاب و خرید کتاب با خود ناشران و عواملشان مشورت کنیم چون آنها بدون شک کتاب هایی را که خودشان چاپ کرده اند معرفی می کنند و ممکن است در این معرفی، فقط جنبه سودآوری مدنظر قرار گرفته شود.
۴) نباید وقتی نمایشگاه کتاب برگزار می شود، ما که کتابخوان واقعی هستیم به حاشیه ها و حرف و حدیث های فرعی نمایشگاه اهمیت دهیم و وقت مان را برای اینکه مکان نمایشگاه فلان است و سیستم تهویه نمایشگاه بهمان، تلف کنیم. برای یک کتابخوان واقعی، نمایشگاه حتی اگر در یک خیابان و یک محله پایین شهر هم باشد، غنیمتی است که قدرش را می داند.
۵) نباید وقتی به نمایشگاه می رویم، هر کتابی را که جلوی چشممان قرار گرفت بخریم و کوله بار خود را سنگین کنیم. بعضی کتاب ها را در روزهای غیر نمایشگاه هم - حتی با تخفیفی بیشتر از زمان نمایشگاه و از خود همان ناشران- می توان خرید. نمایشگاه کتاب برای این است که کتابخوان های حرفه ای از وضعیت نشر و کتاب های تازه باخبر شوند و گلچینی از کتاب های مورد علاقه شان را خریداری کنند. اما این را هم به یاد داشته باشیم که وقتی به نمایشگاه می رویم نباید سرمان را بیندازیم پایین و فقط غرق کتاب ها و ویترین ها شویم. در نمایشگاه کتاب، مسائل حاشیه ای فراوانی وجود دارد که دیدنشان ضروری است چون فقط در همان چند روز برگزاری نمایشگاه اتفاق می افتند.
۶) نباید در مواقع رفتن به نمایشگاه، بدون برنامه و هدف، فقط راه برویم و کتاب های بی شمار و فراوان ناشران را نگاه کنیم. باید فهرستی از کتاب های مورد علاقه خود و نام ناشرانی که آنها را چاپ کرده اند داشته باشیم و با پیدا کردن غرفه مورد نظرمان، یکسره به همانجا برویم و از فرصت ها استفاده مطلوب کنیم.
۷) نباید وقتی خستگی بر ما غلبه کرد و نگاهمان تار شد، به صرف اینکه به نمایشگاه رفته ایم، به خرید و انتخاب خود ادامه دهیم. این طور مواقع، فکر، درست کار نمی کند و منجر به این می شود که انسان جوگیر شود و کتاب هایی بخرد که چندان به دردش نخواهند خورد.
۸) نباید در چنین روزهایی (روزهای برگزاری نمایشگاه کتاب) فرصت دیدار ناشران مورد علاقه و نویسندگان محبوب مان را از دست بدهیم.
۹) نباید حاشیه های سیاسی و تبلیغات غیرفرهنگی، باعث شود که در روزهای برگزاری نمایشگاه کتاب، فرصت انتخاب و خرید کتاب های خوب و سالم جناح های مختلف فکری را از دست بدهیم.
۱۰) نباید فراموش کنیم که شلوغی هر غرفه ای دلیل بر این نیست که در آن غرفه، کتاب های خوبی عرضه می شود. تبلیغات بر روی بعضی از مردم، تأثیر شگفتی دارد و عجیب، جوزده شان می کند و به قول معروف هول می زنند و چنان تجمعی شکل می گیرد که گویی حلوا پخش می کنند.
۱۱) نباید در مواقع و روزهایی که فکرمان متمرکز نیست، به نمایشگاه کتاب برویم و کتاب ها را با عجله، انتخاب و خریداری کنیم. در این طور مواقع، معمولا کتاب هایی که با هیاهو و تبلیغات منتشر شده اند نصیب مان می شود و بعد می بینیم آن چیزی که قرار بود باشند، نیستند.
۱۲) نباید به نمایشگاه کتاب رفتن و کتاب خریدن ما، جنبه پز دادن و به اصطلاح کلاس گذاشتن به خود بگیرد. در این صورت، مایه ای نصیب مان نمی شود هیچ، پول و وقت مان نیز به هدر می رود و کتابخوان های واقعی نیز از دوروبرما، پراکنده خواهند شد و تنهایمان خواهند گذاشت.
۱۳) نباید در روزهای برگزاری نمایشگاه کتاب، عکس گرفتن با نویسندگان و امضا گرفتن از آنها، در اولویت کاری ما باشد. اینطور کارها اگر به منظور تنوع و تفریح، و ایجاد نشاط و انگیزه انجام بگیرد بد نیست، اما اگر کسی به دنبال امضا گرفتن از یک نویسنده باشد درحالی که حتی یک سطر از کتاب های او را نخوانده، وقتش را دارد بی خود تلف می کند و بهتر است برود از هنرپیشه ها امضا بگیرد.
۱۴) نباید فکر کنیم که صرف کتاب خریدن، و به نمایشگاه کتاب رفتن، دانش ما را بالا می برد و متشخص مان می کند. کتاب را باید خواند و آن را خوب فهمید و در ذهن حلاجی اش کرد، حتی اگر این کار به صورتی کاملا عادی و ابتدایی و غیرتخصصی صورت بگیرد.
۱۵) نباید فکر کنیم که اگر کودکانمان را به نمایشگاه بردیم و آنها را در میان زرق و برق غرفه ها و تبلیغات گیج کننده آنها قرار دادیم، آنها را با کتاب و کتاب خوانی آشنا کرده ایم.
علاقه به کتاب و کتابخوانی، باید در همه روزهای سال و به تدریج در کودکان ما ایجاد شود، به صورت ریشه ای در وجود آنها شکل بگیرد و درواقع، ملکه ذهن شان شود.
۱۶) نباید گرفتار این فرض باشیم که هر کتاب منتشر شده ای، به درد خواندن و درنتیجه پیروی کردن می خورد. بعضی کتاب ها ممکن است یک آدم شاد را غمگین و افسرده و بعضی دیگر ممکن است یک آدم ناامید و مأیوس را، زنده و احیا کند. بنابراین هرکس باید برای خرید هر کتابی (مخصوصاً خواندن هر کتابی) عجله نکند و با افرادی که مطمئن و معتبرند، مشورت کند.
۱۷) نباید اگر پول داشتیم و موفق به خرید تعداد زیادی کتاب شدیم، دلمان به همین خوش باشد و آن را در بین همکاران و دوستان، در بوق و کرنا کنیم. باید به این بیندیشیم که هرچه زودتر آنها را بخوانیم و بدهیم دیگران هم از آنها استفاده کنند.
۱۸) نباید دلمان را به این خوش کنیم که از نویسنده خارجی مورد علاقه مان، سه چهار تا کتاب پیدا کرده ایم و بدون تحقیق و بررسی، برای خریدشان عجله کنیم و سر از پا نشناسیم. این طور مواقع باید خیلی دقت کنیم چون ممکن است یک کتاب از نویسنده موردعلاقه ما را، دو سه مترجم و ناشر به نام های گوناگونی ترجمه و منتشر کرده باشند. حساب و کتاب و ضابطه ای در این طور موارد فعلاً وجود ندارد و هرکس محصول خود را با بوق و کرنا و تبلیغات و سرو صدای به ظاهر فرهنگی، به میدان می آورد و عرضه می کند. هرکدامشان هم برای خود، دلایل خاص و توجیه ظاهرفریبی دارند و خریدار را در تشخیص دوغ از دوشاب دچار تردید می کنند.
۱۹) نباید وقتی در غرفه ای مشغول تماشا هستیم، به گفته های هر مراجعه کننده یا خریداری که کتابی خاص را معرفی می کند و در تعریف از آن، راه افراط می پیماید، گوش فرادهیم و در رودربایستی قرار بگیریم و آن را بخریم. در نمایشگاه های کتاب، معمولاً عوامل فرعی و پنهانی بعضی ناشران و نویسندگان در میان مردم و به عنوان «مردم» می پلکند و بطور کاملاً غیرمستقیم، کتابی خاص را معرفی و تبلیغ می کنند.
۲۰) نباید فکر کنیم هر کتابی که نامش از بلندگوی نمایشگاه شنیده شد، کتاب خوبی است و باید آن را تهیه کرد. برای تبلیغ بعضی کتاب ها در آن بلندگوها، پول پرداخت می شود و برای همین است که نامشان دائم به گوش می رسد. به هیچ وجه صلاح نیست که وقتی خودمان نمی دانیم چه کتابی را باید بخریم، گول چنین تبلیغاتی را بخوریم و کتاب را بخریم. اگر از قبل برای خرید کتاب با افراد معتمد و مطمئن مشورت نکرده اید و فهرستی از چنین کتاب هایی دراختیار ندارید، به هیچ وجه صلاح نیست به نمایشگاه بروید و در جو تبلیغی آنجا اسیر و درنتیجه، مغبون شوید.
۲۱) نباید فکر کنیم وقتی به نمایشگاه می رویم باید به همه غرفه ها سربزنیم و جلوی همه آنها توقف کنیم و کتاب های به نمایش درآمده را تماشا کنیم. این کار به شدت خسته کننده است و نتیجه اش این می شود که مراجعه کننده را از نمایشگاه و کتاب، فراری و دلزده می کند و او عطای رفتن دوباره به نمایشگاه را به لقایش می بخشد. باید بدانیم که در نمایشگاه همه نوع ناشری حضور دارد و هرکدام آنها در حیطه تخصصی خود کتاب عرضه می کند و کتاب هایشان لزوماً برای دیگران جذابیتی ندارد. به عنوان مثال ناشری کتاب هایی در زمینه خط و نقاشی، یا ورزش و گردشگری و یا دنیای وحش منتشر می کند و تعداد اینها هم معمولاً بیشتر از ناشرانی است که کتاب های ادبی چاپ می کنند. و از آنجا که بیشتر مراجعه کنندگان به نمایشگاه راعاشقان ادبیات و عرفان و روانشناسی، مخصوصاً شعر و داستان و رمان و نقد اینها تشکیل می دهند، بنابراین هرکس باید قبل از ورود به تالار اصلی تجمع غرفه ها، نشانی ناشران مخصوص کتاب های موردعلاقه خود را در اختیار داشته باشد تا مجبور نباشد چشمان خود را در نگاه به ویترین تمام غرفه ها، خسته کند. دانستن نام ناشرانی که کتاب های تخصصی موردعلاقه مان را چاپ می کنند، از ضروریات رفتن به نمایشگاه کتاب است.
۲۲) نباید این را فراموش کنیم که اغلب ناشران، فروشگاهی خاص برای عرضه کتاب هایشان ندارند و مجبورند انتشارات خود را ازطریق پخشی ها به کتابفروشی ها برسانند. در این فرایند، اغلب کتاب های آنان به علل گوناگون موردپسند کتابفروشی ها قرار نمی گیرد و بنابراین هیچ گاه در مقابل دید عموم علاقه مندان کتاب قرار نمی گیرد. برگزاری نمایشگاه، فرصت مغتنمی برای این ناشران است تا کلیه کتاب های خود را در مقابل دید مراجعه کنندگان علاقه مند قرار دهند. کتابخوان حرفه ای با اطلاعاتی که ازطریق بروشور ناشران جمع آوری می کند، در زمانی بسیار فشرده و حساب شده می تواند همه این کتاب ها را در غرفه های مخصوص آن ناشران ببیند و اگر موردپسندش بود، خریداری کند.
۲۳) نباید وقتی به نمایشگاه کتاب می رویم، به خودمان غره شویم و فکر کنیم چون کتابخوانیم و به نمایشگاه کتاب می رویم، پس تافته جدابافته ایم و آدم های خیلی خاص و مهمی هستیم و این اندیشه باعث شود که در رفتارمان با اطرافیان، ناخودآگاه دچار غرور بیجا و کاذب شویم. باید بدانیم که کتابخوان های واقعی، افتاده ترین آدم های هر جامعه ای اند و هیچ گاه متزلزل و آن قدر دچار حقارت نیستند که خود را به وسیله این موقعیت ها، غیر از آن چیزی که هستند، جلوه دهند.