باز کن پنجره را...

نگاهی به چند نمایشگاه در گالری های تهران . . .

● پویا آریان پور،نگارستان آن، آبان ۸۸
این روزها شاهد تولد گالری جدیدی در شهر هستیم. «نگارستان آن» با سالنی بزرگ و شکل و شمایلی که حکایت از جدیت این حرفه نزد گردانندگانش دارد؛ اگرچه تنها اختصاص مکانی که از پیش به این منظور بازسازی شده چنین نتیجه یی را حاصل نداده است. در دوره یی که فرصت هر هنرمند برای ارائه ماحصل تلاش چندساله اش به پنج تا هفت روز- یا اندکی بیشتر- محدود می شود دیدن ورود یک گالری تازه به جمع مجموعه های هنری شهر که برای نمایش آثار هر هنرمند فرصتی یک ماهه به او و مخاطبان آثارش می دهد بی شک بسیار مغتنم و ستودنی است. «نگارستان آن» در دومین نمایشگاه خود - از بدو تاسیس- مجموعه نقاشی های پویا آریان پور را با عنوان «برش» به نمایش درآورده است. نقاشی ها که با تکنیک اکریلیک بر بوم و در ابعاد بزرگ- حدود ۱۷۰+ ۲۵۰- کار شده اند، همگی عنوان «موجودات برنده» بر خود دارند. پویا آریان پور را به استناد آثاری که از دوره نقاشی های سرخ او تا به امروز دیده ایم، نقاشی کم حرف و گزیده گو می شناسیم؛ با استفاده از رنگ های تخت گرافیک مآب و عناصر هندسی که مفهوم شان به سادگی در دسترس مخاطب قرار نمی گیرد. اما آریان پور در دوره تازه کار خود از فضای پیشین اندکی فاصله گرفته است.
رنگ ها تماماً تیره اند و زمینه تابلوها با رنگ تختی- که اجازه عمق نمایی را از آن بگیرد- پوشیده نشده، بلکه برعکس آریان پور با استفاده از لایه های متعدد رنگی در نقاشی های این مجموعه به عمق زیادی دست یافته است. عنصری سفیدرنگ در تمامی نقاشی ها تکرار می شود؛ عنصری که احتمالاً همان موجود برنده یی است که در هر تابلو تغییر شکل می یابد و بنا بر مقدمه کاتالوگ نمایشگاه، از جسم برنده به جاندار برنده تبدیل می شود. ریتم و موسیقی، شاید بارزترین ویژگی آثار این دوره باشد که اغلب در عنصر سفیدرنگ- که سوژه اصلی نقاشی هاست- نمود پیدا می کند و گاهی هم به صورت ردپایی از عنصر اصلی در پس زمینه که انعکاس پی درپی طنین آن در بی نهایت شنیده- و دیده - می شود. آریان پور خود درباره این آثار می گوید؛ «حضور مداوم انسان در این نقاشی ها حاکی از دغدغه های ذهنی من است؛ انسانی که تغییر فرم می دهد، تحلیل می رود و به پاره یی دیگر از اجسام هستی مبدل می شود. همین انسان در دورانی به موجودی دگردیس شده مانند نقشی برآمده از هندسه می ماند و در دورانی مانند اجسامی منجمد و اکنون چون موجود تیز و برنده نقش ایفا می کند.»
نقاشی های کوچک تر آریان پور روی کاغذ با همین عنوان در کنار نقاشی های علیرضا جدی در گالری اعتماد نیز به نمایش درآمده است.


● سرو کاشمر، ایرج اسکندری، گالری هما، یکم تا دوازدهم آبان
ایرج اسکندری که در زمره نقاشان انقلابی قرار می گیرد که سال ها آثار خود را در نمایش، تقدیس و تکریم ایثار، شهادت، جنگاوری و پایداری خلق می کرد، در سال های اخیر به مضامین اساطیری روی آورده است؛ مضامینی که شاید در وهله اول، تغییر رویکرد نقاش به حساب آید اما در نهایت همان مفاهیم کلیدی در پس آثار دیده می شود که حالا با تغییر چهره، از نقاشی های انقلابی تاریخ مصرف دار به آثار ماندگارتری تبدیل شده اند. اسکندری در مجموعه اخیر خود که تا دوازدهم آبان در گالری هما به نمایش درآورده بود، از داستانی در تاریخ بیهقی بهره برده است. «سرو کاشمر»، درختی که به دستور زرتشت کاشته شده بود، بیش از هزار سال بعد به دستور خلیفه یی قطع می شود تا شاخ و برگ انبوه آن در بنایی تازه به کار رود. با قطع درخت ناله و زاری پرندگانی که بر شاخه هایش می نشستند و فغان جانورانی که در سایه اش آرام می گرفتند به آسمان بلند می شود. اسکندری داستان سرو کاشمر را در نقاشی های خود با تکنیک خاص خود به نمایش درآورده است؛ زیرسازی با استفاده از لایه های ضخیم قیر، مل، چسب و رنگ و برداشتن رنگ با کاردک.
تمامی نقاشی ها با تقسیم بندی یکسانی ارائه شده اند؛ بخش اعظم تابلوها به تصویر درخت با شاخ و برگش اختصاص یافته و نوار باریکی در پایین تابلوها فضایی است برای خاک. اسکندری که علاقه خود را به بافت در آثارش نشان داده است و در این کار مهارت زیادی هم دارد، با استفاده از میخ های زنگزده، خاک را تصویر کرده است. در بخشی از کاتالوگ این نمایشگاه آمده است؛ «... سروهایی که بر بالای آنها رنگ قرمز خودنمایی می کند و همچنین میخ های زنگ زده یی که در قسمت پایین همه آثار مانند بافت زمین آمده است، می توانند برآمده از این داستان باشند. اما از نگاه دیگر گیاهان اسکندری رویشی از خون هستند که با تمام آرامش و دلپذیری شان نمی توان تنها به عنوان یک گیاه ساده به آنها نگریست. گیاهان و درختانی که هر چقدر هم تلاش کنیم چندان وجه مادی و زمینی نمی یابند.»


● کورش قاضی مراد،گالری آران، هشتم آبان
برگزاری یک نمایشگاه خوشنویسی در گالری که عمدتاً آثاری با رویکرد معاصر را به نمایش درمی آورد، شاید در ابتدا کمی عجیب به نظر آید. با این همه دیدن آثار کورش قاضی مراد (متولد ۱۳۴۸) این پیشداوری را یکسر درهم می ریزد. باز هم با واژه های بسیار مستعملی همچون سنت و مدرنیته روبه روییم، اما این بار قاضی مراد تازگی به این مفاهیم می دهد که دیدن همنشینی این دو واژه را برای مخاطب بسیار شیرین می سازد. خوشنویسی، هنری سنتی است، هرچند هنرمندان معدودی - از جمله محمد احصایی- در دهه های اخیر توانسته اند آن را از چارچوب های اجباری - البته با حفظ اصالت- رها سازند اما تعلق آن به دوره یی سپری شده، در کنار تکرار شیوه گذشتگان توسط نسل های بعدی، همچنان از شوق مخاطبان برای دیدن آن کاسته است.
مجموعه آثار کورش قاضی مراد- که آن را به آزادگان در بند تقدیم کرده است- با تکنیک های ترکیب مواد بر بوم، مرکب بر بوم یا مرکب بر کاغذ است و مضامین آنها برگرفته از اشعار شاعران معاصر و غالباً در تجلیل «ایران» است. در آثار این مجموعه به هیچ روی با خوشنویسی رایج فارسی روبه رو نمی شویم، بلکه قاضی مراد شیوه یی از نگارش حروف را ارائه می دهد که در آن تاکید زیادی بر فرم کلی مجموعه کلمات نوشته شده در هر تابلو مدنظر بوده است تا تمرکز بر فرم تک تک حروف؛ ضمن آنکه سادگی و در عین حال زیبایی نهفته در خط فارسی حفظ شده است. به عبارت دیگر قاضی مراد در این مجموعه در قامت خوشنویسی که راه تازه یی برای نگارش برگرفته است ظاهر نمی شود، بلکه هنرمندی است که آزاد و رها از قیود جاری در خوشنویسی از خط برای خلق مجموعه یی کلی از فرم های بدیع بهره برده است. او گاه در بعضی از تابلوها جمله یی یا قطعه شعری را می نگارد بی آنکه خوانایی آن مد نظر باشد و حتی بی آنکه در نگارش حروف مشابه، ریتم به عنوان یک ویژگی حفظ شود. مانند اثری با عنوان «باز کن پنجره را که نسیم عطر میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد» که در رویکردی مدرن، ساختار سنتی خط فارسی را در هم می ریزد. از طرفی رد پای فضای ذن گونه، خلوت و گزیده گوی هنر شرق دور را در آثار این مجموعه می توان دنبال کرد. تابلوهایی که در آن حروف یک نوشته به صورتی ناخوانا و عمودی روی پس زمینه نواری شکل قرار گرفته اند، نوشته های ژاپنی را تداعی می کنند که در عین حال، سادگی و فضای خلوت هنر آن خطه را نیز در خود به همراه دارد.
در بخش دیگری از نمایشگاه، قاضی مراد نوشته هایی را در قطع های کوچک تر با مرکب روی کاغذ نقش کرده است. در این سری از آثار او- که دیگر اصلاً برای خوانده شدن نگاشته نشده اند بلکه حقیقتاً نقاشی شده اند- مجموعه نوشته ها گاه به خوشنویسی یک تک حرف چینی یا ژاپنی با حفظ تمام لطایف و ظرایف خوشنویسی فارسی شبیه می شوند. قاضی مراد در تابلوهای بزرگ تر که ترکیب مواد بر بوم است بیشتر به نقاشی نزدیک می شود و بسترسازی تابلوهایش به شیوه نقاشان می ماند. کورش قاضی مراد فارغ التحصیل ممتاز انجمن خوشنویسان در کنار برگزاری نمایشگاه های متعدد انفرادی و گروهی در ایران و همچنین امریکا، بلژیک و فرانسه در مطبوعات نیز فعال بوده و مدیریت هنری تعدادی از روزنامه های سراسری مثل نشاط، عصر آزادگان، حیات نو و... را در کارنامه حرفه یی خود دارد.


● نیکی کریمی، گالری گلستان، هشتم تا چهاردهم آبان
انگار ورود هنرمندان شاخه های غیرتجسمی به حوزه هنرهای تجسمی این روزها دیگر با سر و صدا و حرف و حدیث های پیشین همراه نیست. بعد از برگزاری چند نمایشگاه عکس و نقاشی از سوی سینماگران صاحب نام حالا دیگر گرد و خاک ها خوابیده است. شاید برگزاری نمایشگاه عکس های نیکی کریمی در این فضای آرام- نسبت به سال گذشته و حاشیه های شرکت سینماگران در اکسپوی عکس و قیمت بالای آثارشان و...- به نفع او تمام شده باشد، چراکه اگر همین نمایشگاه سال گذشته برگزار شده بود، با انتقادهای بسیار تندی مواجه می شد. عکس های ارائه شده در این مجموعه، بنا به گفته خود عکاس غبازیگرف طی سفرهای متعدد در طول ۱۵ سال گذشته برداشته شده است.
مجموعه، حاوی عکس هایی از طبیعت؛ اغلب کوه و دشت و آسمان و تک درخت است. عکس ها به شدت معمولی اند؛ سیاه و سفید، بدون کنتراست و بدون اینکه بتوان نگاه منحصر به فردی را در آنها تعقیب کرد. کریمی که در مصاحبه مطبوعاتی خود بر شناخت بازیگران نسبت به کادربندی تاکید کرده بود، در عکس های این مجموعه هیچ کادر تازه یی- که قبلاً در عکس های طبیعت چاپ شده به صورت کارت پستال با تیراژ بالا دیده نشده باشد- ارائه نمی دهد. برخی از تصاویر گاهی برای بیننده این تصور را تداعی می کند که عکاس به شیوه عکاسان snapshot بدون کمترین توجهی فقط شاتر زده است و صرفاً منظره یی- از دید خود جذاب- را ثبت کرده است. به هر شکل شهرت، یک بار دیگر راه را برای نمایش ماحصل اوقات تفرج و تفنن، هموار کرده است که البته در نفس خود اشکالی هم ندارد.


● آرین لواسانی، گالری سیحون، هشتم تا سیزدهم آبان
آرین لواسانی در مجموعه نقاشی هایی که در گالری سیحون به نمایش درآورده است، تمایل خود را به بازنمایی جهانی نو آکنده از صنعت و تکنولوژی نشان داده است. نقاشی های لواسانی در وهله اول بیننده را به یاد آثار فرنان لژه، من ری و مالوویچ می اندازد. پیداست که نقاش می خواهد ذهنیاتش را با بهره گیری از نوعی کوبیسم به مخاطب ارائه دهد؛راهی که بر اساس وقایع ثبت شده در تاریخ هنر به انتزاع می انجامد. اگرچه لواسانی در نقاشی های ارائه شده در این مجموعه تنها به ساده کردن فضاها، فرم ها و حجم هایش بسنده کرده است و در این زمینه نیز موفق عمل کرده است. لواسانی در ساده سازی تصاویرش به گونه یی پیش رفته است که گاه به تصویرسازی های خاص کودکان نزدیک می شود.