این عوامل سبب سرازیر شدن شركت های نفتی آمریكا و سایركشورهای غربی به منطقه شده اند. درحال حاضر حدود۸۰ شركت سرمایه گذاری مشترك در امور مربوط به نفت وگاز درمنطقه فعال و بیش از۳۰ شركت آمریكایی در میان آنها هستند. طرح های انرژی مهم تری نیز وجود دارند كه به صورت سرمایه گذاری مشترك با شركت های دولتی یا نیمه دولتی نفت وگاز اداره می شوند.

الف) پروژه های بهره برداری از منابع نفت: سرمایه گذاری مشترك قزاقستان شوروی معروف به تنگیز شوراویل، كنسرسیوم پروژه نفت ساحل آذربایجان، حوزه قره باغ آذربایجان درخزر، حوزه نفت و گاز كرد اخاقانك قزاقستان و مجموعه ای از پروژه ها درمنطقه ساحلی قزاقستان.

تمام این طرح های مهم با كارشكنی و اشكال تراشی های روسیه روبه رو شده اند. روسیه كه در بیشتر این پروژه ها سهم ناچیزی دارد، می كوشد تا با استفاده از اهرم های فشار، سهم خود را بیشتر و یا سود بیشتری دریافت كند. برای مثال، سرمایه گذاری شركت آمریكایی شورون درطرح تنگیز شوراویل، بزرگ ترین سرمایه گذاری یك شركت آمریكایی در شورون سابق است و بزرگ ترین پروژه محسوب می شود. كار این پروژه از سال۱۹۹۰ آغاز شد و تا سال۱۹۹۳ به مرحله تصویب رسید، ولی درسال۱۹۹۵ به علت كارشكنی های روسیه با موانع مهمی روبه رو شد و به همین دلیل در این سال شركت شورون نرخ سرمایه گذاری خود را به دلیل مشكلات صدور نفت كاهش داد. روسیه با در دست داشتن كنترل تنها خط لوله صدور نفت قزاقستان، به بهانه های گوناگون مانع صدور نفت می شد و یا میزان آن را به پایین تر از حد موافقت شده كاهش می داد. هدف اصلی روسیه، فشار آوردن بر شركت شورون بود تا شركت CPCروسی را نیز در سرمایه گذاری این پروژه سهیم كند، آن هم با شرایط مالی ای كه شركت آمریكایی حاضر به پذیرش آن نبود. شركت های دیگر آمریكایی مانند موبیل نیز كه در قزاقستان فعال شده اند، همگی از سوی روسیه برای مشاركت تحت فشار قرار گرفته اند و همین موضوع آنها را به تلاش برای یافتن راه های دیگری برای صدور نفت، غیر از استفاده از خط لوله روسیه، واداشته است.دركنسرسیوم آذربایجان نیز شركت های آمریكایی سهم بزرگی(۸/۴۲ درصد)دارند، ولی این كنسرسیوم نیز ازسوی روسیه تحت فشار گذاشته شد تا آنجا كه شركت نفت دولتی آذربایجان(سوكار) مجبور شد بخشی از سهام خود را به روسیه واگذار كند. از آنجا كه این كنسرسیوم به استخراج نفت درخود دریای خزر می پرداخت، روسیه با طرح مسئله حل نشده وضعیت حقوقی دریای خزر، این قرارداد را بی اعتبار اعلام كرد و شركت های انگلیسی را ازشركت در این معامله(با ارسال یادداشتی) بر حذر داشت. شركت های عضو كنسرسیوم در همین حال نگران فشاری بودند كه روسیه می توانست ازطریق سلطه خود بر رود ولگا بر آنها وارد كند، زیرا كه این رود تنها راه وارد کردن تجهیزات لازم برای كار درپروژه خزر است. دراین پروژه نیز مسئله صدور نفت و خط لوله صدور آن از مشكلات اساسی به شمار می آید. مسئله مهم دیگر در این پروژه، تمایل ایران به شركت در این كنسرسیوم نفتی بود كه درسال۱۹۹۵ با وتوی شركت های آمریكایی روبه رو شد.درسه پروژه دیگر نیز شركت های آمریكایی فعال هستند، ولی این پروژه ها نیز مانند دو پروژه عمده یادشده با مشكل اصلی دخالت های روسیه و فشار برای شركت در این پروژه ها ازیك سو و مشكل صدور نفت وگاز از دیگر سو، روبه رو هستند كه این دو مشكل كار بهره برداری منابع را با تأخیر روبه رو کرده و سود پیش بینی شده را برای شركت ها كاهش داده است.

ب) مسئله خط لوله صدور نفت وگاز از منطقه: تمام كشورهای تازه استقلال منطقه خزر از دسترسی به دریای آزاد محروم هستند و این صدور نفت وگاز استخراج شده را دشوار می کند. این موضوع ازیك سو سبب شده تعداد كشورهای ذی نفع در بهره برداری از منابع خزر افزایش یابد و از محدوده خزر فراتر رود و از سوی دیگر، تعداد كشورهای رقیب را افزایش داده و به منطقه حساسیت بیشتری بخشیده است.آمریكا درتلاش است تا در مسئله صدور نفت از خزر، سیاست های خود را درمنطقه اعمال كند و با فشارهای سیاسی و اقتصادی کوشیده است خطوط لوله از كشورهایی كه با آمریكا ارتباط نزدیك دارند، عبور كند تا این كشور همواره بر صدور نفت كنترل داشته باشد و كشورهای رقیب آن نتوانند از سلطه خود براین خطوط به عنوان اهرم فشار برآمریكا و كشورهای متحد آن استفاده كنند. همین موضوع سبب شده است كه آمریكا با عبور خطوط لوله از روسیه و ایران، كه از كنترل آمریكا خارج هستند، مخالفت كند.

مسیرهای ممكن برای ساخت خطوط لوله صدور نفت وگاز

۱. خط لوله روسیه یا خط لوله شمال: تنها خط لوله موجود کنونی، خطوط لوله ای است كه نفت خزر را از ساحل شرقی و غربی آن با عبور از آذربایجان و گرجستان به روسیه وبندر نووروسیسك درشمال شرقی دریای سیاه می رساند. ولی این خط لوله قدیمی نمی تواند پاسخ گوی نیازهای آتی باشد و در همین حال درزمستان استفاده از بندر نووروسیسك همواره با مشكل روبه رو بوده است؛ از این رو باید خط لوله جدیدی دركنار خط لوله سابق كشیده شود كه همان مسیر را طی کند و به دریای سیاه و از آنجا از طریق تركیه به دریای مدیترانه و یا ازطریق بلغارستان به یونان و دریای مدیترانه منتقل شود.مخالفت آمریكا با ساخت این خط لوله، به علاوه مشكلات ناشی از بدی آب و هوای روسیه و عقب افتادگی تجهیزات بندری دربلغارستان یا رومانی و جنگ درچچن، مهم ترین موانع دربرابر تصویب ساخت این خط لوله به شمار می روند. به ویژه آن كه این خط لوله درپایان به دریای سیاه منتهی می شود و برای رسیدن به اروپا باید از تنگه های بسفر و داردانل عبور كند كه درحال حاضر با ترافیك دریایی بیش از حد روبه رو هستند و قادر به پذیرش میزان بالاتری از حمل ونقل نیستند. خطر آلودگی دریا درصورت بروز تصادف ها و حوادث نیز، استفاده از این خط را با موانعی رو به رو کرده است.

۲. خط لوله تركیه(خط شرقی غربی): مسیرپیش بینی شده برای این خط از آذربایجان و گرجستان به بندر جیحان در دریای سیاه است كه نفت قزاقستان و تركمنستان نیز با استفاده از لوله هایی در دریای خزر می توانند به این لوله متصل شوند. این مسیر لوله گرچه از نظرسیاسی از حمایت شدید آمریكا بهره مند شده است، ولی به لحاظ فنی و حمل ونقل با همان مشكلات خط روسیه در انتها روبه روست، زیرا نفت وگاز باید از تنگه های باریك و پررفت وآمد بسفر و داردانل عبور كنند كه از نظر اكولوژیك و ترافیك دریایی با مشكل روبه رو هستند. این تنگه ها به سامانه دریانوردی مدرن نیاز دارند و در همین حال از نظر ملی بسیاری از صاحب نظران، این طرح را مقرون به صرفه نمی دانند، زیرا این خط لوله باید از كوه های بسیاری عبور كند و همین موضوع هزینه ساخت آن را سنگین تر می كند. این مشكل سبب تعلل درانتخاب این خط شده است، زیرا ساخت آن به سرمایه گذاری آمریكا و یا سایر كشورهای غربی نیاز داردكه درحال حاضر آنها حاضر به چنین سرمایه گذاری كلانی در این منطقه نیستند. مشكل ناامنی ناشی از اقدام های كردهای تركیه و ناامنی و بی ثباتی منطقه ناگورنا قره باغ(درصورت عبور خط لوله از ارمنستان به جای گرجستان) نیز از ضعف های دیگر این پروژه است.

۳. خط لوله ایران یا خط لوله جنوب: این خط در دو رشته ازكشورهای غربی و شرقی خزر به سوی جنوب سرازیر شده است و پس از ورود به شمال ایران به صورت لوله واحدی به خلیج فارس منتهی می شود. در شکل دوم، نفت شرق و غرب خزر وارد ایران می شود و پس از طی مسیركوتاهی در ایران وارد تركیه می شود و به بندر جیحان منتهی می شود. این خط گرچه از نظر اقتصادی مقرون به صرفه ترین خط لوله شناخته شده، مخالفت آمریكا و تحریم اقتصادی ایران، مانع از پیشرفت آن شده است. علاوه بر آن، عده ای از صاحب نظران به فشارترافیكی خلیج فارس و بی ثباتی آن نیز اشاره می كنند و معتقدند با چنین خط لوله ای، نفت خزر نیز به سرنوشت نفت خلیج فارس دچار می شود و هدف اصلی كه رهایی از وابستگی غرب به منطقه خلیج فارس و خطرهای ناشی از بی ثباتی آن است، به دست نمی آید.

۴. خط لوله پاكستان یا خط لوله شرقی: این خط از تركمنستان وارد افغانستان، سپس پاكستان می شود و ازآنجا به دریای عمان می رسد. این خط لوله به علت جنگ افغانستان با استقبال روبه رو نشده است، ولی خط لوله شرقی دیگری نیز پیشنهاد شده است كه تا دریای زرد درچین ادامه می یابد. شاید به این طرح درآینده توجه شود، ولی درحال حاضر، مسیر بیش از حد طولانی آن مشكلات فنی، مالی و سیاسی فراوانی به همراه دارد كه هم اکنون آن را از بحث خارج کرده است.

به واقع ذخایر این منطقه برای آمریكا افزون بر منافع اقتصادی، منافع راهبردی دارد. زمام داران آمریكا با فراست و زیركی به اهمیت این منابع پی برده اند و در دست یابی به هدف های خود از هیچ تلاشی فروگذار نكرده اند. حمایت از شركت های نفتی خصوصی، حمایت از دولت های منطقه بویژه جمهوری آذربایجان، گماردن نماینده و مشاوری ویژه برای رئیس جمهوری و وزیر خارجه در امور دریای خزر، حمایت از دانشگاه های معتبر به منظور انجام بررسی های دقیق و گسترده برای شناسایی منافع امریكا و ارایه راهكارهایی برای دست یابی به آن، از جمله اقدام هایی است كه آمریكا ازآن غافل نبوده است.


شما در حال مطالعه صفحه 2 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.