نفت رفت

بد دردی است این طلای سیاه یعنی از اول بد دردی بوده از همان یک قرن پیش که چاه شماره ۱ مسجد سلیمان حفر شد و یک مایع سیاه بد بو از آن بیرون زد که هیچ فایده ای نداشت جز اینکه سردرد به جان کارگرها بیندازد

بد دردی است این طلای سیاه! یعنی از اول بد دردی بوده. از همان یک قرن پیش که چاه شماره ۱ مسجد سلیمان حفر شد و یک مایع سیاه بد بو از آن بیرون زد که هیچ فایده ای نداشت جز اینکه سردرد به جان کارگرها بیندازد، تا امروز که با هر اتفاقی که در چهار گوشه این جهان خاکی بیفتد، مدام قیمتش بالا و پایین می شود و همه حساب و کتاب ها را به هم می ریزد.

البته نمی خواهیم در این مقاله چیزی از ارزش های این سیاه پول آفرین کم کنیم اما باید قبول کرد که سال هاست نمی توان به نفت به عنوان منبع تامین ارزی، منبع اصلی بودجه، منبع تنظیم بازار، منبع تعیین مالیات گمرکی، منبع تامین توازن ژئوپلیتیک و هزاران منبع دیگر که اقتصاد ما را تا خرخره به خودش وابسته کرده نگاه کرد اما جدای از این مسائل چه اتفاقی افتاده که قیمت نفت اینطور افسارگسیخته در حال کاهش است؟ از کی این اتفاق شروع شده؟ کی قرار است ختم شود؟

تقریبا از سه ماه قبل از روزی که شما این متن را می خوانید، نفت حال و روز خوبی ندارد. نفتی که در ماه ژوئن حول و حوش ۱۲۰ دلار معامله می شد، حالا به ۶۰ دلار کاهش پیدا کرده. اما چه عواملی باعث این اتفاق شده؟ برای پاسخ به این سوال باید ده ها عامل مختلف را در نظر گرفت و دید که هر کدام روی هر دیگری چه تاثیری می گذارند و بعد هر کدام چه تاثیری روی قیمت نفت می گذارند.

قیمت گذاری، پیش بینی قیمت نفت و شناخت عوامل تغییر دهنده آن از شاخه های پیشرفته علم اقتصاد است و یاد گرفتن آن به سال ها زمان احتیاج دارد اما علی رغم این مشکلات، ما در این دو صفحه سختی ها را بر شما هموار کرده و خیلی مختصر و مفید شما را با این دلایل آشنا می کنیم. برای شروع باید هزاران کیلومتر از چاه های نفت خلیج فارس دورتر شویم. مقصد ما گورستان ادینبورگ انگلستان است؛ جایی که آدام اسمیت خاک شده است.

اقتصاد آدام اسمیتی

آدام اسمیت یک اقتصاددان انگلیسی بود که حدود ۲۵۰ سال قبل نظریه ای ارائه داد که دنیای اقتصاد را متحول کرد. براساس نظریه آدام اسمیت در یک بازار براساس میزان عرضه، تقاضا به طور خودکار و بدون دخالت نهادهای قدرت نوعی تعادل طبیعی شکل می گیرد و این تعادل ضامن بقای یک اقتصاد سالم است.

یعنی چی؟ یعنی مثلا شما با ۱۰ هزار تومان در جیب و بسیار گرسنه در یک شب سرد زمستانی از خانه تان می زنید بیرون. سر خیابان که می رسید یک دکه روزنامه فروشی و یک آبمیوه فروشی کنار هم قرار دارد. تک تک روزنامه ها و مجلاتی که در دکه هستند و تمام آبمیوه ها، بازار عرضه هستند و گرسنگی روح و جسم شما بازار تقاضا را تشکیل می دهد.

شما که بسیار فرهیخته هستید، ابتدا تصمیم می گیرید تمام پول تان را صرف خرید مجله وزین همشهری جوان بکنید تا برای مرورهای بعدی حسابی آرشیوتان پر باشد. همین که می آیید پول مجلات را پرداخت کنید، گرسنگی بر شما غالب می شود و عنقریب می رود که قالب تهی کنید. پس مجله وزن همشهری جوان را نار می گذارید و به سمت آبمیوه فروشی می روید و تصمیم می گیرید با خوردن یک ویتامینه به قیمت ۱۰ هزار تومان از اساس گرسنگی را ریشه کن کنید. در گیرودار سفارش آبمیوه هستید که مجددا ذات آگاه شما بیدار می شود و شما را وادار می کند به سمت دکه حرکت کند.

این بار به کیوسک که می رسید در کنار مجله وزین همشهری جوان، چشم تان به یک مجله زرد می افتد که خبر از ممنوع التصویر شدن بازیگر محبوب تان به علت شرکت در ... داده است. طبیعی است که جنبه خاله زنک شما را به خریدن آن مجله زرد تشوق می کند. بالاخره بعد چند دقیقه که حسابی گیج شده اید، پولتان را به نحوی بین مجله وزین همشهری جوان، مجله زرد و آبمیوه ها تقسیم می کنید.

حالا فرض کنید کنار شما صد نفر دیگر هم باشند که بخواهند همین محصولات را بخرند. بدیهی است که چه بلبشویی به پا می شود اما از دل همین بلبشو نظم جدید پدید می آید؛ یعنی هم مدیران مجله وزن همشهری جوان، هم مسئولان آن مجله زرد و هم آبمیوه فروشان دست شان می آید که باید محصول شان را با چه قیمتی، به چه تعدادی، چه زمانی و ... عرضه کنند تا بیشترین سود را به دست آورند. اینجاست که می گویند بازار به تعادل رسیده است اما وای به روزی که بازیگر چهارمی وارد بازی شود.

یک دنیا بازیگر، یک دنیا علت

در مثال بالا سر خیابان را تبدیل کنید به کره زمین و ۱۰۰ نفر را هم تبدیل کنید به ۷ میلیارد. آن وقت است که پیچیدگی بازار نفت دست تان می آید. ده ها تولید کننده، ۲۰۰ کشور و صدها هزار عامل ریز و درشت که هر کدام تاثیر خود را روی قیمت نفت می گذارند. هر فراز و نشیبی در قیمت نفت بر اثر عوامل متعددی به وجود می آید که بعضی قابل پیش بینی هستند و بعضی خیر.

در مورد کاهش قیمتی هم که در چند ماه اخیر در بازار نفت اتفاق افتاده، نظرات متفاوتی بین تحلیلگران بین المللی وجود دارد اما با جمع بندی آنها می توان به چند علت اصلی رسید.

دلایلی که البته بخشی از واقعیت ها را پوشش می دهند؛ وگرنه واضح است در هیچ کجا مثل سیاست، دست های پشت پرده تکلیف تعیین نمی کنند.

اندک، اندک جمع یاران می رسد

الان چند وقت است که جهان درگیر تحولات ناشی از جنبش بیداری اسلامی است؟ یک ماه، یک سال؟ یا بیشتر؟ اصلا یادتان می آید این ماجراها از کی شروع شد؟ جنبش های اجتماعی چند سال پیش در کشورهایی راه افتاد که بیشترشان کشورهای نفت خیز بودند.

یکی از اولین نتایج این وضعیت، متلاطم شدن وضعیت کشورها و از بین رفتن ثبات در آنها بود. بدیهی است که وقتی ثبات در کشوری از بین می رود، چه تاثیری روی صادرات بخصوص صادرات نفتی می گذارد اما اکنون با گذشت چند سال اوضاع کمی آرام تر شده است.

این آرامش نسبی باعث شده تا چند کشور مثل لیبی که سهم خود را در بازارهای جهانی از دست داده بودند، آرام آرام به بازار برگردند. در نتیجه هر روز دارد به تعداد کشورهای صادرکننده نفت اضافه می شود. این یعنی افزایش عرضه و افزایش عرضه هم مساوی است با افت قیمت.

آقا این شیل، میل قضیه اش چیه؟

علم! چیزی که خیلی از سیاستمداران به آن فکر نمی کنند. تکنولوژی استخراج در جهان پیشرفت عجیبی کرده و یکی از آخرین دستاوردهای این پیشرفت، ابداع روشی به نام حفاری افقی است. ظهور این روش باعث شد که بهره برداری از سنگ - نفت ها (نوعی سنگ رسی که با ایجاد فرآیندهایی از آن می توان میزان قابل ملاحظه ای نفت به دست آورد) یا به اصطلاح همان شیل ها که تا پیش از این هم به سرعت در حال افزایش بود، رشد سرسام آوری پیدا بکند.

حاتلا دیگر خیلی از کشورها که در رأس شان آمریکاست، قصد دارند حجم اعظم ذخایر خودشان را با استفاده از شیل ها تامین کنند. آن وقت اگر قیمت ۷۰ دلاری نفت به دست آمده از شیل ها را در کنار قیمت ۱۲۰ دلاری نفت رایج بازارهای جهان در چند ماه گذشته بگذارید، فهمیدن علت کاهش قیمت نفت چندان هم سخت نخواهد بود.

کلا همه مان داغونیم!

دنیا وارد دوره رکود شده. این نتیجه ای است که از بررسی آمارهای مختلف و گزارش بانک جهانی به دست می آید. نکته جالبش این است که شرقی و غربی هم ندارد و چه کشوری مثل چین و چه کشورهای اروپایی، همه را در بر گرفته. اوضاع در جهان آنقدرها خوشبینانه که کارشناسان بانک جهانی پیش بینی می کردند پیش نرفته و نرخ رشد اقتصادی که برای چین و آمریکا پیش بینی شده بود محقق نشده است. نتیجه رکود هم یعنی تعطیل شدن کارگاه ها و کم کار شدن کارخانه ها و نیروگاه ها و نتیجه آن هم می شود کاهش تقاضا. کاهش تقاضا کنار افزایش عرضه؟ باید گفت نفت روزهای سختی پیش رو دارد.

پیر شدی داداش!

کشورهای پیشرفته بخصوص آنهایی که نفت ندارند، به شدت قصد دارند کشورشان را از وابستگی به این سوخت فسیلی نجات دهند. کشورهایی که در رأس شان چین، کره جنوبی، ژاپن و ... قرار دارند. گسترش انرژی هسته ای، استفاده از سوخت های تجدیدپذیر مثل سوخت های خورشید و سوخت های زمین گرمایی، استفاده از سوخت های زیستی و ... سیاست هایی است که سال هاست در این کشورها اجرا می شود.

نتیجه اش چه شده؟ نیاز به نفت در سطح جهان در حال کاهش یافتن است. این عامل شاید به تنهایی نتواند چندان موثر باشد اما فراموش نکنید نفت این روزها مثل افتاده ای است که هر کسی می رسد، نامردی نمی کند و لگدی به آن می زند.

عربستان چقدر در کاهش قیمت ها نقش دارد؟

شیرها را نمی بندیم

احتمالا این روزها عربستان جزو منفورترین کشورهای جهان نزد ایرانی هاست. عربستان و چند کشور دیگر جهان مانع کنترل قیمت نفت شده اند و هی دارند به این آتش بنزین اضافه می کنند.

اما مگر عربستان چه کار کرده که اینطور اعتراضات مقامات کشورمان را برانگیخته؟ عربستان در واقع کاری نمی کند و همین است که مشکل آفرین شده. عربستان در چند سال گذشته به علت مشکلاتی که برای بعضی کشورهای صادرکننده نفت به وجود آمد، صادرات نفت خود را افزایش داد تا تعادل در بازار جهانی حفظ شود اما براساس عقل سلیم اکنون که آن کشورها به بازار برگشته اند و کشورهایی مثل آمریکا هم به طور جدی وارد بازی صادرات نفت شده اند، کشورهای اوپک از جمله ایران و عربستان باید صادرات نفت خود را پایین بیاورند تا توازن بازار حفظ شود اما سازمان اوپک یک قانون عجیبی دارد و آن هم این است که برای کاهش یا افزایش میزان عرضه نفت، همه کشورها باید موافق باشند؛ یعنی چه؟ یعنی تمام کشورهای عضو حق وتو دارند؛ کاری که عربستان در اجلاس اخیر اوپک انجام داد و داد همه را درآورد این بود که با مانع کاهش عرضه نفت شد؛ در نتیجه بقیه کشورها هم مجبور شدند سقف صادرات خود را حفظ کنند. نتیجه؟ معلوم است دیگر!

این اقدام عربستان در بلندمدت که هیچ، در میان مدت هم به ضرر خودش تمام می شود اما ضربه هایی که اخیرا عربستان در صحنه سیاست از ایران خورده باعث شده تا با استفاده از این حربه، درصدد موازنه کردن قدرت در منطقه بربیایید. این وسط آمریکایی ها هم که از خدا خواسته حسابی پشت سعودی ها را گرفته اند.

یکی دیگر از دلایل تشویق آمریکایی ها هم شاخ به شاخ شدن شان با روسیه است؛ کشوری که ۴۵ درصد بودجه اش از نفت تامین می شودو کاهش قیمت آن حسابی برایش ضرر و زیان به همراه دارد.

کارشناسان می گویند نفت تا ۴۰ دلار هم جا برای کاهش دارد و این همان عاملی بود که باعث شد تا معاون راهبردی رییس جمهور، تلویحا از مردم تقاضا کند برای رویارویی با عواقب احتمالی، آمادگی لازم را داشته باشند اما این سکه، روی دیگری هم دارد.

ملک عبدالله با وجود شرایط نامساعدی که در داخل کشورش وجود دارد، دست به قمار خطرناکی زده و تمام تخم مرغ هایش را در یک سبد چیده است. خیلی ها می گویند او توله گرگی را بزرگ می کند که در روزهای نه چندان دور، صاحبش را از دیگران نخواهد شناخت.

مجله همشهری جوان - شهریار شکروی