یخش خصوصی و صداوسیما چرا تلویزیون ملی نمیتواند پول لازم برای هزینه هایش را خودش تامین کند

قبول کنیم که صداوسیما دیگر نمی تواند در حوزه رسانه فعال مایشا باشد و با نگاهی واقع گرا و بدون حب و بغض های سیاسی صداوسیما همانند سایر نهادها, رسانه ها و فرهنگی, هنری, آموزشی, سیاسی, اقتصادی, اجتماعی و ورزشی نیاز به یک بازتعریف دارد و این بازتعریف بدون تأسیس تلویزیون بخش خصوصی با رعایت مصالح نظام نمی تواند تفسیر شود

نمونه بارز این نیاز ضروری وضعیت سینما در ایران است که سال گذشته با وجود تبلیغات شبکه جم، یک فروش و مخاطب رؤیایی به نسبت سال های گذشته خود سینما داشت (سال ۹۲ فقط هفت میلیون نفر به سینما رفتند و در سال ۹۵ با تبلیغات گسترده شبکه جم این میزان مخاطب به ۲۵ میلیون نفر رسید). امسال با تمام حسن نیتی که تلویزیون برای پخش تیزرهای فیلم های سینمایی از خود نشان داده است که جای قدردانی دارد اما مشکل تلویزیون، نداشتن بیننده است و این «درد» دهه اخیر تلویزیون دارد به فعالیت های دیگر سرایت می کند و طبیعی است که صاحبان کالا حال چه اقتصادی، صنعتی، خدماتی و فرهنگی نیاز به توجه مخاطب به رسانه ای به نام تلویزیون دارند و حال که تلویزیون انحصاری ایران فاقد بیننده بالا است، طبیعی است که میزان فروش این کالاها دچار تغییرات خواهد شد.

سینمای ایران در سه ماه گذشته با کاهش مخاطب مواجه شده است و البته هنوز این کاهش معنادار به نسبت سال گذشته نیست اما اگر بخواهد سینمای ایران در ۹ ماه آینده بخشی از نگرانی های خود را رفع کند، بالطبع تلویزیون نمی تواند نقش مؤثر خود را در معرفی و تبلیغات فیلم ها بازی کند و با توجه به ترکیب فیلم های در نوبت اکران و در حال ساخت ممکن است تا پایان سال مواجه شویم با کاهش معنادار مخاطب و این ارزیابی اصلا ارزیابی خوبی برای توقف رونق چند سال گذشته در سال ۹۶ نخواهد بود!

سینمای ایران باید نسبت به تعریف و نقش متقابل تبلیغاتی خود با تلویزیون اقدام عاجل کند و سهم بیشتری از تبلیغات در فضای مجازی را از آن خود کند و متولیان عزیز هم به نظر می رسد چاره ای ندارند که نسبت به شکستن تابوی «تأسیس تلویزیون بخش خصوصی» اقدام کنند تا این کشتی به گل نشسته بتواند نسبت به رونق بخش های مختلف کشور سهم خود را به درستی تعریف کند. ایران می تواند با استناد به تجارب سایر کشورها از پتانسیل بخش خصوصی در فعالیت های مستقل صداوسیما استفاده کند و با تأسیس شبکه های خصوصی خود را به صورت جدی تر در سهم خواهی در زمین بازی رسانه ها بازتعریف کند.

باید منتظر بنشینیم تا ارزیابی روشن تری از وضعیت سینما در شش ماهه اول امسال داشته باشیم. در صورت عدم استراتژی روشن در پیداکردن راهکارهایی در حوزه تبلیغات و اطلاع رسانی سینما و تولیدات کیفی برای شش ماهه دوم، ممکن است کاهش مخاطبان سینما در پایان سال ۹۶ به نسبت سال ۹۵ به تعداد معناداری برسد و این خبر خوبی برای سرمایه هایی که در حال ورود به بخش زیرساخت (ساخت سالن سینما که در دو سال گذشته رونق گرفته است) و تولید فیلم در سینما هستند، نیست. سرمایه به دنبال زایش و افزایش خود است و معنای آن در سینما یعنی افزایش مخاطب و فروش و سیاست اصلی در همه ابعاد سینما باید احترام به «سرمایه» با سیاست های افزایش مخاطب و فروش

در سینما باشد... .

امیرحسین علم الهدی