علی رغم گسترش روزافزون دانشکده های کشاورزی در کشور، چراهنوزکشاورزی ایران از توسعه شایسته خودبازمانده است ؟ زمانی عقیده براین بودکه گسترش دانشکده های کشاورزی وتربیت نیروی تحصیلکرده منجربه توسعه کشاورزی خواهدشد. لذا دراین راستا قدمهای زیادی برای تربیت نیروی انسانی ماهر برداشته شد بطوریکه امروزه به جرات می توان گفت کشورمان در زمینه نیروی تحصیلکرده کشاورزی، البته به لحاظ کمی، نه تنها کمبودی ندارد بلکه مشکل بیکاری انبوه فارغ التحصیلان این بخش خود به معضل عمده دیگری تبدیل شده است. به راستی برای رسیدن به توسعه قابل قبول در بخش کشاورزی چه باید کرد؟ با بررسی روند رشد اقتصادی کشورهای توسعه یافته، مشخص می شود که کارآفرینان در رشد اقتصادی و اشتغال زایی نقش زیادی داشته اند. یکی از کارکردهای اصلی آموزش در سطوح مختلف بویژه آموزش عالی تربیت فارغ التحصیلان خلاق و کارآفرین می باشد. نگاهی اجمالی به کارایی فارغ التحصیلان رشته های کشاورزی و توانمندیهای عملی آنها برای ایجاد تحول در بخش کشاورزی کشور نشان دهنده این واقعیت ناخوشایند می باشد که آموزش عالی در رسیدن به این مهم از کارایی چندانی برخوردار نبوده است. سوالی که مطرح می شود این است که موانع تحقق کارآفرینی در آموزش عالی کشاورزی ما کدامند؟ آیا راهکارهایی برای رفع این موانع وجود دارند؟ مطالعه حاضر با هدف پاسخگویی به این سوالات انجام گردیده است. برای رسیدن به هدف فوق از روش مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه استفاده شده است. بررسی ادبیات موضوع نشان میدهد آموزش عالی برای تربیت فارغ التحصیلان کارآفرین نیازمند یک سری مشخصه هایی ازقبیل ایجاد محیط انتقادی، آموزش عملی، و.. می باشد. با بررسی نظام مند آموزش عالی کشاورزی کشورمان در ارتباط با این خصیصه ها ضعف و ناکارایی آن در بخشی از زمینه ها مشخص گردید. در بخش بعدی مطالعه، تجربیات موفق صورت گرفته در داخل کشور از جمله تجربه دانشگاه رازی کرمانشاه و دانشگاه فردوسی مشهد و همچنین تجارب کشورهای دیگر از جمله تجربه کشور استرالیا مورد بررسی قرار گرفت و براساس آن راهکارهایی برای تقویت کارآفرینی در آموزش عالی کشور ارائه می گردد.

Entrepreneurship in agriculture: Challenges and Solutions

Abstract

The number of agricultural colleges was increased in Iran, but our country couldn’t carry out appropriate development. The numbers of agricultural colleges were increasing during last decades, but now unemployment of agricultural graduate is one of the most problems in Iran. There is a question that how we can have appropriate agricultural development. Assessing the growth process of developed countries show that entrepreneurs had significant role in this process. Providing creative and entrepreneur graduate is one of the most functions of agricultural higher education. Unfortunately, agricultural higher education in Iran hasn’t successful in this area. What are the barriers of successful agricultural higher education and how we can solve them? The purpose of this study is answering this question. Literature review indicated that successful agricultural higher education needs some characteristics including critical environment, practical education and et al. the successful experiments such as experiment of Razi University in Kerman shah and haxbery model in Australian are considering and in the base of these experiments, some approaches for encouraging entrepreneurship in agricultural higher education are offered.

مقدمه

زمانی عقیده براین بود که گسترش دانشکده های کشاورزی وتربیت نیروی تحصیلکرده منجر به توسعه کشاورزی خواهد شد. در این راستا قدمهای زیادی برای تربیت نیروی انسانی ماهربرداشته شده است که نگاهی اجمالی به تعداد پذیرش دانشجو در رشته های کشاورزی کنکور سال جاری از یک سو و ظرفیت پذیرش دانشگاه آزاد در این رشته ها ااز سوی دیگر به روشنی بیانگر توجه جدی و کافی به این مقوله می باشد. بطوری که امروزه از نظر تعداد فارغ التحصیلان و دانشجویان رشته های کشاورزی به نظر می رسد کمبودی وجود نداشته باشد. پس اگر از نظر تعداد نیروی تحصیلکرده کشاورزی کمبودی نداریم، چراکشاورزی ما آنطور که باید، رشدنکرده است ؟ واقعیت امر این است که تربیت شدگان آموزش عالی ما در زمینه کشاورزی، فاقد قابلیت ها ومهارتهای عملی و کاربردی لازم هستند، تمایل بسیار شدید این فارغ التحصیلان به جذب در نهادهای دولتی و رضایت آنها به استخدام در این واحدها، حتی با حقوق و مزایای بسیار ناچیز، نشانه بارز و گویایی بر این واقعیت است. درمقابل، این افراد به کار تولیدی رغبت چندانی از خود نشان نمی دهند و اکثرا این گونه کارها را شغلی پرزحمت، کم درآمد و دور از شأن یک فارغ التحصیل دانشگاهی تلقی می کنند. درصورتی که انتظارمسوولین و جامعه از فارغ التحصیلان کشاورزی این است که علاوه بر اشتغال خود، برای افراد دیگرجامعه نیزکار ایجاد کنند و در توسعه کشاورزی نیز نقش اساسی ایفا نمایند.

با بررسی روند رشد اقتصادی کشورهای توسعه یافته، مشخص می شود که کارآفرینان در رشد اقتصادی و اشتغال زایی نقش زیادی داشته اند. یکی از کارکردهای اصلی آموزش در سطوح مختلف بویژه آموزش عالی تربیت فارغ التحصیلان خلاق و کارآفرین می باشد. نگاهی اجمالی به کارایی فارغ التحصیلان رشته های کشاورزی و توانمندیهای عملی آنها برای ایجاد تحول در بخش کشاورزی کشور نشان دهنده این واقعیت ناخوشایند می باشد که آموزش عالی در رسیدن به این مهم از کارایی چندانی برخوردار نبوده است. سوالی که مطرح می شود این است که موانع تحقق کارآفرینی در آموزش عالی کشاورزی ما کدامند؟ آیا راهکارهایی برای رفع این موانع وجود دارند؟ مقاله حاضر با هدف پاسخگویی به این سوالات انجام گردیده است. پیشاپیش یادآور می شود که مطالعه از نوع کتابخانه ای می باشد، لذا انتظار نمی رود از فرمت مقاله های میدانی تبعیت نماید هرچند که سعی می شود تا حد ممکن این فرمت را رعایت نماید.

هدف

هدف عمده نوشتار حاضر استدلال روی مفاهیم و اهمیت کارآفرینی در کشاورزی و تعیین موانع تحقق کارآفرینی در کشاورزی در کشور و همچنین ارائه راهکارهایی برای تقویت کارآفرینی با توجه به تجربیات موفق انجام گرفته در این زمینه می باشد

روش تحقیق

همانگونه که قبلاً نیز اشاره شد، این مطالعه از نوع تحلیلی بوده که به روش مطالعه کتابخانه ای صورت گرفته و در قالب مقاله حاضر ارائه گردیده است. آنچه که در دنباله مطالب خواهد آمد، بحث روی پیدا کردن پاسخ برای سوالات مطرح شده از طریق ادبیات موضوع و تجارب موجود است و در انتها ضمن جمع بندی و نتیجه گیری، پیشنهادهایی نیز عرضه خواهد شد.

اهمیت موضوع

کار آفرینی با کارکردها و پیامدهای مثبتی که دارد، به عنوان راه حلی اساسی برای رفع بسیاری از مشکلات و بحرانهای داخلی و باقی ماندن درعرصه رقابتهای جهانی، از سوی بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه مورد توجه قرار گرفته است.

کشورهای مختلف به سه دلیل برای موضوع کار آفرینی اهمیت قایل شده و به آن پرداخته اند که عبارتند از:

۱) ایجاد و توسعه تکنولوژی

۲) تولید ثروت در جامعه

۳) ایجاد اشتغال

در شرایط فعلی کشور و نیز روند تغییرات بین المللی و پدیده جهانی شدن اقتصاد و با توجه به سه دلیل مذکور، لازم است تا موضوع توسعه کار آفرینی به عنوان برنامه ای راهبردی تلقی و به آن پرداخته شود.

از طرفی، اشباع ظرفیت های استخدامی دولتی و ناتوانی بخش خصوصی در به کار گیری افرا د جویای کار موجب شده که در سالهای اخیر مشکل بیکاری در بین دانش آموختگان دانشگاهی به شدت خود نمایی کند که در صورت عدم توجه به این موضوع و پیش بینی نکردن راهکارهای اساسی و مناسب برای رفع این معضل که در حال حاضر مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی وسیاسی را به وجود آورده، جامعه ما را در آینده ای نه چندان دور با بحرانها و چالشهای خطرناک مواجه می نماید .

مساله دیگری که باید به آن اشاره کرد تغییر نیاز های کشور به سمت جذب نیروهای تحصیل کرده ومتخصص است. برای استفاده از فرصت های جدید در عرصه جهانی و پاسخگویی به نیاز های فعلی جامعه در ارتباط با نیروی انسانی متخصص، می بایست در راستای تغییر الگوهای آموزشی، پژوهشی و مهارتها و توانایی هایی که مورد استفاده قرار می گیرد، اقدام نمود.

کارآفرینی چیست؟

بنا به گفته هافر و بیگریو، علم خوب باید با تعاریف خوب آغاز شود. تعاریف بخصوص در کارآفرینی مهم هستند چراکه بسیاری از واژه ها در عمل رابطه نزدیکی با هم دارند مثل کارآفرین۱، کار متهورانه۲ و کسب و کارهای کوچک که اغلب بجای یکدیگر استفاده می شوند. هنری و دیگران به نقل از جولین و برویات(۲۰۰۰) استدلال می کنند که «تعریف صحیح یک وا ژه زیربنایی است در خدمت سؤالات تحقیق که در یک زمان معین برای یک جامعه علمی سودمند هست. تعجب آور نیست که تعاریف بسیاری از کارآفرین و کارآفرینی در ادبیات تحقیق وجود دارد.

کارآفرین اینگونه تعریف شده است:

مالک یا مدیر یک کسب وکار مهم که با ریسک و ابتکارعمل، در جهت کسب سود تلاش می کند( فرهنگ انگلیسی کالینز).

کارآفرینان کسانی هستندکه توانایی دیدن و ارزشیابی فرصتهای کسب وکار، جمع آوری منابع لازم برای گرفتن سود از آنها، و شروع فعالیت مناسب برای کسب موفقیت را دارا می باشند (Henry et al. ۲۰۰۳).

راجع به کارآفرینی، تعدادی از نویسندگان روی عمل و زمینه متمرکزشده اند. هنری و دیگران به نقل از لاو و مک میلان(۱۹۸۸) کارآفرینی را ایجاد کاری مهم و جدید تلقی می کنند که البته ممکن است در تعدادی از زمینه ها صورت بگیرد. برحسب یادآوری هنری و دیگران به نقل از پلاتو و بیگریو(۱۹۸۹) کارآفرینی را بعنوان یک جریان شدن توصیف می کند تا یک حالت بودن. دیگر نویسندگان نیز بر فرایند و جنبه های مختلف آن تمرکز می کنند:

فرایند خلق چیزهای مختلف و ارزشمند با اختصاص وقت و کوشش لازم، تقبل خطرات مالی، روحی و اجتماعی همراه و دریافت مزدهای ریالی و رضایت شخصی منتج شده.

فرایند شناسایی فرصتها در بازار، مرتب کردن منابع برای تعقیب این فرصتها و تحقق فعالیتها و منابع لازم برای بهره برداری از فرصتها به منظور سود شخصی دراز مدت

مفهوم "کارآفرینی" ریشه در اقتصاد سیاسی دارد، جایی که در آن تأکید عمده برروی فعالیت های افرادی "خاص" در درون محیط اقتصادی است. لغت "کارآفرین" ریشه در قرن ۱۲ میلادی دارد که از واژه فرانسوی "Entreprendre" به معنای"انجام دادن یک فعالیت مختلف و متمایز از فعالیت های معمولی" نشأت گرفته است. واژه مدرن کارآفرین به معنای امروزی آن، از قرن ۱۴ میلادی متداول گردید و بعدها در قرن ۱۸ توسط تاجر فرانسوی "ریچارد کانتیلون" وارد ادبیات اقتصادی گردید.

کانتیلون، کارآفرین را فردی خوداشتغال می داند که از قدرت پیش بینی اقتصادی خوبی برخوردار بوده، تمایل به ریسک داشته و از این طریق سود یا ضرر می کند و در نتیجه به تعادل و پایداری اقتصاد بازار کمک می کند. این تعریف نشان می دهد که نقطه تمرکز کانتیلون در بحث کارآفرینی شخص کارآفرین بوده و برای او عملکرد اقتصادی کارآفرین از ویژگی و رفتارش اهمیت بیشتری دارد.

ژوزف شومپیتر(۱۹۳۴): کارآفرینی را فرایند "تخریب خلاق" می داند. از دیدگاه نامبرده هریک از فعالیت های زیر کارآفرینی محسوب می گردد:

الف) ارائة کالا یا خدمتی جدید؛

ب) ارائة روشی جدید در فرایند انجام کار و تولید؛

ج) گشایش و دسترسی به بازاری تازه؛

د) یافتن منابعی جدید جهت انجام کسب و کار و تولید؛و

ه) ایجادهرگونه تشکیلات جدید.

خلق یک ماهیت جدید اقتصادی متمرکز بر تولیدی تازه یا خدمتی تازه یا حداقل چیزی که با تولیدات یا خدماتی که در جای دیگر بازار عرضه می شود، تفاوت معنی داری داشته باشد (Henry et al. ۲۰۰۳).

هنری و دیگران به نقل از بِرویات و جولیان(۲۰۰۰) یک اظهار عقیده جالب توجه مطرح می کنند که همانطوری که کارآفرینی همراه با فرایند تغییر،ظهور و ابداعِ ارزش جدید است، همچنین یک فرایند تغییر و ابداع برای کارآفرین هم است.

شاید رایجترین تعریف کارآفرین این باشد: «کسی که خودش کسب و کاری را آغاز می کند». یعنی خلق یک کار مهم، که به این فرض منتهی می گردد که کارآفرینی هنری برای شروع یک کسب وکار شخصی است، هر آموزش و پرورشی درباره آن فرد را با مهارتها و تواناییهای لازم برای انجام آن کار آماده خواهد کرد. با وجود این دراکر(۱۹۸۵)، یک دیدگاه بسیار ویژه دارد: (Henry et al. ۲۰۰۳).

برای کارآفرینانه بودن، یک کار متهورانه باید خصوصیات ویژه ای فراتر و بالاتر از جدید بودن داشته باشد..... کارآفرینان در میان کسب و کارهای جدید یک اقلیت هستند.آنها چیز جدیدی، چیز متفاوتی خلق می کنند، آنها ارزشها را تغییر می دهند یا تبدیل می کنند.. آنها تغییر را بعنوان هنجار تلقی می کنند.

مفهوم کارآفرینی در بخش کشاورزی

تعاریف و مفاهیم کارآفرینی در بخش های مختلف (کشاورزی، صنعت و خدمات) از نظر اصول و بنیاد یکی هستند. اگرچه کارآفرینی در کشاورزی در اصل و ماهیت خود تفاوتی با کارآفرینی در نواحی شهری و یا سایر بخش های اقتصادی ندارد، اما در واقع درون دادهای مورد نیاز جهت توسعة کارآفرینی نظیر سرمایه، مدیریت، آموزش، تکنولوژی، مؤسسات و نهادها، زیرساخت های حمل ونقل، دسترسی به بازار، شبکه توزیع و نیروی کار ماهر در شهرها و مناطق صنعتی و سایر بخش های اقتصادی راحت تر از مناطق روستایی و کشاورزی یافت می گردد..

کارآفرینی کشاورزی حالت مختص الشرایط، مختص المزرعه، و مختص المحصول دارد.

شکاف وسیع تر میان مناطق روستایی و شهری در کشورهای در حال توسعه و چیرگی صنعت بر کشاورزی و گرایش استراتژی ها و سیاست های توسعه به سمت صنعت، همراه با ویژگی های اقتصادی اجتماعی جامعة روستایی و کشاورزی باعث شده است تا کارآفرینی کشاورزی کمتر رشد داشته باشد. در کشورهای در حال توسعه کشاورز ضعیف ترین مأمور تولید در کشور است. او فاقد توانمندی های حرفه ای و حمایت های لازم از طرف دولت و سازمان های محلی و ملی است تا در نقش یک کارآفرین پویا عمل کند. با وجودی که زمین یک منبع غنی در این کشورها بوده و دارای پتانسیل های مناسبی جهت کارآفرینی می باشد، اما هنوز هم کشاورزان فقیر و ضعیف هستند.

تغییرات صورت گرفته در بازار (جهانی شدن، رشد جمعیت، دگرگونی در بازار کار کشاورزی، امنیت غذایی، رقابتی شدن بازار)، سیاست های کشاورزی (حرکت به سوی کشاورزی تجاری مبتنی بر بازار) و خود جامعه (افزایش بیکاری و کم کاری، مباحث زیست محیطی، تنوع زیستی، منابع طبیعی) از عواملی هستند که ضرورت کارآفرینی در کشاورزی ضرورت کارآفرینی در کشاورزی را بیش ازپیش نمایان می سازد. به خاطر تحولات فوق، یک دگرگونی ساختاری در شیوه های کنونی تولید کشاورزی لازم بوده و کشاورزی مبتنی بر بازار در چهارچوب توسعه پایدار، استراتژی اساسی توسعه کشاورزی خواهد بود. در این نوع کشاورزی، کشاورز بایستی به نحوی تولید کند که بتواند تولیدات خود را در بازار رقابتی که مبتنی بر خواسته های مشتری است، به فروش برساند. بدین منظور کشاورز بایستی فرصت شناس بوده و نیازهای مشتری را به درستی شناسایی نماید و سپس استراتژی لازم در جهت برآوردن این نیازها طراحی و اجرا نماید. به عبارتی دیگر کشاورز امروز بایستی یک کارآفرین باشد.

موقعیت بخش کشاورزی ایران در قرن ۲۱ و لزوم توجه به کارآفرینی

توجه به شش وضعیت/ ویژگی مهم

۱) کل مساحت ایران حدود ۱۶۵ میلیون هکتار می باشد که حدود ۵۱ میلیون آن زراعی است. در سال ۲۰۰۰ کل سطح زیر کشت در ایران ۱۸ میلیون هکتار بوده است که ۳۳% آن آبی، ۲۸% آن دیم، ۱۲% آن باغات و ۲۷% آن اراضی آیش و بایر بوده است. در حدود ۵/۳ میلیون قطعه زمین زراعی در ایران وجود دارد. خرده مالکی با زمین کمتر از ۱۰ هکتار حدود ۲۲% از کل زمین های زراعی را به خود اختصاص می دهد در حالیکه ۸۵% از جمعیت کشاورز را دربر می گیرد. مالکیت متوسط (۱۵ ۱۰ هکتار) حدود ۶۵% ار از اراضی و ۱۴% از جمعیت کشاورز را دارد. مالکیت بزرگ (بالای ۱۵ هکتار) حدود ۱۳% از اراضی و ۱% از جمعیت را به خود اختصاص می دهد.

۲) بر اساس گزارش بانک جهانی، در فاصلة سال های ۲۰۰۱ ۱۹۹۰ کشاورزی ایران به طور متوسط ۲/۱۵% از تولیدات ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است. همچنین سهم این بخش از درآمدهای حاصل از صادرات غیرنفتی معادل ۲۶% بوده است (اگر چه در حال کاهش بوده است). این در حالی است که کشاورزی سهم کوچکی از واردات ایران را به خود اختصاص می دهد (۱۴درصد). از طرف دیگر کشاورزی ایران یک چهارم کل اشتغال ایران را به خود اختصاص می دهد، به عبارت دیگر ۲۵% از کل فرصت های شغلی ایران مربوط به بخش کشاورزی است. صنایع غذایی کشور(به عنوان بخش مهمی از صنایع بخش کشاورزی)، بعد از صنعت پالایش نفت، مهمترین بخش صنعتی کشور از لحاظ تولید ارزش افزوده می باشد.

۳) کشاورزی ایران بایستی خود را آماده کند تا غذای جمعیتی معادل ۱۰۰ میلیون نفر را در سال ۲۰۲۰ تهیه کرده و ضمن ایفای نقش خود به عنوان یک موتور رشد اقتصادی، به کاهش فقر در ایران نیز کمک کند

۴) علیرغم دستاوردهای کمی قابل ملاحظه در زمینة کشاورزی، کشاورزان ایرانی در محیطی فعالیت می کنند که قویاً تحت تأثیر مداخله گری های ناکارآمد دولت قرار دارد. علاوه بر آن، اراضی کوچک و قطعه قطعه، استفاده از شیوه های سنتی تولید توسط کشاورزان خرده پا و مسائل جامعه شناسی مربوط به نسق زراعی در کنار فقدان یک ساختار مناسب از بازار (که منجر به خسارت های فراوان پس از برداشت گردیده است) باعث شده است تا این بخش با وجود پتانسیل های بالایی که دارد نتواند کمک قابل توجهی به رشد اقتصادی کشور و اشتغال زایی نماید.

۵) کشاورزی ایران به طور مشخص، در دهة گذشته شاهد تغییرات مداومی بوده است. در سال های اخیر کشاورزی ایران با چالش هایی نظیر: آزادسازی تجاری و در نتیجه دگرگونی در بازار، کاهش حمایت های دولت از تولیدکننده، افزایش رقابت در بازارهای کشاورزی جهانی، جهانی شدن، پیشرفت در زمینه فناوری های مرتبط، بیوتکنولوژی کشاورزی، سیاست های خصوصی سازی و کوچک سازی ساختار دولت و در نتیجه دگرگونی در بازار کار کشاورزی و مشکلات اکولوژیکی و اقلیمی نظیر سیل و خشکسالی که باعث افزایش ریسک کار کشاورزی گردیده است، مواجه بوده است. همچنین تغییر در ذائقه مشتریان تولیدات کشاورزی و تقاضای مشتریان کشاورزی از دیگر مواردی بوده که بخش کشاورزی ایران شاهد آن بوده است.

۶) از طرف دیگر، امروزه برای توسعه کشاورزی، کشاورزی رقابتی که قویاً تحت تأثیر نیروهای بازار (مشتری) است، مورد تأکید قرار گرفته است (فائو، بانک جهانی،سازمان بهره وری آسیای، سازمان تجارت جهانی). در کشاورزی رقابتی و مبتنی بر بازار، کشاورز برای آنکه موفق عمل کند بایستی خلاق، نوآور و فرصت شناس باشد؛ یعنی اینکه بایستی کارآفرین باشد نه اجراکنندة سیاست های دولت.

موانع آموزش عالی کشاورزی در تربیت فارغ التحصیلان کارآفرین

با توجه به مباحث مطرح شده، اهمیت کارآفرینی و تربیت فارغ التحصیلان کشاورزی کارآفرین مشخص می شود.. سوالی که در این زمینه مطرح می شود این است که موانع تربیت فارغ التحصیلان کارآفرین در آموزش عالی کشور ما کدامند. برای پاسخ به این سوال توجه به تاریخچه شروع اموزش کشاورزی در ایران می تواند راه گشا باشد. با بررسی نحوه شروع آموزش عالی کشاورزی در ایران مشخص می شود که سیستم فعلی اموزش عالی از خارج وارد شده و در واقع آموزش عالی کشاورزی با ساختار موجود فعلی از غرب وارد کشور شده است و لذا رابطه مناسبی بین محیط واقعی روستاها و بخش کشاورزی کشور با آموزش عالی وجود ندارد. این موضوع یکی از موانع اصلی در نزدیک نمودن محتوا و ماهیت آموزش عالی به شرایط واقعی محیط روستا و کشاورزی را موجب شده است.(حسینی، ۱۳۸۴).

مانع عمده دیگری که درمقابل افزایش کارایی آموزش عالی قرار دارد فاصله جغرافیای ایجاد شده بین محیط آموزشی و محیط واقعی کشاورزی می باشد که خود به خود منجر به ایجاد موانع دیگری در زمینه ارتباط دانشجویان و در نتیجه فارغ التحصیلان کشاورزی با کسب و کارهای مرتبط با کشاورزی می گردد.

همانطور که در مباحث بالا مطرح شد کارآفرینی ارتباط مستقیمی با خلاقیت و نوآوری دارد. لذا یکی از لازمه های تقویت کارآفرینی در میان داشنجویان، ایجاد محیطی مشوق ابتکار و خلاقیت دانشجویان می باشد که لازمه ایجاد چنین محیطی فراگیر محور بودن دانشگاهها و محیطهای آموزشی می باشد. توجه به واقعیتهای موجود در دانشگاهها و از جمله دانشکده های کشاورزی گویای این واقعیت است که دانشگاهها بیشتر متوا محور و در برخی موارد آموزشگر محور می باشند.

تجارب موفق در زمینه بهبود کیفیت کارایی دانشجویان و فارغ التحصیلان

درسال تحصیلی ۷۸_۷۷ ،مدیریت مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی کرمانشاه اقدام به اجاره زمینهای زراعی دانشکده به دانشجویان نمود. اگر چه در ابتدا دانشجویان رغبتی به این کار نشان نمی دادند ولی باتشویقها و حمایتهای مکرر مسئولین دانشکده و به خصوص مدیرمزرعه آموزشی، حدود۲۵ هکتار زمین زراعی با هدف آموزش به دانشجویان واگذار گردید. در این راستا یک کمیته دانشجویی تشکیل گردید و کلیه مسئوولیتها و کارهای مربوط به مزارع دانشجویان به این کمیته واگذارشد. در مراحل اولیه این طرح با تمهیداتی که از سوی مدیریت مزرعه آموزشی دانشکده کشاورزی صورت گرفته بود تلفیق آموزشهای تئوری و عملی در مزارع اجاره شده توسط دانشجویان به عنوان هدف اصلی انتخاب شد.همانطورکه انتظارمی رفت این کار، نتیجه بسیارخوبی به همراه داشت به طوری که در مدت کوتاهی باعث تغییر و بهبود نگرش این دانشجویان به کارهای تولیدی و عملی کشاورزی گردید. این دانشجویان اظهارمی داشتند "اگر کار کشاورزی با به بکارگیری روشهای علمی همراه گردد، نتیجه و سود بسیار خوبی در پی خواهدداشت "ویا" به راحتی می توان ازیک هکتارزمین زراعی معادل دوبرابرحقوق سالیانه یک کارمند دولت ،محصول برداشت نمود".

اظهاراتی ازاین قبیل از طرف دانشجویانی که عملا وارد کار کشاورزی شده وبه ازاء درآمد بالای یک میلیون تومان از هر هکتارکسب کرده بودند و تقاضای بیش از ۲۵۰ نفر از دانشجویان پسر و دختر برای اجاره زمین از دانشکده برای کشت در سالهای بعد و کسب موفقیت و انگیزه بیشتر در نتیجه این کارها و همچنین تجربه مشابه انجام شده دردانشگاه مشهد ،به خوبی اثربسیارمثبت تلفیق دروس عملی باتئوری را در علوم کشاورزی نشان می دهند که نبایستی ازآن غفلت نمود.

از جمله تجارب مفیدی که در زمینه بهبود کیفیت آموزش عالی صورت گرفته می توان به تجربه دانشکده هاگزبری در کشور استرالیا اشاره نمود. در این دانشکده بر شیوه آموزش تجربی و بر کسب مهارتهای عملی و کاربردی کشاورزی توسط تاکید می شود.

برخی از راهکارهای مهم جهت توسعة کارآفرینی در بخش کشاورزی

۱) باید وضعیت نیروی انسانی و توانمندی های فعلی و نارسایی های فعلی بخش کشاورزی را از بعد کارآفرینی شناسایی نمود. در این رابطه دید نظام مند ضرورت دارد تا تعادل و پایداری سیستم کشاورزی و تعامل آن با سایر سیستم های اجتماعی و اقتصادی جامعه به هم نخورد؛

۲) ایستی زیرساخت های مناسبی را برای این کار فراهم نمود. زیرا اولین اصل مهم در توسعه کارآفرینی در سطح کلان، توسعه زیرساخت ها است:

الف) سیاست های دولت در بخش کشاورزی:

اولویت بخشی به کشاورزی در برنامه ریزی های توسعه

حرکت به سوی رقابتی کردن بازار محصولات کشاروزی

کاهش/ حذف و یا بازنگری در قوانین صادرات و واردات محصولات و نهاده های کشاورزی

تقویت بخش های تولید، ارزش افزوده، و خدمات کشاورزی

متنوع سازی فعالیت های کشاورزی و کشاورزی جایگزین

ب) شرایط اقتصادی اجتماعی:

بکارگیری و توجه به "الگوهای نقش" موفق( کشاورزان کارآفرین)

استفاده از مشوق های اقتصادی و وام های مناسب و کم بهره

ج) آموزش

آموزش فنی حرفه ای کشاورزی

آموزش مهارت های کسب وکار

توسعه و تقویت خصوصیات و مهارت های کارآفرینانه

برنامه های کوتاه مدت آموزش کارآفرینی برای گروه های مختلف کشاورزان

پرورشگاه ها و پارک های فناوری

د) حمایت های مالی و غیرمالی

برنامه های مشاوره ای

ایجاد و توسعة شبکه های کارآ فرینی

نظام و شبکة اطلاعاتی کارآفرینی

تحقیق و توسعه

وام ها و مشوق های مالیاتی

تسهیلات و امکانات فیزیکی( زیرساخت های فیزیکی، نهاده ها و مواد اولیة مورد نیاز، جاده، مخابرات، حمل ونقل و...)

۳) باید به توسعه سخت افزارها و نرم افزارهای موردنیاز جهت اجرای مکانیزم های موردنظر فعالانه همت ورزید.

۴) استراتژی هایی به منظور تولید محصولات جدید جهت ارائه به بازار؛

۵) استراتژی هایی جهت ارائة خدمات جدید کشاورزی به جامعه؛

۶) استراتژی هایی برای نفوذ در بازار و یا ایجاد بازار جدید؛

۷) استراتژی هایی جهت راه اندازی یک کسب و کار جدید وابسته به کشاورزی. این کسب و کار می تواند در بخش فعالیت های درون مزرعه ای، فعالیت های مربوط به فرآوری و صنایع تکمیلی کشاورزی با هدف تولید ارزش افزوده به محصولات کشاورزی و یا فعالیت هایی در خارج از مزرعه و در بخش خدمات کشاورزی صورت پذیرد؛

۸) استراتژی هایی در جهت به کارگیری تکنولوژی و شیوه های جدید تولید در کشاورزی؛و

پیشنهادات

در بخش آموزش عالی کشاورزی

حرکت به سوی فراگیر محوری در دانشگاهها(نیاز دانشجو محور باشد). تجربه دانشگاه رازی

ایجاد محیطی مشوق ابتکار و خلاقیت دانشجویان(محیط فعلی کاملا برعکس می باشد)

دروسی در زمینه کارآفرینی در دانشکده های کشاورزی برای دانشجویان رشته های کشاورزی اضافه گردد.

همکاری سازمان جهاد کشاورزی با دانشکده کشاورزی در ارتقاء مهارت عملی دانشجویان

در وزارت جهاد کشاورزی

سیاست های اقتصادی کلان پایدار و مناسب در جهت توسعة کشاورزی با در نظر گرفتن محیط کلان اقتصادی مورد نیاز جهت توسعة کارآفرینی؛ ایجاد یک محیط مساعد جهت انجام فعالیت های کارآفرینانه ابتدائاً از سطح ملی شروع می گردد. دولت ها بایستی شرایطی را مهیا کنند که در آن شاهد یک پایداری اقتصادی در سطح کلان باشیم. سیاست های بنیانی برای اقتصاد کلان، پایداری سیاست ها و داشتن یک تعریف مناسب و معقول از حق مالکیت بسیار مهم است؛

برنامه ها و سیاست های مناسب در جهت توسعه و پرورش خصوصیات و مهارت های کارآفرینانه در نیروی انسانی بخش کشاورزی از طریق آموزش های رسمی و غیر رسمی؛

تلاش در جهت بسته نگه داشتن اقتصاد و حمایت از اقتصاد داخلی از موانع کارآفرینی محسوب می شود. سیاست های ملی کشاورزی نظیر سوبسید در جهت قیمت کالاهای کشاورزی با توجه به آنکه باعث تضمین کردن حداقل درآمد برای افراد می گردد (این ایده را در ذهن افراد پرورش می دهد) مناسب در جهت کارآفرینی نیست.

ترویج فرهنگ کارآفرینانه در مناطق روستایی و در سطوح مختلف؛

ترویج کشاورزی می تواند نقش بسیار ارزنده ای در توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی (از بعد کشاورزی و غیر کشاورزی) ایفا نماید، اما مروجان بایستی خودشان قبلاً دارای دیدگاه کارآفرینانه باشند. آنها باید سعی کنند که به کشاورزی تنها همانند یکی از فعالیت های ممکن در روستا که می تواند به توسعة روستا کمک کند، نگاه کنند. آنها باید سعی کنند که در مناطق مختلف و براساس پتانسیل های منطقه و سایر عوامل اثرگذار بر رشد و توسعه اقتصادی منطقه، استفاده های جدیدی را از زمین کشف نموده و سپس سعی کنند که روستایان را در جهت این فعالیت جدید هدایت نمایند.

منابع و مأخذ

۱. نصیری قیداری، حسن.(۱۳۸۱). بسترسازی کارآفرینی،همت همگانی می طلبد. مجله بازاریابی. شماره ۲۲، دی ماه، ۲-۳.صص۱۱-۷

۲. یعقوبی ، جعفر.(۱۳۸۲).کارآفرینی در کشاورزی. ماهنامه الکترونیکی ترویج و توسعه روستایی، شماره ۲، اردیبهشت ماه، ص۲۰-۲۵.

۳. مقیمی ،محمد و محمود احمدپور داریانی. (۱۳۸۱). طراحی دوره های آموزش کارآفرینی برای کارآفرینان صنایع کوچک و متوسط که در مرحله بهره برداری قرار دارند. مجله بازاریابی. شماره ۲۲، دی ماه. صص ۳۷-۳۸.

۴. پاپ زن، عبدالحمید (۱۳۸۲). کدامین استراتژی برای حل مشکل بیکاری در ایران: توسعه سخت افزار و یا مغز افزار. دومین کنفرانس اشتغال و توسعه. تهران. آبان ۱۳۸۲

۵. حسینی، سید محمود(۱۳۸۴). آموزش کشاورزی کارآفرینانه. جزوه درسی دوره دکتری آموزش کشاورزی. تهران: دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران

۶. سازمان سنجش آموزش کشور. (۱۳۸۲). کلیات طرح کارآفرینی در دانشگاهها(کاراد). سایت اینترنتی سازمان سنجش

http://www.sanjesh.org

۷. Don Mackie. (۲۰۰۲). Entrepreneurship in Rural America Southern. Rural Development Center’s quarterly newsletter. Available [on line] at WWW:

www.ruraleship.org/content/ pdf/Article-SRRD%۲۰Center.pdf

۸. Henry, Collette, frances hill and Claire litch (۲۰۰۳). Entrepreneurship education and training. London: Ashgate

۹. Lescevica Maira. (۲۰۰۲). Rural Entrepreneurship Success Determinants. Available [on line] at WWW:

www.kc.frb.org/PUBLICAT/MainStreets۰۳/RC۰۳_Dabson.pdf

۱۰. Brian Dabson. (۲۰۰۲). Supporting Rural Entrepreneurship. . Available [on line] at WWW:

www.kc.frb.org/Publicat/Exploring/RC۰۱Dabs.pdf

جعفر یعقوبی