می خواهید پولدار شوید کاری بکنید که دیگران نمی کنند

می خواهید پولدار شوید بازارهای کار جهانی روز به روز اشباع تر و تخصصی تر می شوند در این میان گرچه موفقیت و بدست آوردن شغل پر درآمد سخت می نماید, اما غیرممکن نیست در این مقاله راهکار ارائه شده, انتخاب شغل و تخصصی است که از چشم دیگران دور مانده یا واپس زده شده است

شغلی انتخاب کنید که دیگران آن را نمی خواهند!

حتی گاهی نیاز است که اصول پذیرفته شده بازار مانند فروش جوراب در بسته های دو لنگه ای را زیر سوال برد. اما به این مسائل از منظر دیگری هم می توان نگریست: وضعیت اشتغال و کاریابی. اگر شما به دنبال شغل باشید، تلاش می کنید در چه صنعت و چه شرکت هایی مشغول به کار شوید؟

براساس پژوهش ها و تجربیات مختلف، مشخص شده است که عملکرد گذشته صنایع و شرکت ها لزوما نشانگر احتمال موفقیت آنها در آینده نیست.بازارها به قدری تلاطم پیدا کرد ه اند که بسیاری از شرکت های قدیمی در صورت انطباق ندادن خود با شرایط جدید، از بین می روند. اما مساله آنجا است که جویندگان شغل، جذب صنایع «داغ» بازار می شوند. تقریبا هر کسی به دنبال اشتغال در صنعت و شرکتی است که هم اکنون اوضاع مساعدی دارد و به اصطلاح، بازارش داغ است.

در چنین شرایطی، یکی از فعالان اقتصادی بازار آمریکا به موضوع جالبی توجه کرد. مارک اندریسن اعتقاد دارد که «فارغ التحصیلان دوره های مدیریت کسب وکار (MBA) شاخص متضادی از احتمال موفقیت یک صنعت است: اگر بسیاری از آنها به سمت اشتغال در بانک های سرمایه گذاری بروند، شاهد یک بحران مالی خواهیم بود. اگر آنها به سمت فناوری های نوین بروند، به معنای آن است که به زودی یک حباب قیمتی را مشاهده خواهیم کرد.»

سخن اندریسن از سوی افراد دیگری هم تکرار شده است. البته او اشتغال در بین فارغ التحصیلان مدیریت کسب وکار را به این دلیل معیار پیش بینی آینده قرار می دهد که فارغ التحصیلان این رشته می توانند در صنایع و بازارهای متفاوتی مشغول به کار شوند و محدودیت های بسیاری از رشته های تحصیلی دیگر را در زمان انتخاب ندارند.

در هر صورت، از دیگر کسانی که به موضوع اشتغال و بحران های مالی احتمالی توجه داشت، مایکل لویس بود. او در سال ۱۹۸۹ و در کتاب خاطراتش (با نام پوکر دروغگو) از دوران حضور در وال استریت از یکی از آموخته های خود سخن گفت: «اولین چیزی که در بازار و تجارت یاد می گیرید، این است که اگر تعداد زیادی از افراد به دنبال یک محصول خاص، سهام، اوراق قرضه یا شغل باشند، به زودی آن محصول یا شغل، قیمتی بیش از ارزش واقعی اش پیدا خواهد کرد.»

این استدلال ها اشاره به دوران افول و رونق پیاپی هر بازار دارد. طبیعی است که صنایع مختلف پس از آنکه فارغ التحصیلان مدیریت کسب وکار فراوانی را با حقوق های بسیار بالا استخدام کردند، در نهایت مجبور می شوند تا دست به اصلاح وضعیت زده و یک تعدیل شغلی گسترده را شروع کنند.

البته پژوهش های معتبر و موثقی به این موضوع نپرداخته اند که واقعا چه میزان بین استخدام فارغ التحصیلان مدیریت کسب وکار در یک صنعت و احتمال شکست آن ارتباط وجود دارد. با این حال، واضح است که بسیاری از فارغ التحصیلان ترجیح می دهند به سمت صنایعی بروند که عملکرد کنونی آنها بسیار عالی است. در دورانی که من مسوولیت استخدام یا آموزش فارغ التحصیلان دانشگاهی را برعهده داشته ام صنایع مختلفی بوده اند که دوران جذابیت فراوان یا از چشم افتادن را از سر گذرانده اند.

در برخی سال ها، بانک های سرمایه گذاری جذاب ترین شغل برای فارغ التحصیلان مدیریت کسب وکار بوده است و در سایر سال ها حوزه های مشاوره، فناوری، کالاهای لوکس یا حتی خدمات بهداشتی و درمانی مورد علاقه جویندگان شغل بوده است.

اما همان طور که بیان شد، کسانی که به دنبال شغل هستند، باید بدانند که به احتمال زیاد، دوران «بازارهای داغ» به زودی سپری خواهد شد. آنها باید چشم خود را از یک صنعت خاص بردارند. این صنعت نیست که ضامن موفقیت و امنیت شغلی می شود؛ بلکه عملکرد شرکت های خاص و متمایز هر صنعت است که عملکرد مالی عالی و امنیت شغلی را به ارمغان می آورد.

جویندگان شغلی باید استعاره «گربه در جنگ سگ ها» را در نظر داشته باشند.

آنها در هر صنعتی باید به دنبال شرکت هایی بگردند که مانند گربه ای در میان سگ ها با تمام شرکت های صنعت تفاوت دارد و استراتژی های بسیار متفاوتی را در فعالیت های خود در پیش می گیرد. از طرفی، وقتی که اکثر جویندگان شغل، جذب صنایع خاصی می شوند، بهترین قمار برای شما آن خواهد بود که مسیر متفاوتی را انتخاب کنید. وارد صنعت دیگری شوید و به دنبال شرکت هایی در آن صنعت بگردید که استراتژی های فعالیت متفاوتی در پیش گرفته اند.

در چنین شرایطی، به هیچ وجه نیاز نیست تا به عملکرد کنونی آن صنعت توجه داشته باشید. ملاحظات شما تنها باید روی سه موضوع متمرکز باشد:

• کسب وکاری که به آن علاقه دارید و می خواهید در آن یاد گرفته و پیشرفت کنید؛

• یک تیم مدیریتی که به آنها اعتماد و باور دارید؛

• و در نهایت، فرصتی که بتوانید در آن نوآوری کرده و تمایزی معنادار در محصولات و خدمات ایجاد کنید.

مجموع سه ملاحظه فوق، منجر به آن می شود که در شرکتی مشغول به فعالیت شوید که مدیران شرکت، آینده نگر و روشن بین بوده و دنبال ایجاد تغییر در بنیان های پذیرفته شده بازار هستند؛ ضمن آنکه خود شما هم با علاقه و فرصت هایی که در اختیار دارید، این متمایزسازی و تغییر بنیان های غیرسودآور را تسریع می بخشید.