بازار بزرگ ایران

حمیدرضا یک برنامه نویس ساده بود که دلش می خواست پروژه های بزرگی را برنامه نویسی کند و خودش را نشان بدهد برنامه نویسی که با صداقت می گوید در کارش خیلی معمولی بود همین باعث شد راحت بتواند کدها را بگذارد کنار برود دنبال کاری که برای آن ساخته شده

وضعیت اقتصادی آمریکا که به هم ریخت، شرکت ها و سازمان های بزرگ ایالات متحده دیگر حاضر نبودند بودجه قابل توجهی به تبلیغات اختصاص بدهند. شرکت های تبلیغاتی نیروهایشان را تعدیل کردند تا دخل و خرج شان با هم بخواند. حمیدرضا یکی از همان نیروها بود. شرکت تبلیغاتی که او در نیویورک برایش کار طراحی وبسایت انجام می داد، بخش عظیمی از کارمندانش را تعدیل کرد. او بود و راه هایی که جلوی پایش بودند. او بود و نیویورکی که می توانست تویش ادامه تحصیل بدهد و با دست پر به ایران برگردد، او بود و آمریکایی که همه دوستانش از بچگی آنجا کنارش بزرگ شده بودند.

او بود و شهری که سال ها در آن زندگی کرده بود و می توانست شغل دیگری در آن انتخاب کند. او بود و تربیت خانوادگی که می گفت بالاخره یک روزی باید برای زندگی برگردد همین جا؛ کشوری که در آن به دنیا آمده بود. راه آخر زورش چربید. یک روز گوشی تلفن را داد دستش تا از آن ور دنیا، به فامیلش بگوید: «کار هست آنجا؟ بیایم؟» و جواب شنید: «فراواااان. پاشو بیا».

حمیدرضا یک برنامه نویس ساده بود که دلش می خواست پروژه های بزرگی را برنامه نویسی کند و خودش را نشان بدهد. برنامه نویسی که با صداقت می گوید در کارش خیلی معمولی بود. همین معمولی بودن باعث شد راحت بتواند کدها را بگذارد کنار؛ برود دنبال کاری که برای آن ساخته شده؛ فضایی که امروز اندوخته او را پر کرده. حوزه ای که اشتباهات روزهای کار پروژه ای را به او نشان داده. کاری که قرار است جوان های ایرانی، ایده پردازان ایرانی، آنهایی که دنبال کسب و کار هستند را به مسیر درست هدایت کند، شغلی که قرار است پلی بسازد بین آدم های ایده پرداز، فعالیتی که همه اینها را در خود دارد؛ رویدادی به نام Startup Weekend!

جشن سه روزه

اما اصلا Startup Weekend چه جور برنامه ای است؟ Startup Weekend یک رویداد جهانی است که زیر نظر موسسه غیرانتفاعی Up Global در سیاتل آمریکا اداره می شود. در حال حاضر هر سال در ۶۰۰ شهر دنیا برگزار می شود و قرار است این رقم تا سال ۲۰۱۶ به هزار برسد. این رویداد عصر یک چهارشنبه مشخص شروع می شود.

هر کس که ایده ای برای یک کسب و کار اینترنتی داشته باشد می تواند در آن ثبت نام کند، ۶۰ ثانیه به او فرصت داده می شود که بتواند ایده اش را مطرح کند. بعد طبق آراء خود شرکت کننده ها، ۱۰ ایده برتر انتخاب می شوند و در دو روز بعد افراد در تیم هایی که تشکیل می دهند، روی این ایده ها کار می کنند و آنها را به مرحله عملیاتی شدن نزدیک می کنند. چند مربی کارآفرین هم می آیند، به بچه ها کمک می کنند و مشکلات را متذکر می شوند.

جمعه عصر هر تیم ۱۰ دقیقه وقت دارد کارهایی که در ۳-۲ روز کرده را به یک تیم داوری ارائه بدهد. بعد از آن تیم های اول تا سوم انتخاب می شوند و جوایزی به تیم ها داده می شود. «یکی از مشکلاتی که در ایران وجود دارد این است که در حوزه ICT، افراد خیلی جزیره ای کار می کنند و با افرادی که هم رده خودشان هستند و با سرمایه گذاران خیلی ارتباط ندارند. مشکل دوم این است که علم تجاری سازی ندارند. مثل خود من در روزهایی که برنامه نویس بودم، پول درآوردن برایشان معما است.

Startup Weekend رویدادی است که می تواند هر دوی این مشکلات را هدف بگیرد. کمک می کند که تیم ها تشکیل شوند، افرادی که مکمل هم هستند بیایند، یکی از ایده ها را انتخاب و آن را اجرا کنند. در این پروسه آدم های جدید با هم آشنا می شوند. اگر بعد از این رویداد روی همان ایده ای که آنها انتخاب کرده اند بخواهند کار کنند، می دانند که چند نفری وجود دارند که مکمل استعدادهایشان هستند. در خود رویداد هم ورک شاپ های کوچکی داریم که در آنها شروع یک کار را درست برایشان توضیح می دهیم.»

Startup Weekend های همه دنیا تقریبا شبیه به هم برگزار می شوند و فقط در یکسری جزییات با هم فرق دارند. تیر ماه امسال هشتمین دوره این رویداد در تهران برگزار شد اما به طور کلی این برنامه تا به حال ۲۱ بار در کل ایران، در شهرهایی مثل ساری، بیرجند، اصفهان، تبریز و ... برگزار شده. «متوسط سنی افرادی که در این رویداد شرکت می کنند، ۲۶ سال است. همیشه دوست داریم ۴۰ درصد از شرکت کننده ها برنامه نویس باشند، ۴۰ درصد افرادی که در حوزه کسب و کار و بازاریابی و مدیریت هستند و ۲۰ درصد هم افرادی که در حوزه طراحی و گرافیک هستند. لازم هم نیست سال ها تجربه داشته باشند. همین که علاقمند به موضوع باشند، می توانند بیایند و در رویداد شرکت کنند.»

مدیرعامل کانون کارآفرینی می گوید راه انداختن یک کسب و کار اینترنتی، آنقدرها که به نظر می رسد سخت نیست

خوشبختی در ۳ مرحله

حتما شنیده اید که شرکت هایی مثل گوگل، اپل و مایکروسافت هر کدام زمانی یک استارت آپ - نوعی از کسب و کار با استفاده از نرم افزار و اینترنت - کوچک بوده اند. در کشور خودمان هم شرکت های اینترنتی مثل دیجی کالا، آپارات و کافه بازار زمانی استارت آپ های کوچکی بودند که این روزها به شرکت هایی با گردش مالی بالا تبدیل شده اند. حمیدرضا احمدی می گوید هر کس برای راه اندازی یک استارت آپ کوچک به سه چیز احتیاج دارد: «ایده، شریک و محصولی که مشتری بخواهد به خاطرش پول بدهد.»

۱- ایده

لطفا هر چه که تا به امروز در مورد اهمیت ایده های بکر شنیده اید از ذهن تان پاک کنید! ایده شما باید خوب و تحقیق شده باشد ولی توجه کنید که اصلا لازم نیست ایده ناب و بکری داشته باشید. استارباکس یک شرکت موفق است که ایده بکرش فروختن قهوه به قهوه خورها بوده و هست! گوگل موتور جستجوی بهتری نسبت به یاهو است و مایکروسافت از اپل کپی کرد و اپل از زیراکس!

خیلی از استارت آپ های موفق، یک ایده با اجرای بد را استفاده کرده و ۱۰ یا ۲۰ درصد تغییرش دادند. ایده ها مهم هستند ولی در اجرا و فقط در اجرا، ارزش اصلی آنها مشخص می شود. پس زیاد سخت نگیرید و روی مشکلی که خودتان یا دوستانتان دارید تمرکز کنید و ببینید می توانید راه حلی برای آن ارائه دهید؟

۲- شریک

درست است که داشتن یک یا دو شریک در هنگام تاسیس استارت آپ، سهم شما را از آن کمتر می کند ولی در عوض کمک می کنند شما شرکت بزرگتری بسازید. شریک های شما، در بهترین حالت مکمل استعدادهای شما هستند.

اگر همه بنیانگذاران هم رشته باشند و مهارت های یکسان داشته باشند، احتمال اختلافات خیلی زیاد است ولی اگر به استعدادها و مهارت های یکدیگر ایمان داشته باشند و به یکدیگر وابسته باشند، می توانند آن استارت آپ را خیلی سریع به یک شرکت باارزش و در حال رشد تبدیل کنند.

داشتن شریک، به دیگر همکاران، مشتریان و سرمایه گذاران نشان می دهد که فرد دیگری غیر از شما به این استارت آپ اعتقاد دارد و حاضر است به خاطر موفقیتش وقت و گاهی سرمایه شخصی خودش را نیز به خطر بیندازد. پیدا کردن شریکی که مکمل استعدادهای شما باشد و به ایده و آینده استارت آپ، مثل شما ایمان پیدا کند، یکی از سخت ترین بخش های راه اندازی یک استارت آپ است ولی از اینکه این راه را تنها بروید سخت تر نیست!

۳- محصولی مشتری محور

بزرگترین دلیل شکست استارت آپ ها ساختن محصول یا کالایی است که مشتری حاضر نمی شود برای آن پول خرج کند. البته این دلیل اصلی شکست همه جور کسب و کار از رستوران محله گرفته تا بانک های بین المللی هم هست.

در حوزه وب و نرم افزار یک مزیت رقابتی وجود دارد و آن این که می توان خیلی سریع و کم هزینه تغییرات جزیی یا کلی به محصول داد و آن را به نیاز مشتری نزدیکتر کرد. بهترین استراتژی در شروع کار این است که در کوتاه ترین زمان ممکن یک نسخه اولیه از محصول که تنها ارزش اصلی را ارائه می دهد، به تعدادی از مشتریان بالقوه ارائه کنیم؛ بعد بازخورد آنها را به دقت اندازه گیری و به نتیجه های علمی برسیم و براساس آن نتیجه ها، محصول را کامل تر کنیم.

اصلا نگران نباشید که کالای اولیه شما زیبا نیست، ویژگی های کمی دارد و مثلا در مقایسه با سرویس وبسایت آمازون خیلی خام و ابتدایی به نظر می رسد. با استفاده از مزیت هایی که اینترنت و تکنولوژی های جدید برای ما فراهم کرده اند، می توانیم با سرمایه ناچیز شرکت های باارزشی را بنیانگذاری کنیم. فقط باید از شکست های اولیه نترسیم، از آنها یاد بگیریم و محصول استارت آپ خود را به مرور کامل تر کنیم.

استارت آپی ها مدیرعامل نیستند! بنیانگذارند. کاوشگرهایی هستند در جستجوی مدل تجاری پایدار و قابل توسعه. پشت میز چوبی در حال امضای دستورات خود نیستند، بلکه بیرون از دفتر در حال صحبت با مشتریان و یادگیری هستند. استارت آپی ها از اجرا نمی ترسند. از شکست ها یاد می گیرند. فکر می کنید که شما شجاعت و درایت کافی برای شروع کردن یک استارت آپ را دارید؟