|
واردات ۵۴ هزار دسته بیل ، تداوم رکود و افزایش نرخ بیکاری در داخل بازار تولیدات صنعتی داخلی هم اکنون در خوابی خوش فرو رفته و تا بیدار شدن کامل آن زمان و انرژی بسیاری لازم است. واردات نیز به سرعت جای تولید داخل را گرفت و به سنگینی این خواب افزود. تورم بالا ، افزایش بیکاری ، ضعف تولیدکنندگان داخلی ، عدم وجود چترهای حمایتی واقعی دولت و ... همه و همه از یک یا چند بیماری مزمن اقتصادی حکایت می کند. هم اکنون جذابیت تولید در داخل به جذابیت واردات بدل گشته است که اولین دلیل آن تقلبی بودن ارزش ریال ایران است. این زخم کهنه اقتصاد ایران که بسیاری از متفکرین این حوزه از تکرار مکرر آن آزرده خاطر شده اند در رکود فعلی چرکین نیز گردیده است.
چند دلیل ساده آن ذکر میگردد. این شرایط واقعی بازارهای داخل است.
مجوز ثبت و سفارش برای واردات ۵۴ هزار دسته بیل صادر شده است. به گزارش ایلنا، در برگه ثبت و سفارش متقاضی واردات این کالا که در وزارت بازرگانی ثبت شده است، بندر شهید رجایی به عنوان گمرک مقصد و کشور تولیدکننده کالا کشور اندونزی عنوان شده است. این تعداد دسته بیل در تاریخ ۲۵ خرداد ماه سال جاری مجوز ورود به کشور را از وزارت بازرگای دریافت کرده است. این ۵۴ هزار دسته بیل چوبی با کارت بازرگانی وارد شده و نوع ارز نیز درهم امارات بوده است. در مجوز ثبت و سفارش کالا بانک گشایش کننده این اعتبار بانک صادرات ایران معرفی شده است. ضمن اینکه نوع ثبت سفارش، اعتبارات اسنادی و نوع معامله، ارز آزاد عنوان شده است. http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=۷۱۰۵۷
مطلب ذکر شده نه یک شوخی بلکه یک خبر واقعی است !
اگر به بازارهای غیر رسمی و گاهاً حتی در بازارهای رسمی نظری به اطراف بیفکنیم شاهد وقایعی خواهیم بود که حداقل در سی سال گذشته کمیاب به شمار می رفته است.
فروش خربزه در بسته بندی با مارک تایلند ارزانتر از خربزه ورامین ، شلوار کردی ساخت کشور چین و بسیار ارزانتر از تولیدات داخل ، سنگ قبر چینی آن هم با اشعار تراژیک فارسی ، انواع برنج های خارجی که کاملاً معمول گشته ، افزایش شدید حجم نقدینگی که به یک رکورد تاریخی تبدیل شده و همچنین بالا بودن معوقه های بانکی که آن هم رکورد شکسته است ، تورم بالا و نوسانات صعودی و نزولی آن ، بالا بودن تزویری ارزش ریال در برابر ارزهای رایج جهانی ، زمزمه کسری بودجه و آماده شدن لایحه متمم بودجه سال ۸۸ ، بالا بودن نرخ بیکاری و گمانه زنی سه میلیون جوان بیکار در ایران ، رکود تاریخی جهانی و ورود آن به ایران در کنار عدم محافظت از بازارهای داخلی ، اقتصادی ضعیف ، بیمار و بدون مراقبت و حفاظت و نهایتاً عدم رونق نمایشگاه صنعت با ۴ سالن برای نمایش محصولات داخلی در بعد از ظهر پنجشنبه یک روز پاییزی..... اینها همه یعنی یک نمایشنامه ی دراماتیک اقتصادی که چند روزی است که بازیگران اصلی آن جایگیری مجدد ، محاوره مضاعف ، و تحول تصمیمات اقتصادی و امید به هدفمند کردن یارانه ها و مجدداً نا امیدی پیدا کرده اند .
اگر ۳۰ یا ۴۰ سال پیش به کسی می گفتیم روزی خربزه از دهها هزار کیلومتر آن طرف تر به بازار وارد خواهد شد قریب به یقین باور نمی کرد ولی حالا می گوییم از خربزه ورامین هم ارزان تر عرضه میگردد و بهداشتی هم بوده و اصلاً آرسنیک و کادمیوم ندارد. این مطلب طنز آلود یک کابوس اقتصادی تمام عیار است. ولی چرا و یا به عبارت بهتر چگونه ؟
پاسخ ساده است. ما با بالا نگهداشتن دستوری و یا تزویری ارزش ریال در برابر ارزهای بین المللی به تولیدکننده و بازرگان خارجی یارانه می دهیم. به عبارت بهتر واردات ارزان و تولید داخل گران و در رقابت با محصول خارجی بازنده میدان است. به جرأت میتوان گفت تنها مزیت نرخ بالای ریال در برابر ارزهای جهانی کاهش هزینه های واردات است و لا غیر. البته در قبال این پرداخت یارانه به خارجی ها ، هزینه های دولت بعنوان بزرگترین واردکننده نیز کمتر خواهد شد. در صورت ادامه سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری زیل بند ج اصل ۴۴ و در صورت ادامه این روند در تعیین ارزش ریال تنها تولیدکننده متضرر و دولت منتفع خواهد شد.
تورم بالا و عدم وجود چترهای حمایتی بیمه ای و کمکها و تسهیلات بانکی به بازنده بودن تولیدکننده داخلی در رقابت با رقیب خارجی نیز مؤثر بوده و البته در این بین تاکنون اقدامات و حمایتهای تعرفه ای نیز وجود خارجی نداشته است. به جرأت میتوان گفت در این مبارزه نابرابر جز چند اسلحه سرد در برابر سلاحهای پیشرفته رقبای جهانی در اختیار تولیدکننده داخلی نگذاشته ایم. استمهال بدهی ها و برخی تسهیلات محدود بانکی همان نقش چند سلاح سرد را در این مبارزه به عهده دارند.
در مقام مقایسه کشور چین بعنوان یکی از شرکای بزرگ تجاری ایران سالهاست که نرخ ارز خود را کمتر از ارزش واقعی آن نگه داشته است. این مطلب که دقیقاً بر عکس ایران صورت گرفته باعث میشود کالاهای تولید داخل چین ارزان تر از قیمتهای واقعی تولید شود. به این دلیل ساده چین بوسیله واردات مواد اولیه و فرآوری آن و کسب ارزش افزوده و مجدداً صادرات همان کالا توانسته است به جایگاه فعلی خود در جهان برسد. نکته حائز اهمییت آنستکه این رویداد هیچ تأثیری در سطح رفاه کسانیکه در این کشور از تولیدات داخل خود استفاده میکنند نداشته و ندارد.
این رویداد تا جایی پیش رفت که به اختلاف تجاری بین امریکا و چین منجر شده و وزیر بازرگانی امریکا علناً به مخالفت جدی با این سیاست چین پرداخت. این مطلب تا آن جا ادامه یافت که امریکا برای حمایت از تولیدات داخل خود با افزایش تعرفه به مقابله با سیاستهای این کشور پرداخت. رویدادی که حداقل در سالهای گذشته برای حمایت از تولیدات داخلی کشور عزیزمان هیچگاه انجام نشد و تولیدکنندگان را با غیر واقعی بالا نگهداشتن ارزش ریال خلع سلاح نیز نمود. با احتساب همین یک مطلب و حذف دیگر پارامترها از جمله حمایتهای دولتی ، پوششهای بیمه ای ، سیاستهای پولی – مالی و ... یک تولیدکننده داخلی هیچگاه با یک تولیدکننده چینی به دلیل کاهش شدید هزینه تولید نخواهد توانست رقابت کند.
نکته دیگر آنکه ما شرایط ساده ای را برای تجار چینی فراهم کردیم ولی در ازای آن چه بدست آوردیم؟ نه در مسایل اقتصادی ، نه سیاسی ، نه روابط بین الملل و تقریباً در هیچ زمینه ای ، هیچ منفعتی حاصل نشد پس چرا این رویکرد هنوز ادامه دارد؟ نکته دیگر آنکه به روایت برخی آمار حجم واردات کالاهای سرمایه ای چینی بسیار بیشتر از کالاهای مصرفی است. بایستی خاطرنشان کرد که فولاد ساختمانی زرد شده ، کامیون هوو که انشاءا.. دیگر شماره گذاری نخواهد شد ، بولدوزری که نصف قیمت مشابه امریکایی قیمت دارد و ... همگی جزو کالاهای سرمایه ای لحاظ میگردند.
کاهش ارزش ریال در کوتاه مدت به دلیل افزایش قیمت کالاهای وارداتی اثرات تورمی نیز به همراه دارد. با توجه به شرایط رکودی در جهان و کاهش قیمت بسیاری از مواد اولیه و روند نزولی تورم ، منطقی شدن ارزش ریال هم به افزایش قیمت کالاهای وارداتی انجامیده و هم با افزایش ما به التفاوت قیمت کالاهای داخلی با مشابه وارداتی آنها به رونق تولیدات داخلی منجر خواهد شد.
با فرض حذف تأثیر طرح تحول اقتصادی در قیمت کالاها و خدمات این رویکرد یعنی منطقی شدن ارزش ریال بهترین چاره برای رونق تولید داخل است. اگر تعیین ارزش ریال را به بازار بسپاریم در کوتاه مدت شاهد افزایش شدید ارزش دلار و دیگر ارزهای جهانی شده که به احتمال قوی دلار به بیش از ۲۰۰۰ تومان خواهد رسید. این مطلب دوام چندانی نداشته زیرا با جایگزین شدن تولید داخل به جای کالاهای وارداتی که به کاهش بیکاری ، افزایش سرمایه گذاریهای داخلی و خارجی ، رقابتی شدن شرایط ، کاهش نرخ تورم و ... خواهد انجامیده که این موضوعات و یا به عبارت دیگر قدرتمند شدن واقعی اقتصاد داخلی انجامیده و تمایل به واردات به داخل کشور کاهش خواهد یافت. این مطلب به خودی خود به افزایش ارزش دلار و رسیدن به سطوح واقعی آن خواهد انجامید.
ادامه این شرایط در طولانی مدت تنها و تنها به ضرر عامه مردم ایران تمام خواهد شد و لا غیر. |