|
۶ متدولوژی مهندسی مجدد داونپورت و شـــورت(Davenport & Short,۱۹۹۰) :
۶ ۱ چشم انداز : توسعه چشم انداز كسب وكار و اهداف فرایند .
۶ ۲ تشخیص : تشخیص فرایندهایی كه نیاز به طراحی مجدد دارند .
۶ ۳ درك : درك فرایندهای موجـود و اندازه گیری آنها .
۶ ۴ تشخیـص : تشخیص قابلیتـها و نیازسنجــیهای IT .
۶ ۵ طراحی نمونه اولیه : طراحی نمونه اولیه فرایندهای جدید .
۷ متدولوژی مهندسی مجدد هاریسون و پرات (Harrison & Pratt,۱۹۹۳) :
۷ ۱ انتخاب مسیر : انتخاب مسیر و تنظیم جهت برای تلاشهای مهندسی مجدد .
۷ ۲ الگوبرداری : تجزیه وتحلیل فرایندهای موجود و ارزیابی فرایندها در برابر مشتریان والگوبرداری .
۷ ۳ چشم انداز فرایندها : خلق چشم انداز برای فرایندهای آینده .
۷ ۴ حل مساله : تشخیص بهبودهای انفجاری و شناخت راه حل برای حالات مختلف تغییر .
۷ ۵ برنامه ریزی : برنامه ریزی جامع برای بهبود فرایندها .
۷ ۶ اجرا : اجرای برنامه ریزی مهندسی مجدد .
۷ ۷ بهبود مستمر : بهبود مستمر فرایندها و انعكاس اندازه گیری عملكرد .
۸ متدولوژی مهندسـی مجدد بارت (Barrett, ۱۹۹۴) :
۸ ۱ دوران نهفتگی : انتخاب اعضای تیم ، تشخیص بهترین فعالیت و تعریف نیازهای فناوری اطلاعات .
۸ ۲ تفكر هدفمند : تشخیص فرصتهای بهبود و راهكارهای جایگزین طراحی مجدد فرایندها .
۸ ۳ كشف حقیقت : انتخاب روش اجرایی ، انگیزش تیم و تعهد .
۸ ۴ آزمایش و یادگیـری : شروع آزمایش با نمونه های اولیه فرایندهای پیشنهاد شده .
۹ متــدولوژی مهنــدسی مجدد كتینـــــگر (Kettinger,۱۹۹۷) :
۹ ۱ چشم انداز : استقـرار تعهد مدیریت و چشم انداز ؛ كشف فرصتهای مهندسی مجدد ؛ تشخیص اهرمهای فناوری اطلاعات ؛ انتخاب فرایندها برای طراحی مجدد
۹ ۲ اقدامات اولیه : اطلاع رسانی به عناصر سازمان ؛ سازماندهی تیم مهندسی مجدد ؛ برنامه ریزی پروژه ؛ تشخیص مشتریان خارجی فرایند ؛ نیازسنجی ؛ تنظیم اهداف عملكرد .
۹ ۳ تشخیص : مستندكردن فرایندهای موجود ؛ تجزیه وتحلیل فرایندهای مجدد .
۹ ۴ طراحی مجدد : تشخیص و تجزیه وتحلیل فرایندهای جدید ؛ تهیه نمونه اولیه و طراحی جزئیات فرایندهای جدید ؛ طراحی ساختار منابع انسانی ؛ طـراحی و تجزیه وتحلیل سیستمهای اطلاعاتی .
۹ ۵ نوسازی و احیا : سازماندهی مجدد قواعد مربوط به منابع انسانی ؛ اجرای مولفه های سیستمهای اطلاعاتی ؛ آموزش كاربران .
۹ ۶ ارزیابی : ارزیابی عملكرد فرایندها ؛ برنامه های بهبود مستمر
۱۰ متدولوژی مهندسی مجدد كوپرز و لیبرند (Coopers & Lybrand,۱۹۹۴) :
۱۰ ۱ تشخیـص : فرایندهای فعلی مشخص می شوند .
۱۰ ۲ مدل كردن فرایندهای جاری : با مدل كردن فرایندهای جاری ، نقاط قوت و ضعف آنها مشخص می شود .
۱۰ ۳ انتخاب : راهكارهای جایگزین موجود جهت طراحی آزمایـش شده و بهترین آنها انتخاب مـی گردد .
۱۰ ۴ اجرا : فرایندهای طراحی شده به اجرا گذاشته می شوند .
۱۱ متدولوژی مهندسی مجدد تگزاس اینسترومنت (Texas Instruments):
۱۱ ۱ آماده سازی .
۱۱ ۲ درك و تشخیص .
۱۱ ۳ طراحی مجدد .
۱۱ ۴ اجرا .
۱۲ متدولوژی مهندسی مجدد راسمن (Ruessemann,۱۹۹۴) :
۱۲ ۱ تعریف مساله و سازماندهی آن .
۱۲ ۲ تجزیه وتحلیل فرایند ، تشخیص و طراحی مجدد .
۱۲ ۳ اجرای فرایندهای جدید طراحی شده .
۱۳ متـدولـوژی مهندسـی مجـدد كنــدور (Condore) :
۱۳ ۱ توسعه چشم انداز كسب وكار و اهداف فرایند .
۱۳ ۲ درك فرایندهای موجود .
۱۳ ۳ تشخیص فرایندها برای طراحی مجدد .
۱۳ ۴ تشخیص اهرمهای تغییر (فناوری اطلاعات) .
۱۳ ۵ بكارگیری فرایندهای جدید .
۱۳ ۶ عملیاتی كردن فرایندهای جدید .
۱۳ ۷ ارزشیابی فرایندهای جدید .
۱۳ ۸ بهبود مستمر
۱۴ متدولوژی مهندسی مجدد ابلنسكی (Obolenesky,۱۹۹۴) :
۱۴ ۱ بدانید كه چه می خواهید : درك نیاز و دگرگون كردن ؛ تحلیل ذینفعان كلیدی و نیازهای آنان ؛ چارچوبی برای موفقیت .
۱۴ ۲ برنامه ریزی كنید : تهیه رئوس برنامه پیشنهادی ؛ فرایند برنامه ریزی .
۱۴ ۳ اجرا كنیـد : تكنیكهای فنی ؛ تكنیكهای فرهنگی .
۱۴ ۴ سنجـش و ارزیابی برنامه ریزی دگرگونی : كنترل و بازیابی عملیات ؛ كنترل نتایج .
۱۴ ۵ دستیابی به دگرگونی مداوم : دگرگونی در خود دگرگونی ؛ كنترل نتایج .
در گام آتی عواملی را بر خواهیم شمرد كه می توانند مهندسی مجدد را با شكست مواجه نمایند ...
●گام نهم
▪چه عواملی شكست مهندسی مجدد را به دنبال دارند ؟
فاكتورهای منفی بسیاری وجود دارند كه در صورتیكه به آنها بها داده شود ، زمینه ساز ناكامی مهندسی مجدد خواهند شد ؛ از جمله این عوامل می توان به موارد ذیل اشاره نمود :
▪كوشش برای اصلاح یك فرایند بجای دگرگون كردن آن ؛ روش های توسعه ای همواره مطلوب بوده و كمتر با مخالفت روبه رو می شوند ولی از سوی دیگر مطمئن ترین راه برای شكست در مهندسی مجدد هستند.
▪ بی توجهی به فرایندها .
▪بی اعتنایی به ارزشها و اعتقادات كاركنان .
▪ به نتایج مختصر راضی شدن . تجربه نشان داده است كه اصلاحات مقطعی در دراز مدت بی تاثیر و حتی مخرب هستند .
▪ زود تسلیم شدن .
▪فرهنگ سازمانی كنونی و گرایشهای مدیریت ، موانع آغاز مهندسی مجدد هستند .
▪انتظار به راه افتادن مهندسی مجدد از پایین سازمان ؛ به دو دلیل مهندسی مجدد از پایین سازمان انجام نمی شود : نخست اینكه فشار مورد نیاز مهندسی مجدد باید از بالای سازمان تامین شود ، چراكه كاركنان رده پایین دیدگاه گسترده ای درمورد سازمان و مشكلات فرایندهای آن ندارند . دوم آنكه مدیران میانی به دلیل ترس از به خطر افتادن توانایی ها و نفوذ و اختیارات كنونی ، دست به اینگونه دگرگونی ها نمی زنند.
▪بكارگیری رهبری كه مهندسی مجدد را نمی شناسد .
▪تنگ نظری در تخصیص منابع ؛ تخصیص منابع محدود این اندیشه را نیز در كاركنان تقویت می كند كه مهندسی مجدد مرحله ای گذراست.
▪كوشش به راضی نگهداشتن همگان ؛ در اجرای مهندسی مجدد خیلی از واحدها منحل شده و شاید پاره ای از كاركنان پست خود را از دست بدهند ، لذا كوشش در خشنود كردن همگان بی نتیجه خواهد بود .
▪ عقب نشینی در برابر مخالفان تحولات .
▪طولانی شدن برنامه ؛ مهندسی مجدد برای همه كاركنان شركت با نگرانی همراه است . تجربه نشان می دهد كه زمانی حدود دوازده ماه بیشترین وقتیست كه سازمان باید برای طراحی یك طرح جدید و آغاز به پیاده سازی آن صرف نماید . |