صنایع دستی ایران، به عنوان صنعتی مستقل و بومی، شاخص ترین هنر کاربردی ایران و یکی از سه قطب برتر صنایع دستی جهان، ریشه های عمیق و استوار در فرهنگ غنی و بارور ایران اسلامی داشته است

به طور کلی نقش صنایع دستی در اقتصاد ایران عبارت است از: کمک به توسعه اقتصادی، ایجاد شغل، سرمایه گذاری اندک و بهره وری بالا.

رشد اقتصادی و دستیابی به هدف های مختلف آن امروزه سرلوحه برنامه و فعالیت های بسیاری از دولت ها به ویژه در کشورهای در حال توسعه است. این دولت ها در برنامه های توسعه اقتصادی خود هدف های عمده ای را در زمینه های مختلف اقتصاد، اجتماع، سیاست و ... دنبال می کنند.

در بخش اقتصاد، عمده هدف های دولت ها متوجه افزایش تولید و درآمد ملی(رشد اقتصادی)، رسیدن به اشتغال کامل و کاهش نرخ بیکاری، ثبات قیمت ها و کاهش نرخ تورم به منظور حفظ قدرت خرید پول ملی، توسعه صادرات و افزایش درآمدهای ارزی به منظور تأمین نیازهای ارزی کشور و تسهیل در اجرای برنامه های توسعه و بالاخره توزیع بهتر و عادلانه تر درآمدها برای برقراری عدالت اقتصادی در جامعه است.

دستیابی به توسعه اقتصادی به سهم خود بر وجوه مختلف زندگی افراد مانند سطح زندگی و معیشت و رفاه، آموزش بهداشت عمومی و شاخص های جمعیتی مثل نرخ مرگ و میر، میانگین طول عمر و میزان زاد و ولد تأثیرات شگرف می گذارد.

همچنین دولت ها برای نیل به هدف های خود و دستیابی به توسعه اقتصادی، ناگزیر از اتخاذ سیاست ها و خط مشی های هماهنگ با شرایط و اوضاع و احوال اقتصادی، اجتماعی و ... کشور هستند.

بیشتر کشورهای در حال توسعه در اجرای برنامه های موردنظر خود با مشکلات عدیده ازجمله رشد بی رویه جمعیت، بیکاری، کم کاری و رواج انواع مختلف بیکاری ازجمله بیکاری های پنهان، فصلی و... و در نتیجه پایین بودن سطح درآمد و معیشت گروه زیادی از مردم، نقصان تشکیل سرمایه داخلی و نبود منابع مالی کافی برای اجرای برنامه های توسعه اقتصادی و ساخت و توسعه امکانات زیربنایی موجود به منظور فراهم آوردن امکان بهره برداری بهینه از منابع انسانی، طبیعی و ... کشور مواجه هستند.

به همین دلیل بعضی از صاحبنظران با توجه به سهولت گسترش صنایع کوچک بر تقویت، توسعه و گسترش این صنایع در برنامه توسعه اقتصادی کشورهای در حال توسعه اصرار و توصیه دارند.

صاحبنظران این بخش در توصیه های خود به ویژه بر قابلیت ها و ویژگی های این قبیل صنایع از جمله نیاز به سرمایه اندک برای ایجاد، راه اندازی و بهره برداری، کاربر بودن این صنایع و نیاز به سرمایه گذاری اندک سرانه برای ایجاد یک شغل، عدم نیاز به تخصص های فنی و حرفه ای بالا و سازگاری و استفاده از مهارت های بومی، بازار ساده فروش محصولات و بالاخره قابلیت و توانایی ایجاد درآمدزایی تکیه دارند.

بازار داخلی صنایع دستی ایران، بازاری است سنتی و تا به حال برای گسترش آن بازاریابی و تبلیغات صورت نگرفته است. از خصوصیات مهم این بازار، سود سرشار واسطه ها در امر توزیع مواد اولیه مصرف و داد و ستد آن است.

به طور خلاصه عوامل مؤثر در گسترش بازار داخلی صنایع دستی ایران عبارتند از: افزایش سطح درآمد سرانه، افزایش جمعیت، ازدیاد مسکن و افزایش سطح زیربنایی آن، ترویج تبلیغات در مورد استفاده از صنایع دستی به عنوان یک کالای هنر ملی و توسعه صادرات صنایع دستی ایران.

در زمینه اصول بازاریابی نوین و راهبردی که صادرکنندگان نادیده می گیرند می توان این موارد را نام برد: نبود افراد متخصص، فقدان نوآوری، مواد اولیه نامرغوب، نبود مراکز اطلاعاتی، عدم انجام تحقیقات بازاریابی، نبود راهبرد صادرات، بسته بندی و عدم استفاده از راهبرد قیمت گذاری.

همچنین از عمده ترین تنگناها و محدودیت ها می توان به شناخت نداشتن کافی و مناسب از بازارهای داخلی و جهانی(بازار هدف) و سلایق مشتریان، توجه نکردن به سطح کیفی تولید و نوآوری در محصولات تولیدی، عدم تبلیغات و بازاریابی داخلی و خارجی اشاره کرد.

ازجمله راهکارهای صنایع دستی می توان به معرفی، تبلیغ و ترویج صنایع دستی استان به منظور بازاریابی در داخل و خارج کشور با شیوه های نوین تبلیغاتی، استفاده از فن آوری روز در تولیدات صنایع دستی با حفظ اصالت های هنر ملی، حمایت و تشویق بخش خصوصی به منظور سرمایه گذاری در این بخش به ویژه برای ایجاد بازارچه های صنایع دستی، سیاستگزاری در راستای فروش و صادرات کالاها و شرکت در نمایشگاه های داخلی و خارجی اشاره کرد.

صنایع دستی برای حضور بین المللی نیاز به حمایت دولت دارد و سالیان سال بودن حمایت حکومت ها و فقط با تکیه بر تمدن کهن ایران رشد و ادامه مسیر داده است اما تحول در این رشته زمانی صورت می گیرد که بتوانیم بازاری مناسب برای فروش آنها ایجاد کنیم.

نگاه جامع و کامل همراه با مدیریت مدرن و جدی راه رسیدن به این هدف هاست و این نوع نگاه و مدیریت در کنار برنامه ریزی های دقیق ما را به نتیجه مطلوب می رساند.

حسین عباس‌زاده