یكی از مهمترین مشكلات ساختاری اقتصادی كشور، ضعف نظام مالیاتی است. شرایط این نظام به گونه ای است كه كمتر می توان نشانه هایی از یك نظام مالیاتی كارآمد را در آن پیدا كرد. چرا كه اگر كارایی را "انجام درست كار"۱ [۱] بدانیم، نظام مالیاتی ایران كار خود را درست انجام نمی دهد ، به عبارت دیگر این نظام فاقد شاخصهای اثبات كننده "انجام درست كار" یعنی "دقت" و "سرعت" ۲ [۲] با "حداقل هزینه" است. در نظام مالیاتی ایران، مالیات ها به موقع وصول نمی شوند، عدالت چندان تحقق نمی یابد و ظرفیت های مالیاتی بالفعل با ظرفیت های مالیاتی بالقوه تفاوت قابل توجه دارد و هزینه وصول مالیات نیز بالاست. این نوشته قصد دارد راهكار ارائه دهد و ابزار معرفی كند كه از جمله این راهكارها، می تواند استفاده از روش اخذ مالیات بر ارزش افزوده (VAT) كه چندیست مورد توجه قرار گرفته است

آشنایی با VAT:

مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات غیرمستقیم عام (برعموم كالاها و خدمات مگر موارد معاف تعلق می گیرد) است كه بصورت چند مرحله ای از اضافه ارزش كالاهای تولید شده و یا خدمات ارائه شده در مراحل مختلف تولید و توزیع اخذ می شود. به عبارت دیگر مالیاتی است كه در طول فرآیند تولید و خدمات از محل تولید تا فروش كالا به مشتری نهایی، مرحله به مرحله اخذ می شود. از این روش كه توسط فون زیمنس (Fone Simence) آلمانی در سال ۱۸۸۱ ابداع شد، برای اولین و به طور رسمی در سال ۱۹۵۴ در كشور فرانسه بصورت مالیات بر كالاهای مصرفی در مرحله تولید استفاده شد كه البته در سال ۱۹۸۶ آن را به طور جامع تا مرحله خرده فروشی گسترش داد . از این روش امروزه بیش از ۹۰ كشور جهان استفاده می كنند و تعداد زیادی از كشورها درصدد پیاده كردن آن در نظام اقتصادی خود هستند. نكته مهم آنكه چون جمع ارزش افزوده های بنگاه های اقتصادی در یك كشور، برابرتولید ملی همان كشور است (استهلاك + سود + اجاره+ بهره + دستمزد = معاملات واسطه ای كل معاملات = ارزش افزوده) ، بنابراین مالیات بر ارزش افزوده، برابر مالیات بر تولید ناخالص ملی است، به عبارت دیگر پایه مالیات بر ارزش افزوده ، تولید ناخالص ملی است.

اخذ مالیات از این روش به روش های مختلف (معمولا‡ ۴ روش) صورت می پذیرد و روش هایی همچون: روش تجمعی مستقیم، روش تجمعی غیرمستقیم، روش كاهش مستقیم و روش كاهش غیرمستقیم تقسیم بندی می شود. در اینجا فقط این نكته را یادآور می شویم كه معمول ترین این روشها نوع روش چهارم است كه به عنوان روش فاكتور نویسی معروف است.

مزایا و معایب VAT:

مالیات بر ارزش افزوده، همچون اغلب پدیده ها و ابزارهای اقتصادی دیگر، می بایست به جنبه های مثبت (مزایا) و منفی (معایب) آن توجه كرد. در خصوص مزایای استفاده از این روش می توان به موارد ذیل اشاره كرد:

گسترش پایه مالیاتی : VAT می تواند بخشی از فعالیت های اقتصادی را كه تحت پوشش قرار دادن آنها با استفاده از سایر رو ش ها ، مثل مالیات بر فروش دشوار است را پوشش دهد.

افزایش درآمدهای مالیاتی: استفاده از VAT به دلیل گسترش پایه مالیاتی می تواند، درآمدهای مالیاتی را به نحو چشمگیری افزایش دهد (البته اگر توا‡م با گسترش پایه مالیاتی، نرخ مالیات كاهش نیابد.)

كاهش هزینه اخذ مالیات: مالیات بر ارزش افزوده، مكانیزمی خود اجرایی دارد. لذا احتمالا‡ هزینه های جمع آوری در مقایسه به سایر روش های اخذ مالیات، پایین تر است. همچنین استفاده از این روش، موجب كاهش مالیات مضاعف، كاهش فرارهای مالیاتی و كاهش وقفه زمانی پرداخت نیز می شود و به طور كلی با ساده سازی و كارایی خود، كمك شایانی به اصلاح ساختار كلی نظام مالیاتی كشور خواهد كرد. به عبارت دیگر استفاده از این روش، نظام مالیاتی كشور را هر چه بیشتر به یك نظام مالیاتی كارآمد كه در آن اخذ مالیات با "دقت" ، "سرعت" و حداقل هزینه انجام می شود، نزدیك خواهد كرد. اما همانگونه كه گفتیم استفاده از این روش می تواند معایبی را نیز به دنبال داشته باشد بعنوان مثال با اجرای این روش بیم آن می رود كه تورم در كشور افزایش یابد. ( به دلیل افزایش قیمت تمام شده فروش در مراحل مختلف اخذ مالیات) البته چنانچه همراه با گسترش پایه مالیاتی نرخهای مالیات كاهش یابد، چندان با صراحت نمی توان در این خصوص اظهارنظر كرد . همچنین اجرای این روش مستلزم انجام مطالعات كارشناسی و علمی دقیق و پی ریزی ساختار سازمانی مورد نیاز است كه نادیده گرفتن آن می تواند اقتصاد ملی را با مشكل مواجه كند (مثلا‡ هزینه وصول مالیات افزایش می یابد) و تنازلی بودن این روش و در نتیجه عدم رعایت عدالت اجتماعی نیز یكی دیگر از معایب است (گروههای با درآمد كم و متوسط نسبت به گروههای با درآمد بالا، سهم بیشتری از درآمدشان را بابت مالیات پرداخت می كنند) مقایسه مزایا و معایب روش VAT گویای این واقعیت است كه مزایا بر معایب فزونی داشته و به همین خاطر نیز كشورهای زیادی آن را بكار گرفته اند كه در قسمت بعدی به دو مورد بعنوان مثال اشاره میشود.

دو تجربه:

كره جنوبی: در كره قبل از تصویب انجام اصلاحات در نظام مالیاتی و بكارگیری VAT در سال ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ ، ۱۱ نوع مالیات غیرمستقیم وجود داشت كه VAT جایگزین ۸ مورد از آنها (مثل مالیات برمشاغل، مالیات بركالا، مالیات برتولیدات و ...) شد. با بكارگیری این روش، پایه مالیاتی از ۴۴۴۹۵ میلیارد ون (WON) به قیمت جاری در سال ۱۹۸۷ به ۱۴۳۴۲۱ میلیارد ون (WON) در سال ۱۹۸۳ افزایش یافت یعنی اینكه در عرض ۵ سال ۲/۳ برابر شد در حالیكه در طی این مدت تولید ناخالص داخلی (GDP) به قیمت های جاری ۴/۲ برابر گردیده بود. درآمد خالص از VAT كه در سال ۱۹۷۸، ۷۳۵ میلیارد ون (۹/۱ درصد پایه مالیاتی ) بود به ۲۵۵۹ میلیارد ون در سال ۱۹۸۳ (۸/۱ درصد پایه مالیاتی) رسید . قانون مالیاتی این كشور یك نرخ پایه ۱۳ درصدی را معین كرده است كه ۳ درصد می تواند بالا و پایین داشته باشد. (نوسان كند) و دلیل آن انعطاف پذیری سیستم مالیاتی در مقابل تغییرات اقتصاد ملی می باشد.

اندونزی: در این كشور VAT از سال ۱۹۸۵ با یك نرخ پایین ده درصدی بدون هیچگونه معافیتی وضع گردیده است. این كشور در استفاده از این روش ابتدا كالاهای تولیدی را در نظر گرفت و سپس خدمات را نیز تحت پوشش قرار داد. در این كشور از آنجایی كه مدارك و دفاتری جهت اجرای این روش وجود نداشت. مؤسسات و نهادهایی برای دریافت VATتعیین شدند. این نهادها وجوه را دریافت ومستقیمأ به صندوق دولت واریز می كنند.

بكارگیری VAT در ایران :

ضعف موجود در نظام مالیاتی كشور از یكطرف و مزایای استفاده از روش VAT جهت اخذ مالیات از طرف دیگر، ضرورت توجه جدی مسئولین و كارشناسان جهت مطالعه و بررسی امكان بكارگیری آن را در ایران بازگو می كند. (كه متأسفانه چندان مورد توجه قرار گرفته است) . این نكته مسلم است كه اجرای این روش در صورتی برای ایران مفید خواهد بود كه با توجه به شرایط خاص اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران، پایه ریزی شود. براساس نتایج یك طرح تحقیقاتی، ظرفیت بالقوه مالیات بر ارزش افزوده برای سال ۱۳۷۲ در ایران، ۲۹۴۴۹ میلیارد ریال یعنی حدود ۳۰ درصد تولید ناخالص ملی آن سال (۱۳۷۲) [۳] بود كه نشان دهنده ظرفیت بالا و در خور توجه است. ذیلا‡ چند پیشنهاد درخصوص بكارگیری این روش در ایران ارائه می شود.

تعیین و تشكیل یك سازمان مستقل جدید در زیرمجموعه معاونت مالیاتی كه بصورت یك مدیریت مستقل اقدام به این كار كند.

تعیین دقیق موارد مشمول معافیت ( درصورتیكه قرار است معافیت هایی در نظر گرفته شود)

پرهیز از هرگونه شتاب و تعجیل در بكارگیری این روش: بدین منظور به نظر می رسد بكارگیری VAT در ابتدا برای تولیدات كارخانه ای و سپس در صورت موفقیت آمیز بودن ، برای دیگر كالاها و سایر سطوح (مثل خرده فروشی) ، مفید باشد.

تشكیل یك گروه جهت تعیین اولویت ها، بررسی مسائل و موضوعات مربوط به اجرا و سایر مسائل مربوط تعیین یك نرخ واحد برای این مالیات (مثلا‡ ۱۰ درصد ) جهت سهولت در اجرا و كارایی بیشتر.

امید است با بكارگیری مطلوب این روش، نظام مالیاتی ایران از كارایی بیشتری برخوردار شود.

‌[۱] ‌‌ - صاحب نظران بهره وری را "انجام درست كاردرست " و كارایی را "انجام درست كار"‌ تعریف كرده اند.‌

[۲] ‌‌ - "هالس" و "همفری"‌ ملاكهای انجام درست كار یعنی كارایی را "دقت" و "سرعت" می دانند.

[۳] ‌‌ - آقایی ، الله محمد - بررسی زمینه اجرایی مالیات بر ارزش افزوده در اقتصاد ایران - پایان كارشناسی ارشد - دانشكده اقتصاد و دانشگاه تهران ‌