سرمایه داری معاصر و شرکت های هرمی

شاید Network marketing را بتوان پرطرفدارترین شغل غیرقانونی در کشور ما دانست

شاید Network marketing را بتوان پرطرفدارترین شغل غیرقانونی در کشور ما دانست. بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ‌که به تصویب مجلس هفتم رسید، عضویت و فعالیت در قالب شرکت‌های هرمی‌ غیرقانونی و جرم محسوب می‌شود، اما با گذشت حدود ۴ سال از تصویب این قانون هنوز شاهد فعالیت چنین شرکت‌هایی در داخل کشور هستیم. مسلما اصلی‌ترین اشکال فعالیت در این شرکت‌ها، غیرقانونی بودن آن است، اما در اینجا قصد داریم از زاویه دیگری به نقد و بررسی این پدیده بپردازیم.

وضعیتی که شرکت‌های هرمی ‌به اعضای خود تحمیل می‌کنند و برنامه‌ریزی‌های آنها با اخلاق حاکم بر سرمایه‌داری جدید مطابقت دارد. طبق تحلیل متفکران و اندیشمندان معاصر غربی، سرمایه‌داری اکنون در مرحله سوم از عمر خود به سر می‌برد. سرمایه‌داری در این مرحله برخلاف مرحله اول دیگر محدود و محصور به خاستگاه آن یعنی جهان غرب نیست، بلکه به واسطه تولید انبوه و مازاد بر نیاز صنعتی خود، نیازمند فراتر رفتن از مرزهای کشورهاست و ‌باید در کشورهای غیرغربی نیز به دنبال مشتری برای کالاهای خود باشد. اما سلایق افرادی که در جوامع مختلف رشد کردند، با یکدیگر متفاوت است و بنابراین کالاهای مورد نیاز آنها نیز با کالاهای مورد نیاز غربیان متفاوت خواهد بود.

برای این کار، صنعتگران و سرمایه‌داران ۲راه پیش رو دارند:

۱) سلایق ملل دیگر را به سلایق غربیان شبیه و نزدیک کنند. (یکسان‌سازی)

۲) متناسب با سلایق غیرغربیان نیز کالا تولید کنند.

هر دو کار در سرمایه‌داری معاصر اعمال می‌شود. همین الان نیز ما در کشور خود شاهد هستیم که بسیاری از سلایق و نیازها به واسطه سرمایه‌داری غربی به ما تحمیل شده است و ما اکنون بدون کالاهایی که محصول سرمایه‌داری مدرن است، نمی‌توانیم روزگار خود را سپری کنیم. ممکن است این کالاها را درون کشور تولید کنیم، ولی باز تفاوتی در اصل مساله ایجاد نمی‌شود، چرا که ما شکل خاصی از زندگی را که محصول سرمایه‌داری مدرن است، پذیرفتیم. این یکسان‌سازی هر روز بیشتر می‌شود. شکل خانه‌های ما، هر روز بیشتر شبیه مدل‌های غربی می‌شود. وابستگی ما به خودرو، قطار شهری و بین‌شهری و هواپیما هر روز بیش از پیش می‌شود. نیاز زنان ما به وسایل برقی و پیشرفته درون آشپزخانه هر روز بیشتر می‌شود، هر روز یک وسیله برقی جدید برای آشپزخانه‌ها وارد بازار و خانه‌ها می‌شود، ولی در عین حال هر روز خانواده‌ها برای تولید غذا، بیشتر از قبل به رستوران‌ها و ساندویچی‌ها وابسته می‌شوند.

فست‌فودها نیز در این میان نمونه‌ جالبی به شمار می‌روند: غذاهایی که به هیچ عنوان تا دیروز اسم آنها را هم نشنیده بودیم، امروز در فست‌فود می‌خوریم، شیفته آن می‌شویم در حالی که اصلا نمی‌دانیم از چه موادی تولید شده‌اند. اگر غذای جدید وارد فست‌فودها شود، مشتاقیم که آن را تست کنیم، اصلا خوب نیست که اگر در یک جمع دوستانه به ما بگویند فلان ساندویچ را با فلان اسم عجیب و غریب، از فلان رستوران شمال شهر خورده‌ای، پاسخ منفی بدهیم، اما فست‌فودها چه غذاهایی هستند؟ غذاهای غربی‌اند یا شرقی؟ آنها معمولا هویت خاصی ندارند. فست‌فودها معمولا با شکل‌های عمدتا مشابه [هر چند با کیفیت‌های متفاوت] در همه کشورها پیدا می‌شوند. این یعنی یکسان‌سازی. اما سرمایه‌داری برای سلایق و نیاز‌های متفاوت فرهنگ‌ها و تمدن‌های مختلف نیز کالاهای متفاوت ارائه می‌کند. حتی برای کاربرد راحت‌تر محصولات خود، کاتولوگ‌های آنها را به زبان‌های مختلف تهیه می‌کند.

روابط دوستی در شرکت‌های هرمی تبدیل به روابطی تجاری، خشک و منفعت‌طلبانه می‌شود و شخصیت انسانی فردبه رسانه‌ای تبلیغاتی در خدمت اهداف تجاری شرکت، مبدل خواهد شدسرمایه‌داری معاصر بر پایه مصرف هر چه بیشتر استوار است و لازمه مصرف بیشتر، ایجاد نیازها، تقاضاها و آرزوهای جدید برای افراد است. همه افراد از همه فرهنگ‌ها را باید تشویق کرد تا بیشتر مصرف کنند تا سرمایه‌داری معاصر بدون مشتری نماند. باید آرزوهای جدیدی برای همه افراد در همه جوامع ایجاد کرد. رسانه‌ها این کار را به بهترین شکل انجام می‌دهند. رسانه‌های مورد حمایت شرکت‌های سرمایه‌دار بزرگ، با تبلیغ کالاها و محصولات جدید صنعتی، نیازهای جدیدی را در مخاطبان خود به شکل ناخودآگاه ایجاد می‌کنند. این نیاز، حاجتی است که صرفا با خرید آن محصول جدید صنعتی برطرف می‌شود. در نتیجه رسانه در مخاطب انگیزه تهیه محصول جدید را ایجاد و مشتریان جدیدی به بازار سرمایه‌داری معرفی می‌کند.

در شرکت‌های هرمی، افراد اعضای مجموعه، نقش همان رسانه‌ها را بازی می‌کنند. اعضای قدیمی‌ این شرکت‌ها از اعضای جدیدتر، پس از عضویت، برای ایجاد انگیزه کاری بیشتر در عضو جدید، می‌خواهند آرزوهایی را که از طریق درآمد این شرکت می‌خواهد به آنها برسد، فهرست کنند. در این میان اعضای قدیمی‌حتی یک‌سری آرزوهای جدید به اعضای جدید معرفی می‌کنند که هزینه کسب آنها بسیار بالاست و عضو جدید تاکنون به خاطر موقعیت طبقاتی‌ که در آن قرار دارد، حتی به چنین آرزوهایی فکر هم نمی‌کرد، اما سرمایه‌داری جدید، که شرکت‌های هرمی ‌نیز رویه‌ای از آنها هستند، نیاز به مشتری بیشتر دارند، تعداد مشتری‌ها اضافه نمی‌شود مگر با ایجاد انگیزه ناشی از نیاز یا آرزویی جدید در زندگی.

تصویرسازی (imagination) یکی از آموزش‌های این شرکت‌ها به اعضای خود است. آنها ‌باید برای جذب مشتریان (اعضای) جدید تصویری از آینده آنها پس از ورود به شرکت‌ ترسیم کنند. تصویرسازی نیازمند تخیل است و به کارگیری قوه خیال مگر در مواردی که منجر به خلاقیت می‌‌شود به نادیده گرفتن واقعیات می‌انجامد. تصویری که از آینده برای یک عضو جدید‌ ترسیم می‌شود چشم او را نسبت به موانع واقعی و موجود فعالیت مذکور کور می‌کند به نحوی که او هزینه‌های ورود به شرکت‌های هرمی‌ را ناچیز می‌بیند.

یکسان‌سازی سرمایه‌داری معاصر نمودهای دیگری نیز در شرکت‌های هرمی‌ دارد. اگر با مجموعه‌ای از اعضای یک شرکت آشنا شوید، خواهید دید که آنها معمولا شباهت‌های زیادی به هم دارند: یک جور صحبت می‌کنند و به شکل مشابه با هم لباس می‌پوشند. در آموزش‌هایی که به اعضای این مجموعه‌ها ارائه می‌شود، آنها حق ندارند حرفی را که در آموزش‌ها ارائه نشده در جلسات بگویند. نباید چیزی بگویند که در افراد دیگر ایجاد‌ تردید نماید. حتی حرکات فیزیکی‌ که در جلسه معارفه (presentation) از سوی اعضای قبلی (و حتی دوستی که شما را برای معارفه به این جلسه دعوت کرده) شاهد هستید، از قبل توسط برنامه‌های آموزشی شرکت، تعیین‌ شده است. به این شکل، روابط دوستی در این شرکت‌ها تبدیل به روابطی تجاری، خشک و منفعت‌طلبانه می‌شود و شخصیت انسانی شما، به رسانه‌ای تبلیغاتی در خدمت اهداف تجاری شرکت هرمی‌ مبدل خواهد شد که به عضویت آن درآمدید.

محیاسادات اصغری