امروزه این واژه در بسیاری از متون ، سمینارها، روزنامه ها، ادارات، سازمان ها و... شنیده می شود و پرسش هایی از این دست را در ذهن مطرح می سازد:

آیا EPC نوعی قرار داد است که می توان آن را مشابه دیگر انواع قرارداد های گوناگون حقوقی تصور کرد، یا ویژگی هایی خاص خود را دارد؟

چه شاخص هایی به عنوان نقاط ضعف و قدرت آن مطرح می باشند؟

طرفین آن چه کسانی بوده و چه نقشی ایفا می نمایند؟

برای انجام EPC چه شرایط و امکاناتی باید فراهم گردد؟

آیا در حال حاضر اجرای چنین قرارداد هایی در کشور وجود دارد و به طور کل آیا فرهنگ آن در جامعه مفهوم پیدا کرده است.

سئوالاتی چنین هر روزه در محافل علمی مورد بحث و بررسی قرار می گیرند و سازمانهای پژوهشی و شرکتهای نفتی و پتروشیمی جهان به دلیل نیاز شدیدی که به این گونه قرار دادها احساس می کنند، بیش از سایر مراکز در پی آماده سازی زمینه برای اجرای آن می باشند.

EPC مخفف سه واژه Engineeing/Procurement/Constrution است که به سادگی می توان آن را به مهندسی، تامین کالا و ساخت و اجرا تعبیر کرد. هر چند کنار هم قرار گرفتن این واژه ها به هیچ عنوان به مفهوم اجرای کامل EPC نخواهد بود و شرایط بسیاری برای ترکیب نهائی این سه مقوله کلی باید فراهم شوند. ترکیب عملیات ، اداره کردن، تحویل به موقع با هزینه پیش بینی شده و با در نظر گرفتن ریسک ها در محدوده هر قرار داد مفهومی جز مدیریت ندارد. به این ترتیب EPC دارای مفهومی فراتر از مهندسی و در واقع در بر گیرنده شاخصهای مدیریتی است. مدیریت قرارداد یا پروژه EPC شامل مدیریت مالی، محدوده پروژه، زمان، نیروی انسانی، ارتیاطات، ریسک، تامین کالا، کیفیت و نهایتا در هم آمیختن تمامی اینهاست. به این ترتیب ترکیب این سه شاخص اصلی مفهوم EPC را به تلفیقی از علوم پایه و انسانی می کشاند؛ که درآن خلاقیت فردی رهبری ماشین را در اخیتار کامل خود می گیرد.

قراردادهای EPC سالیان بسیاری است که در سطح جهان اجرا می شوند، اما در سالهای اخیر به دلیل گسترش روابط و مناسبات و نیاز به قرارداهای مدون و کارآمد در سطح جهان از اقبال عمومی و بی نظری برخوردار شده اند. هر چند هر قراردادی از جمله EPC دارای مزایا و معایبی می باشند که طرفین درگیر را مجاب به پذیرش آن می نمایند؛ اما مزایا و فوائد EPC به مراتب بیش از نقاط ضعف آن است.

معمولا صاحبان کار یا کارفرمایان جز اجرای پروژه ها ، درگیریهای فراوان دیگر نیز دارند و در واقع محور اصلی فعالیت آنها ، اجرای پروژ نیست. یکی از ویژگی های جدید دانش مدیریت، شناسائی و هدایت سازمان ها به طرف فعالیت محوری آنها است. در عرصه های گوناگون از جمله یک واحد پتروشیمی محور اصلی تفکر کارفرما چگونگی فتح بازارهای جهانی و نگهداشت بازارهای کنونی است، به همین خاطر مدیریت چنین واحدی می تواند با انعقاد قرار دادهای EPC ، اجرا و مدیریت پروژه در زمینه اجرا و راه اندازی واحد را به پیمانکار سپرده و خود به سیاستهای کلان گسترش فعالیتهای واحد بیاندیشد.

یکی از مشکلاتی که کارفرمایان در مورد قراردادهای عادی مهندسی همواره با آن مواجه می باشند ، قبول درجه بالائی از ریسک است . به عبارتی دیگر در اینگونه قراردادها کارفرما تامین کالا، پیمانکار مهندسی پروژه و پیمانکار ثالث اجرای پروژه را بر عهده می گرفتند . از آنجائی که در بسیاری از موارد جهت نظارت بر کار ناظری وجود ندارد، احتمال بروز عدم تطبیق ها فراوان بوده و کارفرما همواره در وضعیت ناامنی به سر می برد. این تغییر و تاخیرات ناشی ازآن ، خود به مفهوم هزینه های بس بیشتر از بودجه پیش بینی شده پروژه است. در واقع در قرار داد EPC ، صاحب کار با انتقال ریسک و جلوگیری از بروز تغییرات، هزینه های طرح را کاهش داده . زمان اجرای طرح را نیز حتی الامکان تضمین می کند.

از سوی دیگر پیمانکار نیز با بررسی تمامی موارد و سنجش وضعیت موجود و پیش بینی آینده و گردآوری نیروهایی زبده و کارآمد و متخصص سعی در ارائه قیمتی دارد که نه تنها بتواند ریسک های موجود را از خود سازد ، بلکه سود قابل قبولی را نیز کسب نماید. نکته قابل توجه اینکه پیمانکار باید سعی کند ریسک ها و لغزش های احتمالی را به صفر نزدیک سازد.

در این میان طرفین معاهده باید پیش از اجرای EPC از تامین مالی قرارداد، نوع بیمه جاری برآن، چگونگی جذب نیروی انسانی مورد نیاز، برآوردی کلی از هزینه ها، شرایط آینده بازار و.... آگاهی کافی داشته باشند.

آنچه در خارج از کشور و در پیمان های بین المللی رواج دارد، اجرای قرارداد به صورت EPC است، یکی از دلایل عدم حضور مجریان ایرانی در قراردادهای بین المللی، همین نزدیک نشدن شرکت های ایرانی به EPC می باشد. اما آنچه در زمان حاضر اهمیت دارد اجرای پروژه ها در داخل کشور است. بدون شک جهت هماهنگ شدن با روند اقتصاد جهانی و همچنین به منظور بهینه سازی زمان و هزینه انجام پروژه ها، صاحب کاران ناچار به سوی مناقصه های EPC باید پیش بروند. اما شرکت در مناقصه EPC و به ویژه رقابت با شرکت های غیر ایرانی که سالهاست با این مقوله آشنا هستند، برقراری تمهیداتی را برای شرکت های ایرانی می طلبد. بدون در نظر گرفتن چنین تمهیداتی در بهترین حالت، مناقصه یکی پس از دیگری از دست می روند وشرکت های ایرانی بیکار می مانند، یا به صورت زیر پیمانکاران مجریان اصلی در خواهند آمد.

نکته ای که لازم است در این مقوله مد نظر قرار گیرد، عدم تداخل مفهوم مجری پروژه EPC با MC است.این دو کاملا مجزا از یکدیگرند. حضور به عنوان MC در پروژه، به هیچ وجه به معنی اجرای EPC نیست. MC صرفا نماینده کارفرما برای نظارت بر کار پیمانکار EPC است؛ به این مفهوم که کارفرما حتی نظارت بر اجرای پروژه را نیز به پیمانکار دیگری واگذار کرده است تا خود به کارهای اصلی اش بپردازد. شرایط و امکانات MC نیز با شرایط پیمانکاری EPC کاملا متفاوت است.

همانگونه که اشاره شد، پرسش های فراوانی درباره EPC وجود دارد. و تمهیدات بسیاری نیز می بایست در درون سازمانها پروژه ای برای تثبیت و امکان انجام پروژه به صورت EPCبه کار گرفته شود. در همین ارتباط موارد زیر را می توان در نظر گرفت.

۱) جامعه مشاوران و دیگر نهادهای مشابه که درگیر امور پروژه ای هستند، با برگزاری سمینارها، جلسات پرسش و پاسخ، استفاده از استادان و متخصصان امر و دعوت از تمامی صاحب نظران و با همکاری نهادهای دولتی که عمدتا صاحب کاران پروژه های EPC هستند، در جهت همسو کردن سازمان های درگیر در کار پروژه ها به عنوان صاحب کار و پیمانکار گام بردارند.

۲) شرکت های پروژه ای و پیمانکاران مهندسی، تامین کالا وساخت در جهت تقویت نهادهای درونی این سازمان به منظور مدیریت پروژه EPC حرکت کنند. بحث مدیریت ، بهبود و روز آمد شدن آن ، حیطه مفصلی است که خود گفتگو های فراوانی می طلبد. برنده شدن در مناقصه EPC بدون زیر سازهای لازم درون سازمان، به راحتی می تواند منجر به حذف از صحنه فعالیت شود.

شرکتهایی که چشم اندار آتی خود را ادامه حضور در مناقصه های EPC در داخل و خارج از کشور می بینند، باید از هم اکنون – که چه بسا دیر هم باشد با مطالعه عمیق، به توانمند سازی مجموعه خود بپردازند. و هزینه های آن را نیز به عنوان نوعی سرمایه گذاری بپذیرند.

علی اخلاق نجات