خانه آدام اسمیت یا مک دونالد

مبلغ اخلاق منافع شخصیخانه آدام اسمیت یا مک دونالد

مردم واقفند که اسمیت در انگلیس و فرانسه احساس ناراحتی می‌کرد. او همواره برای ایجاد رابطه عمیق‌تری با مادرش تلاش می‌کرد.

او نمونه کاملی از یک پروفسور دستپاچه و حواس پرت بود. اسمیت مجرد ماند و به‌ بعضی از بیماری‌ها مبتلا شد. به‌علاوه اطلاع چندانی راجع به زندگی خصوصی اسمیت نیست؛ چون اسمیت در روزهای پیری همه مدارکی را که برای منتشر کردن کامل نبودند، درحضور یکی از دوستانش سوزاند.اسمیت در درجه اول به‌عنوان یک روشنفکر شناخته شد. البته به صورت دیگری تا فرانچو گوئزنای زمین‌دار Francois Guesnay، وی قبل از آدام اسمیت ایده بازار آزاد را مطرح کرده بود و دیوید ریکاردو معامله‌گر بورس ۵۰ سال بعد در مبارزات سیاسی قوانین غله انگلیس مداخله کرد. آدام اسمیت شخصا علاقه مادی به اعمال سرمایه‌داری نداشت. ولی او بود که اساس مهم ایده را برای سرمایه‌داری خلق و صادر کرد.

شهرداری ادین ‌بورگ در‌حال‌حاضر خانه قدیمی و مسکونی آدام اسمیت را به معرض حراج قرار داده است. صحبت از درآمد ۰۰۰/۷۰۰ پوندی است. اقتصاددانان محلی در نامه اعتراض‌آمیزی خاطرنشان کردند، آنها نگران هستند از اینکه سرنوشت خانه قدیمی برای بازدید عموم به فراموشی بیانجامد. آنها خواستار حفظ و نگهداری مکانی هستند که سنت روشنگری اسکاتلندی در آن ارج گذاشته شده است.

همکاران خارجی آنها در این باره با لحن طعن‌آمیزی می‌گویند: ولی اگر یک شخص سرمایه‌گذار ساختمان را تخریب کند و به جای آن یک شعبه مک‌دونالد بنا کند، آیا به دانشمند علم اقتصاد که راه حل «بازار آزاد» را ارائه کرده است، احترام گذارده‌اند؟اما به این سادگی هم نیست. البته حتما جای بحث دارد که اسمیت به عنوان نماینده روشنگری اسکاتلندی موافق آزادی و عقل (خرد) است. او به شعار فیزیولوژیک‌های فرانسوی بر اساس «بگذارید مردم عمل کنند، بگذارید کالاها عبور کنند» یک اصل معقول علمی ارائه داد. او کمانش را در آثار خود از این طریق علیه اشراف‌زادگان هدف گرفت.اسمیت اشراف‌زادگان را طبقه آسوده‌خاطر نامید و به عنوان طبقه بی‌ثمر اجتماعی به آنها نگاه کرد. اما اسمیت رادیکال نبود.او به مثابه فیلسوف اخلاق برای آن چیزی که در دیدگاهش متعادل بوده ارزش قایل می‌شد و نظریه و عقیده دیگران را جدی می‌گرفت.

در این باره بسیار بحث شده است که چگونه تحسین منافع شخصی در «رفاه ملت‌ها» با تاکید به گرایش میان مردم در «نظریه احساسات اخلاقی» قابل تلفیق است. دو اثر اسمیت با ۱۷ سال فاصله نوشته شده است.

اما اسمیت بعد از انتشار کتاب اقتصادش نظریه فلسفه اخلاق را بار دیگر کاملا بررسی کرد و ایده «ناظر بی‌طرف تخیلی» را که در روابط افراد همیشه دیدگاه دیگران را در نظر می‌گیرد، تغییری نداد.تناقض آدام اسمیت را فقط این‌گونه می‌توان تعریف کرد: فردی که برای منافع شخصی عمل می‌کند خودخواه نیست، بلکه فردی است که به لحاظ اخلاقی متاثر است و علاوه بر این همراه خوبی است. انگیزه اصلی گوردون گکو «Gordon Gekko» در فیلم هالیوودی وال‌استریت Wall Street به خوبی به انگیزه ایوان بوسکی Ivan Boesky معامله‌گر بورس برمی‌گردد که «حرص چیز خوبی است». ایوان بوسکی در دهه ۱۹۸۰ منجر به همکاری در رسوایی مالی شد. البته این موضوع اصلا به آدام اسمیت مربوط نیست.

مبلغ اخلاق منافع شخصی (۳)

● تاثیر بر مارکس و فریدتن

تقریبا همه مکاتب اقتصادی خود را وارث ایده‌های اسمیت می‌پندارند. حتی اگر آنها علیه یکدیگر مجادله کنند ولی به راحتی برآوردی را که حق را به آنها بدهد، پیدا می‌کنند. به عنوان مثال این تعریف ثروت اجتماعی به چه چیزی بستگی دارد؟ اسمیت میزان واقعی ارزش یک کالا را زحمت و دردسری (کار) که برای ساخت یک کالا ضروری است، تعریف می‌کند.

دیوید ریکاردو David Ricardo تئوری ارزش کار را بر این گفته بنا کرد، همان چیزی که بعدها کارل مارکس Karl Marx هم آن را بدون تغییر عمده‌ای تبدیل به تئوری (نظریه) استثمار سرمایه‌داری کرد. این جمله در عین حال از اواخر قرن نوزدهم منشا نظریه رایج نئوکلاسیک‌ها شد که ارزش را به مثابه و مفهوم ذهنی می‌نگرند. برای چیزی که با زحمت و دردسر (کار) ساخته می‌شود، فقط هر کسی می‌تواند به دلیل علاقه شخصی‌اش تصمیم بگیرد. بنابراین میزان عینی وجود ندارد.اثر اسمیت را می‌توان به دو روش بازخوانی کرد. او از طرفی کار را به عنوان تنها عاملی که ایجاد ارزش می‌کند، می‌پندارد. از طرف دیگر دستمزد، سود و منافع را پاداشی برای کاربرد فاکتورهای تولید مانند کار، سرمایه و زمین می‌نامد.

نویسنده آروید کایزر

مترجم: محبوبه رمضانی

منبع: مجله مدیران (مرکز تحقیقات اقتصادی آلمان)