طلا گران است, می گویند حباب است تجربه ضربه مهلک اقتصاد ونزوئلا بر تن ایران

همه وعده این را داده اند که این حباب به زودی از بین می رود و خیال همه مان راحت می شود اما این به زودی معلوم نیست کی می رسد

«حباب» عنوانی است که این روزها اقتصاددانان و کارشناسان اقتصادی کشور به قیمت کالاها داده اند. تا می گویی قیمت طلا گران است می گویند حباب است، می گویی قیمت خودرو گران شده، می گویند حباب است، می گویی بازار مسکن خراب است، می گویند حباب است. همه هم وعده این را داده اند که این حباب به زودی از بین می رود و خیال همه مان راحت می شود اما این «به زودی» معلوم نیست کی می رسد که خیال مان راحت شود. مطلبی می خواندم از «محبوبه داوودی». به نظرم مطلب جالبی بود و حیفم آمد که آن را نخوانید:

«قصه ونزوئلا، تراژدی ای است که می دانیم در صورت قصور و عدم اصلاح رویه ها، می تواند برای ایران نیز اتفاق بیفتد. ونزوئلا تا سال ۱۹۸۲ ثروتمندترین کشور در آمریکای لاتین محسوب می شد که این ثروت ناشی از همان تک محصول نفت بود و کارگران ونزوئلایی بالاترین میزان دستمزد را در منطقه دریافت می کردند. اما رفته رفته، شومی منابع دامن گیر این کشور شد و ورق برگشت. در اواسط دهه ۱۹۸۰، وابستگی بیش از حد به نفت و کاهش قیمت آن، ضربه مهلکی بر اقتصاد ونزوئلا وارد کرد. نرخ تورم در این کشور در آگوست ۱۹۸۹ به 5 /84 درصد و در سال ۱۹۹۶ به 9 /99 درصد رسید. اما این تازه شروع اشتباهات مهلک تر بود. راند بعدی اشتباهات سیاستگذاری با چاپ اسکناس برای حفظ استانداردهای زندگی از سوی سیاستمداران دنبال شد.. در سال ۱۹۹۸، هوگو چاوس با دادن وعده هایی چون کاهش فقر و بالا بردن استانداردهای زندگی با تکیه بر ثروت های نفتی، پیروز انتخابات ریاست جمهوری در این کشور شد و دقیقاً مصادف شد با دومین شوک مثبت بزرگ به قیمت های نفت که ثروت های عظیمی را برای کشورهای نفتی به ارمغان آورد و از این رو وی توانست بخش قابل توجهی از وعده های خود را عملی کند. در کنار این موارد، حجم عظیم سیاست های پوپولیستی وی، مخارج زیادی برای دولت ایجاد کرده بود.

از جمله اقدامات نامناسب وی خروج از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول بود که به بهانه اینکه آنها نهادهایی امپریالیستی با هدف استثمار کشورهای فقیر هستند، صورت گرفت. به این ترتیب موفق شد بخشی از اقتصاددانان منتقد و مزاحم سیاست های پوپولیستی خود را حذف کند و البته حتماً به طریق مشابه منتقدان اقتصاددان داخلی خود را نیز حذف کرده است.

پس از مرگ هوگو چاوس در سال ۲۰۱۳، نیکلاس مادورو جانشین او شد. همزمان با آغاز ریاست جمهوری او، قیمت نفت سقوط کرد و این آغاز رشد فزاینده تورم بود. در سال ۲۰۱۵ ونزوئلا با تورم 8 /111 درصد، بالاترین نرخ تورم در جهان را داشت که بالاترین میزان در تاریخ این کشور تا آن زمان بوده و تورم به ۷۰۰ درصد در سال ۲۰۱۶ و نزدیک به دو هزار درصد در سال ۲۰۱۷ رسید و پیش بینی IMF از تورم ونزوئلا در سال 2018 معادل 13860 درصد است، در حالی که نرخ فقر بین ۷۶ تا ۸۰ بوده است. اقتصاد در سال 2017 در این کشور 14 درصد کوچک تر شده و بنابر پیش بینی در سال 2015 نیز 15 درصد کوچک تر خواهد شد. صفحه آخر این تراژدی این است که امروز ونزوئلا یکی از فقیرترین کشورها در آمریکای لاتین محسوب می شود و سرنوشت این سیستم چیزی جز فروپاشی پس از تحمیل هزینه های زیاد بر جان و مال مردم نیست.

بنابراین در یک لایه کلید ونزوئلایی شدن؛

* داشتن یک بانک مرکزی مطیع اوامر دولت که هر میزان که دولت بخواهد برای سیاست های خود هزینه کند، از کانال بانک مرکزی با ایجاد تورم این پول را از جیب مردم بردارد.

* داشتن یک اقتصاد نفتی تک محصولی که از زوایای مختلف به نفت وابستگی دارد؛ از جمله تامین هزینه های دولت به جای اخذ مالیات در یک مکانیسم شفاف.

* وجود یک دولت با کسری بودجه فزاینده، که اصولاً ویژگی دولت های پوپولیست است که با وعده های پوپولیستی به مردم منجر به افزایش هزینه های دولت شده و نهایتاً با توجه به نحوه تامین مالی دولت، اقتصاد را در برابر شوک ها آسیب پذیرتر کرده و وابستگی به درآمد نفتی را افزایش می دهند.

* نبود مکانیسمی برای ذخیره ارز به منظور مقابله با اثرات نامطلوب شوک های ارزی

* تثبیت نرخ ارز و حراج ارزهای موجود و وابسته کردن اقتصاد به واردات از این کانال و افزایش اثرپذیری تورم از افزایش نرخ ارز.

* سرکوب قیمت ها.

*داشتن یک بانک مرکزی ضعیف در عملکرد سیاستی که مجهز به بروزترین ابزارهای سیاستی برای کنترل بازارهای پول و سایر دارایی ها نیست.

* روابط خارجی نامناسب، ناپایدار و محدود که هزینه های غیرضروری بر اقتصاد تحمیل کند و ریسک سرمایه گذاری را افزایش دهد.»

نمی دانیم ویژگی های بالا تا چه اندازه در جامعه ما حکمفرماست ولی بعضی از این ویژگی ها را با چشم غیر مسلح هم می توان دید. نمی خواهیم سیاه نمایی کنیم ولی اگر خوب گوش کنیم صدای زنگ خطر را می شنویم...

محسن باقری