راه های تامین امنیت اقتصادی کشور در مقابل شوک های سیاسی کدامند

تحلیلگران معتقدند باید به منظور تامین امنیت اقتصادی کشور در مقابل شوک های سیاسی, اصلاحات اقتصادی در اولویت اول کشور قرار گیرد چه اتفاقی باید در فضای سیاست گذاری بیفتد تا اقتصاد ایران بتواند در مقابل شوک های بیرونی, مقاومت بیشتری از خود نشان دهد موضوعی که با شرایط فعلی کشور نیز بیشترین تقارن را دارد در ادامه به بررسی پاسخ این سوال پرداخته ایم بیشتر بخوانید

تغییر فونداسیون: دولتمردان معتقدند در دولت یازدهم، تنها قادر بودند که از مشکلات اقتصادی آواربرداری کنند و ساختن بنای جدید اقتصاد به دولت دوازدهم موکول شده است. پس از آواربرداری تغییر فونداسیون ضروری است چراکه اگر بنای جدیدی بر فونداسیون قبلی ساخته شود، نتیجه گذشته تکرار خواهد شد. مطالبه او از دولت دوازدهم، اصلاح این فونداسیون و زیرساخت است. از نظر این فعال اقتصادی، دولت در اولین اقدام باید به سمت اصلاحات اساسی و پایه ای حرکت کند. او هشدار داده که اگر این اتفاق نیفتد، بنای ساخته شده روی فونداسیون معیوب، بسیار متزلزل تر و آسیب پذیرتر از بنای قبلی خواهد بود.

نقشه راه: سیاست گذار در مسیر اصلاحات اساسی اقتصادی، باید از یک نقشه مناسب بهره ببرد.

مهم ترین رویکردی که باید دولت در این راه داشته باشد، تغییر «نگاه بنگاهی» است. میرزاخانی یکی از نشانه های این نگاه را این گزاره دانست که می گویند «اگر نرخ سود یا نرخ ارز پایین بیاید، اوضاع بهتر می شود.» در حالی که باید دید آیا پایین آوردن نرخ سود یا ارز، به نفع همه بازیگران اقتصادی هست یا خیر؟ در واقع میرزاخانی بر ایجاد یک نگاه «واحد» به کل اقتصاد تاکید دارد و جزئی نگری را مانع پیشبرد اهداف اقتصاد کلان می داند. او مساله تزریق نقدینگی به بنگاه ها را هم بر پایه همین اشتباه دانست. تزریق پول به اقتصاد بدون توجه به رابطه نقدینگی و تورم، از مصادیق دیگر نگاه بنگاهی است که میرزاخانی به آن اشاره کرده است. او تاکید می کند که اینها فرمول راه انداختن اقتصاد نیستند و تنها باعث می شوند به امید آنها، سیاست های اصلی کنار گذاشته شود. در نتیجه تغییر این نوع نگاه به اقتصاد و بهبود واقعی فضای کسب وکار، برای قرار گرفتن در مسیر اصلاحات اقتصادی ضروری است.

اهمیت اصلاحات: ایجاد اصلاحات اساسی اقتصادی و اتخاذ سیاست های درست در حوزه سیاست های پولی، مالی و ارزی می تواند اقتصاد ایران را در برابر رفتارها و شوک های سیاسی بیمه کند. اقتصاد ایران در گذشته این تجربه موفق در اتخاذ سیاست های درست را داشته است. تجربه ای که میرزاخانی در سخنان خود از آن یاد کرد. به گفته او، اولین سناریوی تحریمی که علیه ایران در غرب ارزیابی شد، مبتنی بر ممنوعیت صادرات بنزین به ایران بود. اما این سناریو خیلی زود کنار گذاشته شد. دلیل این امر نیز رویکرد عقلایی بود که در اوایل دولت نهم حاکم شد. در این رویکرد، اصلاح قیمت و سهمیه بندی بنزین اجرا شد و در نتیجه مصرف بنزین ایران به شدت کاهش پیدا کرد. همین سیاست گذاری باعث شد که سناریوی تحریم بنزینی ایران از روی میز کنار برود. این سیاست درست موجب واکسینه شدن اقتصاد در مقابل تصمیمات خارجی شد. میرزاخانی معتقد است که می توان همین الگو را در بازارهای دیگر از جمله حوزه ارز پیاده کرد. با توجه به اینکه امروز ضربه پذیرترین بخش اقتصاد ایران بازار ارز است، میرزاخانی تاکید می کند که با سیاست گذاری مناسب، باید ابزار ضربه زدن را از دست دشمن گرفت. شاید اگر ابزار از دست آنها گرفته شود، اصلا وارد این فاز از مقابله نشوند. نباید منتظر ماند تا آنها سیاستی اتخاذ کنند و بعد به فکر مهار اثرات آن بیفتیم. میرزاخانی توصیه می کند که به پیشواز برویم و با سیاست گذاری مناسب در بازار ارز، احتمال اثرپذیری را از بین ببریم. در این رابطه نوسانات ایام اخیر نیز از اشتباهات سیاستی ضربه خورده است. فعالان اقتصادی معتقدند که نوسانات اخیر بیشتر از آنکه ناشی از تهدیدهای ترامپ باشد، به جمع شدن فنر ارزی منسوب است. اگر تعدیل قیمتی با توجه به اختلاف نرخ تورم داخل و خارج اتفاق بیفتد، احتمال شوک ارزی به دلیل کنش های سیاسی به حداقل می رسد اما اگر فنر ارزی تحت فشار قرار گیرد و آزادسازی آن به تعویق بیفتد، یک اتفاق سیاسی بین المللی می تواند منجر به یک شوک ارزی شدید شود.

** بلوطی با روکش شکلاتی

فاطمه نجفی، دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس اقتصاد ایران را به «بلوطی با روکش شکلاتی» تشبیه کرده که شاخص های نرخ رشد، تورم شاخص قیمت مصرف کننده، میزان اشتغال و نرخ سود حقیقی اقتصاد در مجموع روی شیرین دستاوردهای اقتصادی دولت های یازدهم و دوازدهم را در یک نگاه جمع بندی می کند؛ «اما بلوط تلخ زیر روکش شکلاتی این تصویر شکنندگی دستاوردهای مزبور، به دلیل مواجهه با ابرچالش های اقتصادی کشور است. به علاوه با توجه به ویژگی های جمعیتی و نرخ بالای بیکاری جوانان دیگر نه تنها نرخ رشد اقتصادی بلکه کیفیت رشد به معنای فراگیری و اشتغال زایی نیز باید به عنوان هدف سیاست گذاری کلان موردتوجه قرار گیرد. در حال حاضر روندهای بلندمدت اقتصاد ایران، ریسک های محتمل در افق کوتاه مدت و میان مدت، نویدبخش دستیابی به رشد اقتصادی بالا و باکیفیت نیست.

** یک ترکیب قابل احتراق

«اگر صرفا بحران بانکی داشتیم قابل مدیریت بود و اگر صرفا نرخ ارز غیرواقعی داشتیم، قابل مدیریت بود. اما ترکیب این دو، ترکیب قابل احتراقی است. اما این ترکیب بدون جرقه محترق نمی شد. جرقه لازم را شورای پول و اعتبار با کاهش نرخ سود سپرده بانکی زد. حال آنکه اگر شورای پول و اعتبار به جای مدیریت نرخ سود به مدیریت شکست بازارهای نظام بانکداری پرداخته بود، به جای حرکت به سوی یک بحران، در حال حرکت به سوی اقتصادی سالم می بودیم.»

«آیا تحریم ها برمی گردند؟ آیا نرخ سود دوباره کاهش پیدا می کند؟ آیا تورم دورقمی می شود؟ تجارت خارجی به کدام سو می رود؟ ریسک اقتصاد ایران کاهش می یابد؟ نقدینگی چه وضعی پیدا می کند؟ فضای کسب وکار چگونه می شود؟ سرمایه گذاری خارجی افزایش پیدا می کند؟ رشد اقتصادی به چه سطحی می رسد؟ سفره خانواده بزرگ تر می شود؟ بانک ها تسهیلات بیشتری می دهند؟ قیمت نفت به کدام سو می رود؟»

** تغییر زمین بازی

«تصویری که تا به حال از بازارها ترسیم شده این بود که سیستم بانکی، نرخ سود بهتری می دهد و بورس، ارز و مسکن در رتبه های بعدی قرار دارند ولی به نظر می رسد در روزهای کنونی، چشم انداز بازارها در حال دگرگون شدن است. اکنون به نظر می رسد حداقل بازدهی بازارهای دیگر، در حال افزایش است.» اسلامی بیدگلی هم ابراز امیدواری می کند که «در نیمه دوم سال، بانک مرکزی شبکه بانکی را بیشتر مراقبت کند و اگر این اتفاق رخ دهد، بازار سرمایه محل خوبی برای سرمایه گذاری خواهد بود و من فکر می کنم ارز هم محل سرمایه گذاری باشد البته نه به معنای سودآوری. به هر حال امیدوارم این اتفاق رخ ندهد که سرمایه ها به سمت بازار ارز برود ولی بخشی از سرمایه ها هم به دلیل شرایط امن و آسایش، به سوی ارز روانه خواهد شد.»

** بحران ذهنیت غلط

«در کشور ما، یکی از چند پیش انگاره غلطی که سال هاست در ذهن آحاد اقتصادی و عموم مردم شکل گرفته، در کنار لزوم ارزان بودن نرخ ارز و اینکه ارزان بودن دلار نشان دهنده قدرت دولت و توان بالای او برای کنترل شرایط است، عدم ورشکستگی بانک ها و تصور غلط تضمین شدن اصل و فرع سرمایه آنها از سوی دولت است... جالب آنکه به علت نگاه کوتاه مدت دولت ها و دغدغه آنها برای انتخاب مجدد، هیچ گاه گام جدی برای تغییر این ذهنیت در مردم و ایجاد تفکیک بین بانک خوب-بد-متوسط در مدل فکری آنها برداشته نشده است. تنها اخیرا که کارد به استخوان کمی نزدیک شده و سایه بحران پررنگ تیره تر می شود، شاهد هشدار مختصر و گذرای رئیس کل بانک مرکزی بودیم، مبنی بر اینکه مردم نباید به تبلیغات بانک ها برای اعطای سود بیشتر توجه کنند و باید در انتخاب بانک خود دقت داشته باشند.»